close
مجتمع فنی تهران
بانک اشعار مذهبی حرم شاه - تقریبا هر روز به روز می شود - آرشیو 1392
بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
1392
عنوان پستبازدیدنظراتتاریخ

من و این گریه ی خواهی نخواهی سیاهی می رود چشمم سیاهی برای دلخوشیم،گرچه سخت است بکش از سینه آهی گاه گاهی ** وجود کودکانم آب رفته خوشیم با همه 97 1 1392/12/26

دخترت گریه می کند حالا روی دستش سه تا کفن مانده بین این بقچه ای که وا کرده سه کفن دو پیرهن مانده با نفسهای آخرت گفتیش این کفنها برای خانه ی 125 0 1392/12/26

باز از گریه ی من چشم شب تار گریست چشم مهتاب به حالِ منِ بیدار گریست تاکه از سینه ی خود آه کشیدم آرام دل سنگ آب شُدُ آب شرر بار گریست پاره های 89 0 1392/12/26

مگه یادم میره زندگی با تو... مگه یادم میره بانو صداتو... مگه یادم میره اون خنده هاتو... 155 0 1392/12/26

نشان بندگي است اين ز پاي افتادن به وقت شكر به پيش خداي افتادن تمام سختي عالم به دوش تو وقتي ميان خانه ات آيد صداي افتادن ميان خانه تو و ، پشت 27 0 1392/12/26

اشک از دیده ي خونبار بیفتد سخت است هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است اوج این واقعه را جان علی می داند خانم خانه که از کار بیفتد سخت است به خدا ف 111 0 1392/12/26

بانوی خانه‌دارِ من از پا نشسته است از کوچه‌ها رسیده ولی زار و خسته است بانوی من که جان و دل من فدای او در کوچه تار و پود وجودش گسسته است از 55 0 1392/12/26

من شيعه ام و با تو شرف ميگيرم بر درگه تو كاسه به كف ميگيرم انقدر به لب علي علي ميگويم آخر به خدا از تو نجف ميگيرم مهدي برجلو 69 0 1392/12/26

بعد از شهادت رفتـی مــرا بــه وادی غــم واگـذاشتی تنهـای مـن! مـرا ز چـه تنهـا گذاشتی؟ یادش به خیر باد کـه نـه سال پیش بود آن شب کـه تـو ب 39 0 1392/12/26

شکوه عصمت دادار حضرت زهراست مه منیر شب تار حضرت زهراست علی یگانه خلق است قسم به یکتائیش که کفو حیدر کرار حضرت زهراست هر آنچه گل که بدیدم کن 31 0 1392/12/26

سفره ای انداختند امشب بنام فاطمه پخش شد در بین این سفره طعام فاطمه باز هم صاحب عزا گرم خوش آمد گویی است می رساند بر عزادارن سلام فاطمه فاطم 61 0 1392/12/26

فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود نوری از وجه خدا مستغرقند در ذات هو کار او تصویر سبحان ، قبل هر دستور 31 0 1392/12/26

دیگر کسـی نمی‌زنـد از بیتِ ما دری از مـن غریب‌تـر نتـوان یـافت مادری سلمان هم از عیادت من پا کشیده است ای مرگ، لااقل تو به زهرا بزن سری 11 0 1392/12/26

از سوز سينه ام جگر سنگ خاره سوخت هم سنگ خاره سوخت و هم راه چاره سوخت از بس ستاره ريختم از آسمان چشم بر اشك غربتم دل ماه و ستاره سوخت آتش زسوز 21 0 1392/12/26

باران تازیانه امان تو را برید بازوی حیدریِ تو را بین خون کشید هرکس رسید ضربه ای بر پهلوی تو زد پس بی دلیل نیست اگر قامتت خمید حتماً تو را غل 13 0 1392/12/26

رنگ رخساره‌ات شکسته شده وَ نماز شبت نشسته شده نفَست در شمارش افتاده یا که راهش به سینه بسته شده چه گذشته میان کوچه به تو که حسن زار و دلش 11 0 1392/12/26

رو از علی گرفت و، خودش را حجاب کرد شهر مدینه بر سر حیدر خراب کرد حرفی نزد به حیدر و در خواب ناز رفت از اینکه فاشِ راز کند، اجتناب کرد حرفی نز 21 0 1392/12/26

بانوی چاره ساز علی بستری شده یعنی که ارغوانی و نیلوفری شده دارد برای شیر خدا ذوب می‌شود معلوم می‌شود که چه قَدَر حیدری شده زخمی که مدتی‌ا 15 0 1392/12/26

یا صاحب الزمان... دارد بهار میرسد اما بدون تو دارد بهار میشود آقا بدون تو بار دگر بهار و هیاهوی تازگی بار دگر شکفتن گل ها بدون تو سال گذشته لح 55 0 1392/12/26

علی مظلوم... خدایا !آسمان ،اینجا گرفتــــه امیدش را شبـــی ،لیلی گـــرفته بسی در کوچه های غربت و غم غریب و یکِّه و تنها گرفتــــه به دور از 13 0 1392/12/26

وای زهرا... اشکم چکید و گوشه ی چشمت مرا گرفت نزدیک صبح بود که یا ربنا گرفت چیزی نمانده بود که بی آبرو شوم این بار هم حنای تو پیش خدا گرفت نور ک 29 0 1392/12/26

حضرت زهرا(س)-مدح زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است "لَولا"ی آفرینش ختم پیمبر است نامش چرا به آیه ی قرآن نیامده؟ چون آیه ایست کز همه آیات برتر اس 17 0 1392/12/25

الهی.... طلب درد بهانه است که درمان برسد کار سرگشتگی عشق به پایان برسد هدف خلقت ما بنده شدن بود فقط زندگی مزرعه ای بود که "ایمان"، برسد به گنه 51 0 1392/12/25

علی جان... امام بي قرينه يي علي جان شهيد زخم كينه يي علي جان به گوش جان مي رسد آواي تو بگو چه آمد سر زهراي تو بگو تو اي امام بي قرينه كجاست قبر 13 0 1392/12/25

وای مادرم... خـورشـیـد ایـن خانه خیال پر زدن داشت تـابـیـدن امـروز او رنـگ مــحــن داشـت بـا هـر نفـس بایـد لـبـاسش را عوض کرد چـون لالـه ه 21 1 1392/12/25

صلی الله و علیک یا مظلوم روی جسم درهمت رفتند با پا یک به یک نیزه ها می رفت در جسم تو گویا یک به یک تا حسینم را کسی عریان نبیند روی خاک میگرفتم 55 0 1392/12/25

وای وای وای... زن را میان خانه ی شوهر نمی زنند پاهای نیل را که به کوثر نمی زنند در کوچه راه را به کسی سد نمیکنند... با ضربه ی لگد همه جا ، در نمی 33 0 1392/12/25

ای اذان اشهد ان علی مولای من میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی نقطه ی پایین "با "ی نقطه ی در "فا" ی من یا علی جانم 35 0 1392/12/25

اومدن توی خونم قدم زدن توی کوچه بچه هامو هم زدن شبا دیگه دور هم جمع نمیشیم بدجوری زندگیمو بهم زدن من میخوام مثل بهار گریه کنم بشینم با ذوال 65 0 1392/12/25

آنجا كه حرف توست دگر حرف من كجاست در وصل جاي صحبت از خويشتن كجاست بالا نشين شمايي و پایین نشين منم جاي شما كجاست ولي جاي من كجاست بال و پرم ك 21 0 1392/12/25

لرز کردی چقدر ، مادر من تب داری دلی از غصه و اندوه لبالب داری دوسه ماه است ندیده است تو را با لبخند روی بند از علی بر چهره مرتب داری گیرم این 13 0 1392/12/25

کودکانت را بیا گریان مکن جان علی اشکهایت را زمن پنهان مکن جان علی ای شریک روزهای بی کسی مرتضی غصه را در خانه ام مهمان مکن جان علی ای تمام دلخ 9 0 1392/12/25

امام بي قرينه ای علي جان شهيد زخم كينه ای علي جان به گوش جان مي رسد آواي تو بگو چه آمد سر زهراي تو بگو تو اي امام بي قرينه كجاست قبر بانوي مدي 7 0 1392/12/25

به من امان نداد آن زمان کوچه که سبز شد جلوی راه ناگهان کوچه نپرس خواهرم از حال من مساعد نیست که نیم جان من اینجاست نیم جان کوچه شکست سنگ غرور 39 0 1392/12/24

شمیم عید رسید و شلوغ شد بازار دوباره خانه به خانه پر است از دیدار بهار نیست به قرآن قسم زمستان است برای عاشق مهدی بهارها بی یار اگر چه عید شد 25 0 1392/12/24

زبانحال امیرالمومنین (ع) با زهرای مرضیه (س) دیگر چه حیدری ؟ چه عزیزی ؟ چه سروری ؟ وقتی تمام روز تو در بین بستری ... رویی به من نشان بده ای یاس 47 0 1392/12/24

یا زهرا (سلام الله علیها) زهرا سلام... شکر خدا خوب و بهتری ؟ هفتاد و چند روز... چرا بین بستری؟ نشنیده ام نمی شنوم تا ابد دگر آتش بگیرد از ته مو ، 35 0 1392/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت سکوت می وزد از چشم های من بی تو و نیست آینه ای هم صدای من بی تو تو بال های عروج دعای من بودی که مستجاب نمی شد دعای من 25 0 1392/12/24

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت رفته است و مانده است جهان در غمش هنوز آیینه‌ای که نیست کسی محرمش هنوز آن لالۀ کبود نبوت که آفتاب هر صبح سرخ می‌شو 23 0 1392/12/24

حضرت زهرا(س)-رباعیات فاطمی ایام ، سخن ز جان ما می گوید نوروز هم از زبان ما می گوید امسال بهارِ روضه فاطمیه است دیوار و در از نهان ما می گوید * 41 1 1392/12/24

حضرت زهرا(س)-تغسیل می شویمت كه آب شوم در عزای تو یا خویش را به خاك سپارم به جای تو قسمت نبود نیت گهواره ساختن تابوت شد تمامی چوبش برای تو گر 29 0 1392/12/24

تقارن فاطمیه با نوروز امسال یاران پا به پای فاطمیه باید بگرییم در عزای فاطمیه امسال تا مهدی شود خشنود باید نوروزمان گردد فدای فاطمیه 31 0 1392/12/24

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت ای ذکر آشنا ریحانة النبی ای نغمه ی ولا ریحانة النبی شرح عطوفتی روح محبتی آئینه ی وفا ریحانة النبی شمس کرامتی ماه ع 31 0 1392/12/24

دیده براي دیدن تو وا نمی شود چشمی که لطمه خورده مداوا نمی شود وقتی غلاف تیغ گرفته توان من یعنی قنوت، شانه، خدایانمی شود دیگر رمق نمانده به 45 0 1392/12/23

جانی برایم مانده اما ماندنی نیست دل خوش مکن بر من که زهرا ماندنی نیست حتی نفس هم قهر کرده با لبانم یعنی که این افتادهاز پا ماندنی نیست دستی 29 0 1392/12/23

تقارن فاطمیه با نوروز هم ناله میخواهد علی نوروز امسال از دیده خون بارد علی نوروز امسال خاکم به سر گر عید گیرم شاد باشم وقتی عزا دارد علی نور 43 0 1392/12/23

تقارن نوروز با فاطمیه درست سال جدید و عزای مادرتان به هم رسیده و ماییم پای مادرتان چه فرق اول سال و چه فرق اخر سال نشسته ایم به زیر کسای ما 65 0 1392/12/23

روز نخست چون گل اين بوستان شکفت عِطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش هم باشدش بهار رسالت در آستين هم مي چکد گلاب ولايت ز دامنش مردآفرين زني که خلي 9 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت مادر دلم گرفته، بگو راه چاره چیست؟ مفهوم سرخ بودن ابر بهاره چیست؟ کابوس هر شبِ حسنت می کشد مرا! این ماجرای گم شدن گو 29 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت بیمار من گرچه به رنگ ماهتابی هم زهرة الزهرائی و هم آفتابی ای انعکاس سورۀ قدر شب قدر آئینه ای ،نوری، زلالی، مثل آبی 15 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-شهادت عالمی سوخته از آتش آهِ من و توست این در سوخته تا حشر گواهِ من و توست غربتم را همه دیدند و تماشا کردند بی پناهی فقط انگار پ 21 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت تو راه می روی و خون می چکد ز پیرهنت تو آه می کشی و سرخ می شود حَسَنَت تو نان نمیپزی و سفره ی شبم خالی است نه آب میخوری 17 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت ای زهره ی همیشه ی حیدر به من بتاب بار دگر سلام علی را بده جواب شد زندگی بدون تو تصویری از حباب آب حیات من تویی و زندگی 21 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-شهادت افتادی و از دست من کاری نمی آمد حتی کسی هم در پی یاری نمی آمد آن روز اگر تو حامی مولا نمی بودی بعد از شما قطعا علمداری نمی 19 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت منم شمعی که اشک غم فشانده شرار غم مرا از پا نشانده اگر پرسید از پروانۀ من به جز خاکسترش چیزی نمانده *** دوچشمان تر تو 21 0 1392/12/23

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت ای رشته ای از حبل خدا ، چادر زهرا ای بافته ی اهل سما ، چادر زهرا ای گوشه ای از ، جلوه ای از ، ظلّ الهی ای تکّه ای از عر 29 0 1392/12/23

هم بر زمین صحن شما دانه خورده ام هم بر فراز بام شما آب خورده ام همچون شراب بوده و من مست می شوم وقتی که من ز جام شما آب خورده ام نام تو ورد روی ل 21 0 1392/12/23

ای پاسخ سلام علی، فاطمه، بمان ای باعث دوام علی، فاطمه، بمان ای نام دلربای تو ورد زبان من زیباترین کلام علی، فاطمه، بمان ای ذوالفقار خیبر ثان 43 0 1392/12/22

مرغ روح فاطمه پرواز کرد نیمه شب حیدر نهان آن راز کرد قبر را پوشاند و دستی زد به دست خیل غم بر خیمۀ قلبش نشست ایستاد و رو به قبر یار کرد درد دل ب 31 0 1392/12/22

بانـــو... پیش ما گریه می کنی بانو در دعا گریه می کنی بانو من برای دل تو می گریم تو چرا گریه می کنی بانو؟ بعد از آن قصه تا که می گویم مجتبی گری 31 0 1392/12/22

ام ابیها... لحظه های عاشقی پیش تو معنا می شود قطره با یک گوشه ی چشم تو دریا می شود از کرامات تو آوردند در تاریخ که دختر نه ساله ای امّ ابیها می 37 0 1392/12/22

یا صاحب الزمان آجرک الله..... آن خیره سر که نعره ز هر سو کِشید و رفت از دست فاطمه سند او کِشید و رفت در کوچه ای که جای طلوع و غروب نیست خورشید را 33 0 1392/12/22

چند روزی هست زیر گونه اش بهتر شده چند روزی هست نبض دست بهتر می زند فضّه چون پروانه ای بی تاب دور مادر است اکثر اوقات به زخم سینه اش سر میزند ا 55 0 1392/12/21

کوچـه ای تـنـگ و سـرد و درد آور یــاد آن مـی کــشـــد مـــرا آخـــر من غرورم تـرک گـرفـت شکست کـه مگــر جـای جنگ شـد معـبــر سـد راهـی کـه ک 39 0 1392/12/21

تا می آیم فاطمه چشم ترت را جمع نکن ای شکسته بال من بال و پرت را جمع نکن من غریبه نیستم زهرا به پایم پا مشو استراحت کن عزیزم بسترت را جمع نکن م 39 0 1392/12/21

غصه ی هجران یارم کار دستم می دهد روزگاری انتظارم کار دستم می دهد گریه خواهم کرد هر آیینه بر احوال خویش چشم های بی قرارم کار دستم می دهد با 31 0 1392/12/21

چندباری وسط کوچه ز پایش افتاد پیش چشم در و همسایه عبایش افتاد وسط کوچه کشیدند علی را پی خویش فاطمه پشت سرش کرد صدایش افتاد ازخدا بی خبری دید 67 0 1392/12/21

یا زهــــــــرا... تا از صمیم دل به علی اقتدا کند می خواست جان خسته ی خود را فدا کند دانی چرا به پشت در آمد گل نبی ؟ گلچین مگر ز ساحت قدسش حیا 17 0 1392/12/21

اصغر چرمی ای وای ...هر چند شنیده ام مصیبت بسیار یک روضه دوجا داده دلم را آزار می خورد میان آتش و دود آنروز یک ضربه ز در ضربه ی دیگر دیوار 21 0 1392/12/21

خواهر سلطان و امید همه زیارتش زیارت فاطمه گرد حرم فرشته ها صف به صف عطر حرم عطر شه علقمه کرببلا را ز تو باید گرفت ای که تویی به دین حق قائمه شفی 37 1 1392/12/21

sمدینه، صفا بخش جان و دلم فراق تو مشکل ترین مشکلم دریغا که همچون نسیم سحر مرا زود بگذشت عمر سفر خداحافظ ای یک جهان باغ گل خداحافظ ای شهر ختم رس 13 0 1392/12/21

تو زهره ای و به پایت ستاره افتاده است به سجده پای تو مریم و ساره افتاده است هنوز داغ تو گرمی جان خورشید است به جان گریه کنانت شراره افتاده است 19 0 1392/12/21

بین روضه می شود حس چون حضور فاطمه بیت الاحزان است هیأت یا که طور فاطمه ساده و خلوت ولی خیر کثیر عالم است روضه های خانگی و جمع و جور فاطمه برکت ن 37 0 1392/12/21

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه دمی که منجی عالم ظهور خواهد کرد ز کوچه های مدینه عبور خواهد کرد نگار، نامه ی اعمال عاشقانش را دوباره بهر گزینش 41 0 1392/12/21

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت ای آینه ی ترک ترک خورده ی من بر طاقچه ی خانه ی دل جای تو بود هر صبح تو و من به تجلّی بودیم صورتگر من، صورت زیبای تو بود 11 0 1392/12/21

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت فاطمه، فاطمه ی دوره ی پیغمبر نیست یا نه!، این فاطمه آن فاطمه ی حیدر نیست چه سوالی ست که میپرسی علی جان خوبی؟! من کجا خ 23 0 1392/12/21

هرچند که به قصد شهادت مرا زدند تا گُم شود مسیر سعادت مرا زدند از کوچه های کینه ی دیرینه آمدند با عقده از مقام سیادت مرا زدند جا ماندگان ق 9 0 1392/12/21

هفتاد و پنج روز تمام است مادرم افتاده بین بستر و حرفی نمی زند مخفی نموده صورت نیلی خویش را از چشمهای حیدر و حرفی نمی زند ** چندیست که برای ب 11 0 1392/12/21

این خانه بی تو بی سر و سامان بماند خون بر جگرها ؛ اشک بر مژگان بماند آبادی یثرب بدون تو خرابه است حتی فدک هم بعد تو ویران بماند زینب برای 11 0 1392/12/21

ای جان بر لب آمده ؛ جانی برای من پا رو به قبله ؛ تاب و توانی برای من خیلی توقع علی از تو زیاد نیست تنها همین که زنده بمانی برای من جای تو رو 15 0 1392/12/21

خرمن آسودگی شرار بگیرد چادر مادر اگر غبار بگیرد وای از آن لحظه ی بدی که ببینی گوشه ای از دامنش به خار بگیرد فصل خزانش، بهار خوشه ی اشک ا 13 0 1392/12/21

آقا سلام ؛ جمعه ی دلگیرتان بخیر قد قامت العزا ؛ غم تکبیرتان بخیر این جمعه هم براق تو را زین نکرده اند صبح غلاف کرده ی شمشیرتان بخیر دارد 51 0 1392/12/21

بانو... ای جان بر لب آمده ؛ جانی برای من پا رو به قبله ؛ تاب و توانی برای من خیلی توقع علی از تو زیاد نیست تنها همین که زنده بمانی برای من جای 5 0 1392/12/21

وای زهرا... از آن دقیقه که بال و پر تو ریخت بهم تمام زندگی همسر تو ریخت بهم تمام شهر پریشان گریه های تو شد مدینه از سر چشم تر تو ریخت بهم به پا 3 0 1392/12/21

زهرا... یک نفر از شاخه هایم کار میگیرد علی از درخت باردارت بار میگیرد علی کار من دیگر گذشته از مراقب بودنم در نگیرد به سرم دیوار میگیرد علی ه 39 0 1392/12/21

داداش حسین... ز آتش هجر منه سوخته خرمن چه کنم؟ من نگویم تو چه کردی... تو بگو من چه کنم؟ 159 0 1392/12/21

بی بی... هر سال منم عبد عطایت مادر خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر نوروز که قابلی ندارد بی بی صد عید، الهی به فدایت مادر 43 0 1392/12/20

مادر... من شیعه شدم رها ز هر قید در دام محبتت شدم صید مادر به خدا نمی فــروشم یک لحظه ی روضه ات به صد عید 35 0 1392/12/20

یا زهـــــــــرا... یک دل دیوانه را وقتی کبابش می کُنند چشم اشک آلود را ظرف شرابش می کُنند ما در این دنیا به این یا فاطمه گفتن خوشیم با نگاه ا 55 0 1392/12/20

كينه ها شعله شد و بال و پرش را سوزاند گرمي هيزم و آتش سپرش را سوزاند سپرش تاب و تحمل به خود آخر نگرفت قنفذ و ميخ در آمد پسرش را سوزاند با همان 11 0 1392/12/20

من و حال و هوای فاطمیه زنده هستم برای فاطمیه روز اول نوشت حضرت حق نام من را گدای فاطمیه شده ام کربلایی از لطف خیمه های عزای فاطمیه آن قَدَر ن 21 0 1392/12/20

آن قدر گریه کرد ، که آخر ضعیف شد تا اینکه عاقبت بدن او نحیف شد از بعد مصطفی همه شب درد می‌کشد آزرده دیده از عربانی کثیف شد او یک زن است و، بی 29 0 1392/12/20

گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود یک لحظه از مصیبت ما کم نمی‌شود راز میان کوچه‌ی خود را به من بگو چون هرکسی برای تو محرم نمی‌شود آنچه میان کوچ 31 0 1392/12/20

هیجده سال داشت اما حیف، گیسوانش سفید شد مادر چقدر روزهای پایانی ، دردهایش شدید شد مادر رد شد از بین چادر خاکیش ، تندبادی ز تازیانهء غم بعد ا 23 0 1392/12/20

لگد به در زد و در را شکست بر رویش نشست میخ در خانه کنج پهلویش همین‌که بغض علی را به خاطرش آورد رسید نوبت ضرب غلاف و بازویش نفَس نفَس بدنش را 29 0 1392/12/20

اي كاش ميخي بين بال و پر نميرفت يا لااقل زهرا به پشت در نميرفت آتش گرفته درب آن بيتي كه حتي در داخلش بي اذن پيغمبر نميرفت طاقت نياورد و زمين ا 19 0 1392/12/20

مثل شمعی و مقابل من ای نگار من آب می شوی و می چکی دار و ندار من غصه تمام زندگیم را گرفته است فکری بکن به حال دل غصه در من یا فاطمه گرفته زمین د 7 0 1392/12/20

تقارن فاطمیه با نوروز مه در محاق رفت و دل آسمان گرفت خورشید تیره گشت و زمین و زمان گرفت ناموس حق چو گشت شهید از جفاي خصم دربارگاه قدس دل عرش 23 1 1392/12/20

تقارن فاطمیه با نوزوز دلا بنال که غم با نشاط توأم شد عزاي حضرت زهرا و عید با هم شد نواي شادي اهل ولا در این نوروز ز داغ دخت پیمبر بَدَل به مات 17 0 1392/12/20

تقارن فاطمیه با نوروز دلم گرفته خدایا ، چگونه عید بگیرم؟ رسیده ماتم زهرا(س) ، چگونه عید بگیرم؟ به یاد ماتم مادر(س) ، شکسته شد دل مهدي(عج) در 23 0 1392/12/20

میان حنجره ام بغض بی صدا دارم و بینِ خواب، سحرها ستاره می بارم زمانه با منِ مضطر نکرد همدردی زمانه کرد چنانکه هنوز تبدارم نه می شود که بگویم 7 0 1392/12/20

آن غنچه که پژمرد شکوفا شدنی نیست آن سینه که بشکست مداوا شدنی نیست زخمی که نمک خورد تحمل نتوان کرد درد دل بی تاب شکیبا شدنی نیست مشکل که د 7 0 1392/12/20

دو ماه نه، سه ماه است،کرده‌ای پیرم سکوت کرده‌ای و کرده‌ای زمین‌گیرم دو چشم خیس و ترت را به روی من وا کن به خواب رفته‌ای و من ز زندگی سیرم 9 0 1392/12/20

مثل شمعی و مقابل من ای نگار من آب می شوی و می چکی دار و ندار من غصه تمام زندگیم را گرفته است فکری بکن به حال دل غصه در من یا فاطمه گرفته زمین د 5 0 1392/12/20

مردم ِ شهر رسیدند ولی با آتش آمده لشکر ِ ابلیس سراپا آتش داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید داد زد کوبه ی در وای خدایا آتش درِ این خانه و 13 0 1392/12/20

صبر کن صبر که هنگامِ سفر نزدیک است منتظر باش که دیدارِ پدر نزدیک است کینه و هیزم و آتش خبر از این دارد کوچه لبریزِ هیاهوست خطر نزدیک است آه آتش 13 0 1392/12/20

ای آسمان عاطفه ؛پرواز بی کران بعد از تو ناتوان شده بال کبوتران خیر النسایی و به خودت می شناسمت دنیا نداشت غیر خودت از تو بهتران دینم حرام اگ 17 0 1392/12/19

مظلومه... روی گلبرگ یاس ، خار افتاد پیش چشمان یار ، یار افتاد دست از دامن علی نکشید دست او عاقبت ز کار افتاد قبله قلب حضرت حیدر پس چرا رو به ق 13 0 1392/12/19

یا زهرا... انگار رفته تیغ بر این چشم تر، فرو در منجلاب ظلم عدو تا کمر ، فرو با یک اشاره رفته و با یک نظر، فرو رفته به سینه تیزی این میخ در فرو 15 0 1392/12/19

ای وای... کم گریه کن حسن تو بزرگی برادرم فکری نما به حال دل درد پرورم کم گریه کن، مگر که کسی سیلی‌ات زده ؟ که این سان نشسته‌ای نگران در براب 31 0 1392/12/19

ارباب خوبم... از سرّ تو یک ذره بدانم کافیست در خیمه ی عشق تو بمانم کافیست عاشق نبود هر که بگوید این را: یک بار حرم داده نشانم کافیست هر کس ز در 33 0 1392/12/19

زهرای من.... نمازهاى شبت را بخوان ولي خم نه! دعا بكن تو برايم، دعا ولى كم نه،،، به صورت حسن وزينب وحسين خودت نگاه كن تو ولى بادوچشم پر نم نه،، 13 0 1392/12/19

ای دل مددی که بی امان گریه کنیم چون ابر بهار و آسمان گریه کنیم امروز که روز رفتن فاطمه است با مهدی صاحب الزمان گر 39 0 1392/12/19

همه¬ي زندگيم دَرهم و بَرهم شده است حسِ هر لحظه¬ي من گريه و ماتم شده است سور و ساتِ غمِ دلتنگيِ شبهايم با سر فرو بردنِ در چاه فراهم شده است با 15 0 1392/12/19

تمام غصه ی قلبم جفای این کوچه ست که غصب حق غریبان بنای این کوچه ست تمام عمر حسن در همین مصیبت رفت شروع غربت ما ابتدای این کوچه ست که دانه دا 13 0 1392/12/19

علی جان... این چند شب را استراحت کن علی جان زین بعد کم کم نوبت شب زنده داریست... دنبال مرهم بهر زخم من نباشی دیگربیا فکرکفن کن زخم کاریست... 21 0 1392/12/19

یا زهرا... غم فراوان و عمر کم دارد ضلع مکسور و قد خم دارد قبرها فی قلوب منکسره چقدر فاطمه "س" حرم دارد 35 0 1392/12/19

حضرت زهرا(س)-شهادت ...وَ ناگهان وسط کوچه مادرم افتاد تمام عرش خدا در برابرم افتاد ستون مسجد پیغمبر خدا لرزید ز عرش ناله ای می گفت: دخترم افتا 17 0 1392/12/19

زندگی فاصله ی"بود" و "نبود" است، ولی؛ بودن فاطمه معنای وجود است، ولی؛ حال یک خانه خراب و دل حیدر مضطر! بر در خانه حق 23 0 1392/12/18

این چه اشکی ست که در چشم تو پیداست علی؟ فاطمه مطلّع از غصه ی دلهاست، علی! باز هم بغض خودت را که به صحرا بردی! پس دل فاطمه از بهر چه اینجاست علی؟ 21 0 1392/12/18

روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک داود های مرثیه از راه می رسند با آیه های تشنه لبی از زبور اشک یک شب به رون 21 1 1392/12/18

زهرا به ما قدم به قدم لطف کرده است نه هر قدم که دم همه دم لطف کرده است هو هوی ذوالفقار هم از هوی فاطمه است یعنی که دم به تیغ دو دم لطف کرده است 15 0 1392/12/18

دست شکسته‌ام به فدای سر علی مُردم برای غربت و چشم تر علی در کوچه‌ها حمایتم آخر نتیجه داد با پهلوی شکسته شدم یاور علی باخون به روی سینه‌ی م 13 0 1392/12/18

میخواستم ببینمت اما کبود. . .نه درلابلای آتش وشلاق ودود. . .نه کابین آب وآینه ات سهم اندکی است دنیابه پای سهم توچیزی نبود. . .نه بی اذن توکه جرأ 11 0 1392/12/18

اين روزها نواي دلم مادري تر است هركس كه يار من بشود يار حيدر است گاهي شما شبيه بمن گريه مي كنيد در فاطميه اشك شما فاطمي تر است اي صاحبان 21 0 1392/12/18

جارو مکن عزیز من این خانه را به زور بر دامنت نگیر دو دردانه را به زور بگذار موی دخترمان را چنانکه هست دستت نگیر فاطمه جان شانه را به زور پژمر 27 0 1392/12/18

فرصت نشد ز حادثه رفع خطر کنم دشمن امان نداد خودم را سپر کنم دستش گذشت از سرم ای وای مادرم حالا نشسته ام که چه خاکی به سر کنم راهِ نفَس به سین 21 0 1392/12/18

درب چوبی مطمئنا میخ و هم مسمار دارد در کنار درب خانه لاجرم دیوار دارد وای من یک زن اگر بین درو دیوار ماند میخ در پهلو شکافد ناله ی بسیار دارد 113 1 1392/12/18

آنکه ناموس علی را زده ، ناموس نداشت ذرّه ای از زدن فاطمه افسوس نداشت یاسِ پژمرده چرا ضربة تکراری خورد در و دیوار مگر ضربة معکوس نداشت می 35 0 1392/12/18

ايام ،سخن ز جان ما مي گويد نوروز هم از زبان ما مي گويد امسال بهارِ روضة فاطميه است ديوار و در از نهان ما مي گويد --------- در سينه اگر ولاي مولا 7 0 1392/12/18

تا که هيزم ها بدست عده ای شر گر گرفت کم کم آتش شد مهیا بعد آن در گر گرفت پشت در بود و به پهلو تکیه بر آن داده بود آتش در شعله زد یکباره معجر گر گ 13 0 1392/12/18

با خودم میگویم ای کاش حسن یاور داشت یا که در کودکی اش قامت رعناتر داشت اوج تنهایی او تا آخرش در کوچه بود قصه تنهایی اش رازی که با مادر داشت گر 47 0 1392/12/18

ای قرار علی خداحافظ بی‌قرار علی خداحافظ نور امیّد روشناییِ شب تار علی خداحافظ طیِ این سالها فقط بودی افتخار علی خداحافظ اِی در این شهر ب 21 0 1392/12/18

یا زهرا (سلام الله علیها) زهرا سلام... شکر خدا خوب و بهتری ؟ هفتاد و چند روز... چرا بین بستری؟ نشنیده ام نمی شنوم تا ابد دگر آتش بگیرد از ته مو ، 23 0 1392/12/17

اگرچه ناخوشا احوال باشی دلم میخواست با این حال ... باشی خدا داند که این نه سال کم بود چه میشد تا صد و ده سال باشی نفس های علی باشد مرتب چرا تو 19 0 1392/12/17

اي كبوتر كه همه بال و پرت مي سوزد گريه كم كن كه دو چشمان ترت مي سوزد نه فقط بال و پر و چشم ترت، اي بانو با عوض كردن پهلو جگرت مي سوزد بعد از آن 15 0 1392/12/17

يك نيم رخت عجيب ، برده به قمر يك نيم رخت حجاب دارد چقدر يك دست به ديوار گرفتي ، باشد يك دست چرا مدام داري به كمر چندين ثمر از تو باغبان ديد 9 0 1392/12/17

از بازی غریب فلک آه می کشید از زخم های خورده نمک آه می کشید آن چهره ای که تاب نسیم سحر نداشت حتی ز باد بال ملک آه می کشید حالا چه آمده به سرش ک 15 0 1392/12/17

از عشق خود جدا شدن آسان نیست یا دست کم برای من آسان نیست هرچیز سخت در سخن آسان ست مرگ عزیز در سخن آسان نیست طومار عاشقیست که می پیچم پیچیدن ت 21 0 1392/12/17

در سینـه ام بهـر تو آشـوب است بی بی جان حالت مسـاعـد یا که مـطلـوب است بی بی جان بــهـــر عــیـــادت آمــــدم ای دخــتـــــر زهـــرا الــح 15 0 1392/12/17

زهرای من... کمی به فکر خودت باش کار خانه مکن بیا و خستگی فضه را بهانه نکن خیال کن که" در "اصلا به صورت تو نخورد توجهی به کبودی تازیانه نکن حسن 95 0 1392/12/17

یا زهرا... اشک ارث زلال فاطمه است هر چه دریاست مال فاطمه است آفریده خدا فقط او را پس جهان در خیال فاطمه است از ازل داغدار زهراییم تا ابد سال 47 0 1392/12/17

وای زینب... عاشق طواف کعبه ی آمال می کند اخلاص را چکیده ی اعمال می کند عاشق شراب می چکد از دیده ی ترش با گریه مست می شودو حال می کند دیوانه ی ح 51 1 1392/12/17

یا زهرا.... از یار من خبر بده باد صبا کمک از آشنا خبر بده درد آشنا کمک ردّی ز پای یار دلم هست جمکران باید رسد در این سفر از ردّپا کمک صبح و غروب 35 0 1392/12/17

بانو... زهرا به ما قدم به قدم لطف کرده است نه هر قدم که دم همه دم لطف کرده است هو هوی ذوالفقار هم از هوی فاطمه است یعنی که دم به تیغ دو دم لطف کر 37 0 1392/12/17

آخرین نافله های سحرت کشت مرا درد دل کردن تو با پدرت کشت مرا ای قیامت قد و بالات ، قیامت کردی این چه حالی است ؟ هلال کمرت کشت مرا نبض من با تپ 25 0 1392/12/17

"هر روز قدری از بدنت آب میشود" با شدت زیاد تنت آب میشود چشمت چه گود رفته همین چند روزه ای از بس که پا به پای تنت آب میشود دیدند کوچه ها که زمین 9 0 1392/12/17

از هوش رفته ای چه قَدَر گریه می کنی از لحظه ای که رفته پدر گریه می کنی داغ پدر مگر که برای تو بس نبود حالا برای داغ پسر گریه میکنی میخ گداخت 9 0 1392/12/17

کسی این روزها از حال بیمارم نمی پرسد ز چشم نیلی تنها طرفدارم نمی پرسد منم با یک دل لبریز از درد و پریشانی کسی از پهلوی بشکسته ی یارم نمی پرسد 11 0 1392/12/17

از روز ازل دلبر ما حضرت زهرا اين پاي تو و اين سر ما حضرت زهرا افسوس كه با خاك همه انس گرفتيم بسته شده بال و پر ما حضرت زهرا اي كاش بسوزيم و بسا 23 0 1392/12/17

دوباره اشک های شوق جاری زمین و مستی و دل بی قراری هوا بد جور گردیده بهاری شده غم از همه عالم فراری نشسته خنده بر لب های مولا خدا داده است زهر 23 0 1392/12/16

یا زینب... امشب از اوج آسمانها نور آمد امشب امید چشمهای کور آمد گویا کسی شیرین تر از انگور آمد دیگر برای سینه زنها شور آمد قنداقه اش را جبرئ 21 0 1392/12/16

بی بی جان زینب... عالم تمام عرصه جولان زینب است صد جبرئیل گوش به فرمان زینب است هرچه بلا به راه خدا میرسد نکوست نص صریح آیه قرآن زینب است 45 0 1392/12/16

خاکم اما همگان محترمم می دارند مهر از کرببلا آمده را می مانم شاعر : محمد سهرابی 65 0 1392/12/16

ازدلم تاحرمت پل میزنم به شمادست توسل میزنم اومدم روزی ه بیشتربگیرم نخی ازچادرمادربگیرم اومدم بیمه بشم پیش شما یروزی بشم شهیدسرجدا اومدم بیم 51 0 1392/12/15

حضرت زینب(س)-مدح خبر از ما اگر خبر دارد از قضا صحبت قَدَر دارد دیده در خون کند سفر ز کسی که محرّم از او صفر دارد دختر شیر بیشه زار شرف کز وجو 31 0 1392/12/15

حضرت زینب(س) امسال كه سال زینب كبرا بود در حصر، حریم دختر زهرا بود حالا كه ضریح كربلا احیا شد ای كاش كه زینبیّه هم احیا بود 25 0 1392/12/15

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت امشب از میکدۀ غیب رسیده ‌است پیامی به تو ای دخترِ ساقی! برسانیم سلامی بسپاریم به شعری دل بیمار به دستت و بخوانیم دو 33 0 1392/12/15

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت بهشت اهل ولا شد مدینه با زینب پُر از سرور و صفا شد مدینه با زینب اگر دوباره بود گلشنی تماشائی چو گل شکفته و واشد مدی 31 1 1392/12/15

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست رسم مردانگی ات راه ن 43 1 1392/12/15

گل پاییزی من برگ خزانت شده ام خیز از خاک و ببین فاتحه خوانت شده ام از سر صبح یتیمان همه به دنبال تواند آه شرمنده از این گریه کنانت شده ام 21 0 1392/12/15

قصه ی کوچه ی باریک سرش معلوم است حرف کوچه که بیاید خطرش معلوم است خوب پیداست زمین خورده کسی در کوچه جای زانو زدن رهگذرش معلوم است این زمین خ 69 0 1392/12/15

غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود خورشید هم زشرم به مغرب خندیده بود رد می شدند مادر و طفلی سیاه موی از کوچه ای که وقت غروبش رسیده بود حتی ف 29 0 1392/12/15

گل پاییزی من برگ خزانت شده ام خیز از خاک و ببین فاتحه خوانت شده ام از سر صبح یتیمان همه به دنبال تواند آه شرمنده از این گریه کنانت شده ام 11 0 1392/12/15

ای شیر زن بی دل و بی واهمه زینب ای چشم و چراغ علی و فاطمه زینب من خسته ی هجرم،دیدار تو عشق است با این همه پستی، دل تنگ دمشق است یا زینب كبری،ی 27 0 1392/12/15

مثل رنگين كماني از پسِ ابر ، روي دامان عشق افتادي اشك شوق حسين را ديدي، وَ مِي ناب را نشان دادي زينت خانواده ي عصمت !... ، دختر نور ، دختر دريا !. 9 0 1392/12/15

فاطمیه شور و شادی از نگاهم دور شد با "سیاهی" ، " سال" نو دیباچه ای از نور شد "سینه" و "سنجاق سر" ، "سیلی" "سحر" "سوزجگر" هفت سین واژه های روضه هایم ج 33 0 1392/12/15

کسی پیدا نکرده واژه ای را برتر از زهرا بگو الله و اکبر، دیده ای اکبر تر از زهرا ؟ بدون شک فقط دور بر زهراست پروازش ندیده جبرئیل آنجا کسی محور 37 0 1392/12/15

مانند خدای خویش بی همتا بود ریزه خور سفره اش همه دنیا بود گویند علی به دست خیبر شکنش انگشتر یا "فاطمه الزهرا" بود 109 0 1392/12/15

یا زهــــــــرا.... آتش زبانه زد جگرم را نشان گرفت آتش گرفت در ، سپرم را نشان گرفت پائی رسید ، رفت عقب تا لگد زند در بین شعله بال و پرم را نشان 25 0 1392/12/15

یا صاحب الزمان(عج)... رخت سفر بر تن کن و از جاده ها برگرد پوسید این نخل ها بر تن لب باده ها برگرد ای خواهش امثال ما بیچاره ها برخیز ای دست گیرِ 29 0 1392/12/15

جانم زینب... مرده ای را پیش زینب"س" بردنش، نزدیک بود با نگاهی جد و آبادش همه احیاء شود... 65 0 1392/12/15

خانم... خواستم پر بکشم بال و پرم سوخت علی بین شعله سر و دست و سپرم سوخت علی مردی آمد که زند ضرب لگد اما حیف لگدش خورد به محسن جگرم سوخت علی 27 0 1392/12/15

می نویسم از تو یا زینب ای علمدارکربلا، زینب دختر صبر مرتضی ، زینب هل اتی زینب انّما زینب افتخار قبیله، یا زینب السلام ای عقیله یا زینب 111 0 1392/12/15

باز هم شهر مدینه شب رؤیایی داشت یاس حیدر به برش غنچه زیبایی داشت متولد شده بود آینه حجب و حیا دختری که دم او هیبت مولایی داشت بسکه از آم 17 0 1392/12/15

گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست پی نبرد 13 0 1392/12/15

علی اکبر لطیفیان عباس... اگر عاشق نشدم خشك و ترم را بشكن پس گرفتم جگرم را كمرم را بشكن اگر از چشمه يِ اين خانه نخوردم آبي بعد از آن سبز شدم برگ 61 0 1392/12/14

حرم عشق... این دل امشب عازم صحن و سرایش می شود دفتر شعرم پر از حال و هوایش می شود کوله باری از گناه آورده ام با خود ولی باز قلبم شامل لطف و عطای 19 0 1392/12/14

رقيه جان... من ديگه بال پريدن ندارم من ديگه حال دويدن ندارم بعد از اين ديگه سراغ من نيا گيسويي برا كشيدن ندارم ميشه روناقه سوارم نكني گلمو اسي 41 0 1392/12/14

عباس... اين چه ماهي است كه در هر گذري سوخت و ساخت روی ني بند نشد گردن اسبش انداخت 25 0 1392/12/14

حجرالاسود بیچاره دلش می خواهد بشود سنگ سفیدی کف بین الحرمین 81 0 1392/12/14

سید مجتبی شجاع یا مهدی... باید چه کنم...پی نشانت باشم؟ باید چه کنم...که ندبه خوانت باشم؟ باید چه کنم...که آنچه میخواهی...شد؟ باید چه کنم...دل نگر 27 0 1392/12/14

سید مجتبی شجاع آقای من... به لبها زمزمه پس کی می آیی؟ به غمها خاتمه پس کی می آیی؟ برای مادرت تو گریه کردیم عزیز فاطمه پس کی می آیی؟ 31 0 1392/12/14

دو سه ماه است دلم قحطی باران شده است حال دل زارشده مثل بیابان شده است درنبودت چقدر طعنه شنیدیم آقا داغ هر شیعه ی تو ماتم حجران شده است بعد تو 17 0 1392/12/14

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت امشب خدا به کوثر خود داد کوثری در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری یا این که در لباس زن آمد پیمبری یا اینکه حق به حیدر خود 27 0 1392/12/14

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت جشن امسال عجب می چسبد قال با حال عجب می چسبد زدن بال عجب می چسبد حافظ و فال عجب می چسبد فال آمد که به میخانه برو در پ 23 0 1392/12/14

حضرت زینب(س)-ولادت صدای نم نم بارون، داره باز می ده بشارت می گه بردارید دلا رو، تا با هم بریم بریم زیارت غوغائیه تو مدینه، میاد عطر و بوی كوث 21 0 1392/12/14

بیا در این دم آخر به هم نگاه کنیم پسر عمو مکرر به هم نگاه کنیم بیا دوباره به یاد قدیم گریه کنیم به یادخنده که برهم زدیم گریه کنیم حلال کن من 17 0 1392/12/13

هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد هرگز نمیفهمم چگونه بر زمین خورد حتی تصور کردنش هم درد دارد وقتی تجسم میکنم مادر زمین خورد "فضه خزینی" های ما 29 1 1392/12/13

زنم دست تأسف روی دستم که رفت سرمایه ی هستی ز دستم جوانی را ز کف دادم شدم پیر ز بار معصیت ، گشتم زمین گیر خداوندا تو آگاهی ز حالم که از شرمندگ 55 0 1392/12/13

اذكار چون قطره اند و دريا صلوات وصلند تمامشان به هم با صلوات مجموع ِ عبادات ثواب ِ همه شان در عرش معين است الا صلوات با هر صلوات يك تَوَلا دا 25 0 1392/12/13

فاطمیه... وقتی که حال قافیه ها جا نیامده بغضم شکست در غزلی با نیامده شاعر نبوده ای که ببینی چه میکشم از چشمه های ناب ز دریا نیامده شب در نگاه 23 0 1392/12/13

اين فرشته كه در اين غالب تن جا شده است تازه از راه رسيدست و معما شده است اشك ميريزد و در خانه همه مي بينند اشك او آينه ي حضرت زهرا شده است روي 25 2 1392/12/12

باز چشمم به دری مانده ز خواب افتاده دلم از فرط جنون در تب و تاب افتاده کارم انگار به یک باده ناب افتاده کاسه در برکه مواج شراب افتاده باده 25 0 1392/12/12

زيبايي درياست در اعماق نگاهش اين دختر آرام و صبوري كه رسيده از شوق ، علي سفره به اندازه يك شهر انداخت ، به شكرانه ي نوري كه رسيده كاشانه ي ا 21 0 1392/12/12

اخلاقی و اندرز-در آستانه نوروز ای دل ! چه غافلـــــــی تو ز حال شکستگان از روزگار تنگ به توفـــــــــــــان نشستگان غافل ز سفـــره‌هـــــ 27 0 1392/12/12

تفسیر آیه آیه قرآن علی بود اسلام و دین و پایه ایمان علی بود غیر از علی دگر به جهان نیست سروری تنها امیر عالم امکان علی بود در بزم جنگ لشگر دشم 23 0 1392/12/11

هر بار می گرید . عدو با تازیانه ... میزد به ضربی بر سر و پا تازیانه ... طفلی میان دست و پا هی گریه می کرد تا بر زبان میگفت بابا تازیانه ... میگفت عد 31 0 1392/12/11

خواهم زیارت حرمت از خدای تو ای توتیای دیده جان خاک پای تو هرشب میان اشک جگر سوز تا سحر دارم شرر به سینه چو نی از نوای تو اقا اگر که جسم تو در د 29 0 1392/12/11

خلاق دو عالم نظرش سوی تو باشد شاه است گدایی که سر کوی تو باشد کی وصف مقام تو توان کرد به الفاظ صدها ملک از عرش ثنا گوی تو باشد فردوس بهشت با ه 29 0 1392/12/11

بی غم عشق حسین پلک زدن هم کفر است در عبادات خدا غرق شدن هم کفر است تا خدا هست بهشت دل ما کرب و بلاست هست تا کرب و بلا ، حب وطن هم کفر است راحتی 29 0 1392/12/11

با درد آمدیم و به دنبال مرهمیم کیسه به دوش کوچه ی این نسل آدمیم ما را نوشته اند گدایان اهل بیت پس بی دلیل نیست که سلطان عالمیم از لطف مادری ا 19 0 1392/12/11

هر چه دارم همه برای حسین پدر و مادرم گدای حسین جان جانان عالمی هست و جان ناقابلم فدای حسین در حسینیه اش بزرگ شدم پاتوقم مجلس عزای حسین بچه ها 37 0 1392/12/11

تو مرا نوكر خود كردي و من در عجبم كه مثال من ِ بد ، ارج و مقامي دارد نوكرت معتبر از سوي تو ميباشد و بس لطف تو باشد اگر عز و سلامي دارد هر كه در 27 1 1392/12/11

مهر علي را هر كسي دنبال دارد كي در دلش ترسي ز قيل و قال دارد مقبولي حب علي بر هر كه سخت است آري يقينا نطقه اش اشكال دارد سيد احسان طباطبايي 41 0 1392/12/11

با چای دم روضه خراباتی و مستم درویش نیم ، شیعه الله پرستم خون می چکد از گوشه ابروم غمی نیست در روضه زینب سر خود را بشکستم… 69 0 1392/12/11

علي اصغرم... پسرم راه شكستمو گرفت رفتنش تمام هستمو گرفت سر پيري سر ِ زانو افتادم حرمله عصاي دستمو گرفت غصه ي رفتنشو چيكار كنم خون روي تنشو چيك 43 0 1392/12/11

حسين جان... ارباب خجالت نكشم، عار ندارم حمالي دربار تو هم ،شغل شريفي است 19 0 1392/12/11

این بار چرا دراین سرا خیمه زدی آرام وغریب وبی صدا خیمه زدی باهرقدمت عرش خدا می لرزید وقتی که میان کوچه ها خیمه زدی احرام تنت سرخی خون می گری 17 0 1392/12/11

من آمده ام دوباره پاسی از شب تنها به کنار مرقدت بنشینم یک گوشه ای از مزار تان باغصه خرما و بساط روضه را میچینم ای فاطمه باورم نمیشد هرگز من 11 0 1392/12/11

پابست مرام حضرت زهرائیم دیوانه ی نام حضرت زهرائیم بانور به سنگ قبر ما بنویسید «ما پیرغلام حضرت زهرائیم» مجید قاسمی 19 0 1392/12/11

سوز غریبی در نگاه آخرش بود رفتن ازاین دنیا تمام باورش بود گاهی میان خانه اش دلتنگ باباست گاهی به فکر بی کسی ِ همسرش بود ازیادگار وخاطرات کو 17 0 1392/12/11

دیگر بساط گریه ی مادر تمام شد آن انتظار لحظه ی آخر تمام شد بعد از هجوم آن همه مزدور ناگهان دربی شکست و سوره ی کوثرتمام شد حیدر پیام غربت خود 15 0 1392/12/11

سائل ِ خانه يِ تو گر چه زياد است زياد كرَمَت چند برابر چه زياد است زياد اينطرف ها گذري كن كه ببيني اينجا در مسير ِ قدمت سر چه زياد است زياد خ 15 1 1392/12/11

خانم... طولی نکشد که عمر من سر برسد پیراهن کربلا به آخر برسد امروز به دخترم وصیت کردم گهواره ی محسنم به اصغر برسد با تشكر از برادر مجيد احمدي 69 1 1392/12/11

يا زهرا... در آسمان طلوع تو وقتي ديده شد ذكر تو از زبان خدا هم شنيده شد اصلاً وجود ما به حضور تو بسته است دنيا براي خلقت تو آفريده شد هر شب دخي 19 1 1392/12/11

زهراي من... طوفان دهر فاطمه ام را نشانده بود دست عجل به آخر كارش رسانده بود ديدم لباس بر تن او گريه ميكند از او به غير نقش ظريفي نمانده بود با 41 0 1392/12/11

زهراي من... گِرد علی وجود تو اندر طواف شد راه میان خانه و مسجد ... شد دست چهل نفر همه در جنگ با علی دست تو با تمامیشان در مصاف شد تنها امید دست خ 13 0 1392/12/11

گاهی پدر از خانه و کاشانه اش دور است، گاهی برای مدتی قصد سفر دارد از بابت خیلی مسائل خاطرش جمع است، در خانه وقتی چند فرزند پسر دارد فرزند ک 21 0 1392/12/11

فاطميه... صدشکر که زیر پرچم زهرائیم چون سینه زنیم محرم زهرائیم از اول عمر خود عزاداریم و تا آخر عمر در غم زهرائیم در سن کمیم وقامت خم داریم م 17 0 1392/12/11

يا علي... آن عهد ملیح ازلی یـادم رفت افتادم و پا شدم، "علی" یادم رفت گفتم که علی لقمه ی خــود را بخشید هنگام عمل که شـد ولی..یادم رفت 23 0 1392/12/11

عالم طفیل حضرت مولا درست شد بر محور محبت زهرا درست شد از خنده اش بهشت خداوند شد پدید در سایه اش طراوت طوبی درست شد قبل از قدیم عشق علی بود و ف 23 0 1392/12/11

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز فقط وصال تو باشد د 45 0 1392/12/10

امام زمان(عج)-مناجاتی فاطمیه گره ای نیست که با دست شما وا نشود سائلی نیست که روزی خور اینجا نشود نفسی هست اگر یمن قدم های شماست مرده ای نیست 75 0 1392/12/10

..بیا با هم راحت باشیم...صحبت کنیم... هرچی که هست بهم بگیم... صحبت کنیم... بیا بازم مثل قدیم... صحبت کنیم : آن دوره ی عشق و وفا یادش بخیر آن روزگار 33 0 1392/12/10

اين جمعه بيا به فكر مادر باشيم در فكر عزاي ياس پرپر باشيم هر جمعه اگر ز هجر تو خون خورديم اين هفته به ياد پهلو و در باشيم 27 0 1392/12/10

مي طراود ز ساحل كوثر چشمه چشمه حقيقت زمزم مانده در كار خلقتش مبهوت چشم حق بين هاجر و مريم در تمامي عالم و آدم نسل آدم نديده مانندش چه كسي م 49 41 1392/12/09

امام حسین(ع)-مناجات ابریم که ارث پدری مان اشک است مشق شب و درس سحری مان اشک است هرکس به زبان خود سخن می گوید ما نیز زبان مادری مان اشک است 19 0 1392/12/08

امام حسین(ع)-مناجات بر سینه می زنیم که گرد و غبار را... از دل زدوده و محک عشق یار را... اطراف قلب خسته ی خود بیشتر کنیم شاید که لحظه ای نگهی از ن 15 0 1392/12/08

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد کاش می آمد و از دور تماشا می کرد یاد ایام طفولیت خود افتادم زود در این دل من یاد شما جا می کرد فال من یوسف گم گشت 41 0 1392/12/08

حضرت رقيه (س)امیرفرخنده سه ساله... بابا ببین بدون تو بی بال و پر شدم از ضربه های دشمنتان درد سر شدم دیگر صدای عمه به گوشم نمیرسد یاعمه نیست د 25 0 1392/12/08

داغت به دل زده ست شبیخون، حسین جان! حالم شده است با تو دگرگون، حسین جان! دست مرا گرفته ای از کودکی و من یک عمر بوده ام به تو مدیون حسین جان مول 33 0 1392/12/07

پرستوي علي... باغى كه بسوزد ثمرى سوخته دارد ماتم زده قطعاً جگرى سوخته دارد ظلم است سخن گفتنِ از لذت پرواز در پيش پرستو كه پرى سوخته دارد 39 0 1392/12/07

امان از زتازيانه... هر بار می گریم عدو با تازیانه ... میزد به ضربی بر سر و پا تازیانه ... طفلی میان دست و پا هی گریه می کرد تا بر زبان میگفت بابا ت 27 0 1392/12/07

واي مادر... چند وقت است که ناگاه زمین می افتد مادرم با رخ چون ماه زمین می افتد می رود تا که به دیدار پدر تا دم در ناگهان در وسط راه زمین می افتد 43 0 1392/12/07

عبدالزهرا... ماقطره نا چيز به دريا هستيم در بحث جنون شهره دنيا هستيم بر سنگ قبور شيعيان بنويسيد ما جيره خور حضرت زهرا هستيم 19 0 1392/12/07

فاطمه جان... بر شانه شکسته خود آه می برد هی درد را به زحمت خود راه می برد تا اینکه خوب خوب بگوید که چه گذشت همسایه را به جانب درگاه می برد 17 0 1392/12/07

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه برات وصل امضاء می‌شد ای کاش گره از کار دل وا می‌شد ای کاش برای دیدنت ای حضرت اشک دو چشمانم چو دریا می‌شد ای کاش 55 1 1392/12/06

بر روی نیزه رفت سرت در برابرم بر سر زدم ز گودی گودال تا حرم سر نه تنی نمانده که پخش زمین شدی صحرای کربلا ز تنت پر برادرم سر روی نیزه است ِ تنت 97 0 1392/12/05

يا صاحب الزمان(عج) تو را ياري نكردم،واي بر من وفاداري نکردم، واي بر من براي قلب پر درد تو آقا چرا کاري نکردم، واي بر من اگر بي‌روح اگر سردي 33 0 1392/12/05

ارباب من... اگر نبود بنا من شوم بریر شما خدا کند نشوم درجمل زبیر شما گناه کارم و امید من کرامت تو بگیر دست مرا تا شوم زهیر شما شبانه روز شدم مع 43 0 1392/12/04

يا ابالفضل... لذتم هست كه دستم به رهت افتاده قطعه قطعه بدنم دور و برت افتاده شمس قرآني و من٬ ماه، وليكن سايه نيستم بهر كسوفت، قمرت افتاده گر 31 0 1392/12/04

حسين جانم... مردي رسيد تا كفنش را درو كند با نقشه اي پيروهنش را درو كند از آنطرف با عجله ديگري رسيد نيزه زده تا دهنش را درو كند يك نه، دو نه، د 43 1 1392/12/04

خانم رباب... بی شیر رفته ام من و باشیر آمدم تازه عـــروس رفتـه ام و پیــــر آمدم ****** 101 0 1392/12/04

مناجات با امام حسین (ع) گریه در وقت سحر حال بکا می خواهد این گدا حال بکا را ز شما می خواهد سائلت تا در این خانه نفس ها زده است تکه ای نان ز شما 29 0 1392/12/03

بی مَثَل باشد،علی،با او خزانم چون بهار لافتَی اِلّا عَلی،لاسَیفَ اِلّا ذوالفَقار قفل مشکل را کلید است اسم اعلای علی رمز بهبود مریضی،خوش ش 31 0 1392/12/03

مناجات با امام حسین (ع) چه معنا دارد ای سائل ، گدا چیزی بلد باشد چه خوبِ خوب باشد او ، چه بدبخت و چه بد باشد گدا وقتی گدا باشد خودش را هم نمی 21 0 1392/12/03

جانم زهرا... درسم علوی و رشته ، جانم زهرا با آب و گِلم سرشته ، جانم زهرا صد بار اگر که سینه ام بشکافند هر گوشه ی آن نوشته ، جانم زهرا 47 0 1392/12/03

حرم فاطمه... روزی روضه ی ما از کرم فاطمه است آسمان سایه نشین علم فاطمه است گرچه پنهان شده قبرش به پیمبر سوگند این دل سوخته ی ما حرم فاطمه است 165 0 1392/12/03

مادر خوبم... نام زهرا قفلهای بسته را وا می کند در ضمیر پاک دل همواره مأوا می کند حفظ کن این جمله را ، یا فاطمه یا فاطمه درد بی در مان عالم را مد 45 0 1392/12/03

آقاي من... دائم ز غم حسین در شور و نواست آن یوسف زهرا که دلش غرق عزاست بر منتظران بگو که خواهد آمد آن منتقمی که در پی خون خداست 11 0 1392/12/03

حرمت مادرم... کو حرمت مادری که نالان شده بود بر کل زنان اسوه ی ایمان شده بود از نور همین چادر خاکی شده اش هشتاد و دو تا عدو مسلمان شده بود 25 0 1392/12/03

خانم... با بغض علی ، گرفت حقت را بُرد افسوس که استخوان بازو شد خُرد ولله قسم کسی که بر رویت زد از دست علمدار کتک خواهد خورد 15 0 1392/12/03

يا زهرا... یادمان باشد ولایت یادگار فاطمه است هر که مولایش علی شد از تبار فاطمه است یادمان باشد فداییّ علی مرتضی بازوی بشکسته و چشمان زار فاط 41 0 1392/12/03

اشعار میلاد حضرت زینب کبری(س) خدا به هیبت یک زن فرود می آید و نسل سینه زنان به وجود می آید و زن اگر که توئی ما کداممان مردیم ؟ اگر تو روح زنی زن 29 0 1392/12/03

كربلا نرفته... هر كه ميپرسد كه ديدي كربلاي عشق را سر به زير اندازم و گويم كه لايق نيستم 71 0 1392/12/03

مهدي فاطمه... حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشوب نیست باغ های این حوالی را همه سرما زده دور از خورشید هرگ 43 0 1392/12/03

واي زينب... خود سرانه خيمه "زينب"در آن آتش نسوخت شمر از ثاني براي خيمه ها فتوا گرفت 41 0 1392/12/03

بايد عاشق كمي ضرر بدهد در رَهِ عاشقي جگر بدهد پايِ شمع ِ نگاهِ محبوبش مثل پروانه بال و پر بدهد بايد عاشق براي معشوقش روز و شب عاشقانه سر 17 0 1392/12/02

ولدي علي... تا جگر ِ من به سوز و آه نيفتد بَهر ِ علاجم كسي به راه نيفتد با گُنَهَم چاه درست كردم و گفتم يوسفِ من در تهِ اين چاه نيفتد ****** خَل 27 0 1392/12/02

سرودم مدح دلدارم دمادم سلام ای مصلح اولاد آدم هوای وصل دارد هر سحر دل الهی کردگارا ده مرادم محمد حاتم گویا فامنینی 23 1 1392/12/02

امام زمان(عج)-مناجات چه باید كرد تا یارم بیاید همان كه كرده بیمارم بیاید حبیب نازنینى كه از اول به خود كرده گرفتارم بیاید *** الهى یار را را 25 0 1392/12/02

امام زمان(عج)-مناجات غیر گنه گر چه مرا کار نیست در دل ما جـز غمت ای یار نیست شب همه شب ناله کنم از غمت چـاره مـرا بهتر از این کار نیست ای که ج 33 0 1392/12/02

ما یک سپر برای جهازش فروختیم چیزی نبود تا که بمیرد به پای من هر شب دلم به گفتن یک فاطمه خوش است از من مگیر دلخوشی ام را خدای من... 47 0 1392/12/02

امام زمان(عج)-مناجات ای که دیدار تو رویای شب تار من است یک نگاه تو طبیب دل بیمار من است گر به دادم نرسی می روم از دست، بیا نامت آرامش این قلب 53 0 1392/12/02

یا صاحب الزمان با ایــن دل بیقرار خیلـی سخت است جا مانـدنمان ز یار خیلـی سخت است تــو درد فــراق دیده ای،می دانی بــرگرد که انتظار خیلـی س 39 1 1392/12/01

يا امام رضا... دخیل بسته ام آب و نان نمی خواهم به جز محبت از این آستان نمی خواهم به جز تو دست نیاز مرا ندید کسی امام من تویی و از دیگران نمی خو 135 0 1392/12/01

دارم به سر هواي زيارت اباالحسن اي در جنون كشيده نگاهت اباالحسن مستي من ز شرب مدام شراب توست با من چه كرده ذكر مدامت اباالحسن ما جملگي به دام 35 0 1392/12/01

دشمن چو دید جلوه آقایی تو را چشمش گرفت جان اهورایی تو را فکرت مدام پیش رباب است و اصغرش داغی نشانده اند دل دریایی تو را در پشت خیمه های حسین 23 0 1392/12/01

از زندگی بدون تو بیزار می شوم از بس که پای داغ تو بیمار می شوم اصلاً تو را چه ساده من از یاد می برم وقتی اسیر کوچه و بازار می شوم ای یاس ِ یاس ِ 19 0 1392/12/01

يا زهرا... دیدم که در، از داغ زهرا ناله میکرد پهلوی زهرا میخ را بیچاره میکرد زنجیر بر دستان مولا بوسه میزد شرم از رخ بانوی هجده ساله میکرد م 45 0 1392/11/30

فخر ِزنان ِعالم... فاطمه جان ِ نبی ِ خـاتم است فاطمه فخر ِزنانِ عالم است فاطمه دختِ نبوّت ، مصطفی همسر ِ شاهِ ولایت ، مرتضی فاطمه 27 0 1392/11/30

مظلوم آقام... گفت پیغمبر ،علی ،روزی دَرَت آتش زنند دخترم را پیش چشمان تو سیلی میزنند با لگد بر در گُلت را میکُشند خطّ بُطلان روی پیمان میکِ 31 0 1392/11/30

ارباب خوبم... گویند نگویید سگ کوی حسینیم ما کشته ی یک گوشه ی ابروی حسینیم جان داده اگر حضرت دادار به این جسم از بهر همین بود که ره پوی حسینی 15 0 1392/11/30

يا علي... بار الها تو بگو زینب مضطر چه کند از غم فَرق دو تا گشته ی حیدر چه کند گیرم آن سیلی ناحق زده از یادش رفت تو بگو با غم مسمارو در و سینه 19 0 1392/11/30

يا زهرا... كار بيماري زهرا آنقدر دشوار شد هر طبيب آمد مداوايش كند بيمار شد 39 0 1392/11/30

حوّا شدی که آدم این قصه ها شدم از قید و بند حور و پری ها رها شدم با بوی سیب سرخ تو در ربّنای عشق؛ وقت هبوط قطره ی اشکت، دعا شدم یا تو میان واژ 17 0 1392/11/29

گر به سوی تو بیایم حرمم را چه کنم؟ گر برِ خیمه بمانم صنمم را چه کنم؟ از غمت شوکه شدم، ساکتم و مبهوتم مانده ام بعد دمم باز دمم را چه کنم؟ تو ق 37 0 1392/11/29

لیله ی قدر ِ چشم تر اینجاست چون خدا هم که تا سحر اینجاست قبر شش گوشه ای که خوابیده؛ زیر پای پدر، پسر، اینجاست یک طرف ماه و یک طرف خورشید؛ «ج 9 0 1392/11/29

با نفختُ ریختند در ما خدا را بیشتر در دل ما فاضل خاک شما را بیشتر 14 معصوم را در گریه هایم خوانده ام عاشقم من روضه اهل کسا را بیشتر مرغ قلبم م 9 0 1392/11/29

ساحل چقدر دور، كرانه چقدر دور قيد زمان چقدر، زمانه چقدر دور كشتي دكل كشيده ي باد موافق ست لنگر به گل نشسته ي موج منافق ست اين انتظار تلخ به جا 21 0 1392/11/29

تا میان قصه های بغض دار ،صحبت از حوالی ظهور شد صفحه صفحه ی کتاب انتظار، با سرشک ندبه ام نمور شد آسمان ابری غزل ببار، ای پیام دار روشنی بتاب زی 17 0 1392/11/29

احساس می کنم که نباشی بهار نیست شعری میان دفتر این روزگار نیست معطوف می شود به شما حس واژه ها آقا خودت بگو مگر این افتخار نیست؟ من با سروده ها 19 0 1392/11/29

می آیی از آن دورها می دانم این را پُر می کنی از عدل، دامان زمین را در انتظار گام هایت می کنم فرش این دل، دل شیدایی بی بغض و کین را سر می نهم بر ش 11 0 1392/11/29

در گلویم دوباره گل کرده، بغضی از جنس نا نوشتن ها شانه هایم به لرزه افتادند، در غم زیر بار ماندن ها حرف هایم دوباره تکراری ست، زخم هایم دوباره 15 0 1392/11/29

دوباره رفت زمستان ولی بهار نیامد جهان کهنه ی ما با شما کنار نیامد زمین به گیسوی خود گل زد و کنار خیابان نشست و وعده ی شادی سر قرار نیامد چه ورد 23 0 1392/11/29

به روی دستشان نور خدا بود و نفهمیدند تمام حرمت شمس الضحی بود و نفهمیدند نفهمیدند محبوب خدا بر نیزه می خواند تمام ربّنا بر نیزه ها بود و نفهمی 15 0 1392/11/29

خنده ی غنچه مرا یاد تو می اندازد در دلم، خانه ای از نور خدا می سازد بس تفاخر کند این باغ به صحرا و به دشت که به یمن نفست، بر همگان می نازد جامه ا 11 0 1392/11/29

در باد خرامان شد بالاي سپيدارت آشفت و به رقص آمد در پاي تو دستارت موج از سر مستي هم در پاي تو كف مي زد خورشيد به كف بودي، دستان تو دف مي زد با دس 13 0 1392/11/29

حجاب پشت حجاب و غبار روی غبار ترک بر آینه افتاد یا اولی‌الابصار دعای چله‌نشینان نمی‌کند اثری بسوز لیس دواء الفراق الا النار اگرچه کورم و د 21 0 1392/11/29

واي مادر... دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت دیوار دم می داد و در بر سینه می زد محراب می نالید و منبر داش 51 0 1392/11/29

به بهانه ساخت و اكران فيلم رستاخيز كه در آن به ساحت مقدس امام حسين(ع) و عاشورا جسارت شده است يكبار دگر عقيده غارت شده است بر مقتل كربلا جسارت 7 0 1392/11/28

یا زینب(س) دین ما مدیون صبر و انقلاب زینب است روشن این عالم ز نور آفتاب زینب است چشم خود را زیرپای خواهر خود می گذاشت حضرت عباس هم خانه خراب 33 1 1392/11/28

ارباب خوبم... زندگی یعنی دو ساعت گریه کردن بر غمت می شود روزی بیاید من بمیرم در غمت؟ تا که چشمم باز شد در بین دنیا، جای شیر داده بر من در میان رو 23 0 1392/11/28

يا عباس جي بالماء... چشم انداخت ببیند همه ی صحرا را در نظر داشت که در مشک کند دریا را قصدش این بود که با دست قلم هم که شده در حرم خط بزند دلهره ی 57 0 1392/11/28

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنا و الامان سرگرم غیر تو شده ام آشنا ببخش آقا اگر شدم به گنه مبتلا ببخش عمری ندیده ای بدی ام را تو ای کریم این دفعه هم 41 0 1392/11/27

يا حسين... قامتت مصداق قامت را کفایت می کند ناله هایت یک قیامت را کفایت می کند خواهرم شبها کمی با دختران من بخند غصه ی من روزهایت را کفایت می 105 0 1392/11/27

شش ماهه حسين... ای به سر دست همه هست من تبسّمت برده دل از دست من ای در دریای امید حسین اول و آخرین شهید حسین سوخته و سوخته و سوخته دیده به ش 21 0 1392/11/26

يا باب الحوائج... شهید کربلا باب الحوائج کرم کن بر گدا باب الحوائج دلیل آن تو بودی گر که ارباب شده خون خدا,باب الحوائج ***** تمام شهر ما آواره ی ت 17 0 1392/11/26

يا حسن مجتبي... مجموعه ي صفات خدا ميشود حسن اسماء ذات در همه جا ميشود حسن نه رو به مكه رو به مدينه نشسته ايم وقت نماز قبله ي ما ميشود حسن صدتا 29 0 1392/11/26

زهـــراي من.... مرا شیرین بود این زندگانی بهار خانه ام رو به خزانی نگاهت را لباس خون گرفته تنت گلزار یاس ارغوانی مگر دل تنگ پیغمبر شدی باز بگ 19 0 1392/11/26

امام زمان(عج)-مناجات از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را به وصالت نرسیدیم و ندیدیم تو را روزی ما فقرا شربت وصل تو نبود زهر هجر تو چشیدیم و ندی 49 2 1392/11/25

یا زینب کبری (س) عشق شیعه محو دشمنهای بی بی زینب است دشمن ما دشمن بابای بی بی زینب است ماه را شبها اگر در قرص کامل یافتی شاد باش این چهره ی 39 1 1392/11/24

یا حسین (ع) امشب بساط گریه عجب جور می شود وقتی که قسمت دلمان نور می شود انقدر جاری است شب و روز اشک ما دارد جوان سینه زنت کور می شود نزدیک می 17 0 1392/11/24

شهید کربلا باب الحوائج کرم کن بر گدا باب الحوائج دلیل آن تو بودی گر که ارباب شده خون خدا,باب الحوائج 23 0 1392/11/24

شهید کربلا باب الحوائج کرم کن بر گدا باب الحوائج دلیل آن تو بودی گر که ارباب شده خون خدا,باب الحوائج ***** تمام شهر ما آواره ی تو همه شاهان شدند 23 0 1392/11/24

وحيد محمدي حسين جان... صد شکر که عاشق حسینم کردند دیوانه ی بیــن الحرمیـــنــم کـــردند 27 1 1392/11/24

امام خمینی(ره)-مدح آن آینه از آب پیام آور بود از خیر کثیر و زاده ی کوثر بود او را همه در خلوص باور کردند کو در ره داورش، همه باور بود 21 0 1392/11/24

علي جان... دلم دوباره ز لب اعتراف ميگيرد به دور ساقي كوثر طواف ميگيرد دوباره خواندن از آغاز شير مردي كه ميان كعبه سه روز اعتكاف ميگيرد نماي 31 0 1392/11/24

يا زهـــرا... یک کوچه و یک نگاه تار و کم سو ... مسمار در و غلاف تیغ و بازو ... حق دارد اگر که مادرم می گیرد یک دست به دیوار و یکی بر پهلو 53 0 1392/11/24

يا سيدنا الغريب تا پاي عشق تو ميان سينه وا شد برق دو چشمانم به همراهش رها شد چشم همه سمت من بيچاره آمد پس نوكرت آواره پس كوچه ها شد من هيچ بو 17 0 1392/11/24

همیشه حسّ تغزل به نفع شاعر نیست همیشه این قلم شاعرانه قادر نیست همیشه دفتر من حاوی مخمس نیست غم نهفته به اشعار من مشخص نیست پس از مرور غم و غصه 13 0 1392/11/23

امام خمینی(ره)-انقلاب با تو آن عهد كه بستیم خدا می داند بی تو، پیمان نشكستیم، خدا می داند با تو، سرلوحه ی انصاف گشودیم به عدل بی تو، دیباچه ن 15 0 1392/11/23

بیا که بی تو به عشقم دروغ می بندند بیا که سخت به این انتظار می خندند در این زمانه که « زخم زبان زدن» هنر است بیا ببین که رفیقان ، همه هنرمندند 31 0 1392/11/23

خدا کند نشوم هم کلام بعضی ها که لعنت است جواب سلام بعضی ها اگر چه خادم بیت اله اند اما هست به سوی کفر قعود و قیام بعضی ها به طرز خوردن شام و شراب 27 0 1392/11/23

حضرت معصومه(س)-شهادت رسیده ام به نفس های آخرم دیگر که دست های خزان کرده پرپرم دیگر میان سینه ی خود قلب پرپری دارم نه سایه ی پدری نه برادری دا 21 0 1392/11/21

هر کجا حرف تو ای نور ولا می آید جلوهء چشم من اوصاف خدا می آید کعبه مشتاق زیارت شد و تا قم پر زد بهر پابوسی ات از کوه صفا می آید این چه احساس ق 19 0 1392/11/21

هر جا که خواهری است ، برادر همیشه هست دنبال هر برادر ، خواهر همیشه هست این جذبه های عشق تمامی نداشته دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست تا مرو ا 21 0 1392/11/21

در عمر خود ای دختر موسی ابن جعفر گویا به غیر غم خوشی دیگر ندیدی شوق زیارت داشتی در دل ولی حیف روی برادر را تو در آخر ندیدی هرچند هم چون لاله 15 0 1392/11/21

براى آنكه بيايى به جاده مى نگرم براى تو چقدر حرف دارد اين جگرم هنوز هفته به هفته پَرَم زمين گير است هنوز بال ندارم به آسمان بپرم كوير خشكم و 33 0 1392/11/21

يا حسين.... بايد بساط گريه و اشكي به پا كرد فكري براي اين دل بي دست و پا كرد ديگر تمام خلق فهميدند كه هستم بايد براي آبرو فكر عبا كرد بي آبرو ه 21 0 1392/11/21

يا صاحب الزمان... وقتيكه وصل هست جدايي به صرفه نيست اين روزگار تا كه نيايي به صرفه نيست بايد شبيه كعبه شما را طواف كرد ماندن در انتظار كزايي 35 0 1392/11/21

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت ای کوثرِ کوثر محمّد ای دخترِ دختر محمّد معصومه ی دودمان عصمت روح ادب و روان عصمت سر تا قدمت همه معانی مانند کتاب 31 0 1392/11/20

ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم عاشق و در به در و بی سر و سامان هستیم خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم نوکر حلقه به 31 0 1392/11/20

ضرب داس باغبان ساقه ی گل را میشکست بلبل از فرط غریبی به تماشا مینشست ... شاعر : علیرضا انصاری 53 0 1392/11/20

عروس خانه حیدر چه دیدی چرا اینجا چنین منزل گزیدی دلیل پیریت داغ علی بود !؟ گمانم از غم دلبر خمیدی خدا رحمی کند حالش خراب است عزیزم راببین در پ 29 0 1392/11/20

بعد روز دهم به هر مجلس راوی و روضه خوان شدی بانو من چه گویم؟ که در کلام حسین "بهترینِ زنان" شدی بانو عمه ی تو عقیله ی هاشم و به اهل قریش عقیل 15 0 1392/11/20

زهـــــــــــراي من.... پروانه كمتر پر بزن دور و بر زهراي من ترسم صداي بال تو از خواب بيدارش كند... 39 0 1392/11/20

كريمه اهل بيت... مهربانی ، کریمه ای خانم بانوی بی بدیل ؛ معصومه التماس قنوت گریه ی من الدخیل الدخیل معصومه ** شرف الشمس شهر قم هستی از تبار و 17 0 1392/11/20

از روز اول دل به عشق تو سپردم جمعه به جمعه بین ندبه غصه خوردم حرف تو که آمد وسط ... مثل همیشه دندان حسرت را به روی هم فشردم تو آبرو دادی به من ی 25 0 1392/11/19

ای سایه یِ بالا سر ِ خواهر، برادر ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر خواهر همان احساس مادر بر برادر دارم برایت می شوم مادر، برادر ای سوره چشمی 19 0 1392/11/19

ای به قم آفتاب قلب جهان دخت موسی سلاله ی قرآن عمه و دخت خواهر سه امام مادر کل عالم امکان تو به چشم ائمه زهرایی بعد زهرا به قدر و عزت و شان زی 17 0 1392/11/19

امام خمینی(ره) و انقلاب آسمان بود و آفتاب نبود چشمه ای خشک بود و آب نبود صد سوال بزرگ در دل بود ولی افسوس، یک جواب نبود باور حرکتی تازه بود ب 15 0 1392/11/19

امام حسن عسکری(ع)-مدح بارها بار با دو چشم دلم، دیده ام رسم دلبری تان را در نمازم شنیده ام گه گاه، ذکر الله اکبری تان را من یتیم ندیدنت هستم، ا 25 0 1392/11/19

امام حسن عسکری(ع)-ولادت لشکر شادی گرفت ملک جهان را کرد مسخّر همه کون و مکان را برد به یک حمله دل پیر و جوان را داد به جسم وجود روح و روان را خ 33 0 1392/11/19

ببخش همسرم خانه امنت نبود بمیرم زمین گیر حیدر شدی دعا کن بمانی، که شاید گلم دوباره خدا خواست مادر شدی بیا با علی باز حرفی بزن به لالایی محس 51 0 1392/11/19

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح و ولادت ای جان حسن به پیکر ری ای ظلّ همات بر سر ری در دامن خاک آیه ی نور در سینه ی پاک گوهر ری ماه فلک شرافت و قدر 31 0 1392/11/18

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح ری قبله گشته با حرم سیدالکریم عزت گرفته با قدم سیدالکریم عقده گشای قبر خراب حسن شده صحن و سرای محترم سیدالکریم 41 0 1392/11/18

زمین چشم تماشا شد امام عسگری آمد 27 0 1392/11/18

بصیرت- انقلاب ای علمداران علمداری کنید رهبر اسلام را یاری کنید بازهم در غربتی پْر از خروش "اَین عمار" علی آید بگوش گوئیا که شام عاشورا شده 29 0 1392/11/18

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت ای قبله حرم، حرمِ سامرای تو بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای 37 0 1392/11/18

امام حسن عسکری(ع)-ولادت مهربانا مهربانی كرده ای خشت و گل را آسمانی كرده ای حكمت از دل دُرفشانی می كند با قلم قلبم تبانی می كند چشم صحرا را م 35 0 1392/11/18

امام حسن عسکری(ع)-مدح عقل مجنون شود از این همه لیلایی تو من و از دور تماشای تماشایی تو از قدم های تو روشن شده این قلب سیاه نیست حتا خود خورشی 41 0 1392/11/18

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط ببین که نسخه ی م 31 0 1392/11/18

خدا میخواست تا آخر علی نقش آفرین باشد بر این انگشتری نام علی نقش نگین باشد علی ظاهر علی باطن علی اول علی آخر خدا میخواست تا آخر یکی بالا نشین 129 0 1392/11/17

ما را به لطف حضرت حيدر نميبرند در آتشي كه بغض علي خالقش بود فرزاد نظافتي 37 0 1392/11/17

حضرت زینب (س) - غزل بانک اشعار اهل بیت (ع) به شوق دم زدن از نام تو ز نام گذشتم به کوفه رفتم و از کوچه های شام گذشتم برای ننگ ابد عمرِ ناتمام خری 35 0 1392/11/17

امام حسین (ع) - غزل بانک اشعار اهل بیت (ع) بر سفره ی تو هرچه که ماتم می آورند در هفت خوان صابری ات کم می آورند دل داده ای به منطق نازک ترین خیال 15 0 1392/11/17

وحـــی آمد که شوم پیک ، بسازم غزلی تا شوم شاعر درباری احســــاس ، ولی دیدم امکان تخیــل به سرم ساخته نیست نه فعـــــولن نه فعــــــلتُ فعلات 33 0 1392/11/17

من آمــــــــــده ام مســافری مانده ز ره از شــــوق زیــــارت، زده این دل لَه لَه گفتند که کربــــــلا بهشت است،بهشت "یــــا فاطـمة اشفعـ 43 0 1392/11/17

عمـــو عباس... جواب رد دادی خاندان مادری ات را که آشکار کنی غیرت برادری ات را عمو تو باشی و اهل حرم جواب نگیرند؟ فرات منتظر است اقتدار حیدری ات 35 0 1392/11/16

حسين جان.... من کیستم مگر ،که بگویم تو کیستی بسیـار از تو گفتــه ام امـــا تو نیستی من هرچه گریه می ک 37 0 1392/11/16

مهدي زهـــــــرا یوسف زیبای زهرا بر سر بازار، زار من خریدارم ز بهر لحظه‌ای دیدار، دار می‌کشم از دوستانت، دلبر طناز، ناز بـا عـدوی تو ندار 45 0 1392/11/16

يا علـــــي وسعت قلب تو درياست علي سمتت مالك دلهاست علي يا حسين و حسن آقاي منند بر دو آقاي من آقاست علي مادري بودنمان شد كه قبول به يقين بر 35 0 1392/11/16

ابالفضل... روي پام چشمايه درياتو نكش اينقدر روي زمين پاتو نكش كاريه كه شده پس گريه نكن اينقدر به مشك چشماتو نكش قطره قطره جمع شو دريا شو بريم 33 0 1392/11/16

يا مهــدي... اين برف كه مانند نگين ميريزد بـر پـاي امـام آخـــريـن مـيريـزد نقلي است كه از يمن وجود مهدي بـر روي سر اهــل زمـيـن مـيـريـزد 37 1 1392/11/16

عمـــو عباس... جواب رد دادی خاندان مادری ات را که آشکار کنی غیرت برادری ات را عمو تو باشی و اهل حرم جواب نگیرند؟ فرات منتظر است اقتدار حیدری ات 21 0 1392/11/16

مادر خوبم... درد پـهـلـو خـوب ... نـه بدتر شده این روزها چـهـره ی زهـرا چـه درد آور شده این روزها از سـر و وضـع پـریـشـان عـلـی فـهمیده اند خـا 71 0 1392/11/16

راهي ديار شاه خوبان شده ام مهمان رضا شاه خراسان شده ام دلتنگ 41 1 1392/11/16

ای کربلا نرفته غم کربلا بس است بالی اگر که هست حریم رضا بس است حاجی به دور کعبه و ما در طواف تو مشرک که نیستیم!همین یک خدا بس است خوشبخت پرچمی 41 1 1392/11/16

من مسیحی می شوم، عیسی اگر ثابت کند مرده ای را زنده کرده او بدون یا علی "ع" 459 0 1392/11/16

یا صاحب الزمان ادرکنا و الامان تقویم هم دیگر تماشایی ندارد وقتیکه جمعه ، صبح زیبایی ندارد حبس دعای من مرا درگیر من کرد در این منیت ها خد 43 0 1392/11/16

گلشن توحيد آباد امام عسکري است دل بهشت نور با ياد امام عسکري است جنت موعود ميعاد امام عسکري است مژده ياران عيد ميلاد امام عسکري است کيست اين م 39 2 1392/11/16

دنیای با حضور تو زیباست واقعا قطره کنار چشم تو دریاست واقعا شاعر به عشق روی شما خط خطی کند! اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا در بین واژه های 27 0 1392/11/16

سرچشمه های جود و کرم مشهدالرضاست سرمنشا وجود و عدم مشهدالرضاست هستند کربلاو مدینه ، نجف ولی در معنی لغات ، حرم مشهدالرضاست من در قطار نه رو 55 0 1392/11/16

گرچه همتا و شریكی خالق اعظم ندارد یك علی دارد كه مانندش در این عالم ندارد من نمی‌گویم چه دارد این علی آنقدر گویم از خدا چیزی به عالم جز خدای 53 0 1392/11/16

پاسخ به اهانت های موجود به امام علی النقی (ع) بر دل نشسته شوق زیارت به عشق تو دارم همیشه عرض ارادت به عشق تو با جامع کبیره ی تو عشق می کنم من هم 27 1 1392/11/15

تقدیم به امــــــام روح الله(ره) هم حـاصل بـــــاغ های دنیـــا شـد سبز هم غنچه ی جـــان اهــل تقوی شد سبز آری، پـــدر نهضت ما "روح الله"ست... 21 0 1392/11/15

دلتنگ شهادت این قلب به خون تپیده را دریابید این جان به لب رسیده را دریابید چندی ست که دلتنگ شهادت هستم این از همه جا بریده را دریابید 21 0 1392/11/15

غلامرضا سازگار -امیرالمومنین علیه السلام-مدح جسم پاکت را خدا نیکوتر از جان آفریده جان چه باشد هر چه گویم بهتر از آن آفریده از نمکدان لبت در 17 0 1392/11/15

بر هرچه محب حیدری رحمت باد منعم به سر سفره ی پر برکت باد نیت کن و با وجود فریاد بزن بر منکر مرتضی علی لعنت باد. ـــــــــــــــــــــــــــ 33 0 1392/11/15

حال خود را خوب می دانم بلی مستحق دوزخ و نارم ولی روز محشر پای میزان عمل اکفیانی یا محمد یا علی *** یک عمر در این سرا علی می گویم هنگام خوش دع 25 0 1392/11/15

سوز اشک و ناله ام چاره درد و غم نشد یک نفس از سوز من بین خیالت کم نشد چاره ای بر زخم دل میکردم اما هیچکس همچو یاد دلبرم بر زخم من مرهم نشد بویِ 27 0 1392/11/15

کربلا: کل دین اسلام است صورتی از مقـابـله با کفر نه فقط یک زمین خاکی،که یک عقیده ست: ازخدا تا کفر* کربلا: مــرز بـاور توحیــد انتهای اطاعت 49 1 1392/11/15

بر عرش زعامتت مبارک آقا بر خلق امامتت مبارک آقا این جامه سبز نور که دست خدا پوشیده به قامتت، مبارک آقا علی اکبر شجعان 99 0 1392/11/15

شب جمعه درِ رحمت بود باز دهد پروردگار از عرشت آواز که می بخشم تو را عبدِ گنه کار مشو شرمنده سر پایین مینداز خطا کردی عطایت کرده ام من بیا کن 37 0 1392/11/15

ای روشن از فروغ تو ارض وسما علی آیینه ی مقدّس ایزد نما علی ای مشعلِ هدایت و ای مظهر صفا وی جانشین منتخب مصطفی علی ای مجری عدالت و ای کاتب کت 13 0 1392/11/15

هوالحي در معرفت و عشق همانند تو نيست آزاد نشد هرآنكه در دربند تو نيست در جمع يلان اهل ايمان و يقين والله كسي مثال و مانند تو نيست 15 1 1392/11/14

روضه ی گریه مادر به سر سجاده : مادرم بر سر سجاده زمین افتاده... 49 0 1392/11/14

تو گفته ای که روضه برایت به پا شود از کربلا به شام حسینیه وا شود تاریخ از حماسه ی تو قد کشیده است باور کنم که قد بلند تو تا شود ؟! طفلِ یتیمِ 9 0 1392/11/14

سخن ما همه از طره گیسوی تو بود از لب لعل تو واز خم ابروی تو بود هر کجا پا که نهادند همه خوبان جهان صحبت از روی تو و موی تو و خوی تو بود از تو مح 33 0 1392/11/14

صحن نجف؛ یاسین و الرحمن چه می چسبد جاری شدن در کوثر قرآن چه می چسبد وقت زیارت خوب می فهمم که با مولا همسایگی در روضه ی رضوان چه میچسبد 19 0 1392/11/14

از خدا آمده ام تا به خدا می جنگم از بهشت آمده و کرب و بلا می جنگم در تنم ظرفیت اکبر لیلا شدن است بی زره در صف مردان خدا می جنگم حلقه زد سرخی 19 0 1392/11/14

یا زینب (س) آیه های کوثر از تفسیر نام زینب است جبرئیل اندر تعجب از مقام زینب است مزد اشک گریه کنها 53 0 1392/11/14

یا حسین بن علی (ع) کوزه ی دل را پر از ، اشک بصر کن حسین با من بی دل شبی را تو سحر کن حسین لحظه ی رفتن به سمت حرم خواهرت ... خیل گدایان خویش را تو خ 21 0 1392/11/14

اهل بیت(ع)-مناجات ما گدایانیم در عالم گدای اهل بیت ریزه خوارانیم بر خوان عطای اهل بیت همّت هرکس به قدر سعی و کوششهای اوست عمرِ ما الحمد شد ص 139 0 1392/11/13

وقتش رسیده نوکرتان جان فدا شود یک روز نذر روضه خون خدا شود وقتش رسیده حال و هوایی عوض کنم این قلب کوچکم ز شما در عزا شود یک لحظه هم نمیشود آق 71 0 1392/11/13

خدا نوشت تو را بر سر جهان باران تویی حسین"ع" امیر همه طمع کاران طمع به عشق تو کردم اگر گنه کارم تویی الهه ی عاصین این گنه کاران تو اشک دادی و 19 0 1392/11/13

همیشه هر شب جمعه کنار مرقدتان گدایی بر درتانم برای من کافیست منی که غرق گناهم و روسیاه اما همینکه نوکرتانم برای من کافیست درون صحن و رواقت 39 0 1392/11/13

ای سلیمان موری آمد بر درت رد مکن او را به جان مادرت ای که صدها چون سلیمان مور توست 91 0 1392/11/13

می‌روم منزل به منزل کو به کو تا کنم دلدار خود را جستجو من به هر ویرانه‌ای سر می‌زنم 37 0 1392/11/13

بارالهــــا تو ببین این سوز ما فاطمیــــه گشته در نـوروز ما آمدم هیئت که تا خدمت کنم بار دیگر با علـی(ع)، بیعت کنم آمدم خدمت کنم، بر اهـل دل 43 0 1392/11/13

بسم رب الحسین بحر عشقیست حسین و اندر ان من ماهیم نوکری هستم به دستم هست حکم شاهیم گر فراوان از کرم شیدا بود بر درگهش عشقم این باشد که من شیدای 19 0 1392/11/13

برای مظلومان عالم اوضاع خوبی نیست در دنیا، هر روز بین این و آن دعواست هر روز حق پامال نیرنگ است، هر روز دست ظالمی بالاست جاریست اشک از دیده 21 0 1392/11/12

جنات اگرگل است،دشت است علی طوفان زده رابگو که کشتی است علی درپیش خدا نشد ندارد حرفش توحاجت خود بگو که مشتی ست علی مهدی زراعتی 13 0 1392/11/12

بی شمس رخ علی جهان خاموشیست شمس و مه و نجم،بی گمان خاموشیست شدخانه نشین که پی به ابله ببری زیرا که جواب ابلهان خاموشیست مهدی زراعتی 19 0 1392/11/12

معجزاتی که از این عشق ، تو و من دیدیم آنچنان بود که حتی به شنیدن ، دیدیم اَشک ، در دیده ی ما بود ولی خندیدیم به خدا بی نمکِ فاطمه می گندیدیم ب 15 0 1392/11/12

انقلاب اسلامی فریاد بلند تپش پنجره‌هاست این بغض شکسته‌ای که در حنجره‌هاست با مشت گره‌کرده‌ی خود آمده‌ایم تا راه گشودن گره با گره‌هاس 9 0 1392/11/11

تقدیم به قیام های عاشورایی عالم جاری استغاثه ها ای اشک وقت بر گونه ها رها شدن است ماجرای حماسه ها ای خون فصل با خاک آشنا شدن است بغض ای ناله 15 0 1392/11/11

در حریمت علم وعرفان هیچ نیست بی وِلایت، صوت قرآن هیچ نیست کعبه با نام تو معنا میشود در زمین غرق تماشا میشود خانه ی ی حقّ است چونکه حق تویی 15 0 1392/11/11

سیاسی- اجتماعی(به مناسبت دهه فجر) اسلام ما، طریقت ما، راه و دین ما كَشتیّ نوح ما،همه حبل المتین ما اسلام ما، تشیع ما، جان ما...سلام!... خون- لا 17 0 1392/11/10

آفتابید و من غبارمتان مثل گردی که بی قرارمتان اتفاقی اسیرتان نشدم روزگاری ست که دچارمتان با وجودی که این دلم، دل نیست به خدا باز دوست دارمت 11 0 1392/11/10

شهــدا شرمنده ام از رویتان قسمتـم نبود وصـال کویتـان آنهمـه ایثـار وعزم و افتخـار مانده باقـی از شما این بوسِتان تکه عکسی از شمـا مانـده ف 11 0 1392/11/10

هم سپر میشد برایم هم زره هم ذوالفقار باوجود فاطمه شمشیر میخواهم چکار؟ شاعر : علی اکبر لطیفیان 171 0 1392/11/10

از کودکی شده دل من مبتالایتان بابا گذاشت کنیه ی من را گدایتان شوریده شد دلم چو نوشتم حسینیم دیوانه شد دلم چو سرودم برایتان طبع مرا مادرتان 15 0 1392/11/09

تویی که صنع خدایی و خالق احدی نیازمند خدا و به خلق او صمدی تو نقطه ی ب ی بسم اللهی و قرآنی امید شیعه ی خود وقت قصه ی لحدی تو استغاثه ی نوری و ذ 23 0 1392/11/09

دلم به ياد غريبي،بهانه مي گيرد براي لحظه ي دفن شبانه مي گيرد زمان لحظه ي تشيع سوره ي كوثر علي تمام خودش را به شانه مي گيرد مجید قاسمی 47 0 1392/11/09

شراب باده ساغر چه مزه اي دارد ز دست ساقي كوثر چه مزه اي دارد دوباره عطر و گلاب دوباره خوردن چاي ميان مجلس مادر چه مزه اي دارد دوباره شام غريب 25 0 1392/11/09

خورشيد مدينه لاله گون مي گريد در سوز تو با اشك فزون مي گريد تنها نه علي و اهل اين خانه فقط چنديست كه درب خانه خون مي گريد مجید قاسمی 13 0 1392/11/09

اگر به راه تو مژگان ديده تر گردد تمام دشت اميدم پر از ثمر گردد به گوش باد صبا خوانده ام كه اين جمعه بگو كه يوسف زهرا به خانه برگردد مجید قاسم 19 0 1392/11/09

در پشت درب خانه گرفتار مانده است مادر ميان آتش و ديوار مانده است اين موي پشت در به گمانم كه يادگار از گفتگوي محسن و مسمار مانده است امشب شهي 35 0 1392/11/09

ما ارثيه از ديده يعقوب نداريم در معركه ها قلب پر آشوب نداريم هنگام دفاع از علي و كشور ايران كم حوصله و طاقت ايوب نداريم مجید قاسمی 13 0 1392/11/09

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی انتظار بر دلم ترسم بماند آرزوی وصل یار تشنه ی دیدار یارم ای عجل مهلت بده تا ببینم با دو چشمم چهره ی زیبای یار 159 0 1392/11/09

آدینه شد و پر از خطاها هستم من حائل بین خود و آقا هستم با حال بدم ولی یقین میگویم من منتظرت به جان زهرا هستم 15 0 1392/11/09

به مناسبت 12 بهمن، سالروز ورود حضرت امام (ره) به ایران : امام ، آن كه دلش چشمه سار معنا بود تمام زندگی اش یك قیام زیبا بود نگاه شرقی او چلچراغی 15 0 1392/11/09

اگر عباس علمدار نگاهی نکند ته این راه فقط در به دری می ماند امیرفرخنده 33 0 1392/11/09

خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست یک شب میان صحن نجف داد می زدم «گشتم، نبود بهتر از این جا، نگرد، نیست» بر 479 0 1392/11/09

جان را فقط به مقدم جانان فدا کنید قد رافقط به محضرمولا دوتا کنید فرقی نمی کند که بگویید علی علی یا در رکوع وســجده خدایا خدا کنید ما دو 21 1 1392/11/08

مادرم فاطمـه مظلوم ترین در دنیـاست بخـدا واژه مـادر همه جا بی همتـاست بس که او ازهمه چیزو همه کس دلبـرده زین سبب گفت نبی، فاطمه قلب طاهاست 25 0 1392/11/08

کیست حیدر (ع) که فلک مات تماشای رخش همه ذرات بود بنــده سیمــای رخش آمـد از کعبـه برون تا همگان دریابند سینه چاک ابدی و ازلیند نکویان رخش هس 23 0 1392/11/08

حضرت معصومه(س)-ورودیه به شهر قم در پی دیدن مسافر خود گام در جاده‌ی خطر بگذاشت هر قدم با نوای یا محبوب در دل جاده‌ها اثر بگذاشت شمع جانش د 11 0 1392/11/07

در وصف عشق سرخ تو هرکس قلم زده چیزی شبیه محشر کبری رقم زده نام مبارک تو چه دارد که این چنین نظم و نظام این دل مارا به هم زده یک دست مشک زخمی و 31 0 1392/11/07

دیده هامان ز فراق است که بارش دارد قلب ها از تپش عشق تو لرزش دارد چشم پر خون من هر سال ز دوری و فراق روزهایی که نبودید شمارش دارد گرچه از غصه 33 0 1392/11/07

این روزها سلام علی(ع) بی جواب بود گویا تمام شهر نبی(ص) غرق خواب بود این روزها عقده ی دل را گشودنش بیرون شهر، بر سر چاه های آب بود آن چاه شاهد است 25 0 1392/11/06

هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد در این حرم اما به خواهر بستگی دارد وصل است آب ناب سقاخانه بر جنت یعنی شفا اینجا به کوثر بستگی دارد از مرکز 295 0 1392/11/06

به چشم و دست و قلب طاهر بستگی دارد حتما حرم رفتن به زائر بستگی دارد وقتی که باطن در بر ارباب معلوم است خیلی کرامت‌ها به زائر بستگی دارد یادآو 35 0 1392/11/06

بر باد داده عاشقي خاكسترم را وقتي تو را ديدم زدم قيدِ سرم را ايل و تبارم كشته ي ايل و تبارت نذر ِ تو كردم والدين و همسرم را با بُردنِ نام ِ ت 39 0 1392/11/06

امام زمان(عج)-مناجات حُسن شما نبود که دلبر نداشتیم بهره ز خانواده ی کوثر نداشتیم در فصل انتظار فرج شکر می کنیم جز سایه ی ولای تو بر سر نداشت 17 0 1392/11/05

امام زمان(عج)-مناجات آرامش شب دوباره بر می گردد خورشید سحر سواره بر می گردد با سیصد و سیزده طلوعی دیگر آن صبح پر از ستاره بر می گردد 33 0 1392/11/05

امام زمان(عج)-مناجات دلم گرفته از این جمعه های تكراری كه بی حضورِ تو هر هفته می شود جاری چقدر جاده وصلت ترك ترك شده است سحابِ رحمتِ حق كِی دو 27 0 1392/11/05

امام زمان(عج)-مناجات در حسرت تو خون شده چشم نگارها ای انتظار آخر چشم انتظار ها ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد نشناخته اگرچه تو را دیده ب 15 0 1392/11/05

امام زمان(عج)-مناجات درد، جانسوز تر از بی سر و سامانی هاست زخم، ارثیه ی جا مانده ی قربانی هاست "زلف بر باد نده" هیچ کسی فکر تو نیست سهم گیسوی 29 0 1392/11/05

امام حسین(ع)-مناجات من را دوباره راهی تا قبر او كنید از باب قبله با حرمش رو به رو كنید جز لحظه های مویه بر او قیمتی نداشت گر شرح زندگی مرا مو 31 0 1392/11/05

دارد بهانه این دل، آهش اثر ندارد دیگر هوای یارم ، بر دل گذر ندارد آن کس که همنشین، من بود یک زمانی دیگر ز من بریده، بر من نظر ندارد آنقدر بی ک 27 0 1392/11/05

همواره در برابر لیلی جنون کم است شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است تنها دلیل کثرت شاعر تویی، ولی هر قدر شعر گفته شده تا کنون، کم است من آمد 47 1 1392/11/05

از هجر تو روزگارِ دل جــالب نیست هر چند خرابه است، بی صــاحب نیست ما نیز ز "سادات بنی الـــــــزهرا" ییم آقا" صله ی رحــم" مگر واجب نیست؟ محم 13 0 1392/11/05

مناجات امام زمان (عج) پسر فاطمه هر بار مرا می بخشد با همین مرتبه صد بار مرا می بخشد حال او بد شده از هر عمل ننگینم با همان حالت بیمار مرا می ب 43 0 1392/11/04

کیست زهرا آنکه بوی سیب جنّت می دهد نام زیبایش به جان و دل محبّت می دهد کیست زهرا آنکه دنیا بی وجودش هیچ نیست او که پیوند نبوّت با امامت می دهد 35 0 1392/11/04

دیدن هجوم غصه و دم برنیامدن تنها مرام توست یکسر نیامدن دارد ظهور یوسف دل دیر می شود سخت است این جدایی و دلبر نیامدن در شهر جای زندگی اهل درد 19 0 1392/11/04

شب رفت و رفت بر تن عالم لباس صبح روشن شد آسمان شب از انعکاس صبح خیل ملک به حالت تعظیم دور اوست اما به سوی هوست تمام هواس صبح نامش همینکه معج 43 0 1392/11/03

ای کاش نبود، این کبودی از خانه برون نرفته بودی آن‌دم که عدو لگد به در زد ای کاش، به پشت در نبودی ای کاش میان آن هیاهو آزرده نبود 43 0 1392/11/03

سر در گم سر سحرم مادر گلها دلداده اسرار درم مادر گلها اي محور درد همه عالم و آدم اي هاله احساس و كرم مادر گلها هم اسوه ي مهر و مدد و گوهر علمي 49 0 1392/11/03

سر رفت بالا بر سر زنان دستان مادر رفت بالا یک دختر افتاد بر روی زینب دست لشکر رفت بالا بهر تماشا دستان عباس دلاور رفت ب 27 0 1392/11/03

بالا که برد دشمن دون تازیانه را گم کردی ای کنیز خدا راه خانه را وقتی که رفت دست علی بین ریسمان آتش زدند قلب تو و آشیانه را حیدر بهانه ای است 29 0 1392/11/03

تا روضه می‌گیرم برای رفتن تو پیشم تداعی می‌شود خندیدن تو آوار می‌گردد همه عالم به فرقم وقتی‌که می‌آید زمان خفتن تو در خواب هم ذکر لبت نا 21 0 1392/11/03

راهی نمانده است بیا یاورت شوم بال و پری نداری و بال و پرت شوم رویت کبود و سو به دو چشمت نمانده است بگذار همدم تو و چشم ترت شوم دور از نگاه حید 19 0 1392/11/03

پای برهنه روی مغیلان نمیشود..... تنها و یکه بین بیابان نمیشود ..... وقتی سر پدر . در آغوش محکم است سر را به هر بهانه که آسان نمیشود ..... با ضرب تازی 25 0 1392/11/03

شکر حق فاطمه از بستر خود پا شده‌ای نان درست می‌کنی و مثل قدیما شده‌ای شکر حق فاطمه خنده به لبت آوردی چه قدر زنده دل و شاد و شکوفا شده‌ای بع 21 0 1392/11/03

دستام تو دست مادر و تو کوچه‌ها می‌رفتیم و از مرتضی می‌گفتیم و خوشحال از اینکه مادرم فدک رو پس گرفته بود راهی دیگه نمونده بود تا برسیم در خ 19 0 1392/11/03

ای قرار علی خداحافظ بی‌قرار علی خداحافظ نور امیّد روشناییِ شب تار علی خداحافظ طیِ این سالها فقط بودی افتخار علی خداحافظ اِی در این شهر بی 15 0 1392/11/03

این گدا بر سر راهت چه قَدَر بنشیند تا به کی شب به تمنای سحر بنشیند رفته بینایی یعقوب دو چشمم٬ یوسف! تو بیا تا که غباری به بصر بنشیند نظری کن 21 0 1392/11/03

اي كبوتر كه همه بال و پرت مي سوزد گريه كم كن كه دو چشمان ترت مي سوزد نه فقط بال و پر و چشم ترت، اي بانو با عوض كردن پهلو جگرت مي سوزد بعد از آن 11 0 1392/11/03

حضرت زینب(س(-مدافعان حرم در قلب پر از خون تو غم می ماند زینب تویی و باز عَلم می ماند نوری که تمام چهره ات را پوشاند امروز محافظ حرم می ماند 27 0 1392/11/03

امام حسین(ع)-مناجات گل خوش رنگ و بوی من حسین است بهشت آرزوی من حسین است مزن دم پیش من از لاله رویان که یار لاله روی من حسین است من آن مداح مست 23 0 1392/11/03

نام علی در دل من مُنجَلیست نماز بی حُب علی مَعطلیست دل نگرانِ مَحشرم نیستم رمزِ ورودم به بهشت یاعلیست مالکِ اَشتر که به جای خودش خاکِ کفِ پا 21 0 1392/11/03

شکرِ خدا تاب و تبم شد حسین شکرِ خدا مشقِ شبم شد حسین نام حسین ذکر لب فاطمه است شکرِ خدا ذکر لبم شد حسین شاعر : محمد زوار 25 0 1392/11/03

دستم به دامان ضریحت عاشقت هستم دستی به موهایم کشید انگار رویا بود در مرمر دستان پاکش زود خوابم برد شیرین تر از خواب تمام کودکی ها بود تنها ه 13 0 1392/11/03

امام حسین(ع)-مناجات چشمی که از روایت این روضه ها تر است "فردا کنار فاطمه با آبرو تر است" عمری به گریه در پی دلدار بوده ایم روز جزا پی من و تو چ 31 1 1392/10/30

پیامبر اکرم(ص)-مدح ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را نمی گیرد خدا هم در دلم جای محمد را پس از عمری که چون پروانه بر گِرد علی گشتم در این آیی 29 1 1392/10/30

امام صادق(ع)-ولادت مه ربیع نخستین مه سرور خداست مه تبرّی و ماه نشاط اهل ولاست مه مبارک میلاد خواجه ی لولاک مه ولادت پنجم سلاله ی زهراست شکف 27 0 1392/10/30

پیامبر اکرم (ص)-ولادت شب را سحر آمد که محمد آمد روز ظفر آمد که محمد آمد بتهای حرم شکست و زان بشکستن فریاد برآمد که محمد آمد 25 0 1392/10/30

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت امشـب بـه مـلایک خبری تازه رسیده لبخنـد نجـات از نـفس صبـح دمیـده شیطان عوض جامه دل خویش دریده اوصـاف خـدا از ده 31 0 1392/10/30

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت تا آسمان ز ظهـر ظهور تــــــو مژده داد چشم زمان ز بارش نور تـــــو مژده داد جان زمین ز لمس حضور تـــو زند 57 0 1392/10/30

امام صادق(ع)-ولادت شب تجلی عشق و عقیده است امشب شب ظهور هزاران سپیده است امشب گلی به گلشن یاسین شکفته شد که فلک نظیر چهرۀ او را ندیده است امش 37 0 1392/10/30

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت همه مجذوب یك خبر بودند بی قرار پیامبر بودند همه در انتظار لحظۀ ناب جذب اخبار معتبر بودند دور تا دور بیت 43 0 1392/10/30

امام صادق(ع)-ولادت وقتی که رئیس مذهب ما آمد همراه رسول مکتب ما آمد عطر گل و باغبان بهم چون آمیخت ذکر صلوات بر لب ما آمد 31 0 1392/10/30

گرفته قلبم و آه ، هم مدد مرا ندهد برای درد فراقت کسی دوا ندهد براه مانده نگاهم بیا گل نرگس کسی به جز تو پناهی به بینوا ندهد مریض عشق تو گشتم 35 1 1392/10/30

یا حسین ای که غمت در دلِ ما تا اَبَدُالدَّهر فُرود آمده است و همه خلقِ سماوات و زمین پیش تو آقا به سجود آمده است گِل من را ز گِل تو بِسِرشتند ف 15 0 1392/10/30

زمین و کلّ فلک,هفت آسمان,دنیا فقط برای حسین آفریده شد اصلاً بخوان نماز و عبادت بکن خدا را چون... سرش برای همین ها بریده شد اصلاً فقط برای عزای 19 0 1392/10/30

گرچه از لطف پدروار علی سرشارم هر چه دارم ز غلامی محمد دارم سید پوریا هاشمی 43 1 1392/10/30

از من مخواه حال و هوایم عوض شود راه رسیدن به خدایم عوض شود عیدی به بدون یوسف زهرا نمی شود کاری کنید راه دعایم عوض شود من را برای نوکری ات انت 17 0 1392/10/30

آمد از ره عید تبریک عاشقان غرق شادی گشته کل لامکان حضرت احمدبه دنیا آمده مژده ای از حی اعلی آمده جبرئیل از عشق رویش نغمه خوان از ورودش ع 17 0 1392/10/30

سلام آقا منم غلام سیاتون خیلی دلم تنگ شده بود براتون چطوری با زحمتامون آقاجون؟ میخوام باهات حرف بزنم فراوون میشناسی من رو؟ همونم اون بَده 13 0 1392/10/30

پیامبر اکرم(ص)-مدح جهان را حق به عشقش آفریده وجودش كلِ هستی را خریده بگویم از مه رویِ محمّد کسی زیباتر از او را ندیده 41 1 1392/10/27

پیامبر اکرم (ص)-ولادت آن غایت حسن و لطف و دلبندی از یوسف مصر، دلنشین‌تر بود در کار شریعت خداوندی جبریل، امین و او امین‌تر بود عالم همه غرق 25 1 1392/10/27

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت شهر بركات است ربیع المولود پر از حسنات است ربیع المولود میلاد پیمبر و امام صادق ماه صلوات است ربیع المول 59 0 1392/10/27

پیامبر اکرم(ص)-ولادت ز شرق بادی اشراق با چه زیبایی کسی برای ترنم بهانه آورده دوباره حضرت روح الامین مدد فرمود برای مستی تازه ترانه آورده ت 35 0 1392/10/27

پیامبر اکرم(ص)-ولادت خورشیـد چهـرۀ تـو برون از حجاب شد بـاجلـوۀ فــروغ رُخـت ، آفتــاب شـد از شـرم نــور قدسیت، ای مهـر لایـزال خـورشیــد 31 0 1392/10/27

اشعار میلاد آقا رسول الله(ص) و امام جعفر صادق(ص) - جواد پرچمی میل باران، تب رطب داریم صد و ده کوزه می به لب داریم از گریبان پاره مان پیداست 59 0 1392/10/27

امام زمان(عج)-مناجات-تاجگذاری هر لحظه تو احوال مرا می بینی آئینـــۀ اقبــال مرا می بینی می میرم و زنده می شوم از خجلت چون نامۀ اعمال مرا می 37 0 1392/10/26

پیامبر اکرم(ص)-ولادت سالها بی تو درختان زمین بار نداشت باغ با پنجره ای وعده ی دیدار نداشت رود می رفت و فقط حسرت دریا می خورد باد می آمد و رنگ 45 0 1392/10/26

پیامبر اکرم (ص)-صلوات هرکس که به کف از تو براتی دارد در روز جزا راه نجاتی دارد جاری است همیشه نام تو در صلوات نام تو شنیدن صلواتی دارد *** ای 53 0 1392/10/26

امام صادق(ع)-مدح در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را لطف تو گرفت از من بیچاره امان را شد دشمن تو معترف انگار خداوند در گوش تو گفته همه اسرار جهان 33 0 1392/10/26

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت صدای معجزه می‌آید از پشت دری دیگر خدا گل می‌کند در ربنای حنجری دیگر خبر آورده: دارد سنگ‌باران می‌شود، ظلمت ابا 29 0 1392/10/26

پیامبر اکرم (ص)-مدح و ولادت و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان 39 0 1392/10/26

غم و غصه دوباره تحریم است روز میلاد و روز تکریم است شب شب و روز عرض تبریک و لحظات قشنگ تعظیم است بدهم مژده ای به خسته دلان عشق آمد زمان ترمی 79 0 1392/10/26

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی از ازل چرخانده دلها را خدا، سوی علی او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند دار ما خرما فروشان حلقه موی عل 45 0 1392/10/26

شب مستی و شور بسم الله همه جا غرق نور بسم الله شده وقت سرور بسم الله لحظات ظهور بسم الله آمنه نور دیده ات... تبریک قدم نورسیده ات... تبریک 19 0 1392/10/26

دارد خدا هـــوای تو را طور دیگری از آدمـــی سری،به خـدا طور دیگری در بین خلق خنده نمـــی رفت از لبت گریه کــن سحر!، به خفا طور دیگری مُحرِم 15 0 1392/10/26

میلادآقارسول الله (ص) تاکه دنیا آمدی دنیا سر و سامان گرفت نه فقط دنیا که مافیها سر و سامان گرفت آمدی و مدعی های دروغین جا زدند قصه پیغمبری یکجا 35 0 1392/10/23

صلي الله عليك يا جعفر بن محمد الصادق سلام اي گل خاتم المرسلين مصفا شده از تو عرش برين بهشت خدا جلوه ي روي تو شب عارفان چله ي موي تو شكفته ز چ 877 0 1392/10/23

صلي الله عليك يا رسول الله نگار میرسد از ره بیار باده بیار به دل حضور دراین بزم صاف و ساده بیار هزار سجده برآن شاه پاک زاده بیار هزار بوسه ب 17 0 1392/10/23

خـانِـدان مـــرتـــضـــی تـاب و قرار عالمَند آشنایان عــــــلـــــی بـا خـاک مولا تواَمند آن کـسانـی کـه بـه دنـیا غصه ی مولا خورند لحظه 17 1 1392/10/22

علی معشوق رب العالمین است نخی از جامه اش حبل المتین است ز وقتی پادراین عرصه نهاده غبار مقدمش روح آفرین است تمام آسمان محتاج لطفش به محشر نا 41 0 1392/10/22

*شرح احوال مرا بر در این خانه بخوان شعر بی خط مرا شعله مستانه بخوان *گر نبودم که کنم جان بفدای معشوق تربتم را به ره آن شه جانانه بخوان *مِی تو 27 0 1392/10/22

فکری برای زخم چشمان ترم کن فکری به حالِ حالِ از بد بدترم کن اینگونه میمیرم بدون شک! بیا و ... فکری برای عاشق دور از حرم کن بال و پری ده تا بیای 21 0 1392/10/22

مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز نفست تنگ شده کنج قفس افتادی باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز با حض 39 0 1392/10/20

بیا که آتش دل، خانه از بنا سوزاند بیا که چشم مرا سیل گریه ها سوزاند هنوز پیرهن مشکی ات عوض نشده که داغ های پدر آمد و تو را سوزاند تو را ک 33 0 1392/10/20

خشکِ خشک است لبش ؛ زهر عیان شد اثرش کاسه ای آب بیارید نسوزد جگرش سعی اش این است زمین گیر نباشد امّا گاه بر روی تن و گه روی خاک است سَرَش 15 0 1392/10/20

امام حسن عسکری(ع)- شهادت هرگز شبی ز شام غمت تیره تر نبود آن شب به غیر ناله نوایی دگر نبود ای آفتاب معرفت ای عسکری لقب گل را چنان تو زندگی مختص 23 0 1392/10/20

امام حسن عسکری(ع)-مناجات شب شهادت دارم دلی به سینه ، شهید جمال تو در حسرت تنفس بوی وصال تو دائم به سینه یاد تو را می‌کنم مرور بیرون نمی‌ رود 11 0 1392/10/20

امام زمان(عج)-مدح تا به رخ بنشست گَرد مقدم آن نازنینم آسمان برخاست کز همّت کند مهر جبینم شمع سوزانی که روشن کرده ام در بزم جانان آب گشته، سو 137 0 1392/10/20

امام حسن عسکری(ع)-شهادت-مناجات با امام زمان(عج) تسلیت ای حجّت ثانی عشر یاین الحسن زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن قلب بابت از شرار زهر دش 29 0 1392/10/20

امام زمان(عج)-مناجات ماه زمزم، قبله ی کعبه، کجا دورت بگردم در حرم یا مروه یا کوه صفا دورت بگردم سر به قربانگه برم تا جان کنم قربانی تو روی در 125 0 1392/10/20

امام حسن عسکری(ع)-شهادت نشد که قوره ی نارس شراب ناب شود ضریح دامن او دست این گدا نرسید نشد که فطرس آن آستانه باشم حیف شکسته باد، پرم چون به س 17 0 1392/10/20

سالیانی درد بی درمان هجران مشکل است بی کسی درشهرغربت ای رفیقان مشکل است سالیانی جای دور افتاده تبعیدت کنند... سالیانی در غل و زنجیر زندان مش 21 0 1392/10/20

حالا که صحبت دلم به اینجا کشیده شد فاش می کنم راز دلم با خدای تو بی تو فقیرم و همه سرمایه ام تویی دلخوش شدم به دیدن گنبد طلای تو اقا دلم بهانه 27 0 1392/10/20

قبل از ابراز نداری برسد لطف شما تاجری هیچ ندیدم به غنا مثل گدا خاک پای تو شدن آخر معراج من است قُربم آن است شوم وصله ی نعلین شما مور را درک س 13 0 1392/10/20

سرّ کلیم بودن موســـــی اطاعـت است "عاشق" همیشــــه طور نشین عبادت است مانوس تیـــــــرگی شب اند اهــــل نافله ظلمت برای چشم سحر خیز عادت ا 7 0 1392/10/20

یا ساترَ العیوبِ دل ما حلال کن ما را به حق حضرت زهرا حلال کن دیگر گذشته کار دلم از دعا حسین جان مرا بگیر شما یا حلال کن هستم وبال گردنتان روز ح 349 0 1392/10/18

دگــر نــباف پــیرهــن تــازه فــاطـمــه شد پنبه رشته های تو با داغ محسنت ****** نه کوچه نه غلاف نه سیلی نه میخ در بــیمار کــرده اســت تـو ر 37 0 1392/10/18

شانه به درد زلف پریشان من نخورد مرهم به درد زخم گریبان من نخورد از زهر معتمد که دو سه جرعه خورده ام یک قطره هم نماند که از جان من نخورد از تب 13 0 1392/10/18

خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد و یا جرقه ی عشق تو بر سرم بخورد تویی که در همه دنیا زبانزدی آقا غروب جمعه شد اما نیامدی آقا من انتظار تو ر 87 0 1392/10/18

در سامرا غریبی و تنهایی و فراق در کربلا حسین و عطش بود و درد و داغ در سامرا تنی جگرش تشنه و کباب در کربلاحسین تنش زیر آفتاب در سامرا نگاه کسی 27 0 1392/10/18

امام حسن عسکری(ع)- شهادت باز هم می شود حسینیه وسعت قلب درد پرورتان سامرایی شدیم و می گوییم تسلیت، تسلیت امام زمان تسلیت ای به درد ها مأنوس 27 0 1392/10/18

امام حسن عسکری(ع)-شهادت بی قرارم بی قرارم بی قرار ناله دارم ناله دارم ناله دار ابر غربت ریزد از چشم ترم شیعیان! من مجتبای دیگرم از حسن هستم 23 0 1392/10/18

دركنج دلم هميشه اين گونه نداست آن كس كه اسيرعشق گرديده رهاست مجنون كه به شاعري خود مي باليد شاگرد كلاس اول عشق شماست 29 0 1392/10/17

آقا صدایم کن که برگردم به سویت همراه کفترها نشینم روبه‌رویت شاید برایم زائری گندم بپاشد گیرم شفا از گندم تسبیح گویت آقا صدایم کن که خود را 27 0 1392/10/17

تا که هیزم ها بدست عده ای شر گر گرفت کم کم آتش شد مهیا بعد آن در گر گرفت پشت در بود و به پهلو تکیه بر آن داده بود آتش در شعله زد یکباره معجر گر گ 55 0 1392/10/17

کجایی که ببینی غم گرفتم عزاداری برا تو کم گرفتم کجایی که ببینی دم گرفتم هنوزم معجرو محکم گرفتم ندارم در دلم شوق پریدن شنیدن کی بود مانند دیدن 51 0 1392/10/17

امام حسن عسکری(ع)-شهادت تو ضعف می کنی پسرت گریه می کند مهدی رسیده و به برت گریه می کند خاکی شده است موی سرت گریه می کند این ظرف آب بر جگرت گری 23 0 1392/10/17

طلوع چشم تو آغاز راه این غزل است به من بتاب که خورشید نسخه ی بدل است حریم پاک تو یک گوشه از بهشت است و برای داشتنش بین عاشقان جدل است به پیشگا 25 0 1392/10/16

از راه رسیده است، در آغوش بگیرید اما تن او نیست که بر دوش بگیرید تن قسمت گودال و سرش قسمت نیزه گلبانگ اذان بر سر نی، گوش بگیرید ای در سرتان ک 27 0 1392/10/16

برخیز از جا لشکری باقی نمانده ای پهلوان جنگاوری باقی نمانده جان تو و جان حسین و جان زهرا جز بازوانت یاوری باقی نمانده مگذار بر هم چشم های رو 177 0 1392/10/16

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت بوسه گاه قدسیان را خصم کافر سوخته بیت ناموس الهی ، ز آتش در سوخته آتشی افروخته از بغض و کین ، نمرودیان کز شرار 37 0 1392/10/16

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت مولای جوان بگو که پیری سخت است بر مردم بی وفا امیری سخت است خون شد جگر صبر میان کوچه در او‌ج دلاوری اسیر‌ی ‌ 217 0 1392/10/16

جان خودم قسم، كه همین چند روز پیش گفتم كه كج كنم سر این میخ را...نشد 89 0 1392/10/16

ای باعث سرور علی از چه پر غمی؟ باور نمیکنم که همان بانوی منی کشته مرا تمام نفس های پر غمت کشته مرا عزیز دلم این قد خمت بی تو دلیل زندگیِ من چه 41 0 1392/10/15

با گریه زلال کن مــــــــــرا آقا جان از اهل کمال کن مــــــــــرا آقا جان ترویج ولایت است هـر فصل"اذان" مانند "بلال" کن مــــــــــرا آقا ج 35 0 1392/10/15

حضرت محسن(ع)-شهادت بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد آنقدر زد آنقدر زد آخر در افتاد ای کاش می چرخید از لولا در، اما در وا نشد افتاد، روی مادر 1107 0 1392/10/15

امام حسن عسکری(ع)- شهادت شب تاریک هوای سحرش را می خواست شهر انگار خسوف قمرش را می خواست گوشۀ حجره کسی چشم به راه افتاده حسن دوم زهرا پسرش را 27 0 1392/10/15

امام حسن عسکری(ع)-مدح و مرثیه ای مسجد الحرام، حرم سامرای تو بیت الولای دل، حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و س 25 0 1392/10/14

چقدر ثانیه هایت حضور ایمان داشت در آن غروب سیاهی که بوی هجران داشت چقدر دختر تو دلشکسته بود آن شب نگاه ابری او یک بها 19 0 1392/10/14

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسما 31 0 1392/10/14

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری من روزگاری که جنون رونق بازارم بود تو نبودی که بیایی به خریداری من برگ پاییزی 385 0 1392/10/14

در چشم باد، لاله فقط پرپرش خوش است خورشید روز واقعه خاکسترش خوش است از باغها شنیده‌ام این را که عطر یاس گاهی نه پشت پنجره، لای درش خوش است 423 0 1392/10/14

امام زمان(عج)-مناجات با زمزمه بزم عشق را گرم کنید با ناله قلوب سخت را نرم کنید این قدر چرا روید دنبال گناه از روی امام عصر خود شرم کنید 19 0 1392/10/13

امام زمان(عج)-مناجات تا تو به دل نظر کنی دیده پر آب می شود حال ، خراب می شود سینه کباب می شود تا تو نظر نیفکنی حال بکا نمی رسد آدم اگر دعا کند 35 0 1392/10/13

امام زمان(عج)-مناجات این چه حالیست که این دیده پریشان باشد؟ همه جا در پی دیدار هراسان باشد از کنار دل من دیر سفر کن که دلم چون غبار قدمت بی ت 27 0 1392/10/13

نشسته بر روي قلبم حديث تنهايي به يك اشاره ي چشمان مرد روئيايي يلي كه اوج ادب در كلام او پيداست همان خداي ادب منتهاي آقايي سلام من به تو اي پا 413 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی حَجَةٌ الاغنیاءِ و الفقرا، انت فی قلبنا امام رضا بنویسید عاشقش بوده، در خی 397 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت آمد از راه و کشیده است عبا را به سرش وای از سینۀ سوزان و دل شعله ورش همچو شمعی که بسوزد ز شرر آب شود آب کرد آتش آن زهر ز پا تا 31 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت ساکت و بی صدا زمین خوردن زپر پا یک عبا، زمین خوردن بی تعادل شدن شکسته شدن وسط کوچه ها زمین خوردن ارثی از مادر است که حالا 39 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-مدح و شهادت ای رضا را سجده بر خاک درت بضعه ی احمد چو زهرا مادرت زاده ی موسی که موسای کلیم با عصا گردیده در طورت مقیم آسمانِ خفته 27 0 1392/10/12

نام حسین بردی و دلها کباب شد دنیا به روی شانه زخمم خراب شد اشکی چکید وآینه در آینه شکست حتی فرات هم ز خجالت سراب شد دامان آفتاب فلک رنگ خون گرف 51 0 1392/10/12

با شرابی که بر لبم جاری است ،ذکر مستی علی الدوام رضاست وام عشقم اگر قبول شده است، گفته ام ضامنم امام رضاست بیشتر می کنی نگاه به هر ، کس که حال 33 0 1392/10/12

حتما تو نیز جنس غمت فرق میکند آشفتگی زلف خمت فرق میکند محتاج دستهای کریمانه ات،کرم از بس که شیوه ی کرمت فرق میکند "بس اتشی ز اخگر الماس ریزه 157 0 1392/10/12

این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ... ... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده عقده ها می شود آزاد به امّ 33 0 1392/10/12

من از شماست هر چه منم را گرفته ام حالا به روی دست ، تنم را گرفته ام خاکم ز کربلاست ولی خانه ام بقیع امشب بهانه ی وطنم را گرفته ام 58 شب همه جا گف 25 0 1392/10/12

جبریل شدم بال و پرم را بدهم خرجیِ مسیر سفرم را بدهم با پایِ پیاده ام به راه افتادم تا حق دلِ در به درم را بدهم امروز اگر طی شد و عاشق نشدم 21 0 1392/10/12

بوي فراق مي دهد اين گريه هاي من ماتم گرفته شال سياه عزاي من شرمنده ام كه ازغم زينب نمرده ام آقا ببخش،درگذرازاين خطاي من با زعفران شهر خراسا 79 1 1392/10/12

تو جلوه­ ی ربّی، حرمت هم طورت تا طور رسیدیم همه با نورت معراجِ خدا باغچه ای در باغت جبریل مقرب شده یک غور­ت ما لب نزدیم باده­ ی هر کس را آ 17 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-مناجات می خوانمت و تو هم مرا می خوانی من پای تو و تو پای من می مانی گفتی كه سه جا به دیدنم می آیی ای مهد كرم تو حاجتم می دانی 21 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت خراسان می دهد بوی مدینه خراسان کوه غم دارد به سینه خراسان را سراسر غم گرفته در و دیوار آن ماتم گرفته خراسان! کو امام مهربا 37 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت پرچم مشکی عزای حسین هدیه ای از سوی خراسان است قطرات طلایی اشک از برکات حریم سلطان است خود آقا محرم هر سال خانه اش تکیه ی 39 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت- از زبان حضرت معصومه(س) یک دلم رو بسوی قبله ی هشتم دارد یک دلم میل حریم حرم قم دارد خواستم روضه بخوانم ز برادر، دل گفت خواهر 33 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت وای مادر مددی کن جگرم می‌سوزد که نه تنها جگرم پا به سرم می‌سوزد زهر اثر کرده به زانو و ستون فقرات جگرم پاره شده تا کمرم می 21 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-مدح و مناجات ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی رسد آخر به نوا 13 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت پر اشک است دو چشم تر تو شده وقت نفس آخر تو در دل حجره زمین افتاده به روی خاک چرا پیکر تو مرغ بسمل شدی و بال زدی خاک حجره است 15 0 1392/10/12

وداع با ماه صفر تقدیم به امام عصر (عج) از من بپذیر نوکری هایم را کوتاهی چشم و سینه و پایم را آقا شب آخر صفر خالی کن در صحن امام رضا خودت جایم 95 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-مدح و شهادت ای جلوۀ جلال خدا یا اباالحسن وی مظهر جمال خدا یا اباالحسن چون فاطمه تو بضعۀ خیر البشر شدی دیدار تو وصال خدا یا اباال 13 0 1392/10/12

امام حسن مجتبی(ع)-مدح دل را سپرده ایم به دست کریم ها امروز نه، ز روز ازل از قدیم ها ما خاک پای خادمتان هم نمی شویم دلداده تو نوح و مسیح و کلیم 19 0 1392/10/12

امام زمان(عج)-مناجات این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ... ... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده عقده 41 0 1392/10/12

امام رضا(ع)-شهادت قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه: سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا یَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أ 17 0 1392/10/12

تشبیه و وصف روی تو کار خیال نیست آئینه ی وجود خدا را مثال نیست بر هرچه هست،نام محمّد نوشته اند آری که اسم و رسم خدا را زوال نیست این اعتقاد ماس 15 0 1392/10/12

يا ابالفضل العباس بي تو نگاه آينه ها سرد مي شود تبعيدگاه قلب پر از درد مي شود بعد به خون نشستن قد رشيد تو زينب ع دچار سيلي نامرد مي شود شاعرمه 35 1 1392/10/11

يا زينب اي كاش كه مرحمي فراهم گردد از وسعت درد تو غمي كم گردد اين داغ برادري كه در سينه توست گر كوه ببيند كمرش خم گردد. 17 0 1392/10/11

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع) در جوار حضرتت سروده شد غزل به نام تو وحی شد و آسمان سینه ام شد از ازل به نام تو یا رئوف! یاکریم! صحن چشم ها 19 0 1392/10/11

قدم می زنم روی این سنگ ها کنار تنم روی این سنگ ها به خوابی میان حرم دیده ام که جان می کنم روی این سنگ ها شاعر : رضا دین پرور وقتی دلم برای حرم 21 0 1392/10/11

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت روی لعل لب تو لختِ جگر می بینم دور چشمان کبود تو اثر می بینم زخم ها روی جگر داشتی و دَم نَزَدی حاصل خون دلت را چقدر می 21 0 1392/10/11

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت تنش را با دم تکبیر بردند کنارش دست بر شمشیر بردند ملائک پیکر پاک حسن را به سوی فاطمه با تیر بردند *** تمام تیرها بر پ 25 0 1392/10/11

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه: لَوْ كَانَ‏ الْحِلْمُ‏ رَجُلًا لَكَانَ عَلـِیّاً ع‏ وَ لَوْ كَانَ الْفَضـ 23 0 1392/10/11

امام زمان(عج)-مناجات-9دی ما که پروانه صفت دور شما سوخته ایم آتشــی در دل انس و ملک افروخته ایم همگی ســینه زن مکتب عظمای توأیم مــا بصیرت ز ش 29 0 1392/10/11

يا امام رضا بوي خدا مي وزد از صحن پاك تو عطربهشت مي دهد هر مشت خاك تو از جانب حقيرترين نوكرت مدام بر لطف ومهرباني تو آقا سلام 37 0 1392/10/10

امام حسین(ع)-مناجات-حماسه 9دی باطن روضه گرفتن به تو هشیاری بود گریه و سینه زنی علت بیداری بود هر کجا نام تو باشد درِ رحمت باز است "نه دی" حاصل 21 0 1392/10/10

اشعار شهادت حضرت محسن (ع) در پیچ و خم غم گذرش خورد به دیوار رفت اوج بگیرد که پرش خورد به دیوار بودند ملائِک همه در محضرش امّا ابلیس لگد زد 149 0 1392/10/10

قلم و شور تو و این همه حیرانی ها بگذارد بنویسم ز پریشانی ها می نویسم به خدا عشق منی- ایول الله می نویسم که تویی دلبر ایرانی ها همه ی ماحصل شعر 23 0 1392/10/10

شاعر شدم برای تو یا ثامن الحجج دارم به سر هوای تو یا ثامن الحجج هستم فقط گدای تو یا ثامن الحجج دست من وعطای تو یا ثامن الحجج آقا فدا 17 0 1392/10/10

اشعار امام زمان(عج) - شهادت حضرت محسن(ع) یابن الحسن دو چشم ترت درد میکند این چشمهای شعله ورت درد میکند از شدت غمی که در سینه ی شماست مانند 89 0 1392/10/10

پیش طبیب هستم و درمان نوشته است در مان برای من رخ جانان نوشته است فهمید بی قراری من علتش چه بود دیدار روی ماه کریمان نوشته است آب و هوای ری ب 37 0 1392/10/10

گریه کن زیرا که دخت افتاب بی خبر باید بخوابد در تراب این دل یاس است وروح یاسمین این امانت را امین باش ای زمین 53 2 1392/10/09

یک سوگواره یک روضه ی سر بسته تنها با اشاره یک روضه خوان و سرّ مگویی که نموده خود نظاره یک کوچه ی بن بست آئینه ماند و کینه های سنگ خاره روز دوشن 75 0 1392/10/09

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت از اشک، نگاه لاله گونی دارد داغ از همه لاله‌ها فزونی دارد جای گله، خون از دهنش می‌جوشید یعنی که ز غربت، دل خونی دار 33 0 1392/10/09

حضرت رسول(ص(-مناجات آخر صفر یا محمّد من به درگاهت پناه آورده ام چلچراغ اشک در این بارگاه آورده ام دست هایم هر دو خالی، دیدگانم پر ز اشک خون د 57 0 1392/10/09

حضرت رسول(ص)-شهادت آسمان مدینه غمبار است شهر، آشوب و کار دشوار است بعد از این مکر و حیله بسیار است چشم های علی گهر بار است رنگ زهرا شبیه دیو 49 1 1392/10/09

حضرت رسول(ص)-شهادت شبی که نور زلال تو در جهان گـم شد سپیده جامه سیه کرد و ناگـهان گم شد ستاره خـــون شد و از چشم آسمان افتاد فلک ز جلـــوه فر 43 0 1392/10/09

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت نبود تاب و توانی که وا کند لب را گرفت با نگه خود سراغ زینب را خبر رسید و سراسیمه خواهرش آمد دوان دوان به کنار برادرش 33 0 1392/10/09

حضرت رسول(ص)-شهادت آمد پیمبر نور ایمان را به ما داد ذکر رحیم و ذکر رحمن را به ما داد اول گرفت از ما رگ کافر شدن را بعد از وفا نام مسلمان را به 43 0 1392/10/09

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت صفر تمام شد و طی نشـد عزای حسن هزار حیف که شد زهر کین جزای حسن بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت که ماهیان همه گر 41 0 1392/10/09

بروی داغ بدی بر جگرم می ماند اشک در حلقه چشمان ترم می ماند من گل یاس بهشتم بروی می سوزم تو بمانی به برم برگ و برم می ماند بودن محسن من در 41 0 1392/10/09

حرف از وصیت های آخر میزنی بابا از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار حرف از وصیت های مادر میزنی بابا دل شو 37 0 1392/10/09

هر عاشقي ست در طلبت أيها الرّسول اَلجَنَةُ لَهُ وَجَبَت أيها الرّسول عالم هنوز تشنه ي درک حضور توست أرض و سماست در طلبت أيها الرّسول ر 27 0 1392/10/09

نور دلگرمی ما چشمه خورشیدی ما نرو از خانه همسایه تجریدی ما نرو ای جان علی دلبر توحیدی ما سوره حمد خدا سوره تمجیدی ما نرو که دست به دامان 29 0 1392/10/09

مسیر انتخابی یک توده ی شسته رفته ایم در دنیا چون یاسمنی شکفته ایم در دنیا با هول و ولا نخفته ایم در دنیا هرجا که رسیده گفته ایم در دنیا م 31 0 1392/10/09

هر کس زیارش گفت و من یار خودم را بر او فقط گویم من اسرار خودم را دربار من قلب است و شاهش هم حسین است پس من بنازم شاه دربار خودم را مولا حسین, 21 0 1392/10/09

همچون گل لاله که گشته پرپر افتاد زهر جفا باعث شد از بال و پر افتاد دستش به دیوار است تا اینکه نیفتد دستش به دیوار است اما...آخر افتاد این کوچه 63 0 1392/10/09

چون جام ِ زهر غريبانه سر كشيد فرياد زد خدا و عبا را به سر كشيد پنجاه و چند سال موسا به كوچه ها پنجاه و چند مرتب آه از جگر كشيد با سينه اي كه 29 0 1392/10/09

دستان تو، صد دست... نان، خرما...فقیران هستند گرد سفره ات تنها فقیران با پادشاهی گرد یک سفره نشستن... این را نمی دیدند در رویا فقیران تا لحظه ای 33 0 1392/10/09

حرف از وصیت های آخر میزنی بابا از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار حرف از وصیت های مادر میزنی بابا دل شور 33 0 1392/10/09

در طشت می ریزد جگر اما کمی سبز انگار می ریزد به زخمش مرهمی سبز با حرف ها آنقدر می شد سنگباران آمد کنار اشک سرخش همدمی سبز باید بگیری چشم های 41 0 1392/10/09

آقایمان آمد عبا روی سرش بود رنگ کبودی برتمام پیکرش بود درکوچه یادماجرای کوچه افتاد یافاطمه یافاطمه ذکرلبش بود دستی به پهلودست دیگر روی دی 75 0 1392/10/09

حال و هوای پر زدنم مشهدالرضاست شوق تمام آمدنم مشهدالرضاست آنجا مدینه دل ماکربلای ماست یعنی حسین وهم حسنم مشهدالرضاست مبعث غدیر موسم حج با 39 0 1392/10/09

بی تونفس به سینه ما جان نمی شود بی توبهشت روضه رضوان نمی شود اصلا تمام وسعت این گنبد کبود گنبد طلای شاه خراسان نمی شود ناکام آن دلی است که در 33 0 1392/10/09

کریم اهل بیتم بی یاور و حبیبم به کی بگم خدایا تو خونمم غریبم با این کبودی تن شبیه مادرم من من با دلی شکسته تنها ترین امامم حرفای بد شنیدم در 37 0 1392/10/09

گرد حریم پاک شما در تحیرم از دست‌های پر زکراماتتان پرم من تشنه ی ولای شما تا قیامتم هر روزه از سبوی شما آب میخورم خاکم ولی ز یمن شما کیمیا ش 17 0 1392/10/09

پسر فاطمه‌ام غصه بود بنیادم سند غربت من این حرم آبادم خاک فرش حرم و گنبد من تکهٔ سنگ صحن من پر شده از غربت مادر زادم عزت عالمیان بسته به یک م 27 0 1392/10/09

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان غم مارا تماشا کن پدر جان همه پشت و پناه ما تو هستی نظر بر حال زهرا کن پدر جان * کنار بسترت احیا بگیرم میان وادی غم 69 0 1392/10/09

دو جهان مفتخر از عزت نام حسنیم متحیر ز کمالات مقام حسنیم با عنایات خدا محضر زهرا رفتیم با ید حیدر کرار به نام حسنیم جبرئیل از ره ما بال و پرت 61 0 1392/10/09

داغی نهفته است در این قلب پاره‌ام همچون حباب منتظر یک اشاره‌ام عمریست لحظۀ گذر از کوچه‌هایِ تنگ آن صحنه غرور شکن در نظاره‌ام گفتم به 15 0 1392/10/09

از میان غباری از اندوه از دل ریگهای صحرا ها کاروانی ز راه آمده بود کاروان قبیله ی دریا تا که پرسید از مدینه بشیر کيست درشهرتان بزرگ شما هم 43 0 1392/10/09

تيغ ابرويت غزل را درخطر انداخته پيش پايت ازتغزل بسكه سرانداخته !مرد اين ميدان جنگ نابرابر نيستم تيرمژگانت ز دست دل سپرانداخته بنده ای ؟ پر 15 0 1392/10/09

حس این جمله چه زیباست: حسن را عشق است نقش بر عرش معلاست حسن را عشق است مادرش فاطمه بی تاب حسین است ولی ذکر روی لب زهراست حسن را عشق است نه فقط 341 0 1392/10/09

همه جا در نظرم دعوا بود پیش چشمان ترم دعوا بود عصر آن روز که رفتی بابا همه جا دور و برم دعوا بود شد هیاهو همه جا فهیمدم سر ذبحت پدرم دعوا بود 31 0 1392/10/09

اگر که عمـر کفـافـی دهـد ، شـوم قـادر !! بــــرای عـــرض ارادت شــوم بـــه تـــو زائــر خدا کنـد کـه بـسـازیــم بـر شـمـــا مــرقــد بـــرای 23 0 1392/10/08

ما از اهالی حرم و یارِ زینبیم ما هم گدا و سائل دربار زینبیم مثل علی که حیدر کرار مصطفی است مرد نبرد و حیدر کرار زینبیم مهدی اگر بیاید و ما را 31 0 1392/10/08

مصائب حضرت رقیه (س) تیر غمت ز بال و پرم شرم می کند ته نیزه هم دگر ز سرم شرم می کند سر نیزه ای که دست رئیس اراذل است تا داد می زنم "پدرم" شرم می ک 25 0 1392/10/08

امام حسن(ع)-مدح از آسمان نگاهت وقار می ریزد ز پلک پاک تو صبح بهار می ریزد برای گریه برایت اجازه می خواهم به چشم ما تو بگویی ببار می ریزد فدا 37 0 1392/10/08

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت بارها از سفره اش با اینکه نان برداشتند روز تشییع تنش تیر و کمان برداشتند مردم این شهرِ در ظاهر مسلمان، عاقبت با صدا 43 0 1392/10/08

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت نیست کس غیر از خدا آگاه از سوز نهانم خون دل هایی که خوردم ریخت بیرون از دهانم زهر نانوشیده قلبم بود مثل لاله پرپر بس 21 0 1392/10/08

پیامبر اکرم (ص)-شهادت حوادثی‌ست کـه قلـب مدینـه می‌لرزد مدینه چون دل امّت بـه سینه می‌لرزد سپاه شب، شده مست تصرّف خورشید نسیم، شعله شد و 25 0 1392/10/08

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت چشمی که یک دریا حسینی اشک دارد تازه تواند بر حسن یک قطره بارد حتماً غریبیِ حسینش را چشیده آنکه غریبیِ حسن را خون ببا 21 0 1392/10/08

امام رضا(ع)-شهادت-خروج از مدینه آسمان مدینه در سینه كوهی از بغض و ناله ها دارد چون شنیده امام آینه ها قصد ترك مدینه را دارد كوچه های مدینه 29 0 1392/10/08

حس میکنم رفتار تو تغییر کرده این روزها کردار تو تغییر کرده هم صبح و ظهر و هم سرشب دیدن من می آیی و گفتار تو تغییر کرده یک فاطمه میگویی و دلشوره 31 0 1392/10/07

باید به پای عشق حسن جان فدا کنیم در عمق سینه ها حسنیه به پا کنیم باید برای اینکه محب حسن شدیم روزی هزار مرتبه شکر خدا کنیم هرچند با مزار غمش خو 27 1 1392/10/07

شاعر از سوز دل و درد و غمش کم گفتی از دل خسته و از قد خمش کم گفتی زان همه غربت اندر حرمش کم گفتی هرچه گفتی به خدا از کرمش کم گفتی او کریم است کری 23 0 1392/10/07

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود بابادلم خوش بود دستت برسرم بود بابادلم خوش بود هستی در بر من هستی همیشه هم پدرهم مادر من هجده بهار زندگانی ام 29 0 1392/10/07

جمله ها داشته حرفی نزدن یعنی صبر سفره داری وسط رنج و محن یعنی صبر اولین آیه قرآن شما حا یا صاد ترجمه گشته بدین شکل حسن یعنی صبر ننوشتند چه گ 25 0 1392/10/07

سینه ام کلبه ی غم و غصه حال و روزم همیشه بارانی تک و تنها میان حجره ی خود مانده ام بادل پریشانی آسمان مدینه را امشب چقدر غصه دار می بینم در و د 99 0 1392/10/07

هوای صحن وسرا بود وشور شیدایی به روی گونه ام الماس اشک زیبایی رواق و صحن و شبستان و پنجره فولاد سحرگهی و نمازی عجب مصلّایی به زیر طاق طل 33 0 1392/10/07

علت عاشقی ام دست کریمانه ی توست چشم امید من آقا به در خانه ی توست روی خاک قدمت صورت خود میکشم و به اشاره همه گویند که یوانه ی توست من که آوار 29 0 1392/10/07

چشم انتظار صوت تو محراب مجتبي محتاج سفره ات من بي تاب مجتبي اي چلچراغ قبر تو مهتاب مجتبي جان مي دهم به پاي تو ارباب مجتبي هستم غلام و نوكر 49 0 1392/10/07

علیرضا بدیع یا حضرت عبّاس! بگو محتشم‌ات را، از جوهره علقمه پر کن قلم‌ات را جاری شود از دامنه‌اش چشمه‌ای از خون بر دوش بگیرد اگر الوند غم 43 0 1392/10/06

ولادت کریم اهل بیت ( سلام الله علیهم اجمعین ) امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) ما راه و رسم آل محمد گزیده ایم دراین طریق غیرحقیقت ندیده ایم ماه صی 21 0 1392/10/06

السلام علیکم یا اهلبیت النبوه پنجــــره با زمن وبا زترین پنجره آب زنم برلب این پنجره ای قلم آماده ام ، آغاز کن پنجره ای روبه جنون بازکن پنج 29 0 1392/10/06

مصائب امام حسن مجتبی (علیه السلام) کنید ماتمیان گریه در عزای حسن که شد بلند به ماتم زنو لوای حسن اگر گذشت محرم رسیده ماه صفر حسینیان بخروشید د 45 0 1392/10/06

غلامرضا سازگار-حضرت عباس علیه السلام-مدح تو شیر شیر خداوند اکبری عباس تو دست و بازو و شمشیر حیدری عباس علی است نفس پیمبر به گفته قرآن تو نی 29 0 1392/10/06

حسن جواهری-حضرت عباس علیه السلام-مرثیه چشمان خویش واکن و بنگر که مادرم اینجا کنار پیکر توست ای برادرم تنهایم و مقابل این خیل دشمنان عباس 27 0 1392/10/06

مجید قاسمی-گودال قتلگاه/رباعی بـرخيز به پاي پـيـكرش خنده نكن بر حال و هواي آخرش خنده نكن زهرا به مـيـان قـتـلگه مهمان است ايـنـقـدر كـنـار 79 1 1392/10/06

محمد عظیمی-شب عاشورا سپهر چشم من خسته حال بارانیست به دور خیمه علمدار در نگهبانیست شبی دگر ز سغر مانده، جمعمان جمع است فضا صمیمی و این شام 51 0 1392/10/06

امام حسین علیه السلام-قتلگاه بالین همه رفتم و بالین خود اما یارب بنگر شمر دم آخرم آمد گویید که این نیست تن بی سر بابا گر در پی من دختر غم پرو 37 0 1392/10/06

ای آنکه نیست غیر خدا خونبهای تو خون سر شکسته ی من رونمای تو زینب سرش شکسته ولی سر شکسته نیست سر خم نکرده پیش کسی جز خدای تو قرآن بخوان اگرچه 39 0 1392/10/06

علی اکبر لطیفیان-مصیبت کوفه مانند یک فرشته ی از پا نشسته بود غمگین تر از همیشه در آنجا نشسته بود هشتاد و چار حوریه دور نگاش بود دور از نگاه 43 0 1392/10/06

ماسوا هست پریشان اباعبدالله عاشق و بی سر و سامان اباعبدالله حق گواه است که پاینده و جاوید شود هرکه جان داد به جانان اباعبدالله بی نیاز از 81 1 1392/10/06

لحظه ای هم جان زهرا مادرت بابا حسین چشم خود وا کن به روی دخترت بابا حسین خواهم امشب با سرشک خود نمایم شستشو این سر و روی پر از خاکسترت بابا ح 27 0 1392/10/06

دنیا چه با عزیز دل بوتراب کرد؟ ابری رسید و خون به دل آفتاب کرد سنی نداشت یک شبه مویش سفید شد رویش حنا کشید غمش را خضاب کرد از کوچه های تنگ دگر 19 0 1392/10/06

من دلی دریاکرم دارم مرا نشناختید روحی ازحق،محترم دارم ،مرا نشناختید درروان نقره گون صبح،چون مهرمنیر زرفشانی دم به دم دارم ،مرانشناختید 21 0 1392/10/06

ای دیده خون ببار نیامد نگار ما آخر سحر نگشت شب انتظار ما یا ذالکرم به غربت عشاق رحم کن کی می رسی به داد دل بی قرار ما صاحب عزا به مجلس ما هم سر 31 0 1392/10/06

خواهی دروصل بسته باش.باشد این دیده به خون نشسته باشد، باشد گفتی که دل شکسته راداری دوست خواهی دل ماشکسته باشد،باشد مصطفی صابرخراسانی 79 0 1392/10/06

امام زمان(عج)-مناجات بس که از هجر رخت غمزده و زار شدم با دل غمزدگان مونس و غمخوار شدم خواهشم دیدن تو یا اجل خویش بود بس بود این همه بر قلب تو 49 0 1392/10/06

امام زمان(عج)-مناجات محرمی(مدافعان حرم) رسیده ایم كه سرها بـه آستـان بدهیم به رویِ چَشم بفرما، چگونه جان بدهیم؟ فقط برایِ حسین و فقط برایِ 39 0 1392/10/06

امام زمان (عج)-مناجات گفتم: این رسم وفا با من مهجور نبود گفت: این عشق تو با شکوه تو جور نبود گفتمش: کورشد این چشم و جمال تو ندید گفت: می‌دید اگ 47 0 1392/10/06

امام زمان(عج)-مناجات ساحل به ساحل می روم، دریا به دریا خود را به ساحل می زنم، دل را به دریا تا مثل مجنونِ بیابانگرد باشم یا سر به جنگل می گذا 11 0 1392/10/06

رباعی مناجات با امام حسین (ع) بر درگه این و آن گدایم نکنی وز طوف حریم خود جدایم نکنی محتاج به یک نیمه نگاهت هستم ای بی کفن ارباب رهایم نک 93 0 1392/10/05

ای کریم ِ دیار ِ تنهایی خاک بوس ِ دَرَت شکیبایی حسنی تو، حسن، حسن اما بیشتر از سه بار زیبایی پیش ِ جودت همه گدا هستند ریزه خوار ِ تو حاتم طای 23 0 1392/10/05

بر آه آهِ من جگر سخت خاره سوخت بر وای وای من دل سنگ ستاره سوخت همچمون کبوتران ز عطش بال می زنم لب تشنه ام ،دلم ،جگر پاره پاره سوخت آتش گرفته 27 0 1392/10/05

از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است گویی تمام بسترم آتش گرفته است تر میکند لبان مرا کودکم ولی از تشنگی , لب ترم آتش گرفته است پا میکشم به خاک و نفس 31 0 1392/10/05

امان نداد مرا این غم و به جان افتاد میان سینه ام این درد بی امان افتاد به راه روی زمین می نشینم و خیزم نمانده چاره که آتش به استخوان افتاد چ 29 0 1392/10/05

دارم به سرخیِ جگرت گریه می کنم بر آه آهِ دور و برت گریه می کنم امشب به بغض حنجره ات فکر می کنم با اشک های چشم ترت گریه می کنم با خاطرات کودکیت 23 0 1392/10/05

آهم که آسمان مرا غرق دود کرد اشکم که چشمهای مرا سرمه سود کرد من روضه خوان کوچه ام و داغهای آن همراه پاره های دل من نمود کرد دستی سیاه روز مرا 23 0 1392/10/05

فصل خزان عمر من آمد، بهار رفت دستم شکست تا که ز کف زلف یار رفت رفتی و مانده در بر زهرا لباس تو با بوی پیرهن ز کفم اختیار رفت همسایه ها به گریه 37 0 1392/10/05

تو یک نفس کشیدی و دم آفریده شد با راه رفتن تو قدم آفریده شد خالق نشسته بود که مدح تو را کند اینجا گمان کنم که قلم آفریده شد یا پیش تر ز جود و ک 21 0 1392/10/05

دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند تا 43 0 1392/10/05

ای مرحمی که بر جگرم شعله ور شدی سوزاندی ام چنان و چنینن کارگر شدی عمری به انتظار نشاندی مرا ولی شادم که لااقل تو زمن باخبر شدی بگذار تا که ب 29 0 1392/10/05

به دل شعله ورم سايه ي دريا افتاد عاقبت قرعه به نام من تنها افتاد زهر هم سوخت به حال جگر سوخته ام شعله شد آب شد و خون شد و از پا افتاد باز هم خا 69 0 1392/10/05

تو بوده ای ز روز ازل از کریم ها مهمان سفره ات شده ایم از قدیم ها امشب بکش تودست نوازش براین سرم در انتظار لطف تو هستند یتیم ها آقا چشیده نوکر 21 0 1392/10/05

مرا که بی قرار می کند حسن به جرعه ای خمار می کند حسن مرا که مست ، می ، برای غیر مست شراب را شرار می کند حسن مرا اگر شده است محض دلخوشی گدای خود 23 0 1392/10/05

اگر چه پیر اگرچه خمیده ام بابا دوباره بر سر خاکت رسیده ام بابا رسیده ام که بگویم چه آمده به سرم رسیده ام که بگویم چه دیده ام بابا ببین که 27 0 1392/10/05

تو بوده ای ز روز ازل از کریم ها مهمان سفره ات شده ایم از قدیم ها امشب بکش تودست نوازش براین سرم در انتظار لطف تو هستند یتیم ها آقا چشیده نوکر 21 0 1392/10/05

اشکهایش به مادرش رفته سینه ی پر شراره ای دارد نه! به یک طشت اکتفا نکنید جگر پاره پاره ای دارد ** از علی هم شکسته تر شده است! علتش کینه ها، حس 31 0 1392/10/05

سکوت، زهر شد و در گلوی مجنون ریخت دل شکسته ی لیلا از این مصیبت سوخت به یاد خاطره های کریم آل عبا تمام خاطره هایم در اوج غربت سوخت ** سکوت گفتم 13 0 1392/10/05

از دست چشم های شما می شود گرفت- هر آنچه که ز دست خدا می شود گرفت وقتی مسیح خادم صحن تو می شود یعنی ز خادم تو شفا می شود گرفت فهمیده ام زآینه کا 21 0 1392/10/05

سینه‌زن‌ها خون‌دل‌ها خورده‌اند بار خود را تا به منزل برده‌اند هر‌چه ما با او پی بیعت شدند لفظ من‌ها ما شد و هیئت شدند بیش از این در جان 65 18 1392/10/03

از بس که ندارم غمِ دیدار شما را گویا که رها کرده دلم کار شما را آن روز نیاید که گناه منِ عاشق آزرده کند چشم گُهربارِ شما را نالایقم و دور ز کو 35 0 1392/10/03

حضرت زینب(س)-اربعین ای فروغــــت چلچـــــراغ محفلــــم یک اربعیـــــن دولــــت وصــــل تو را مـن مایلـــــم یک اربعیــــن ای گل صد برگ ز 47 0 1392/10/03

خدا را شکر مهمان حسینیم به لطف تو سر خوان حسینیم خدا را شکر هیئت خانهء ماست پذیرای محبــــــان حسینیم ز طفلی شیر با عشق تو خوردیم و حالا 53 0 1392/10/03

برغم زینب کبری همگی گریه کنید اربعین گشته وحالا همگی گریه کنید ناله زدحضرت زهرا همگی گریه کنید بهراین روضه عظمی همگی گریه کنید تاابد دیده 59 0 1392/10/03

آمدم تا به تن بی سر تو گریه کنم بر تو جای پدر و مادر تو گریه کنم خوب در خاطره ام یاد تو جا خوش کرده آمدم بر نگه آخر تو گریه کنم آب شد شمع وجودم، 63 0 1392/10/03

رفتی و من اسیر غم ها شدم رفتی و من تنهای تنها شدم رفتی و زینبت رو جا گذاشتی میون درد و غصه ها گذاشتی قرامون چی بود داداش خوبم حرفی بزن مقلب ا 83 0 1392/10/03

هرچه را که داشتی بردند،این غارت گری است پیرهن را هم که بردند این یکی دنبال چیست؟ کاش "سید" در حواشی "لهوفش" می نوشت اینکه با ضربه جدا کردند سر 29 0 1392/10/03

ای سری که سر نی منزل و ماوای تو شد زینت دوش نبی بودی و نی جای تو شد سر تو بر سر نی بود و تنت روی زمین طوطیا از سم مرکب همه اعضای تو شد آیه آیه ش 45 0 1392/10/03

حضرت زینب(س)-اربعین امید دل! دل سوزان برایت آوردم خبر ز تلخی هجران برایت آوردم بر آر سر ز لحد ای گل خزان شده ام که یک بهار، گلستان برایت آورد 27 0 1392/10/02

حضرت زینب(س)-اربعین کاروان داشت می رسید از راه ، دل زینب در التهاب افتاد تا که چشمِ ستاره های کبود ، به سرِ قبرِ آفتاب افتاد کاروانی که از هز 41 0 1392/10/02

اربعین-مناجاتی اربعینی در دلم حال و هوایت مانده است پس شمیم سیب سرخ روضه هایت مانده است اربعینی گریه کردم من برایت روز و شب تا به حالا بر تن 39 0 1392/10/02

امام حسین(ع)-اربعین اسلام ز سعی مسلمین ریشه گرفت وز خون حسین نخل دین ریشه گرفت نخلی که حسین روز عاشورا کاشت از اشک عزای اربعین ریشه گرفت 23 0 1392/10/02

امام حسین(ع)-مناجات اربعین گر چه پایین تر از این مرتبه ها جای من است این که این گونه ام از برکت آقای من است عده ای در پی اعجاز مسیحا هستند علی 35 0 1392/10/02

در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت از زینبش زهرا 37 0 1392/10/02

آمدم اینجا دوباره...لشگرت یادش بخیر قاسم و عون و زهیر و جعفرت یادش بخیر اولین باری که اینجا آمدم یادت که هست؟ شد رکابم ساقی آب آورت یادش بخیر 41 0 1392/10/02

من بلای عشق تو بر جان خریدم ای حسین آمدم تا کربلا اما خمیدم ای حسین ماجرای این سفر را ای برادر جان بخوان از سیاهی تن و موی سفیدم ای حسین آن ودا 79 1 1392/09/30

ای خفته زیر خاک چه خاکی به سر کنم باور نداشتم که به قبرت نظر کنم ای همسفر به خواب و خیالم نمی رسید با تو نه بلکه با سر تو من سفر کنم با یاد روز 87 0 1392/09/30

بعد چهل شب لب خودرابه سخن بازكنم همه غم هاي دلم را به تو ابراز كنم شرح حال من بي تو ،به تو گفتن دارد بشنو اي جان برادر " كه شنفتن دارد سوي شام 67 0 1392/09/30

حضرت زینب(س)-اربعین اگر چه با اسارت، کوچ از این دشت بلا کردم نه تنها شهر کوفه شام را هم کربلا کردم صفایم کربلا و مروه شام، اسم تو لبّیکم شروع 55 0 1392/09/30

حضرت زینب(س)-اربعین زینب رسیده از سفری پر ز اضطراب سرگرم زمزمه ست و دلش غرق التهاب از من به غیر این تن تیره نمانده است شمع دلم شده ز غمت قطر 45 0 1392/09/30

مثنوی اربعین - زبانحال حضرت زینب (س همینجا بود قامت دال گشتم پریشان راهی گودال گشتم همینجا بود حرمت را دریدند همینجا جسمت پاکت را کشیدند 85 2 1392/09/29

حضرت زینب(س)-اربعین ای آرزوی خفته به خون ای برادرم این قبر، قبر توست که باشد برابرم؟ گل چیده ام ز اشک که ریزم به تربتت ای خفته زیر خاک که خاک 69 0 1392/09/29

حضرت زینب(س)-اربعین باز شور تو در سرم افتاد اشک از چشم مضطرم افتاد خود به خود تشنه می شوم زیرا تشنه بر خاک دلبرم افتاد دل من بی هوا هوایی ش 59 0 1392/09/29

امام حسین(ع)-اربعین-کربلا دارم عاشقی رو نفس می کشم هوای زمینت یه چیز دیگس اگه دورۀ سال ام بیام کربلا ولی اربعینت یه چیز دیگس پیاده میام بل 123 0 1392/09/29

حضرت زینب (س)-اربعین بین قافله ات چه سوز و آهی دارد این خواهر تو عجب سپاهی دارد احوال سه ساله را اگر می پرسی در کنج خرابه بارگاهی دارد 45 0 1392/09/29

حضرت زینب (س)-اربعین اربعین غمت مرا انداخت بی تو بودن مرا از پا انداخت بعد یک اربعین هوای غمت راه ما را به کربلا انداخت اف بر این روزگار که 47 0 1392/09/29

سفر نامه اربعین از شهر نجف حرکت کردیم طنابی رو آوردند که با فاصله گره زده بودند تا کسی گم نشه و گفتند که هر دو نفر کنار یک گره طناب باشند.گفتم: 21 0 1392/09/29

امام زمان(عج)-مناجات اربعین من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟! یک نفر نیست به داد منِ تنها برسد؟ در پی 89 0 1392/09/29

امام زمان(عج)-مناجات خدا کند که شبی اشک یارمان باشد نگاه حضرت باران قرارمان باشد برای آتش هجران کمی ببارد اشک زمان، زمان ظهور نگارمان باشد 53 0 1392/09/29

اربعین امام حسین (علیه السلام) از آن زمان که دور از این کربلا شدم بر هر بلا که بود اخا مبتلا شدم یک اربعین گذشته و من آب رفته ام یک عمر گوییا که 27 1 1392/09/28

اربعین امام حسین (علیه السلام) من نیمه جان ز داغ تو در این سفر شدم برخیز و بین چگونه خمیده کمر شدم یک اربعین گذشته و من آب رفته ام یک اربعین گذ 31 0 1392/09/28

اربعین امام حسین (علیه السلام) بار دگر به کرب و بلا پا گذاشتم داغی دگر بر این دل دریا گذاشتم چل روز پیش بود که روی همین زمین خود را کنار پیکر ت 19 0 1392/09/28

وقتی از پیش تو رفتم پر من سالم بود چادرم ، پوشیه ام ،معجر من سالم بود حرمتی داشتم و پیکر من سالم بود به خداوند قسم که سر من سالم بود ولی امرو 45 0 1392/09/28

این دل به یک گوشه نگاه شما خوش است در بين عالمين به اين روضه ها خوش است جايي ندارد و همه جا هم نمي رود تنها به يك زيارت كرب و بلا خوش است از غص 49 0 1392/09/28

ای وامدار چشمه تو سلسبیل ها ای کشتی نجات ، چراغ سبیل ها در بین نوکران شما دیده می شوند موسی،مسیح،آدم و نوح و خلیل ها استاد درس مکتب من زینب 29 0 1392/09/28

گریه های شب جمعه چه خریدن دارد نوکرت تا خود تو شوق رسیدن دارد شده هفتاد و دو سر با سر تو بر نیزه سر بازار شما ٰ زجر کشیدن دارد دل من لک زده تا 93 0 1392/09/28

ظلمت کده ام،دور ز نورم نکنید با چشم بدون اشک،کورم نکنید از هر چه جدام می کنید عیبی نیست من هیئتی ام،ز گریه دورم نکنید شاعر : محمد کاظم نیا 39 0 1392/09/28

تا طفلی می گه آب گریه‌م میگیره من از اسم رباب گریه‌م می‌گیره همیشه وقتی «بابا آب داد»و میخونم تو کتاب گریه‌م میگیره تا می‌بینم که بانویی 27 0 1392/09/28

حضرت زینب(س)-اربعین غریبی، بی‌کسی، منزل به منزل خبر دارد ز حالم چوب محمل چهل روز است در سوز و گدازم فقط خاکستری جا مانده از دل *** چه بارانی 21 0 1392/09/28

مدیون دم " عناصرالابرارم " محزون غم " دعائم الاخیارم " مرثیه سرای این شب غم بارم یک روضه ی باز اربعینی دارم بی پرده و منجلی بگو یا زینب با فاطمه 29 3 1392/09/25

بین مقتل جمعه ای دلگیر می دیدم تو را در میان نیزه و شمشیر می دیدم تو را خواب می دیدم که گشته یک کبوتر،سر جدا در میان خواب و در تعبیر می دیدم تو 53 0 1392/09/25

می آید آخرسر، سرت ... چیزی نمانده تا جان بگیرد دخترت ... چیزی نمانده با چادری گلدار و سنجاق و عروسک می آید این جا مادرت ... چیزی نمانده خورشید وی 37 0 1392/09/25

امام زمان(عج)-مناجاتی(سیاسی-اجتماعی) به خدا انتقام می گیریم کربلا انتقام می گیریم تن صد چاک یادمان نرود نیزه ها انتقام می گیریم بی کفن بود، 49 0 1392/09/25

خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت نزدیک ماه بود که درد کمر گرفت داغ برادری اثرش تار دیدن است انقدر پا کشید ز جسمت خبر گرفت زخم عمود را که به فرق س 39 0 1392/09/23

بعد عمری نوکر در حسرتم دیدار را کار را ول کرده ام چسبیده ام دلدار را من غلامی میکنم او خوب شاهی می کند حق نگیرد از من این ارباب و این دربار را 71 1 1392/09/23

مناجات با امام حسین (ع) اهل بهشت و در وسط حوض کوثریم چون ما فقط گدای گدایان حیدریم ما خود به خود فقط به خدا وصل می شویم چون ما دخیل چادر زهرای اط 57 1 1392/09/23

امام حسین(ع)-شهادت عجیب نیست اگر روی نیزه سر بالاست جواب مرد به ذلت جواب سر بالاست سری به نیزه دو لب آیه های شیرین خواند از آن به بعد دگر قند 41 0 1392/09/23

حضرت زینب(س)-مصائب به عالم صبر را آموخت زینب به پای دوست عمری سوخت زینب میان کوفیان با صوت حیدر دهان دشمنان را دوخت زینب *** به روی خاک ها غم 25 0 1392/09/23

امام حسین(ع(-مناجات و شهادت دل دست ما که نیست، اسیر شما شده از لحظه ای که با حرمت آشنا شده... خواب و قرار را دگر از دست داده است ذکرش مدام کرب و 29 0 1392/09/23

امام زمان(عج)-مناجات از لحظه ای که روح دمیدند در گلم روی تو نقش بست در آیینه ی دلم با سیل اشگ رخت به دریا کشیده ام یارب مباد موج رساند به ساحل 41 0 1392/09/22

امام زمان(عج)-مناجات در حسرت شب های حضورت هستیم در خلوت خود یاد عبورت هستیم هر جمعه پس از ندبه فقط می گوییم ما منتظر صبح ظهورت هستیم *** هر چ 41 0 1392/09/22

امام زمان(عج)-مناجات تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد فروغ باغ سحرگاه دیده خواهد شد چراغ صبح ز نور تو می شود روشن که با تجلی رویت سپیده خ 25 0 1392/09/22

امام زمان(عج)-مناجات دلگیرم از زمانه بیا مهربان من بر لب رسیده از غم ایّام جان من دنیا مرا به بند اسارت کشیده است رنگ قفس شده همه ی آسمان من 67 0 1392/09/22

امام زمان(عج)-مناجات برای دیدن روی تو ناله ها دارم خوشم اگر چه غریبم ولی تو را دارم تمام سوز دل من ز ناله های شماست ز درد هجر تو سوز ی در این ص 63 0 1392/09/22

گرفتار و زار و ذلیلم حسین دخیلم دخیلم دخیلم حسین زمین خورده تو به افلاک رفت که بالاتر از جبراییلم حسین هر آنکس مرا دید از تو شنید تویی دائم 89 0 1392/09/22

ما بعد از آنکه بر غم تو مبتلا شدیم بــا راه بنده گـی خـدا آشــنا شدیم هرکس وسیله داشت برای هدایتش ما با نســیم روضـهء تو با خــدا شدیم وقتی 51 0 1392/09/22

من پیر بودم و ز غمت پیر تر شدم در شام و کوفه در پِیِ تو خون‌جگر شدم از کربلا به کوفه و، از کوفه تا به شام با دستِ بسته خون‌جگری در به در شدم ب 31 0 1392/09/22

روی قبرم بنویسید که دور از وطنم جای سِنّم بنویسید که پیر از مِحنم بنوسید که غسّاله مرا غسل نداد بنویسید شبیه پدرم بی کفنم بنویسید مرا عمه ح 55 0 1392/09/22

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت هر قدر که می خواست گدا ، شاه کرم داشت آن قدر که پیش کرمش ، خواسته کم داشت در خانه ی او بود که در اوج غریبی دل های غریب 25 0 1392/09/21

امام حسین(ع)-مناجات شکر خدا که وقف شما می شود دلم از هر که غیر دوست جدا می شود دلم وقت نیازها به کسی رو نمی زنم تنها به درگه تو گدا می شود دلم 45 0 1392/09/21

امام زمان(عج)-مناجات ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است علت 93 0 1392/09/21

امام حسین(ع)-مناجات شکسته بال تر از من در این حوالی نیست هوای کوی تو داریم و حیف بالی نیست به سینه می زنم از داغ تو ترک بخورد شبیه سینه ی ما ک 55 0 1392/09/21

امام حسین(ع)-مناجات روز ازل که نقشه عالم درست شد با اذن مادرت گِل آدم درست شد نامت نشست بر لب زهرا و گریه کرد آهی کشید فاطمه و غم درست شد آبی 31 0 1392/09/21

امام حسین(ع)-مناجات یا ایهاالحسین و یا ایهاالشهید با عشق تو ندیده خدایت مرا خرید هر سائلی که دست به دامان تو شود هرگز نمی رود ز سرای تو نا ام 23 0 1392/09/21

رسم کریم هاست غم یار میخورند در عمر خویش غصه بسیار میخورند راز نگفته در دلشان موج میزند از دوست زهر و طعنه ز اغیار میخورند زیر عبا زره به تن 37 0 1392/09/21

سمت نوکریش را که به هرکس ندهند پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند پخته ی عشق بشو تا که به اوجت ببرند که در این میکده پیمانه به نارس ندهند خوب و ب 725 0 1392/09/21

با پای زخمی اش جلوی سر ، بلند شد آهی کشید و ناله ی دختر بلند شد عمه رسیـد و زیر بغل هـاش را گرفت جانش به لب رسیده و آخر بلند شد رحلی بیاوریـد ک 35 0 1392/09/21

شمیم تربتتان برده از سرم هوشم به شوق وصل حرم مثل چشمه می جوشم حریم وصحن وسرای تو آنقدر زیباست که باغ و روضه ی رضوان شده فراموشم به لطف فاطم 51 0 1392/09/21

دست و پا مي زدي اما پر تو دستش بود واي من حنجر تو،حنجر تو دستش بود مصحف پاك خدايي كه در اين گودالت هر كسي برگه اي از دفتر تو دستش بود ز عصا و س 19 0 1392/09/21

با سر افتادم زمین آنقدر رم کرد ناقه آخر افتادم زمین دستهایم بسته بود سعی کردم تا نیفتم بدتر افتادم زمین درد من اینها نبود درد من این است که 57 0 1392/09/21

شبیه مهر و تسبیحی که بر سجاده می افتد غم چشمان تو دارد به روی باده می افتد دو چشمم مات این راهد است شاید زود برگردی ز هجرت اشکهای من به روس جا 17 0 1392/09/21

عده اي بي خبر از علتِ اشك بـا مـن از كار خـدا مي گـويند ظاهرا چاره ي اين حال مرا در تسـلاي دلـم مي جويند ناگـزيـرم كـه بـجنـبانـم سـر مـحـ 23 0 1392/09/21

دو قدم رفته و، مي خواست پدر، برگردد سرِ گهواره به آغوش پسر برگردد شوق ديدار پسر مي كشدش از ميدان ظاهرا از سرِ تكليف، نظر برگردد مرد ميدان جگ 17 0 1392/09/21

بنویسید شدم پیر اباعبدالله نوکری پیر، به تعبیر اباعبدالله بنویسید که از کودکی ام تا حالا بوده ام پای به زنجیر اباعبدالله طفل جانم که چنین 369 0 1392/09/21

ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است علتش این است اگر محصول ها 35 0 1392/09/21

زخم و غم و درد و داغ و گريه بـا آل علـي رفيـق هستنـد انگـار تمـام « شام » با هـم در ظلم ، به مـا دقيق هستنـدیاسر قربانی امـروز بـراي اسـت 23 2 1392/09/21

نیاز کن که به رویت دوباره ناز کنم و یا تو ناز نما تا که من نیاز کنم ز عرش نیزه به فرش کجاوه پا بگذار که زیر مقدم تو هر دو دیده باز کنم تو کُشتی 19 0 1392/09/21

رفتند کربلا و مرا جا گذاشتند روی دلم دوباره همه پا گذاشتند تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند این بار هم ز ق 49 0 1392/09/21

بال و پرم شکست ولی نهضت تو ماند این قامتم خمید ولی عزّت تو ماند گیسوی من سپید شد و روی من کبود تا پرچم ولایت تو هیبت تو ماند عیبی ندارد از تو 45 0 1392/09/21

خواهری شد نیمه جان این روز ها بی سپاه و پاسَبان این روز ها نیست بین شامیا ن انسانیت کودکان بی خانمان این روز ها سوز و سرمای شب و گرمی روز خان 15 0 1392/09/21

وقتی که از زبان کهن میکشد برون از فعل و فاعِلُن فَعَلَن میکشد برون با لطف اوست شاعرش از بین واژه ها مرثیه ای به وزن محن میکشد برون عطر حریم ا 15 0 1392/09/21

شب عاشورا آیه های نورباش، مثل مادرم که بود یک زن غیورباش، مثل مادرم که بود من که می روم زدست، بین هاله های خون خواهرم صبور باش، مثل مادرم که 59 0 1392/09/19

حضرت عباس(ع) درحنجره ی زخم زمین علقمه می سوخت یک کرببلا خاک چه بی واهمه می سوخت می ریخت نمک، زخم به داغ دل مردی از مرثیه ی سرخ گلو زمزمه می سو 23 0 1392/09/19

حضرت علی اصغر(ع) یک شاپرک شد تا بسوزاند پرش را وقتی بهانه کرد چشمان ترش را پروانه شد دور و بر شمع وجودش تا شعله ورسازد همه خاکسترش را سوزاند 21 0 1392/09/19

حضرت علی اکبر(ع) از تن تو همه اعضای تو منفک شده است بدنت مثل ضریحی که مشبک شده است خبرت را ز لب باد شنیدم می گفت یال پیشانی اسب تو کمی لک شده ا 43 0 1392/09/19

طفلان حضرت زینب(س) داغ تو در میان دلم لانه می کند داردغروب، گریه ی جانانه می کند "تنهاترین! به ذکر مصیبت نیاز نیست من را نسیم نام تو دیوانه می 35 0 1392/09/19

حضرت عبدالله بن حسن (ع) خواستم دل را بساط غم کنم تا زداغی ِعزایت کم کنم برکویرخشک لب هایت چو ابر بارشی میخواستم نم نم کنم دست از عمه کشیدم آ 39 0 1392/09/19

طفلان حضرت زینب(س) من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم آینه بودم و از غربت تو تــارشــدم روز اول که دلم از غم تو خلق شده با تو همسایه ی دیوار به د 29 0 1392/09/19

حضرت رقیه (س) خوابش نمی گرفت خودش را به خواب زد دیگر توان نداشت بسوزد به آب زد بغضی شد و شکست زرویای صادقش برعکسهای خواب خوشش چند قاب زد پلکش 21 0 1392/09/19

غزل امام حسین(ع) خداکند که بمیریم از غم تو حسین به زیر بارمصیبات اعظم تو حسین دل کبوتری ماهوایی حرم است دخیل بسته دل ما به پرچم تو حسین به اش 33 0 1392/09/19

پنج شنبه ها دارددلم هوای سفر پنج شنبه ها از سمت قلب من مگذر پنج شنبه ها بال عروج من به حرم باز میشود ازیک غروب تا به سحر پنج شنبه ها دادم لبا 27 0 1392/09/19

یا اباعبدالله (ع) جبریل هاتف غزلستان کربلاست میکال بلبلی زگلستان کربلاست دانش سرای معرفت و درد میرود یحیی طفیل درس دبستان کربلاست انسان ش 13 0 1392/09/19

امام زمان (عج) یوسف نیامدی سربازار، این دهــــــــه یااینکه من ندیدمت ای یار، این دهــــه بیگاته ها مرا به پشیزی نمی خرنــــــد من را ببین 33 0 1392/09/19

ورودیه کربلا تشنگان قبیله ی زهرا قبضه کردند دشت و صحرا را می روند عاشقانه سر بر کف تا بنوشند شهد عاشورا بی سر و دستهای باده به دست راهیان 59 0 1392/09/19

غزل امام حسین(ع) مثل کسی که روی لبش یارضارضاست کارم فقط حسین حسین وخداخداست بی روضه های این دهه از دست میروم آری دوای عاشق کرببلا بلاست نوک 19 0 1392/09/19

غزل هیئت حال ِ عطف ِ به ما سبق دارم عاشقم کرده اند،حق دارم هرکدامش تبرک زهراست شال هایی که در طبق دارم پر روضه گرفته برپر من آتشم،قلب محترق 27 0 1392/09/19

غزل امام حسین(ع) تو بگو کرببلا تا که خدا از دهنت بشنود بعد کند روزی هر سینه زنت تو بگو کرببلا تا که به حق قرآن وفدیناه شود مرثیه ی ذوالمننت 21 0 1392/09/19

حضرت رقیه(س) تا نگاهــــم به سرت خوردسرم درد گرفت ورم پلــــــــــــک دو چشمان ترم درد گرفت خم شدم بوسه زدم بر لـــــــب و دندانهایت 23 0 1392/09/19

شعر امام زمان(عج) ویژه شب سوم محرم آقا سلام از چه نگاهت پراز غم اســت برشانه های زخمی تان کوه ماتم است چشمان مهربان شما غرق غــــم شده امشب 39 0 1392/09/19

غزل امام زمان(عج) بپذیرید عرض تسلیتِ سینه ها، دست ها، بدن ها را بپذیرید سرسلامتی ِ روضه خوان ها و سینه زن ها را قرن تا قرن عصرتان شده تا 39 0 1392/09/19

غزل کربلا بهر این سوخته پر، یا بال دارد می رسد یا که روزی غم امسال دارد می رسد خواب بر چشمم نمی آید چرا این چند شب از مسیر نور شاید حال دارد 15 0 1392/09/19

حضرت علی اکبر(ع) رفتی زدستهای منِ خســـــته مفت مفت شمشیر و تیر بر بدنت خورده جـــفت جفت روئیده است از همـه ی دشت، پیــــــــکرت یا نیزه زا 57 0 1392/09/19

غزل حرم اینجا کجاست؟ پرشده دور و برم حرم اینجا کجاست؟این همه ذکر حرم حرم هربار کربلای تو را... اشک اشک اشک تصویر تارِ پیش ِدوچشمِ ترم حرم 23 0 1392/09/19

حضرت عباس(ع) راهی شده به سمتی و شد لشکری به خـط یک دست مشک دارد و دستــــی علم فقـط او نذر کرده تا بشـــــــــکافد به هر چه شـد دستش اگر رســ 27 0 1392/09/19

غزل کربلا به غیر دوری کرب و بلا بلایی نیست بجز حرم که برای فقیر جایی نیست قسم به عشق دمی زندگی نمی ارزد به کوچه ای که درآن خیمه ی عزایی 203 0 1392/09/19

سیاهی سر زلفت سیاهه ی تجوید زجلوه ی نفست جلوه میکند توحید هزار چشمه ی احلی من العسل چشمت مقام پای تو را بوسه می زن 21 0 1392/09/19

مست چشم مست ساقی میشوم بی قرارت اتفاقی میشوم می بُرم یک روز از اصلیتم آخراز عشقت عراقی میشوم 967 0 1392/09/19

خیرت قبول مادر آیینه ها رباب ای با حسین یکدله و یکصدا، رباب ذبح عظیم توست همین شیرخواره ات ای هاجر غیور نبینی بلا ، رباب رو کرده ای برای تم 29 0 1392/09/19

بگذار بیاییم به مهمانی چشمت چون مور به دربار سلیمانی چشمت بگذار که از هندِ خیال آینه بندیم تا صحن غزل‌های خراسانی چشمت ما رود کویریم، چرا 19 0 1392/09/19

افتاده بود روی زمین خواهرش رسید ام المصائب آمد و بالا سرش رسید سر را به روی دامن زهرائی اش نهاد یک کاسه آب دست امام غریب داد سر خود سرش که چادر 21 0 1392/09/19

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت ما گدایان و فقیر سر راه حسنیم ما همه شیفتۀ نیم نگاه حسنیم به همه موی سپیدان حریمش سوگند عبد دلسوخته و چهره سیاه حسنی 31 0 1392/09/19

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت مانند باران بود و بر دل ها ترنم داشت مانند چشمه لطف سرشارش تداوم داشت در سفره اش نان جوین خشک بود اما در کیسه خیرات ن 19 0 1392/09/19

مرا ميان سپاهت حساب كن بانو گداي خان حسينت خطاب كن بانو بـراي آنـكـه بـگويـي تـو كـيـستـي بي بي مـيـان ظـلـمـت شب آفـتـاب كـن بـانو نگـاه 29 0 1392/09/19

ای شهید غریب امام حسین ای بزرگ ای نجیب امام حسین ذکر نامت دوای هر درد است ای شفا ای طبیب امام حسین حب تو رکن خلقت عالم مددی یا حبیب امام حسی 11 0 1392/09/19

ای مصدر کائنات یا ثارالله ای باعث ممکنات یا ثارالله ما مرده دلیم از گنهکاری خویش ای رائحه ی حیات یا ثارالله دل با نگهت ز معصیت پاک شود شوی 9 0 1392/09/19

رانده ام از دیده ی مجروح امشب خواب را میهمان دیده کردم تا سحر مهتاب را گرچه بی فیض از حضور یار بودم مدتی کرده ام آرام با یادش دل بی تاب را د 13 0 1392/09/19

از دشت پربلا و مکانش که بگذریم از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای از انحنای قد کمانش که بگذریم از گم شدن میان 21 0 1392/09/19

ز بعد هجر تو دیگر ز زندگی سیرم ببین به چشم پر از خون که من زمین گیرم به جان عمه ی از غم خمیده ام سوگند اگر که دیر بیایی خرابه می میرم تمام اهل 35 2 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت دیگر افتاده ز پا فاطمه ی لشکر تو رو به قبله شده از دوری تو دختر تو آن قدر ناله زدم از تهِ دل ای بابا تا شبی جانبِ ویرانه بی 29 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت نامم رقیه است نزن ناشناس نیست صبّم نکن ، کنیز خدا ناسپاس نیست من دختر صغیرۀ سالار زینبم فحشم نده که منزلتم جز سپاس نیست 31 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت از خیمه ها دور از تمنای نگاهم آن روز رفتی و دلم پشت سرت ماند بیچاره لب هایم به دنبال لب تو در حسرت آن بوسه های آخرت ماند 31 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت اشک هایم را چرا طفلان تماشا می کنید من پدر دارم چرا با خنده حاشا می کنید تا کنارم بود بابا ، چهره ام نیلی نبود ازچه رخسار 31 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت گوش کن تا دردهایم را بگویم بیشتر گیسوان غرق خونت را ببویم بیشتر در بیابان بودم و ترسیده بودم بارها هر قدر از پشت سر ، از ر 23 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت عمه جان مثل پدر بود، خیالت راحت پشت ما وقت خطر بود، خیالت راحت خطبه می خواند به جان همه آتش می زد عمه ام اهل شرر بود، خیال 15 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت گویا به سر رسیده غم انتظــارها از راه آمده است نگــارِ نگـــارها بابا خوش آمدی، قدمت روی چشم من چشمی که خون شده ز غم روزگ 23 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت خاکی تمام چادر او ... مثل زهرا گشته سفید و سوخته مو ... مثل زهرا با هر نفس کل تنش پر می شد از درد دستی به سر، دستی به پهلو ... مث 29 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت وه که امشب دامن جانان به دست آورده ام دامنش را در شب هجران به دست آورده ام آنچه می جستم به دشت و کوه و صحرا روزها نیمه شب د 15 0 1392/09/17

حضرت رقیه(س)-شهادت مرا دشمن به قصد کُشت می زد به جسم کوچک من مُشت می زد هرآن گه پایم از ره خسته می شد مرا با نیزه ای از پُشت می زد *** توئی ماه 13 1 1392/09/17

یک اربعین برای شما گریه کرده ام با نام سید الشهدا گریه کرده ام تا گفت السلام و علی... گریه کرده ام اقا به سمت کرببلا گریه کرده ام با شعر محتشم به 67 0 1392/09/16

حضرت رقیه(س)-شهادت امشب که محفلم ز حضورت منّور است روی منّــور تو مـرا مهـر انـور است ای باغبان که سر زده ای با سرت به من از عطر تو خـرابه به 23 0 1392/09/16

حضرت رقیه(س)-شهادت دوباره پر زده سویت دل کبوتری ام دوباره سر زده ای تو به خواب آخری ام خیال روی تو را با بهشت عوض نکنم مرو به خواب کسی این منم 35 0 1392/09/16

حضرت رقیه(س)-شهادت بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود تا چشم بستی دشمنت سوی حر 45 0 1392/09/16

عبرات مجموعه اشعار جدید ماه محرم الحرام 92 135 2 1392/09/16

حضرت رقیه(س)-شهادت گل نیلوفرِ تنها، رقیه شهید غربت بابا، رقیه گرفتاران عالم دم بگیرید: «رقیه یا رقیه یا رقیه» *** اگر غم را ز چشمانم نخوانی 37 0 1392/09/15

حضرت رقیه(س)-شهادت چقدر منتظرم آن جمال نیکو را چقدر منتظرم تا ببینم آن رو را توان پر زدنم رفته کم کم از دستم خدا توان بده امشب پر پرستو را چ 31 0 1392/09/15

حضرت رقیه(س)-شهادت در نام رقیه فاطمه پنهان است از این دو یكی جان و یكی جانان است در روی كبود این دو پیداست خدا آیینه بزرگ و كوچكش یكسان است 167 0 1392/09/15

من بال و پر شکسته ام آقا پَرَم بده آقا بیا و بال و پرِ دیگرم بده بار دگر غلامی ما را قبول کن ارباب من سِله از مادرم بده راضی شو از گدا و بیا آب 49 1 1392/09/15

ديشب برای تو كمی ماتم نوشتم مرثيه‌ای با رنگ های غم نوشتم در انتهای آسمان هفت گانه نام تو و پرواز را با هم نوشتم نام تو را وقتی رسالت می كشي 17 0 1392/09/15

دارد ورم ، چشــــمم، دو بازویـم چو مـادر حس کرده ای دیگر شده رویم چو مادر می گیرم از بس که رمق در پیکرم نیست دستی به دیوار و به زانویم چو مادر 29 1 1392/09/15

کبوتر هستم اما پر ندارد ز پر جز مشت خاکستر ندارم اگرچه روی سر معجر ندارم ولی هرگز مگو دختر ندارم که من هستم هنوز ای نور دیده اگرچه مثل پر رنگ 55 1 1392/09/15

وقتی تب مستانه بودن مال من شد ساقی شدی پیمانه بودن مال من شد خیلی برایش غصه خوردم سالها تا کلب در میخانه بودن مال من شد قلاده ام را گوشه ایوا 29 0 1392/09/15

چقدر حرف که بی ربط آمده، تا... با... برای آنکه شـود حـرف من مهیـا با... دو چشم من به گمانم که آشنا هستید یکی دو بار به نی دیده ام شما را با... دلم ق 21 0 1392/09/15

سنگيني زنجير اذيت ميكند من را اين تن ندارد طاقت فولاد و آهن را خاصيت زنجيرهاي شاميان اينست با حلقه هايش ميكند كج شكل گردن را زخمي كه سر وا ك 27 0 1392/09/15

غزل مرثیه حضرت رقیه (س) با دست می گردم به دنبال سر تو سوئی دارد چشم ناز دختر تو از بس که سیلی خورده ام از این و از آن من گشته ام همتای زهرا ما 37 1 1392/09/14

نگاه نیزه سواران به سمت پایین است به سمت جمع اسیران آل یاسین است سر بریده ی هجده برادر زینب چقدر درهم و آشفته است غمگین است چطور میشود این ق 53 0 1392/09/14

حضرت رقیه(س)-شهادت تو دختر حسینی و یتیم خطابت می‌کنن همه کس عالمی و غریب حسابت می‌کنن واسه یتیمی‌ت ظاهراً اشک حسابی می‌ریزن ولی شبیه قو 57 0 1392/09/14

مسیر کوفه تا شام حالا كه باز روضۀ هر شب شروع شد آوارگیِ موكبِ زینب شروع شد می گفت مادرش كه بمیرم برای او تازه بكاء و نالۀ هر شب شروع شد سوزی 37 0 1392/09/14

در مسیر کوفه و شام ای سر به من نگاهی من خواهر تو هستم کاین آن به کنج محمل در ماتمت نشستم تا صوت دلربایت از روی نی شنیدم دیباچه سخن را از حرمت 37 0 1392/09/14

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام مثل پیغمبری سر نیزه، وه چه دل می بری سر نیزه باز هم از نگات می ترسند، تو خود حیدری سر نیزه همه جا من سر تو را دی 33 0 1392/09/14

ورود اهل بیت به شام نه روز عید صیام و نه عید قربان است چه روی داده که شام این همه چراغان است زنان شام همه می زنند و می رقصند به هر که می نگرم س 29 0 1392/09/14

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب کربلا به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بنده‌ی 43 0 1392/09/14

ورود اهلبیت به شام گر شمیم غـم و محنت بـه مشام آمده است شــادی و هلهلـه از مردم شام آمده است همــره قـافلـۀ عتــرت یـاسیـن تـا شـام بر سـرن 27 0 1392/09/14

ورود اهلبیت به شام گشته سرتاسر چراغانی تمام شهر شام من ندانم عید قربان است یا عید صیام مرد و زن، پیر و جوان، در وجد و شادی و طرب عترتی را اشک 25 0 1392/09/14

امام حسین(ع)-در مسیر كوفه و شام زلفش رها بر شانه ی لرزان باد است بر نیزه ی تنهایی خود تکیه داده است هر چند پیچیده است در عالم شکوهش معراج او ب 29 0 1392/09/14

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام سر پای نیزه ی تو برادر! شکستنی ست زینب سرش شکست ولی سر شکسته نیست 1 از آتش دلم دل هر سنگ آب شد کوه از کلام دختر 43 0 1392/09/14

شراره بردل ناموس کبریا زده اند برای دیدن ما، شهر را صدا زده اند خدا به خیرکند، قافله به راه افتاد سر تو را سر نیزه در انتها زده اند حواسها هم 31 0 1392/09/14

امام حسین(ع)-مناجات هر که در دوست فنا گشت، بقایی دارد هر کسی دید تو را شوق لقایی دارد حَرَمت لحظه ای از حور و ملک خالی نیست این در خانه عشق اس 71 0 1392/09/14

عدو خودسرانه مرا می‌زند ببین از کجا تا کجا می‌زند مرا با تمامیِّ نیروی خود به یاد تو و مرتضی می‌زند به جای نوازش یتیم تو را جدا از دو چشم 19 0 1392/09/14

دلی سرگشته و دیوانه دارم هوای گریه در میخانه دارم نه اینکه حالِ گریه دارم امشب وَ بغض نعره‌ای مستانه دارم هوای روضه درکرببلا، نه هوای روض 21 0 1392/09/14

گفتم ای مرد در این وادیه من تنهایم بزنی یا نزنی منکه خودم می‌آیم تو عرب هستی و من دخترکِ نوپایی صورتم را که زدی، ضربه مزن برپایم مزن اینق 23 0 1392/09/14

از بسکه پشتِ ناقه‌ی عریان دویده بود رنگ رخِ لطیف و کبودش پریده بود از بسکه گریه کرد، صدایش گرفته و... مانند مادرش قد او هم خمیده بود دشمن نه ا 15 0 1392/09/14

بر چشم های کوچکم سویی نمانده بعد تو بابا جون,هیاهویی نمانده تا شام,من پشت سر تو می دویدم دیگر توانی نیست,زانویی نمانده دست مرا بستند از ناقه 13 0 1392/09/14

بر روی زخمم جز نمک مرهم ندیدم خیری از این دنیا و از عمرم ندیدم با اینکه از این دشمنان بد دهانت حرف بد و بی احترامی کم ندیدم... اما به من آموخت 33 0 1392/09/14

باور نداشتم که بيايي برابرم امشب تويي برابرمن نيست باورم هرچند بال پرزدنم را شکسته اند اما براي باتو پريدن کبوترم دستي نمانده حلقه کنم دو 23 0 1392/09/14

نبودی ببینی دلم زار شد به دست کسی چشم من تار شد نبودی ببینی چگونه پدر خرابه به فرق من آوار شد برای من عمه ز بس گریه کرد نبودی ببینی که بیمار 15 0 1392/09/14

این مردمان به شهرت من خنده می کنند هـر دم به ایـن نجابـت من خنده می کنند جـایـم بـه روی دوش عمـو بــود یک زمـان حــالا بـه ایــن اقـامـت من خن 25 0 1392/09/14

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت زینب آن گلواژه بستان عشق منطق الفیض دبیرستان عشق فارغ التحصیل دانشگاه صبر قهرمان قهرمانی ها به دهر شیر حق را در بل 47 0 1392/09/12

حضرت زینب(س)-مدح همین كه آب را دریا نوشتند تو را الگویی از زهرا نوشتند قدم های بزرگت را كه دیدند برایت زینب كبرا نوشتند 31 0 1392/09/12

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام چشمم از داغ تو ای گل پر شبنم شده است لحظه هایم همگی رنگ محرّم شده است مرهمی نیست که بر داغ عظیمت بنهم اشک، تنه 43 0 1392/09/12

کنار دِیر شبی ازدحام را دیدم و جلوه گر سر ماهی تمام را دیدم میان بزم شرابی در آن سیاهی شب به روی نیزه سر یک امام را دیدم شبیه حضرت عیسی سخن به 29 0 1392/09/12

از فرورفتگی خار بدم می آید از مکافات,از اشرار بدم می آید دختری را به خرابات مکانش ندهید من از این نحوه ی رفتار بدم می آید سنگ ها از در و دیوار 45 0 1392/09/12

یا حضرت رقیه (س) از درد کوچه های پر از غم نگو نگو از قدّ عمه ام که شده خم نگو نگو بابا به روی نیزه تو را تاب داده اند .... از این عذاب ماه محرم نگو 39 1 1392/09/12

زبانحال حضرت زینب (س) در مصائب حضرت رقیه (س) دیشب اسیر سلسله و صبح در سجود غیر از حسین در دل من هیچ کس نبود دیشب سه ساله دخترکی غرق شور و آه هر 55 0 1392/09/12

اسرا در شام-مجلس یزید(لعنت الله علیه) ای یزید بی حیا آتش به قلب و جان مزن خنجر خود را به جسم و جان این طفلان مزن پیش اهل بیت قرآن بی حیائی تا چ 65 0 1392/09/11

بد جور دل شکسته ای و گریه می کنی از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی امشب به 45 0 1392/09/11

درمانده ام به پاي شكسته توان ببخش وقت دعاشده ؛ به من از نو زبان ببخش لالم ،صداي من به تو گويا نمي رسد غير از تو را صدا زده ام،... مهربان ببخش 25 0 1392/09/11

ميان معركه آتش گرفت گيسويم نشست دست پليدي به روي مينويم از آن شبي كه ز ناقه فتادم، اي بابا رمق نمانده در اين دست و پا و پهلويم سرِ تو را به هم 23 0 1392/09/11

به راه خویش نمی شد ادامه داد پدر به ضربه ای به رخم، انحراف می خوردم هرآنچه بر سر زهرا رسید ارثم شد میان این همه، سیلی اضاف می خوردم همینکه نا 23 0 1392/09/11

منم و گریه ام و دیدۀ تر خواستنم نظری کن به تمنای نظر خواستنم آخرش من به تو ای دوست تعلق دارم مفروشی تو مرا مردم اگر خواستنم باید از ریشه غم غ 35 0 1392/09/11

جان را به آسمان نگاهت سپرده ام امشب که دست در شب گیسوت برده ام کمتر ز نقشهای کبود تنم نبود این زخمها که بر لب و رویت شمرده ام آهسته شِکوه 17 0 1392/09/11

از سفر آمدی و روشن شد چشمهایی که تارتر شده اند از سفر آمدی به جمعي که همگی دست بر کمر شده اند زخمهای تو را شمردم که یک به یک نذر بوسه ای د 89 0 1392/09/11

نیمه شب گوشه ی خرابه کسی ، داشت با شاپرک سخن می گفت دختری داشت دردودل می کرد ، زیرلب نم نمک سخن می گفت باسرانگشت خاکی أش آرام ، شانه می زدبه 19 0 1392/09/11

اشاره هاي سرت را درست فهميدم ولي نمي شود از نيزه چشم بردارم چه قدر آرزويم هست جاي اين تاول سر تو را به روي پاي خويش بگذارم اگر به دست من آيد س 9 0 1392/09/11

نیمه شب در خرابه وقتی که ربنای قنوت پیچیده بعد زاری و حق حق گریه چه شده این سکوت پیچیده --- عمه اش گفت خوب شد خوابید چند شب بود تا سحر بیدار ک 25 0 1392/09/11

کمـی مولا تـو فکـر قلب حیـران میکنی امشب ؟ مــرا فــارغ ز هـجــر و داغ نـیـران میکنی امشب به دشتی، لاله زاری، یا به صحرایی،! نمی دانم همی در 21 0 1392/09/11

بهار قصه دل عصر روز عاشوراست طبیعتا وسط قصه دائما غوغاست پُر از 61/1/10 است تقویمم همیشه سال نکو از بهار آن پیداست نه یک دهه نه دو ماه عزایتان ب 21 0 1392/09/11

بعد از تو دشمن غارت اهل حرم كرد قبل از همه حمله بگوش خواهرم كرد اخنس نگاهي سوي چشمان ترم كرد با پشت دستش تا كه زد پلكم ورم كرد افتادم و از پي 45 0 1392/09/11

خوني كه با سه شعبه ز قلبت چكيده است يك قطره يادگار، روي بازوي من است از بسكه چشم هاي ترم درد مي كند حس ميكنم عمود روي ابروي من است با يك لگد ك 15 0 1392/09/11

خوش قد و قامتم بروي خاكها چرا؟ خوردي زمين قبول ولي دست و پا چرا؟ حالا كه آمدم دو لبت وا نميكني؟ ساكت شدي نگاه به بابا نميكني؟ ساكت شدي كه من 35 0 1392/09/11

يا ساقي العطشان... به وجد آمده اي از وصال روي طبيب ز بعد هجر زهير و برير و عون و حبيب دو چشم غرق به خونت كند تماشاي جمال يوسف زهرا همان امام غر 35 1 1392/09/10

بابا حسين... بابا بگو که گوهرت را می شِناسی یاس کبود و پرپرت را می شِناسی این گیره ی سر یادگاری تو بوده حالا بگو تاج سرت را می شِناسی شرمنده ا 33 0 1392/09/10

ارباب خوبم... كودکی بیش نبودم به تو وابسته شدم جزو عشاق حسابم نکنی وای من است همه ی دلخوشی من به تو و خواهر توست گریه کردن به شما لذت دنیای 47 1 1392/09/10

با خاطراتِ کرببلا پیر می‌شوی یعنی به پای غُصّه زمین‌گیر می‌شوی با خاطرات قتلگه و شام و کوفه‌اَت هر روز چند مرتبه درگیر می‌شوی؟ طوفان ش 43 0 1392/09/10

گفته اند روضه ای کشنده بگو محض افراد تب کننده بگو دل مان می تپد به یاد حسین پس بیا با دلی تپنده بگو گفته اند از سیاست دشمن از نگاه فریب دهنده بگ 43 0 1392/09/10

با بال و پرهای شکسته بال می‌زد لطمه به صورت در دل گودال می‌زد بال و پـرش از تـازیـانـه زخـم دارد با دست خود روی پرش دستمال می‌زد انگار مثل 73 0 1392/09/10

آثارِ صد زخم عمیقی روی پر داشت مثل همیشه باز هم درد کمر داشت این بار دردش از مرور خاطراتی‌است که تا کنون از کربلا روی جگر داشت زخـم مرورِ خ 39 0 1392/09/10

چنان شمعی که از اطرافیان پروانه می سازد حسین بن علی (ع) از عاقلان دیوانه می سازد حریمش جای عرش و فرش را با هم عوض کرده ست که جبریل امین در بارگ 115 0 1392/09/10

بی قراران توآقا زیر پرچم زنده اند آری آری سینه زنها فصل ماتم زنده اند در حقیقت تو به آنها زندگی بخشیده ای آن نفس هایی که از عیسی بن مریم زنده 37 0 1392/09/10

هرگز ز یاد من نرود آن جفای شمر بر روی پیکرت همه بودند،سوای شمر آن خنجری که بود به روی گلوی تو... انقدر که کند بود درآمد صدای شمر دیدم که بود ح 69 0 1392/09/10

در میان شهر خود جاه و مقامی داشتم در دیار خود زمانی هم کلامی داشتم آن زمان در شهر جدّم احترامی داشتم با برادرهای خود صبحیّ و شامی داشتم با ح 29 0 1392/09/10

از کودکی چنین کمرش خم نبوده است در سینه‌اش که این همه ماتم نبوده است در کودکی شکسته اگرچه دلش، ولی شمشیر و تیر و نیزه فراهم نبوده است گیرم ک 41 0 1392/09/10

نانجيبي كه مرا در اين هياهو ميبرد دختر گيسو سفيدت را به هر سو ميبرد دختري كه بيشتر باشد شبيه فاطمه ارث از مادربزرگش درد پهلو ميبرد موي پرپش 17 0 1392/09/10

دارد شکستگّیِ سرت خوب می‌شود کم‌کم تمام بالِ و پرت خوب می‌شود بعد از چهل سحر که فقط گریه کرده‌ای درد وصالِ هر سحرت خوب می‌شود با گریه‌ه 29 0 1392/09/10

زير دينيم به زير علم شاه حسين اي به قربان عطا و كرم شاه حسين دم چايي شما از دم سينه زنهاست كس نديدست دمي مثل دم شاه حسين اين حرم نيست شفا خانه 37 0 1392/09/10

آتش گرفتنِ جگرم را نگاه كن زخم كنار چشم ترم را نگاه كن از عمه ام اگر كه گلايه نمي كني اي سر شكسته، بال و پرم را نگاه كن خواهي بگويمت چه قدَر ض 13 0 1392/09/10

ديگر سپاه و لشكري و ياوري نماند ديگر براي اهل حرم اختري نماند هفده ستاره همره خورشيد روي ني ديگر براي اهل حرم حيدري نماند از ضرب سنگ و نيزه 13 0 1392/09/10

رسيده تا دم دروازه با دو چشم ترش كشيد تير ، تنش ،معجرش ،سرش ،كمرش مواظب است كه دستي به دختران نخورد مواظب است نگيرد به چوب نيزه پرش خجالت از 13 0 1392/09/10

با حدیث عشق غوغا می کنم عشق را باعشق معنا می کنم صحبت از عشق است ونام زینب است عشق معنای تمام زینب است کیست زینب جز خدای عاشقی صاحب صوت رسای 17 0 1392/09/10

اصلا حسین جنس غمش مثل کیمیاست ارباب ما حسابش از همه عالمی جداست فهمیدم از حسین و منی پیغمبرم که او آرام جان نه بلکه حسین جان مصطفاست وصف 29 0 1392/09/10

می خورم قبطه که جای سر تو ای بابا به روی دامن من بوده و آن بالایی هرچه آمد به سرم نذر سر سوخته ات روی نی هم بروی باز مرا بابایی می وزد از سرِ ز 11 0 1392/09/10

کسیکه دیده هزاران عذاب را نزنید اسیر تشنۀ یک جرعه آب را نزنید بزن به من همۀ تازیانه ات ، اما عروس مادرمان ، رباب را نزنید محسن داداشی 15 0 1392/09/10

می خورم قبطه که جای سر تو ای بابا به روی دامن من بوده و آن بالایی هرچه آمد به سرم نذر سر سوخته ات روی نی هم بروی باز مرا بابایی می وزد از سرِ ز 13 0 1392/09/10

همینكه كنج خرابه خدا خدا كردم امام عاطفه را تا سحر صدا كردم نه اینكه شكوه كنم از كبودیِ رویم گلایه از دو یهودیِ بی حیا كردم خرابه، با نفَس و 17 0 1392/09/10

روضه برپاشده وباز به هم ریخته ام اشک بسیار ز دوری حرم ریخته ام آنقدر سینه زدم که بدنم خسته شده پر چو فطرس به هواخواهی غم ریخته ام تابچسبد به 21 0 1392/09/10

گذشت عمر و غم بی حساب دیدم من ز دست دشمن جانی عذاب دیدم من به یاد تشنگی اهل خیمه افتادم هر آن زمان که به چشم خود آب دیدم من عطش ز بسکه توانم رب 45 0 1392/09/10

به پای بیرق روضه اگر که سینه زنم غلام درگه ارباب و شاه بی کفنم ز روضه روزی خود را همیشه می گیرم به اشک و آه و به گریه همین نفس زدنم هوای گوشه 45 0 1392/09/09

لفظ و مضمون غزل وقتی برای زینب است شعر هم از بیت اوّل در هوای زینب است نام من چون در میان سائلانت ثبت شد تا قیامت این دل عاشق گدای زینب است در 51 0 1392/09/09

امام سجاد(ع)-شهادت با غل جامعه در هم بفشارید تنم را هدف سنگ نمائید ز هر سو بدنم را می‌توان پوست برید از تن رنجور من امّا نتوان دوخت ز گفتار ح 59 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-مناجات و شهادت زمین کربلا تب دارد آیا، یا تو تب داری؟ دل زینب فدایت پا برون از خیمه نگذاری بخوان در نیمه شب هایم " الهی لا تؤدّبن 57 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-تکفین و تدفین پدر دلش را داغ و غم بیت الحزن کرد وجودش را پر از رنج و محن کرد نمی دانم چگــونه با چـه حالی تن صـد چــاک بابا را کف 49 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت آیه های نور حک گردیده بر پیشانیش مهر و مه ماتند در آئینۀ حیرانیش رو به سوی قبله می افتاد چون سجاده ای آنکه محراب دعا 41 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت منكه عمری در تب و تاب مرارت سوختم چون شب شام غریبان در حرارت سوختم بعد بابای غریب و بی كس و مظلوم خود مثل عمه زیر زنجیر اس 27 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت دلی آواره آوردم کنارت کنار آستان پر غبارت نگاهی کن که باشد قلب من هم یکی از یا کریمان مزارت *** فرات خون شده چشم تو سی سال 31 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت گلان وحی، را پرپر که دیده؟ به گلشن، طایر بی سر، که دیده؟ تب و داغ و غل و زنجیر و دشنام گلوی خشک و چشم تر که دیده؟ سوار ناقه 39 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت بغضش شکست زخم دلش بی حساب شد سجاده اش معطر با اشک ناب شد او سیدالبکاء حسینیه ی خداست گریه سپاه او شد و پا در رکاب شد صفحه 25 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت رخسار یاس و سیلی دست خزان کجا قدّ کمان و قامت سرو روان کجا آل رسول و شام غم و مجلس یزید بزم شراب و رأس امام زمان کجا ای کاش 37 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت شب‌های غربت تو گذشت و سحر نداشت حتی سحر غم از دل تو دست برنداشت در حیـرتم کـه سلسلۀ آهنین مگـر جایی ز زخم گردن تو خوب‌تر 17 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت شد تازه داغ، باز به دل های اهل بیت تکرار شد مصیبت عظمای اهل بیت با قلب چاک چاک در آغوش خاک خفت چارم امام و رهبر و مولای اهل 17 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت به لب آه و به دل خون و به لب اشک بصر دارم شدم چون شمع سوزان آب و آتش بر جگر دارم دلم خون شد، نخندید ای زنان شام بر اشکم که هم 25 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت طایر وحی ام و گردیده جدا بال و پرم زخم ها مانده ز هر زخم زبان بر جگرم منم آن یار سفر کرده که تا شام بود سر پاک شهدا بر سر نی 21 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-مصائب نور تابد به فلک از در کاشانۀ ما گنج عشق است نهان در دل ویرانۀ ما ما دل خویش نبستیم بر این عالم خاک عالم قدس بود منزل و کاشا 11 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت دیدم به چشم خویش غمی ناشنیده را در یک غروب سرخ بلای عدیده را با ناله ام زمین زمان گریه می کتد از مادر ارث برده ام این اشک د 25 0 1392/09/08

امام سجاد(ع)-شهادت سید الباکینم و در عشق غوغا می کنم زنده در شهر مدینه یاد زهرا می کنم من چهل سال است هر لحظه به یاد کربلا از غم هر روضه ای گر 15 0 1392/09/08

سقا كه رفت با رفتنش چه بر سرت رفت پشتِ سرش پشت و پناه و لشگرت رفت گفتم خدا رحمي كُنَد اهل ِ حرم را تا در كنار ِ علقمه آب آورت رفت بَهر ِ عروس ِ 59 1 1392/09/07

دلم همينكه مرا سوي موي يار كشيد سر ِ مرا سر ِ عاشق شدن به دار كشيد خودم نيامده ام محضرش ، خودش آورد مرا به پيش ِ خودش جذبه ي نگار كشيد مني ك 31 0 1392/09/07

ســر را بـه پـاي تـو سپـردن افـتـخـار اسـت هر كس كه اربابش تو باشي رستگار است يـا لـيـتـنـا كـنـا مـعـك ورد زبـانـــــــــــــــــم جـم 57 0 1392/09/06

مرا اشک بر روضه های تو کافی است پریدن به اوج هوای تو کافی است برای سرافرازی من به عالم همین بودنم زیر پای تو کافی است شود تا شفیع خلائق به مح 53 0 1392/09/06

ای کاش برای تو اثر داشته باشم باری ز سر دوش تو برداشته باشم بی شک تو به دیدار دل خسته می آیی از آمدنت کاش خبر داشته باشم سر نذر قدومت نشود بار گ 39 0 1392/09/06

سرت را پس گرفتم همان عمامه ی پیغمبرت را پس گرفتم به چه سختی ولی کن ز دست حرمله انگشترت را پس گرفتم بیا بنشین و بنگر ببین خلخال پای دخترت را پ 77 0 1392/09/06

خدمت به نوکران تو برتر ز شاهی است باید برای نوکر تو سر نثار کرد شاعر : رضا فراهانی 35 0 1392/09/06

با هر نسیم زخم سرت تیر می کشد گریه نکن که چشم ترت تیر می کشد نیزه نشینیِ تو مرا میکشد حسین قلبم شبیه زخم سرت تیر می کشد هر وقت نیزه ات به 55 1 1392/09/05

سحر از قافله ی اهل سحر جا ماندیم ما همه تشنه لبی بر لب دریا ماندیم پرمان نیست اگر پر نکشیدیم هنوز پایمان راه نیامد نرسیدیم هنوز بنویسید 55 0 1392/09/05

زخم فراق ها همه تعمیر میشود وقتی دلی به گریه نمک گیر میشود زائر سرای حضرت زهراست روضه ها آنجا که شهر دوست به تصویر میشود در هیئت حسین از امور 49 1 1392/09/04

تو تنهاي تنها امام غريب تو گريان سقا امام غريب الهي بميرم نبينم غمت فداي تو مولا امام غريب ببخشم اگر اينقدر بد شدم تو عفوم كن آقا امام غريب 49 0 1392/09/04

بـا غـافـلان بگویـیـد دنـیای من حسیــن است هـم روح و هـم روان و هم جان من حسیـن است بـرهـرچـه نـاتـوانـم نـامـش مـرا تــوان است هر جا کـه ت 51 0 1392/09/04

با احتياج آمده ام هيئت حسين اعجاز مي كند بخدا محنت حسين سائل كجاست تا بدهد سلطنت به او اقبال كرده است به من دولت حسين آري نياز من فقط ارباب ب 35 0 1392/09/04

جان به لب آمد از این بخت سیاه با دل ریش بسازی بد نیست نفسی چشم به راهت را هم محرم خویش بسازی بد نیست تار می بینم و انگار شده تیره تر از سیه شب 47 0 1392/09/04

اسرار نهان را سر بازار كشيدند آتش به دل عترت اطهار كشيدند دروازة ساعات كه در شأن حرم نيست ناموس خدا را سوي انظار كشيدند بازار يهود آبروي ا 41 0 1392/09/04

پدر و مادر و فرزند و عيالم نوكر پدر و مادر و فرزند و عيالت ارباب خرج آقـا شدن اكثر نـوكرها شد بدنت،زخم تنت،مال و منالت ارباب شاعر : ایمان دهق 61 1 1392/09/04

عشق زينب درملك عشق يوسف كنعان زينبي شمس الشموس و بدر درخشان زينبي وقت اذان عشق نمازش به كربلاست اي روح كعبه قبله ي ايمان زينبي پيغمبرو علي و 67 0 1392/09/02

حضرت عبداله ابن الحسن (ع) من غربت بین خیمه ها را دیدم من واهمه بین بچه ها را دیدم تا که تو ، زصدر زین اسب افتادی وا کردن گوشواره ها را دیدم 43 0 1392/09/02

آواره ی عشقیم و غم خانه نداریم بلبل صفتیم و هوس لانه نداریم آنقدر خمار گل خوشبوی حسینیم کز شدت مستی غم میخانه نداریم در عشق چنان سوخته بال و 23 0 1392/09/02

قصددارم عشق را گریان کنم با مدد از فاطمه طوفان کنم مرد جانبازی اگر هستی بمان ورنه این غمنامه را هرگز مخوان روضه ای بی پرده خوانم منجلی پس تو ه 29 0 1392/09/02

حکم از بالا برایم آمده تب داشتن کاسه ی چشمی پر و اشک لبالب داشتن مصحفی دارم ورق ها دل٬ زبانم هم قلم اشک من جاری ست از باب مرکّب داشتن روضه و اش 27 0 1392/09/02

از زبان حضرت زینب سلام الله علیها روی نی زلف دل‌شکن داری قصد یغمای قلب من داری حسرت بوسه بر لبم خشکید چقدر زخم بر بدن داری! جای جای تنت ن 85 2 1392/08/28

امروز و فردا عالمی در التهاب است از این مصیبت کوه صبر من خراب است بیمار گشتم از هوای بی تو بودن روضه برای درد من داروی ناب است امشب که می سوز 69 0 1392/08/27

این مه کمان ابرویش با هر هلالی فرق دارد این نقطه ی پیوند دل با هر وصالی فرق دارد کرببلا میدانگه ققنوس های سرخ نای است پر پر شدن در آن مکان با 93 0 1392/08/27

وقتی که اسماعیل رگ های گلویش را سپر کرد دیدیم که آن تن از برای حفظ ایمان ترک سر کرد بار دگر فرزند آدم آزمونی سخت پس داد یعنی که بودن را به آهنگ 61 0 1392/08/27

با خنده پای اهل جفا می خورد زمین ساقی میان علقمه تا می خورد زمین کارش تمام می شود آن کس که عاقبت سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین باید که دختران 93 0 1392/08/27

درون خیمه ها بی تاب بودند همه در انتظار آب بودند ابوفاضل نگاهی بر سما کرد زخشکی لب اصغر حیا کرد ببست سربلند یا حیدر مدد را تمنا کرد الله صمد را 75 0 1392/08/27

ه روی صورت طفل آفتاب می ریزد خدا به چهره ی ماه اش نقاب می ریزد به چشم های کسی هجر قطره ی آبی اگر فشار بیارد سراب می ریزد رباب پیش خودش فکر م 53 0 1392/08/27

رسید در شب پنجم هلال خسته‌ی ماه کنار سفره‌ی ابن الکریم، عبدالله هزار حاتم طایی گدای کاسه به دست هزار یوسف مصری چو برده بر درگاه همیشه نزد ک 73 0 1392/08/27

رباعی حضرت عبد العظیم علیه السلام خوش بو شده گیسوی نسیم از کرمت آویخته دست هر کریم از کرمت آن روز که آبرو به ری بخشیدی همسایه‌ی کربلا شدیم ا 93 0 1392/08/27

ترانه حضرت علی اصغر علیه السلام علی جون گریه رو بس کن، مادرت طاقت نداره همه میگن توی خیمه، عمو رفته آب بیاره ماهی کوچیک تشنه، که لبات مثل کوی 47 0 1392/08/27

حضرت رقیه سلام الله علیها بابا جون وقتی نبودی، همه بد بودن باهامون یه شبی از روی ناقه، افتادم توی بیابون همه جا تاریک و سرد بود، هیچ جایی و ن 25 0 1392/08/27

غزل حضرت رقیه سلام الله علیها وقتی تو نیستی دل من زار می‌شود بی تو رقیه از همه بیزار می‌شود گاهی در آسمانی و می‌بینمت ولی تا ضجر می‌رسد همه 29 0 1392/08/27

رباعی حضرت حسین علیه السلام هر روز غم سپیده را می‌بینم هر شب قمر خمیده را می‌بینم هنگام غروب کنج دریای شفق بر نیزه سر بریده را می‌بینم عما 23 0 1392/08/27

غزل حضرت علی اصغر علیه السلام چشم و چراغ من، پسرم اندکی بخواب بی‌تابی تو حال حرم را کند خراب مادر، کویر خشک مرا زیر و رو نکن! شیری نمانده و شد 23 0 1392/08/27

رباعی حضرت حسین علیه السلام صدها غزل از ابر شما می‌جوشد ایوب هم از صبر شما می‌جوشد انگار که سرچشمه‌ی توحید هنوز از روزنه‌ی قبر شما می‌جوش 19 0 1392/08/27

رباعی شب رفت سپیده را به غارت نبرید سیب نرسیده را به غارت نبرید ای قوم به هر که می‌پرستید قسم! دستان بریده را به غارت نبرید عمار موحد 61 0 1392/08/27

رباعی شام غریبان هنگام غروب، موج تنها مانده خورشيد دلش آن‌سوي دريا مانده از ديده‌ي خون‌گرفته‌اش فهميدم يك ماهي سرخ بين صحرا مانده! عمار 89 0 1392/08/27

امشب هوای کـربــلا دارد دل من حال و هوایـی آشـنــا دارد دل من شش گوشه ات را تا نبینم بی قرارم اصلا مـگر بـی تو صـفا دارد دل من؟ عمری شدم من خ 51 0 1392/08/26

اشعار گودال قتلگاه – حسن لطفی صبح تا عصر پیکر آورده چه قدر جسم بی سر آورده لیک با آنکه اصغر آورده خستگی را زپا درآورده کوه غم روی دوش و چ 113 0 1392/08/26

اشعار گودال قتلگاه – علی اکبر لطیفیان پیش من نیزه ها کم آوردند به خدا سر نمیدهم به کسی غیرت الله من خیالت جمع من که معجر نمیدهم به کسی ** ت 55 0 1392/08/26

اشعار وداع حضرت سیدالشهدا(ع) – علی صالحی نگاه کردن اشک تو خواهرم سخت است صبور باش که این حرف آخرم سخت است دگر زمان جدایی شده، دعایم کن س 115 0 1392/08/26

اشعار عصر عاشورا – مصطفی متولی با چشم اشک بار علیکنّ بالفرار با قلب داغ دار علیکنّ بالفرار وقتی کمان حرمله شلاق دست شد پنهان و آشکار عل 99 0 1392/08/26

اشعار شب عاشورا عکس امشب که خوش احوال تو را می بینم عصر فردا ته گودال تو را می بینم آمدم تا که دلی سیر کنارت باشم شانه بر مو بزنی آینه دار 69 0 1392/08/26

آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود آب می دید به یاد جگر سقا بود چشم هایش همه شب هیأت واویلا داشت تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود ** زهر نوشی 23 0 1392/08/26

زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند بند بند من افتاده ز پا را سوزاند آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر پاره های جگر غرق بلا را سوزاند سینه 29 0 1392/08/26

قصد كرده است خدا جلوه ي ديگر بكشد سوره يِ مريمي از سوره يِ كوثر بكشد بگذاريد همين جا به قدش سجده كنم نگذاريد دگر كار به محشر بكشد دختر اي 69 0 1392/08/26

خواب دیدم که گل روی تو پر پر می گـشت ولبت بسکه ترک داشت ز خون تر می گشت خواب دیدم نفس ِتـــــــــــــنگ کبوترها را قفس دست شما را که پُر از پ 25 2 1392/08/26

از خیمه همه اهل حرم را بردند از پیش نگاهم جگرم را بردند بستند تمام یاسها را به طناب در بند اسارت پسرم را بردند وقتی که بریدند سرم را ز قفا ان 95 0 1392/08/26

خواب دیدم که گل روی تو پر پر می گـشت ولبت بسکه ترک داشت ز خون تر می گشت خواب دیدم نفس ِتـــــــــــــنگ کبوترها را قفس دست شما را که پُر از 27 0 1392/08/26

مه ی قافیه با شمر به هم می ریزد بدنت را به خدا شمر به هم می ریزد خواهرت پیش تو صد بار زمین می افتد وسط معرکه تا شمر به هم می ریزد ضجّه ی آه بُنی 59 0 1392/08/26

از بس که پا به روی دهانت رها شده بنگر که پشت خواهرت از غصه تا شده بر روی صورتت چقدر چکمه می دود در قتلگاه جشن و سروری به پا شده امامه ات به دست 39 0 1392/08/26

داری عقیله -خواهر من- گریه می کنی؟ آیینهٔ برابر من گریه می کنی از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت خیلی شبیه مادر من گریه می کنی دل شوره می 55 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت اى كشتۀ راه داور من اى پشت و پناه لشگر من اى نور دو دیده ی تر من عباسِ جوان ، برادر من برخیز كه من غریب و زارم بى مونس و یا 35 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت در خیمه گه نیافت چو در مشک آب، آب آنگه سکینه کرد به سقا خطاب، آب سیراب تر ز لعل بدخشان چو داشت، لب موج شرر فکند بر آن لعل ن 25 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت آب میریزد به هم دست در دریا زدی مهتاب میریزد به هم رود پر جوش و خروش از تلاطم های تو مرداب میریزد به هم چشم هایت قاب عشق ح 39 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت عباسم و در پی خطر می گردم دور و بر خیمه تا سحر می گردم صدبار اگر علقمه را فتح كنم لب تشنه تر از گذشته بر می گردم *** گاهی به 147 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو با من چه کرد شور برادر بیای تو ای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها گلدسته است یا که دو تا دست های 23 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت بی تو شب و روزم همه سردند عمو گل های دل باغ چه زردند عمو تا رأس تو دیدم ز خودت پرسیدم چشمان تو را چه کار کردند عمو *** لب ها 35 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت تا نور قمر هست به سر، سایه سری هست هر جا که علم رفته به بالا، خبری هست هر جا که خط و خال و قد و قامت و ابروست دنبال سرش 21 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت ای دست تو تلاطم امواج آب ها ای سایه ات نبود همه اضراب ها "فهمیده اند جاذبه ی توست علّت" نشکستن غرور زمین از شهاب ها پ 21 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت تیغ از كمین دو دستِ تنم را گرفت و بُرد تا گاهواره پَر زدنم را گرفت و بُرد از پشت نخل های شریعه تبر به دست گل برگ‌های یاسمن 17 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت چقدر خوب كه غارت‌گرِ دل ها شده‌ای حیدری زاده، پسر خواندۀ ‌زهرا شده‌ای حضرت ماه كه خورشید پناهنده به توست كاشفُ الكَرب 15 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت وقتی بساط گریه ی مشك تو جور شد مادر رسید علقمه وادی طور شد پهلوی تو شكست و دلم تا مدینه رفت داغ مدینه بر جگر من مرور شد دو 17 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت بعد از تو غم به سینۀ لیلا پناه برد مجنون دل شکسته به صحرا پناه برد برخیز ای پناه حرم ، گوشواره ای با دلهره به زینب کبری پن 21 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت ای تکسوار یک دله روحی لک الفداء پشت و پناه قافله روحی لک الفداء لحظه به لحظه سیرۀ ناب حسینی ات بر عشق و عقل تکمله روحی لک 21 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت وقتی برای نام تو تصویر می کشم باور نمی کنم که فقط شیر می کشم تو شیر بیشه ای و برای جواب خلق عباس را به صفحه ی تفسیر می کشم 19 0 1392/08/26

امام زمان(عج)-مناجات تاسوعا با غمت می خرم آقا خوشیِ عالم را و به عالم ندهم تا به ابد این غم را چشم بر راهِ تو و شامِ نُهُم هم آمد قسمتم كرد خد 19 0 1392/08/26

امام زمان(عج)-مناجات تاسوعا علم به دوش چو از کعبه یاری می آید کفن بپوش که با ذوالفقار می آید ز لابلای نوای دعای اهل سحر صدای آمدن تک سوار می 31 0 1392/08/26

حضرت عباس(ع)-شهادت دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت لبی به وسعت مهریه­های زهرا داشت کنار علقمه در سجده گاه چشمانش نداشت هیچ کسی را فقط خدا را 45 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت آسمان یک ذرّه ی نور است در چشم ترت پس زمین قدری ندارد پیش مویی از سرت جان خود دادی و حتی دادی از جان بهترت اصغرت، تنها علم 21 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت عطش افتاده به جانم جگرم می سوزد هستی ام ز آتش غم ها به برم می سوزد در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نیست دهنم خشك و دلم خون، جگ 19 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شعر گودال قتلگاه-وداع-مسیر کوفه و شام افتاد شامگه به کنار افق نگون خور، چون سر بریده ازین تشت واژگون افکند چرخ، مغفر زرین و از 39 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-گودال بهـار گل به جراحـات پیکـرت پیداست چقـدر زخـم بر اندام بی‌سـرت پیداست به مـادر تـو «زیـارت قبـول» باید گفت که جای 19 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-قتلگاه آمدم در قتلگه تا شاه را پیدا کنم ماه را شرمنده از آن خلقت زیبا کنم گشته از باد خزان پرپر همه گل های من جستجو 29 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-گودال پنجمین رکن پنج تن، تنی نمانده برات و نیزه ای که سنان زد، گرفته راه صدات صدای فاطمه پیچید در زمانه که گفت: بُنَیَّ... 21 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-قتلگاه پیش من نیزه ها کم آوردند به خدا سر نمی دهم به کسی غیرت الله من خیالت جمع من که معجر نمی دهم به کسی تو اگر که اجاز 25 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-قتلگاه جنجال بود و... لب تشنه ای در گوشه ی گودال بود و... گودال بود و... از نیزه و شمشیر مالامال بود و... می رفت بالا تیغی که د 119 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-گودال حاشا ندارد بین شما مردانگی معنا ندارد کافی ست نیزه این پیکر صد پاره دیگر جا ندارد برخیز نامرد این سینه تاب چکمه ه 185 0 1392/08/26

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا در آن صحرا چو آتش شعله ور شد دل زینب چو آتش پرشرر شد میان آتش، آه آتشین داشت زبانحال باخود این چنین داشت اگر دردم یک 25 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-وداع-قتلگاه صبح تا عصر پیکر آورده چه قدر جسم بی سر آورده لیک با آن که اصغر آورده خستگی را ز پا درآورده کوه غم روی دوش و چ 17 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-وداع بعد من کار تو خواهر سخت است دیدن داغ برادر سخت است آخرین لحظه به هنگام وداع آه بوسیدن دختر سخت است بوسۀ زیر گلو قبل وداع ب 11 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع ای سایه سرم، حسین، صبر کن، نرو حالا که مضطرم، حسین، صبر کن، نرو اصلاً خودت بگو که چگونه بدون تو طاقت بیاورم؟ ح 27 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شب عاشورا امشب حسین در خیمه‌ها حق را عبادت می‌کند فـردا میـان مـوج خـون، غسل شهادت می‌کند فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا 63 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شب عاشورا ای شمع گریه كن كه شب گریه كردن است شام عزاست امشب و این قصه روشن است ای شمع گریه كن تو و از سوز جان بسوز كه امشب چراغ آه 49 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شب عاشورا اینک حسین است و شب راز و نیازش روح تمــام انبیــاء محــو نمــازش آوای قــرآنش ز قــرآن می‌بَـرد دل بگذشته از جان و ز 35 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-مناجات شب عاشورا تو خودت گریه کنان را به عزا می خوانی ابر این چشم به دست تو شده بارانی مجلس روضۀ تو عرش خدا گشته حسین چون خدا به 47 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-عصر عاشورا ذوالجناح آمده پا تا به سرش خونین است اشک می ریزد و چشمان ترش خونین است ذوالجناح آمده سر را به زمین می کوبد همه ی دشت 23 0 1392/08/26

امام حسین(س)-شهادت داغ تو آب کرد دل سنگ خاره را اشکت گرفت نور نگاه ستاره را در ازدحام نیزه و شمشیر و سنگ و چوب گم کرد خواهرت به خدا راه چاره 25 0 1392/08/26

حضرت زینب(س)-شام غریبان می روم امّا بدان جانم کنارت مانده است تا قیامت یا اخا، دل بیقرارت مانده است گر چه این گلبرگ ها را می برند از گلشنت غم 69 0 1392/08/26

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا نسیم تلخ پر از انکسار می آید و ذوالجناح دگر بی سوار می آید به باد رفته گمانم تمام هستی او به سمت خیمه چه بی اختیار می 15 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-قتلگاه دارد دلم بهانه گودال قتلگاه داغ دلم نشانه ی گودال قتلگاه بی بال و پر دوباره به معراج می رود تا عرش بی کرانه ی گودال ق 35 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-شهادت-گودال چقدر خاطره مانده به روی پیرهنت فضای دشت شده پر ز بوی پیرهنت چقدر جاذبه دارد حوالی گودال… چقدر نیزه شده خیره سوی پی 11 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-قتلگاه تا گره باز شد از ابرویش نیزه ای بوسه زد به پهلویش دست بر جای زخم نیزه گرفت ناگهان دید زخم بازویش کاش این قدر تشنه کام نب 11 0 1392/08/26

امام زمان(عج)-مناجات روز عاشورا سر می شود زمانه ولی بی تو غرق آه جان مرا رسانده به لب بغض گاه گاه سر رفته انتظار کسی که به یاد تو می دوخت چشم 21 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-مناجات عهد با چشم پر از مهر تو ما می بندیم كوله بار سفری تا به خدا می بندیم قبله آنجاست كه اقبال دل آن سو باشد پس اقامه به سوی كر 11 0 1392/08/26

امام حسین(ع)-مناجات حیف است که از عشق تو یک توشه نگیریم حیف است که ما دامن شش گوشه نگیریم خوب است که ما مثل تو ارباب بمیریم حیف است از این قاف 23 0 1392/08/26

اشعار شب تاسوعا – وحید قاسمی آب شرمنده ی لبت عباس تشنگی مُرد از خجالت تو مرد و مردانگی برای ابد رفت زیر بلیط غیرت تو ** به ازاین باش با بَ 179 16 1392/08/21

اشعار شب تاسوعا آسمان پیش نگاه تر من می لرزد تو زمین می خوری و پیکر من می لرزد خبرت را به سوی خیمه هراسان بردند خیمه از حال دل مضطر من می ل 95 0 1392/08/21

اشعار شب تاسوعا – حسن لطفی بین سرها همه گشتیم و سری پیدا شد حرف مردی شد و صاحب جگری پیدا شد میکشیدند رخش را هنری پیدا شد تا که خورشید بسوزد 93 0 1392/08/21

اشعار شب تاسوعا ماه من تو کجا و خاک کجا؟ آسمان را سپرده ای به زمین خوب شد زینبم نبود و ندید با چه وضعی تو خورده ای به زمین ** با زمین خوردن 73 0 1392/08/21

اشعار شب تاسوعا – علی اکبر لطیفیان ای وای سایه ی سرم ازدست میرود پشت و پناه دخترم از دست میرود بی تکیه گاه می شوم و میخورم زمین یک کوه در 97 0 1392/08/21

بوی ظهور می رسد از کوچه های ما نزدیک تر شده به اجابت دعای ما دیگر دو بال آرزویمان شکسته است از انتظار پر شده حال و هوای ما این هفته هم سه ش 53 0 1392/08/21

چون دُر بریزد از دهنم یا حسین حسین زینت دهد به هر سخنم یا حسین حسین امروز در مجالس او سینه می زنم تا روز حشر سینه زنم یا حسین حسین تا گری 71 0 1392/08/21

امام زمان(عج)-مناجات محرمی آخر ثمر آل پیمبر ز در آید یکروز اگر مانده به عالم خبر آید با سوز دل فاطمی اش فاطمه گوید کی منتقم خون حسین از سفر آ 69 0 1392/08/21

امام زمان(عج)-مناجات محرمی همیشه مزّه ی چایی روضه ها خوب است كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است میان نافله وقتی قنوت می گیری برای حالِ دلِ 83 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت بگو هنوز برایت کمی توان مانده بگو هنوز برای حسین جان مانده ؟ فقط برای نمازی کنار بابا باش هنوز نیمه ای از روز تا اذان 53 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت همین که در وسط معرکه پسر افتاد هزار مرتبه تا پیش او پدر افتاد بلند می شد و باز هم زمین می خورد همین که دید علی را چو مح 33 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت برسان زود جوانان حرم را عباس كه بیارند به خیمه پسرم را عباس دسترنجِ همه ی عمر مرا باد تكاند جمع كن روی عبایم ثمرم را ع 31 0 1392/08/21

امام حسین(ع)-مناجات ای به گنجینۀ خلقت دُر نایاب حسین رحمت واسعۀ حق تویی ارباب حسین کشتی نوح هم از مرحمتت یافت نجات تویی امید رهاییم ز گرداب 25 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت تو را به دست گرفته به آسمان بدهد گل محمدی اش را به باغبان بدهد كه برگ های تو را یك به یك جدا كردند بغل گرفته به زهرا تو 29 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت ای خفته در مقابل بابا مؤذنم واکن نگاه بسته ز خونت ببین منم در پیش دشمنان که من خنده می‌کنند بالای نعش تو بنگر سینه می 35 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت مرکب تو را تا قلب لشگر برد اکبر از هر طرف چیزی به جسمت خورد اکبر افتادی و تازه شغالان سر رسیدند هر یک ز جسمت قسمتی می ب 25 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت هی تو را گم میکنم در شلوغی ها تو را من بارها گم میکنم بر زمین می افتی و... آسمانم را به زیر دست و پا گم میکنم بزم برپا کر 23 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت ای روزگار سفله! علی‌اکبر است، این آیینه‌ ملاحت پیغمبر است، این بابش امام مطلق و جدش رسول حق از تیره‌ شریف‌‌ترین 11 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت مـن کیستم ولـی خداونــد اکبرم سرتا قدم محمّد و زهرا و حیدرم قـرآن روی سینه فـرزند فاطمه فرزند نور و واقعه و قدر 29 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت پسر: پدر جان من نگویم زخم های تن مرا کُشته شرار تشنه گی سنگینی آهن مرا کشته پدر: علی ای داده در راه خدا صد بار جانت را ب 25 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت به رویت ای گل پرپر چه پرپر افتادم میـان بحر پُر از خــون شنـاور افتادم همیشه با نظـری بر جمـال اطهــر تو به یـاد چهــ 21 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت تا که پامال خزان شد لالۀ لیلای من دشت غم آمد بهار، از اشک خون پالای من در منای کربلا خون ذبیحم تا که ریخت عید قربان شد 15 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت ای پیکر تو چون جگر پاره پاره ام تا کی زنی به دل ز سکوتت شراره ام با آن که سینه ام شده مجروح داغ تو لبخند قاتلت زده زخم د 15 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت امیرالمؤمنین! صحرای محشر را تماشا کن به دشت کربلا تکرار حیدر را تماشا کن ولی‌الله! ولی‌الله دیگر را تماشا کن د 35 0 1392/08/21

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت گلی که در چمن حُسن امتحان می داد خبر ز رویش گل های ارغوان می داد تجلیات نبی را به چهره اش دیدند فروغ و جلوه ز نورش به ک 13 0 1392/08/21

امام حسین(ع)-مناجات اشكم چكید گوشۀ پلكم كه خیس شد با یك سلام بر تو سرشتم نفیس شد با گریه بر لهوف تو دنیا شروع شد لوح و قلم برای تو روضه نویس ش 41 0 1392/08/21

آمــــــده دشمن بد مـــست، عمو اینــجاها چقــدر پاره ی سنگ اســــــت، عمو اینجاها از چــــــــــپ وراست برای تو بلا می آید چقدر تیرِ رهــ 53 0 1392/08/19

از برکت نگاه تو بارانیم هنوز آیینه ای تجلی حیرانیم هنوز حالاکه زیر پرچم سبزت نشسته ام معلوم میشود که تو میخوانیم هنوز آقا درست مثل سر زلف ت 59 0 1392/08/19

نفس نفس زدن من به عشق کرببلاست تمام سال برایم چو روز عاشوراست اسیر دردم و بیمار ِگریه بهر حسین قسم به آن غم و غربت که دردل زهراست فقیرعشقم و 55 0 1392/08/19

ماگریه میکنیم تا که گرفتارمان کنند حلقه به گوش گیسوی دلدارمان کنند هرگز زکوی عشق به جایی نمی رویم حتی اگر که بی خبران بارمان کنند مااز خدا 53 0 1392/08/19

ای رحمت خدایی بی منتها حسین باتو شروع شد همه قصه ها حسین ذکری بغیر نام تو بر لب نیاوریم وقتی که هست ذکر خدایی ما حسین درزیر خاک مقدم تو خاک م 55 0 1392/08/19

دل آقا اسیر زلفت بود خنده ات باده ی حیاتش بود نخ قنداقه ی مطهرتان لنگرکشتی نجاتش بود گره هایی بزرگ آوردند پای گهواره ات مراجع مان مُهرلب 65 0 1392/08/19

سیـــــــــزده جام زلعلت زده غم پی در پی عســـل است اینکه به لب ریخته ای یا که می؟ چه شکوهی است در این جشن که برپا کردی می زدندت همه با هر چه 69 0 1392/08/19

آفتاب غرور ایلت را با نگاهت به جنگ شب بردی زخم های جمل دهان وا کرد تا که نام «علی» به لب بردی تا که حرف ِعلی وسط آمد تازه شد داغ نهروانی ها 41 0 1392/08/19

وقتی که اشک روز چو باران و برف بود کشته شدن برای عمویم به صرف بود وقتی عسل جوانه زد از کام تشنه ام سینه برای پر زدنم مثل ظرف بود هرم کویری عطش 39 0 1392/08/19

دل بیقرار، دیده زدل بیقرارتر بهتر ز تو کجاست درعالم نگارتر؟ روز ازل خمار شرابی شدیم و عشق ما را حواله داد به چشمی خمارتر مجبورمان نکرده کس 33 0 1392/08/19

شکر خدا که گریه کن شاه عالمیم درچشم خلق از کرم او مکرمیم پایان نمیرسد غم ما بی عزای او ما موج عشق از دل طوفان ماتمیم دست از علی و آل پیمبر نم 17 0 1392/08/19

وقتی بساط آمدنم را درست کرد اول به خاک عشق تنم رادرست کرد شوری دمید بردل آتش فشانیم بعداً دو دست سینه زنم رادرست کرد برداشت کام عاشق من رابن 29 0 1392/08/19

دریاب تو ای شاه کریمانه گدا را درمانده ترین مفلس درراه خدا را تقدیر من این بود نمک گیر تو باشم تقدیر نوشته به دلم مهر شما را من مفتخرم شیعه چ 41 0 1392/08/19

یک تنه زینب کند اینجا قیامی بعد تو با کسی حتی نگفتم من کلامی بعد تو تا که تو بی جان شدی بهر غنیمت آمدند ناگهان در خیمه ها شد ازدحامی بعد تو ت 35 0 1392/08/19

آنکس که تو و اسم تو را باده نوشته چشمان مرا کاسهء آماده نوشته تقدیر من این است گرفتار تو باشم زهرا خودش این را سر سجاده نوشته زیباتر از این 115 0 1392/08/19

مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت تنها سواره ی حسن مجتبی شدی از بس عزیز هستی واز بس که 47 0 1392/08/19

دیدن روی تو آیا هست در اقبال من؟ غیبت طولانیت زیر سر اعمال من جمعه ها ابر بهاری می شود چشمان من من یقین دارم خبر داری تو از این حال من بانگ یا 23 0 1392/08/19

من به روی تل،برادر بر زمین آن گل خونی پرپر بر زمین کار خود کردند آخر کوفیان پیکرش زخمی شد آخر بر زمین کاری از من بر نمی آید دگر شاه من افتاده 19 0 1392/08/19

لحظه ی بی جان شدنش گفت: آب هرچه که نیزه زدنش گفت: آب حرمله بر شانه ی قاتل زد و . . . گفت:شنیدی سخنش؟ گفت: آب... آمد و بالای سر بی کفن تا که لگد زد ب 25 0 1392/08/19

عصر عاشورا حرف های شمر ملعون به حرمله ملعون: آتش زنید تا خیمه ای دیگر نماند بر اهل خیمه،حتی بال و پر نماند کاری بکن ای حرمله در این نواحی تا 43 0 1392/08/19

گلی پرپر اگر باشد تمام است تنی بی سر اگر باشد تمام است برای ذبح یک بی جان خسته فقط خنجر اگر باشد تمام است عدو بر سینه اش نیزه زد و گفت: که با 39 0 1392/08/19

عمه کبود صورتش تقصیر من شد تاوان بابا گفتنم را عمه داده ياسين قاسمي 25 0 1392/08/19

عاشقت دور از حرم احساس غربت می کند باز با عکس حرم یک گوشه خلوت می کند باز با حال بکاء زانوی غم گیرم بغل با خودم گویم که آیا او اجابت می کند؟ د 23 0 1392/08/19

از تنم چند تن درست کنید بی سر و بی ‌بدن درست کنید سنگ را بر تنم تراش دهید تا عقیق یمن درست کنید زره‌ای تن نکرده‌ام تا خوب از لباسم کفن د 31 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم – سید حمید برقعی بست بر روی سر عمامه پیغمبر را رفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را من به مهمانی تان سوی شما آمده‌ام یادتا 245 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم – حامد خاکی یابن خیر النساء خداحافظ در پناه خدا، خداحافظ تو هنوزم مرا نبوسیدی پدر تشنه ها خداحافظ دست کم می شود مر 33 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم – وحید قاسمی دل آقا اسير زلفت بود خنده ات باده ي حياتش بود نخ قنداقه ي مطهرتان لنگر کشتي نجاتش بود ** يل شش ماهه اي عجي 29 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم – علی اکبر لطیفیان ازحرم طفل رباب ِتازه ای برخاسته شال بسته ، با نقابِ تازه ای برخاسته گرچه افتادند رویِ خاک ها خورشی 21 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم کاش میشد که نسیمی خبرت را می برد خبر سوختن بال و پرت را می برد کاش میشد که زبان دور لبت چرخاندن اثری داشت که سوز جگرت ر 63 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم حالا برای خنده که دیر است گریه کن بابا نخواب… موقع شیر است گریه کن درمانده ام میان دو راهی کجا روم چشمم که رفته است سی 53 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم – علی اکبر لطیفیان وقت آن است بگیری قمرش گردانی پسرت را به فدای پدرش گردانی ایستاده به روی پای خودش از امروز مرد گشته 41 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم پسرم از نفس افتاد... به دادم برسید داد از این همه بی داد به دادم برسید تشنه ام ؛شیر ندارم ؛چه کنم ؛حیرانم باید آخر چه به 163 0 1392/08/19

اشعار شب هفتم محرم گر بال و پر زند پرش از دست می رود گر تیر را کِشد...سرش از دست می رود مانده به معرکه ، برود خیمه ؟ مانده است بین دو راهی اص 25 0 1392/08/19

اشعار شب چهارم محرم – رضا دین پرور حرم امن نگاه تو که باشد بهتر گِله از چشم سیاه تو که باشد بهتر زندگی بی تو اگر هست خدایی ننگ است مرگ در 47 0 1392/08/19

اشعار شب چهارم محرم خوب میدانم اینجا از کسی سر نیستند چشم در راه محبت های مادر نیستند سخت شرمنده ست زینب از حسین خویش که با علی ها ،هدیه 41 0 1392/08/19

اشعار شب چهارم محرم ای سالها کنار من و آشنای من هستم برای تو ،تو هستی برای من این سرزمین که قتلگه ما دو تا شده هم کربلای توست وَ هم کربلای 37 0 1392/08/19

اشعار شب دوم محرم رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم این سفر بار گران است بیا برگردیم صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود خواهرت دل نگران است ب 457 0 1392/08/19

اشعار شب سوم محرم – محمد امین سبکبار اگر بریده بریده به لب سخن دارم هزار لطمه ی ناگفته در دهن دارم قسم به موی سپیدم سیاه شد روزم چقدر حرف 19 0 1392/08/19

اشعار شب دوم محرم مردی از کوفه بعید است بیا برگردیم هیئتش وعده وعید است بیا برگردیم غم نخور راه تو را بست بیا برگردیم خانه ی مادری ام هست 73 0 1392/08/19

اشعار امام زمان(عج) - ششم محرم - عباس احمدی گفتند میایی ؛خودت هم بی قراری ما منتظر ماندیم و طی شد روزگاری در جستجوی خیمه ی سبزی که گفتند... 45 0 1392/08/19

اشعار امام زمان(عج) - ششم محرم ما که در فطرت ذاتی به خدا محتاجیم بیشتر از همه بر کرببلا محتاجیم به همین سینه زدن، ناله زدن، گریه و شور ما 31 0 1392/08/19

همه آرزویم بر آورده ای دو دندان شیری در آورده ای 19 0 1392/08/19

تا بیرقت به روی سرم سایه گستر است من کافرم اگر که دلم جای دیگر است از هر کجا که پر بکشم کربلا روم تا هست گنبد تو کبوتر کبوتر است ما را ز جم 15 0 1392/08/19

در غم تو ، گریه در صبح و مسا والاتر است چشم جاری ، از تمام چشمه ها بالاتر است گریه ی طفلانه ای دارم که شکرش واجب است از بزرگی کردن ، این حال و 71 0 1392/08/19

بكش به رويِ سرِ خسته ام پَرِ خود را به اين دو چشم، عبايِ معطّرِ خود را ميانِ گريه كُنانت رسيده ام شايـد به كربلا برساني كبـوترِ خـود را 67 0 1392/08/19

حضرت قاسم ابن حسن(ع)- بحر طویل سیزده ساله گلی بود ز گلزار حسن چشم شهلاش چنان چشم گهربار حسن هر که بر او نظر افکنده خدا می‌داند شد دلش سوختۀ ع 751 0 1392/08/18

قاسم بن الحسن(ع) به وجد آمدی و جاودانه ات کردند یگانه حجله نشین میانه ات کردند برای عقد تو دست تو را حنا بستند و عمه هات نشستند شانه ات کردند 29 1 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده وای قاسم، عوضِ وا عطشا افتاده چاره ای كن كه نمانند به رویِ دستم عمه ات از نفس و نجمه ز 43 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) هر که از عاشقی خبر دارد در دلش میل ترک سر دارد آنکه از نسل حیدر و زهراست شوق پرواز بیشتر دارد کربلا جای پر کشیدن هاست 47 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) واله و مست سوی معركه عازم شده است رفتنش بدرقه با اشك محارم شده است او به دست ولی الله معمم گشته قطب علمی دو صد مرجع و عا 33 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع( تحت آن تحت الهنک محشر کند ابروی تو یک حرم دل، دلربا سرگشتۀ گیسوی تو تا صدای ناله آمد،که عمو مُردم بیا! همچنان باز شکار 45 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) شب تو گشته، به شور عزا اضافه شده است چه قدر نغمه ی إشفع لنَا اضافه شده است بقیع آمده در خیمه گاه می گرید بقیع آمده بر كر 27 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع( قطره ای هستم که از دریا جدا افتاده ام آن غریبم من که دور از آشنا افتاده ام ناکسان از بسکه بر دور و بر من صف زدند کس نمی د 41 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) آمد از خیمه برون نور چشمان حسن صورتش پارۀ ماه پارۀ جان حسن نوگل فاطمه و سَرو بستان حسن مَرد میدان حسین شیر میدان حسن چ 43 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع( ماه در خون شناورم، قاسم یادگار برادرم، قاسم کم بزن دست و پا در آغوشم جان مده در برابرم، قاسم العطش گفتنت کبابم کرد سو 25 0 1392/08/18

حضرت قاسم بن الحسن(ع) گشته پامال عموجان ز چه این سان بدنت پاره پاره شده از ضربت شمشیر تنت تا کنار بدن تو به شتاب آمده ام شده همرنگ دل غرقه بخ 23 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی خدا کند که شود با تو همزبان دل من وگر نَه غصۀ نامَحرمی است قاتل من برای بی کسی ام همدلی نمی جویم سزاست اینکه شما ح 17 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند دوباره چشمِ مرا خرجِ روضه ها كردند دو گنبدِ حـرمین و دو پرچـمِ مشكی دوباره پ 23 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) صبر كن پای گلوی تو ذبیحت باشم صورتم غرقۀ خون شد كه شبیهت باشم ذكر الغوث بریده ز لبت می آید سعی كن تشنۀ اذكار صریحت ب 39 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) طاقت ندارم لحظه ای تنها بمانی من باشم و در حسرت سقا بمانی من عبد تو بودم که عبدالله گشتم نعم الامیری، عالی اعلا بما 31 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) من آمـده ام تا کـه به پای تو بمیرم امـروز غـریبـانـه بـرای تو بمیرم غم نیست اگر در قدمت دست من افتد شادم به خدا تا ک 43 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) كِل كشیدند كه حس كرد عمو افتاده نگران شد نكند چنگِ عدو افتاده پر گرفت از حرم و عمه به گَردش نرسید دید از اسب به گودا 35 0 1392/08/18

غلامرضا سازگار شاهد جمعه 1392/08/17 حضرت عبدالله بن الحسن(ع( ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم آنچنان 35 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) عمو فدای جراحات پیکرت گردم شهید مکتب عباس و اکبرت گردم نماز عشق بجا آور و عنایت کن که من مکبّر در خون شناورت گردم 45 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی هزار شکر که از خون دل وضویی هست لباس مشکی ما هست، آبرویی هست بیا حسین بگو تا که ما به سر بزنیم میان شاه و گدا، راه 19 0 1392/08/18

حضرت عبدالله بن الحسن(ع( برای ترک سر، آماده بودم از اوّل دل به مهرت، داده بودم عموجان بر سرم، منّت نهادی من از قاسم، عقب افتاده بودم *** ز خو 37 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی مَحرمِ غـم شـدم ای یار مـرا یاری كن این دو ماه از دلِ ما خوب نگهداری كن یـوسفانه خبـری پخش كـن از آمدنت و مرا در پ 37 0 1392/08/18

امام حسین(ع)-مناجات اصلا مرا محب حسین آفریده است مهر تو از عدم به وجودم کشیده است گِل بی سبب که آدم و حوا نمی شود حتما کمی ز جرعه عشقت چشیده ا 19 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی برای جدّ غریبم مدام می گریم ز داغ اعظم او صبح و شام می گریم اگر که اشک دو چشمم تمام هم بشود ز دیده خون همه عمرم تما 21 0 1392/08/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش تمام ناحیه خیس از دو چشم گریانش شبیه ابر بهاری هوای ناحیه را پر از ترنم غم کرده اش 17 0 1392/08/18

طفلان حضرت زینب(س) گاه لیلایی و گهی مجنون گاه مجنونم و گهی لیلا گاه خورشید و گاه آیینه روبروی همیم در همه جا ای طلوع همیشه ی قلبم با تو خو 45 0 1392/08/18

امام حسین(ع)-مناجات محرمی هست در چشمِ عاشقان تا اشك روضه آغـاز می شود بـا اشك دست انـداخت و به نام عـلی آمـد از پشتِ پـلك بـالا اشك نـام ارب 15 0 1392/08/18

اهل بیت(ع(-مدح خلقتش بوده برای بچه های فاطمه پس خدا بوده خدای بچه های فاطمه از ازل تا به ابد دنیا فقط حرفش یکی است کل خلقت ماجرای بچه های فاط 15 0 1392/08/18

علی اکبر لطیفیان شاهد پنجشنبه 1392/08/16 طفلان زینب حضرت(س) تن من را به هوای تو شدن ریخته اند علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند جلوه واحده را ب 41 0 1392/08/18

امام حسین(ع)-مناجات بهشت عدن کجا و صفای تربت تو قیاس ذره کجا و بسیط رحمت تو مشام اهل دل از عطر اشک مست شود دمی که غنچۀ لب گل کند به مدحت تو چگ 7 0 1392/08/18

طفلان حضرت زینب(س) بهترین بنده ی خدا زینب هل اتی زینب، انمّا زینب ریشه ی صبر انبیا زینب زینبا زینبا و یا زینب بانی روضه های غم زینب تا ابد م 85 0 1392/08/16

طفلان زینب حضرت(س) تن من را به هوای تو شدن ریخته اند علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند جلوه واحده را بین دو تن ریخته اند این حسینی است که در 81 0 1392/08/16

امام حسین(ع)-مناجات محرمی هست در چشمِ عاشقان تا اشك روضه آغـاز می شود بـا اشك دست انـداخت و به نام عـلی آمـد از پشتِ پـلك بـالا اشك نـام ارب 45 0 1392/08/16

امام حسین(ع)-مناجات بهشت عدن کجا و صفای تربت تو قیاس ذره کجا و بسیط رحمت تو مشام اهل دل از عطر اشک مست شود دمی که غنچۀ لب گل کند به مدحت تو چگ 39 0 1392/08/16

اهل بیت(ع(-مدح خلقتش بوده برای بچه های فاطمه پس خدا بوده خدای بچه های فاطمه از ازل تا به ابد دنیا فقط حرفش یکی است کل خلقت ماجرای بچه های فاط 45 0 1392/08/16

با سر انگشت كوچكش دارد مي كشد خوار از كف پايش يك ستاره نمي شود پيدا در دل آسمان شبهايش چه قَدر عاشقانه مي گِريد به سر زخميِ عموهايش زير لب آ 63 1 1392/08/15

دریا به چشم گریه کنانت چو شبنم است یعنی که هر چه گریه برایت کنم کم است شکر خدا که با همه ناقابلیمان اشکی برای عرض ارادت فراهم است دیوار کعبه 103 0 1392/08/15

همان وقتی که عمو بر تنت ردایت کرد همینکه بال گشودی پسر صدایت کرد گره به بند نقابت زد و میان حرم پس از دو بوسه به پیشانیت دعایت کرد کنار عمه ن 43 0 1392/08/15

هركس كه بود سهم خودش را به ضربه اي در گيرودارِ خيمه به رويم نشاند و رفت آن را كه عمه گفت يتيمي ز كوفه بود اين ساق پاي نازك من را شكاند و رفت زج 31 1 1392/08/15

آی لشگر منم آن یار اباعبدا… عاشق و تشنه ی دیدار اباعبدا… بس که میسوزم و تبدار اباعبدا.. یوسفم لیک خریدار اباعبدا… باکلافی سر بازار اباعبد 69 0 1392/08/15

دست تو را دوباره به چشمان تر زنم شاید که مرهمی شود و بر جگر زنم پلکی که خون گرفته به سختی تکان بده شاید نمیرم و نفسی بیشتر زنم باید هزار بوس 35 0 1392/08/15

مُردم ز بس که بر بدنت بوسه می زنم بر کام خشک خنده زنت بوسه می زنم بر زلف خون پر شکنت شانه می کشم بر زخمهای دل شکنت بوسه می زنم بوی تو می دهند د 29 0 1392/08/15

این تیغ ها نظام تنت را به هم زدند تر کیب صورت و بدنت به هم زدند تیزی نیزه های پر از خشم شامیان تصویر کهنه پیرهنت را به هم زدند تنها هجوم نی 37 0 1392/08/15

مجنون شدم که لیلی لیلای من شوی مهمان شبی به خیمۀ صحرای من شوی در قاب اشکها بنوشتم ((حسین،عشق)) زیباترین نگار دل آرای من شوی عالم به هم بریزم ا 57 0 1392/08/15

سجده بر خاک حسین سجدۀ اعلای خداست چون که خاک حرمش خاک کف پای خداست هر که مجنون حسین است خوشا بر حالش چون که لیلای دلش لیلی لیلای خداست مِهر ا 27 0 1392/08/15

میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود میرسد روزی که با حال بکا می بینمت میرسد 27 0 1392/08/15

حسن کرببلا عزیز من این قده اصرار نکن مادرتم اومده ، اصرار نکن درسته مرد میدون نبردی اما اگه بری و برنگردی اگه رو صورتت خراش بیفته رو پیکر 23 0 1392/08/15

سیر و سلوک مجنونم و نگاه ليلي ميخوام خاطره معشوقمو خيلي ميخوام عمريه با غصه دلم عجينه سير و سلوك عاشقي همينه عشق و جنون كوچيك بزرگ نداره ه 71 0 1392/08/15

ورود کاروان به کربلا او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد سینه زنی عالم بالا شروع شد این حس مادرانه كه دست خودش نبود دلشوره های زینب كبری شروع شد و 49 0 1392/08/15

ورود کاروان به کربلا افتاده راه قافله ی آبشارها بر سرزمین فاصله ها، شوره زارها افتاده راهشان به زمینی که سالها مانده است تشنه بر قدم چشمه 39 0 1392/08/15

امام حسین(ع)-مناجات و مصائب مهربونه حسین، عشقمونه حسین بال و پر وا کنیین آسمونه حسین جمع بشین عاشقا، دور اربابمون با همه مثل حر مهربونه حسی 11 0 1392/08/15

ورود کاروان به کربلا اینجا کجاست برادر من؟ زودتر بگو ای یادگــار مــادر من، زودتـر بگـو این دلهره که در دل زینب فتاده چیست؟ بنگـر به حـال 37 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت از خیمه ها که رفتی و دیدی مرا به خواب داغی بزرگ بر دل کوچک نهاده ای گرچه زمن لب تو خداحافظی نکرد می گفت عمّه ام به رخم بوسه 25 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت من این ویرانه را از اشک دریا می کنم امشب ز دریا گوهر مقصود پیدا می کنم امشب سحرگاهان که در خواب است چشم زاده سفیان به زا 11 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت این روزها جز گریه غمخواری نداری جز در صبوری سوختن كاری نداری تنها شدی خیلی دلت را غم گرفته در بارگاهت هیچ زوّاری نداری ن 17 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت پای نی می نگرم رفتن زیبایت را نکند نیزه پدر جان عوض پاهات است؟! پاره شد گوشم اگر، پای کرم بگذارش دختر دشمن تو منتظر سوغات 15 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت آهش میان هلهله ها ناپدید شد از گریه بدون صدا نا امید شد دیگر بلند نام تو را می زند صدا او نوحه خواند و خالق طرحی جدید شد ا 9 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت با غم که هم مسیر شدم در سه سالگی از غصه ناگزیر شدم در سه سالگی گفتم به تن که آب شود از گرسنگی از جان خود که سیر شدم در سه سا 19 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت زنده ماندن بدون بابا، نه کوفه رفتن، بدون سقا، نه من قسم خورده ام جدا نشوم لحظه ای از کنار بابا، نه ما اسیریم و هر کجا ببر 23 0 1392/08/15

امام حسین(ع)-مناجات ماه محرم زیباتر از عزای محرم ندیده ام شکر خدا دوباره به هیئت رسیده ام اوج سعادت است که در روضه شما من هم کنار مادر قامت خ 19 0 1392/08/15

حضرت رقیه(س)-شهادت طورنشین می شوم سحر که بیاید جلوه ی ربانی پدر که بیاید جار فقط می زنم میان خرابه یار سفر کرده از سفر که بیاید صبح خبر می ده 13 0 1392/08/15

ای سبزترین یار کفن پوش عمو لبیک تو جاری است در گوش عمو لبریز فنا بود وجودت انگار حل شد بدنت میان آغوش عمو عمار موحد 27 0 1392/08/15

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که روزی ما کربلا کنند ما را که بین روضه به آتش کشیده اند فردای حشر و 81 4 1392/08/14

((به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد ))1 هرچه کردیم که در خیمه شود بند نشد پدرش کوهی پر از صبر و شکیبایی بود به پدر این گل معصوم همانند نشد از همان لح 29 0 1392/08/14

امام حسین(ع)-مناجات وقتی که صبح می وزد از کوچه ها نسیم بی تاب می شود دل ما مثل یا کریم سجاده پهن می کنم و رو به آفتاب تسبیح کربلا و من وعادت قد 41 0 1392/08/14

امام حسین(ع)-مناجات ماه محرم با مهر تو ما دل خداجو داریم از کرببلا گلاب خوشبو داریم عمری است به پاس حُرمت ماه غمت با پیرهن مشکی تو خو داریم 47 0 1392/08/14

امام حسین(ع)-مناجات محرمی بی نفخ صور فیض قیامت دمید باز خون حسین در رگ امت دوید باز با یك دعای فاطمه شد سهم ما بهشت آری نسیم ماه محرم وزید با 17 0 1392/08/14

امام حسین(ع)-مناجات ماه محرم به دریای غمت پیوسته ام من به بال پرچمت دل بسته ام من اسیر چشم‌ هایت کن دلم را که از دنیای بی تو خسته ام من *** نو 27 0 1392/08/14

امام حسین(ع)-مناجات از همان صبح ازل راهم فقط راه شماست هر چه سوز ناله دارم من ز یک آه شماست سید الاذکار عالم چیست جز نام حسین؟ این اصول مکتب 23 0 1392/08/14

کاش می شد خبرم نزد تو آقا برسد خبر تشنگی کوزه به دریا برسد کاش می شد که نیایی پسر شیر خدا تلخ خواهد شد اگر زینبت اینجا برسد در پی دوستی حر 111 0 1392/08/14

سر بازار و ازدحام از من کینه ی شهر انتقام از من خواهرت را فقط تو بگردان هرچه سنگ است روی بام از من ** بغض مردانه ی صدا از من هرچه توهین و ناسز 25 0 1392/08/14

بنویسید مرا یار حسین کشته و مرده ی دیدار حسین اولین بی سر بازار حسین مسلم کوفه ،علمدار حسین او دلش خواست سفیرش باشم من دلم خواست اسیرش با 45 0 1392/08/14

این عاقبتِ من که عزیز آمده بودم ای کاش در این شهر کسی خار نیاید 51 2 1392/08/14

باده نوشيم در اين باديه سامان داريم گريه زاديم فقط ميل به باران داريم سيب هستيم كه از عطر تو ما لبريزيم آبداريم و سر سفره ي تو نان داريم 17 0 1392/08/14

اگر چه چشمِ تري زير آن قدم داريم دوباره مثل دو چشمت هواي غم داريم نگاهِ فاطمه ما را رعيتت كرده هزار شكر كه ما نسبتي به هم داريم دوباره م 15 0 1392/08/14

یا رقیه خاتون (س) از لات های کوچه برم حرف می زنند عمه ... ز پاره ی جگرم حرف می زنند سنگی به دست بچه و پیر و جوانشان گویا که از سر پدرم حرف می زنند 27 1 1392/08/14

شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب چون شود فردا می روم میدان می شو 281 0 1392/08/14

تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست این سبک زندگی سند افتخار ماست ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم فردا بهشت فاطمه در انتظار ماست روضه به روضه پای 51 0 1392/08/13

گیسو به دست بر سر راهت نشسته ام مانند زخم های لب تو شکسته ام بابا عجب شده است که از نی درآمدی بر دیدن خرابه نشین با سر آمدی دیر آمدی بگو به کج 45 0 1392/08/13

بايد حلال زاده به داييش بره به دايي كرببلاييش بره بايد كه مردونگي ياد بگيرن بايد اجازه ي جهاد بگيرن خبر دارم دور و برت خاليه من استخاره كرد 27 0 1392/08/13

این اشک ها حضور تو را داد میزند عطر نگاه تو به خدا داد میزند اهی کشیده اید که روضه گرفته است؟ تشریف چشم های شما داد میزند این لحظه ها تمام حو 21 0 1392/08/13

گفتم اگر سرت نبود پیکر تو هست مادر اگر که نیست ولی خواهر تو هست اما چه پیکری که چه راحت بلند شد دیدم که عضوهات به یک نقطه بند شد روی زمین به ف 29 0 1392/08/13

من تو رو دارم ديگه غم ندارم من تو رو دارم چيزي كم ندارم به من بگو كه چي شده داداشي دق ميكنم اگه پيشم نباشي تا هركجا بري ميام به قران شهر بلا ب 49 1 1392/08/13

رفيق نيمه راه من رسيدي تمام تكيه گاه من رسيدي خوش اومدي خرابه اي باباجون بين حالم خرابه اي باباجون ز كربلا چه بي خبر بابايي بدون من رفتي سف 37 0 1392/08/13

مــاه مــحــرم آمـد و وقـت غـم و عزا شده صحن و سرای دل پر از نسیم کربلا شده تمام شـهر می شود مـرثیه خوان ماتمت دوباره روضه های غـم به لطف تو ب 51 0 1392/08/13

ورود به ماه محرم در عشق اقتدا به اویس قرن كنیم این دیده را ز اشك، عقیق یمن كنیم امسال هم تمام پس انداز گریه را قسمت شده كه خرج سیاهی زدن كنیم 47 0 1392/08/13

ورود به ماه محرم دوباره در سرم شور جنون است دوباره بر مشامم بوی خون است فقط رمز ورود عشق بازی حروف حا و سین و یا و نون است *** دوباره اشك ها، 27 0 1392/08/13

ورود به ماه محرم رخصت بده كه خیمـۀ مـاتم به پا كنیم پیـراهـن سیـاه بـه تن با شمـا كنیم آیـد صـدا ز غیب كـه قـد قـامت العـزا رخصت بـده اقـام 41 0 1392/08/13

حضرت مسلم بن عقیل(ع) باور نمی کردم گذرها را ببندند من را که می بینند درها را ببندند خورشید بودم زیر نور ماه رفتم جان خودت تا صبح خیلی راه رفت 57 0 1392/08/13

حضرت مسلم بن عقیل(ع) یاكریم غریب این شهرم که جدا مانده ام ز لانۀ خود کوچه گرد غریبم و راهم ندهد هیچکس به خانۀ خود سر دارالاماره ام اما چشم 49 0 1392/08/13

حضرت مسلم بن عقیل(ع) نقد جان بر کف و شرمنده ببازار تواَم که بدین مایۀ ناچیز خریدار تواَم سنگ ها از همه سو بر من آزاده زدند به گناهی که در این 21 0 1392/08/13

ورود به ماه محرم ای بر لب تو زمزمۀ ماه محرّم بنهاده سر از شوق به درگاه محرّم از حنجر گلگون شهیدان خدایی است پیغام تو را: گم نکنی راه محـرّم 27 0 1392/08/13

سیاسی-اجتماعی همواره نبرد حق و باطل برپاست هر روز برای شیعیان عاشوراست مصداق صحیح «لَعَنَ اللهُ یزید» امروز شعار مرگ بر آمریکاست 51 0 1392/08/13

حضرت مسلم بن عقیل(ع) گو غیر کُشد زارم، من یار پسندیدم زاری نکنم هرگز کآزار پسندیدم مبهوت به هر سویم آواره به هر کویم تا یوسف خود جویم بازار 21 0 1392/08/13

امام حسین(ع)-مناجات محرمی دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردند فارغ از خویش به آنسوی زمان می بردند کس و کارم همه بودند و به افغان بودند زیر تاب 31 0 1392/08/13

حضرت رقیه(س)-شهادت گیسوی گِره خوردۀ من باز نمی شد دیگر سَرم از دستِ پدر ناز نمی شد می خواستم آن نیمه شب از درد بمیرم این دست شکسته پَرِ پرواز 21 0 1392/08/13

حضرت رقیه(س)-شهادت لاله در باغ خزان، برگ و برش کم می شد شمع ویرانه فروغ سحرش کم می شد پلک بی حوصله اش خواست بخوابد، ای کاش اندکی هلهله ی دور و 13 0 1392/08/13

طفلان حضرت زینب(س) این شیر بچه های من از نسلِ حیدرند همزاد پاكی و كرم از خونِ جعفرند در اوج خویش اگر چه به طیار می رسند ای رُكنِ عشق من به شم 33 0 1392/08/13

طفلان حضرت زینب(س) این شعلۀ عشق است كه درمان نپذیرد معشوق ز عاشق اَثر آسان نپذیرد جز اشك تمنّا كه گِره وا كند از كار كردارِ دگر فایده چندان 15 0 1392/08/13

حضرت عبدالله بن الحسن(ع( در کوی عشق زنده مرام پدر کنم با یاد غربت تو جهان خون جگر کنم عمریست روی دامن پر مهرت ای عمو صبحم به شام و شام وصالم س 21 0 1392/08/13

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) صد شکر که هست مَحرمت عبدالله در مقتل توست مُحرِمَت عبدالله من راوی گودالِ پر از خونِ توأم مداحِ همه محرّمت عبدالل 15 0 1392/08/13

حضرت قاسم بن الحسن(ع) عسل سـرخ شهـادت چقـدر شیرین است می جنت که خدا گفته به قرآن این است سم اسبان به روی سینۀ من سنگین نیست بر مـن امـروز غری 17 0 1392/08/13

حضرت قاسم بن الحسن(ع) نوجوان قبیلۀ خورشید عالم دَهر مکتب توحید آمده نیزۀ جمل در دست سیزده شیشه عسل در دست نام او چیست در عشیرۀ عشق؟ قاسم بن 23 0 1392/08/13

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت تیر آمد و از لانه ی بی آب پرش داد یک فاصله در بین گلوگاه و سرش داد بغض همه آوار شد آن وقت که کودک یک دسته گل سرخ به دست پ 23 0 1392/08/13

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است از عطش دل ها کباب است و زبان خشکیده است کربلا بستان عشق است و شهامت، ای دریغ کز س 91 0 1392/08/12

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت نازنین حالا که دیدی حرف حرف ناز شد جان به لب کردی مرا تا که لبانت باز شد دست بردم زیر جسمت تا در آغوشت کشم ناگهان دادم 27 0 1392/08/12

حضرت عباس(ع)-شهادت دریا به موج زلف کمندش اسیر بود آب شریعه تشنه ی کام امیر بود مشکی به عمق دید حرم روی دوش داشت حتّی فرات پیش نگاهش حقیر بود 33 0 1392/08/12

حضرت عباس(ع)-شهادت ( بعد از تو آب، معنی دریاشدن نداشت) گُم بود در خجالت و پیداشدن نداشت بی بوی رویت ای مهِ یكتای هاشمی ( شب مانده بود و جرأتِ ف 29 0 1392/08/12

حضرت مسلم بن عقیل(ع) تنها ترین شکسته دل این غروب شهر آواره و پیاده و بی کس ترین منم ازبس غریب مانده ام این جا که عاقبت دادم دو طفل کوچک خود را 35 0 1392/08/11

حمدلله صاحب قلبی پریشانم حسین باز هم بر سفرۀ عشق تو مهمانم حسین همنوا با خواهرت، تسکین قلب مادرت هر تپش قلبم نوا دارد حسین جانم حسین سائل د 33 0 1392/08/11

خوشم که حنجره من برای توست،حسین جان به سینه ام غم کرببلای توست،حسین جان برای هر غم دنیا چرا به گریه بی افتم سرشک دیده فقط در عزای توست،حسین 31 0 1392/08/11

مرغ بسمل شده ای بال و پرش می سوزد کودکی زندگی اش در نظرش می سوزد دختری که وسط خیمه ای گیر افتاده اولین شعله که آید سپرش می سوزد سپرش سوخته و چ 25 0 1392/08/11

آن بیعتی که مرد و زن کوفه بسته اند حتی به هفته ای نریسده شکسته شد دیروز از وفا همگی دست داده اند امروز مسلمت زجفا دست بسته شد ------ کوچه به کوچه 39 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم – رحمان نوازنی شب اول فریاد زد مکبر صحنین کربلا ماه محرم آمده ؛ قد قامت العزا قد قامت العزا همگی پا شدند و بعد ا 115 2 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم – حسن کردی روضه شروع شد دل ما را بیاورید سرمایه ام، سلاح بکا را بیاورید یک سال میشود که پرم وا نمیشود دستم به آسما 107 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم در ضیافت کده ات باز مرا جا دادی سفره انداختی و اذن بفرما دادی دیده وا کردم و دیدم که در آغوش توأم مثل یک مادر دلسو 65 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم – حسن کردی دنبال پرچم تو به هر سو دویده ام این عشق را به خون جگر ها خریده ام هر سال روز اولیه در نماز شکر گفتم چه خو 57 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم – شهاب الدین خالقی پیراهن سیاه بفرما خوش آمدی ای تار و پود آه بفرما خوش آمدی سالی در انتظار تو چاووش خوانده ایم ای 61 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم دوباره شهر عزا پرورم شلوغ شده کنار سفره‌ی اهل کرم شلوغ شده چگونه شکرگذارم من این عنایت را که باز قبل محرم سرم ش 67 0 1392/08/11

اشعار استقبال از محرم – مجتبی حاذق توی این لحظه های بارانی میروم سمت آستان بقیع بی جهت نیست در محرم هم پر بگیرم به آسمان بقیع ** آن حریمی 29 0 1392/08/11

امام زمان(عج)-مناجات-مصائب اهل بیت(ع) دلم گرفته خدایا در انتظار فرج دو دیده ام شده دریا در انتظار فرج هنوز می رسد از کوچه های شهر حجاز صدای گ 37 0 1392/08/11

امام زمان(عج)-مناجات محرمی درونِ طالعِ امسالِ ما خدا بنویس هر آنچه خیر كه باشد برای ما بنویس ببین گناه دلم را ز پا در آورده برایِ این دلِ د 35 0 1392/08/11

امام زمان(عج)-مناجات محرمی شبهای پنجم و ششم سوختیم از هق هقت از گریه هایت سوختیم دور از دیدار امّا در هوایت سوختیم باز با چشمانِ خود گشتیم د 29 0 1392/08/11

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت(غزال) کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد چنان‌ که حسین / پس از ضربه تیر جانباز شد ببین روضه را / گلو تیر خورد و دهان باز 35 0 1392/08/11

امام حسین(ع)-شهادت-شام غریبان دستان باد موی تو را شانه می کند خون بر دل پیاله و پیمانه می کند از داغ جانگداز جبین شکسته ات زخمی عمیق بر جگرم 63 1 1392/08/11

استقبال از محرم-شب اول فریاد زد مکبر صحنین کربلا ماه محرم آمده؛ قد قامت العزا قد قامت العزا همگی پا شدند و بعد اما یکی یکی همگی تا شدند و بع 35 0 1392/08/11

امام حسین(ع)-مناجاتی آمدم تا که مرا شور دمادم بدهی دیده ی خشک مرا چشمه زمزم بدهی چه شود از کف آن دست خداییت حسین جرعه ی آبی و یک تکه ی نانم بد 29 0 1392/08/11

استقبال از محرم من و این روضه ها الحمدلله من و یاد شما الحمدلله من و ماه محرم زنده بودن بود حُسن عطا الحمدلله نبودم، حق مرا سینه زنت کرد 161 0 1392/08/11

بی تو به این دنیا چه ماتم ها گذشته آقا هزار و اندی از غم ها گذشته دیگر توان دوریت بر ما نمانده آب از سر غم دار آدم ها گذشته گاهی بیا و مرهمی ب 13 0 1392/08/10

ناگهان بر سر قتل تو چه دعوا شده است بند بند بدنت آه زهم وا شده است چه بلایی به سر صورتت آمد قاسم وای این نیزه چه سان در دهنت جا شده است؟! زانوا 19 1 1392/08/10

گودال حرم تا قتلگه را خواهرت دید به زیر خنجر تیز حنجرت دید لب عطشان وتشنه ، نیمه جانی تمام لحظه ها را مادرت دید 29 1 1392/08/10

حضرت عباس(ع) اباالفضل تکیه گاه و ملجام باش همیشه کاشف الکرب از رخم باش ببین تشنه لبانند اهل خیمه بیا سقا بیا آب آورم باش 33 0 1392/08/10

امام حسین(ع) به تل زینبیه خواهرت بود که قاتل جالسُُ بر پیکرت بود تن تو پاره پاره بین گودال که ده تا ضربه پشت حنجرت بود 31 0 1392/08/10

امام زمان (عج) الا ای که دمت همچون مسیحا بیا ای یوسف تنهای زهرا تو یار جمکرانی خلایق ولی هستی بیابانگرد صحرا حضرت رقیه(ع) برو خواهرکه خیمه با ح 23 0 1392/08/10

حضرت رقیه(ع) برو خواهرکه خیمه با حرم سوخت برس عمه به دادم چادرم سوخت چو زهرا مادرت درکوه آتش ز سر تا پا تمام پیکرم سوخت 35 0 1392/08/10

اربعین اُسوه ی عرصه ی وفا زینب آمده از دل بلا زینب خسته و دل شکسته ای اما کرده ای زنده کربلا زینب ای شکوهت شده تماشایی رهبر کاروان صحرایی کوفه 37 0 1392/08/10

امام حسین (ع) گل جمال تو سرخ و چو ارغوان دیدم میان خون بدنت را چه ناتوان دیدم مگرنه اینکه فرات مهر مادرت بوده تو را کنار شریعه ز تشنگان دیدم خیا 19 0 1392/08/10

امام حسین(ع) این رفتن و نیامدنت کشت زینبت هرم عطش وسوختنت کشت زینبت دشت لبت کویر شد از تشنگی حسین این خشکی لب و دهنت کشت زینبت رود فرات روی تنت 19 0 1392/08/10

حضرت عباس(ع) رود نیلی وفراتی و چو موسی شده ای دست در دست علم راهی دریا شده ای مشک بر دوش روانه به سوی آب روان بادعای حرمی ساقی و سقا شده ای کاشف 23 0 1392/08/10

امام حسین(ع) خیل ملک رو به سوی مادرت زدند بارفتنت شرر به دل خواهرت زدند بر روی تلِّ خاک ، نگاهم به قتله گاه دیدم سپاهی حلقه به دور وبرت زدند سنگ 19 0 1392/08/10

حضرت رقیه(ع) شوق دیدار تو روز آخری دارم هنوز از فراق و دوریت چشم تری دارم هنوز پای گهواره نشسته می زنم بوسه بر آن در خیال خود علی ِّ اصغری دارم 21 0 1392/08/10

امام حسین(ع) داغت عظیم است وبه دل جا نمی شود هرکس نشست گریه کند پا نمی شود تا روضه هات روضه ی رضوان آدم است هرگز مقیم جنت الاعلی نمی شود مجنونم 21 0 1392/08/10

حضرت علی اکبر(ع) هستی بابا به صحرا لاله گون گردیده ای رفتی و با رفتنت دریا شده هر دیده ای تو رسول اکرمی خلقا وخلقا ، منطقا تیغ او در دست و برتن ج 17 0 1392/08/10

امام حسین (ع) داغ غمت به سینه و دردل عزای توست سوز و گداز این دل سوزان برای توست روزی چشم های مرا هم عطا کنید بینم که چشمه ای شده و زیر پای توست ه 25 1 1392/08/10

امام حسین(ع) شبهای ماتمت دُرِاشک است دیده ام بارانم و به روضه ی دریا چکیده ام روز ازل به مهر تو آقا شدم اسیر قبل از وجود،عشق تو را برگزیده ام عم 17 0 1392/08/10

امام زمان (عج) شکسته شد دل پر درد و پی درمان است تمام درد من از لحظه های هجران است خوشم به اینکه غلامیّ تان نصیبم شد شنیده ام که غلام شما سلیمان 17 0 1392/08/10

یا زینب کبری (س) امّ المصائبی ، نه ، تو امّ العجائبی الحق که تو ملیکه ی مشرق ، وَ مغربی محشر به دست پاک حسین است دست تو چون بر گناه کل خلایق تو 27 0 1392/08/10

مناجات با امام حسین (ع) دردی بده که با غم دل آشنا کنیم اشکی بده که با قطراتش صفا کنیم از مادرم دو چادر مشکی گرفته ام تا خیمه ای برای غمت دست و 19 0 1392/08/10

السلام علیک یا شهر المحرم الحرام شاعر که گریه کرد غزل هم درست شد چیزی شبیه خیمه و پرچم درست شد اشکی 39 0 1392/08/10

در مقام اشک هر کس که شهودی داشته کربلا را دیده در مقتل ورودی داشته آه خواهر یک طرف آه برادر یک طرف کربلا تا نقش بندد تار و پودی داشته بگذریم 31 0 1392/08/09

گفتند کارتان؟ همه گفتیم نوکریم چون بار عشق را به سر شانه می بریم ما را اگر چه بازی دنیا خراب کرد اما به لطف روضه ی ارباب بهتریم از هر چه بگذری س 143 0 1392/08/09

در لشگر خـــود هزار یاور داری وقتی که چو من شیر دلاور داری دل تنگ نشو خدا کریم است پدر شمشیر بزن علی ااصغر داری 23 0 1392/08/09

زینبم اینهمه بلا سخت است فهم داغت برای ما سخت است گفتن از قصه ی گودال کار ما نیست دیدن حسین سرجدا سخت است از درد حتی آسمانها هم خمیدن آن لحظه ا 23 0 1392/08/09

عرض ادب به ساحت پیغمبر حسین جانم فدای حضرت پیغمبر حسین تا گفت اسکتوا در و دیوار شد خموش شد کوفه مات هیبت پیغمبر حسین برنده خطبه هاش همانند ذ 31 0 1392/08/09

نه دست و پا نزن سرت از دست می رود دار و ندار خواهرت از دست می رود وقتی که گرگهای گرسنه رسیده اند دیگر تمام پیکرت از دست می رود حتی لباس کهنه ا 19 0 1392/08/09

از ماجرای تو دلمان آب می شود قلب زمینو قلب زمان آب می شود از آتشی که روضه تو می کند به پا همواره قلب پیر وجوان آب می شود گاهی اسیر آهم و گاهی ب 17 0 1392/08/09

دو تا نهال دو تا سرو ایستاده شدند دو خوشه ی نرسیده دو جام باده شدند مقام زینب کبری ببین که این دو پسر فقط به خاطر مادر امامزاده شدند تمام آبر 31 0 1392/08/09

شنیدم از زبان نیزه ها قصد سفر داری بگو در این سفر اصلا مرا مد نظر داری تو تنهایی و من تنهاترم از تو در این دنیا خدا را شکر مثل من در اینجا یک ن 21 0 1392/08/09

من تو رو دارم ديگه غم ندارم من تو رو دارم چيزي كم ندارم به من بگو كه چي شده داداشي دق ميكنم اگه پيشم نباشي تا هركجا بري ميام به قران شهر بلا بري 55 0 1392/08/09

جز گل روی تو دلدار ندارم هرگز و به غیر از تو کسی یار ندارم هر گز تا به پایغم تو چشمه چشمم جاری است ترسی از آتش و از نار ندارم هرگز مشتری دل آلو 15 0 1392/08/09

آن ظهر شوم خاک وَ افلاک شد یکی افتادی آسمان و زمین پاک شد یکی آیه به آیه ی بدنت – خاک زیر پا این دو به دست مردم بی باک شد یکی خنجر و حنجر و دل ب 11 0 1392/08/09

خیلی خیلی دلم گرفته از ندیدنت من زنده ام فقط برای اینکه ببینمت تو هستی امیدی برای زنده ماندنم خدا کند زنده بمانم تا ببینمت اگر چه قابل نباش 25 0 1392/08/09

دمی بیا و بخوان روضه ی محرم را تمام آنچه که در دل به پا کند غم را که تازه؛... تازه شود داغ بی کسی هامان بخوان که هدیه کنم شور اشک نم نم را دلم ع 15 0 1392/08/09

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا دل سرگشته کجا و صفا رخ یار کجا قصۀ عشق من و زلف تو دیدن دارد نرگس مست کجا همدمی خار کجا سرّ عاشق شدنم لطف طبیبا 93 0 1392/08/09

رفت و تماشاي قفايش را به من داد آن گريه هاي پشت پايش را به من داد با گريه خاكستر شدن را ياد دادم ديروز كه پروانه جايش را به من داد تقصيرها را 13 0 1392/08/09

ای تیر تو راقسم به جان کمانت بیخیال مشک ای تیر حرفت چیه با من بزن بیخیال مشک ای تیر کاری به کار مشک من نداشته باش بگذار برسد آب به اصغر من بیخ 41 0 1392/08/09

برخیز حسین که خواب خوش به تو نمی آید به زینب هم بی برادری نمی آید نازت راخریدارم بلند شو ای برادر که بی تو رفتن از اینجا به زینبت نمی آید برا 61 0 1392/08/09

آه از آن لحظه ای که طوفان شد کربلا قتله گاه قرآن شد مرکب بی سوار شاه شهید راهی خیمه گاه سلطان شد لحظه ای بعد رو بسوی خیام حمله شد،زینبش هراسان 27 0 1392/08/09

اين طفل كه لب تشنه ي يك قطره آب است يك قطره از اشكش چو فيض صد شراب است كرب و بلا حالا دو تا خورشيد دارد بر روي دست آفتابي آفتاب است اين كه جلوي 15 0 1392/08/09

آن آخرین وداع دلم راخراب کرد اوضاع جنگ وضع حرم راخراب کرد یک عمردرهوای تو پرمیزدم ولی یک تازیانه بال وپرم راخراب کرد این قوم بی حیا سروپا د 43 0 1392/08/09

از وطن راهت کجا افتاده آواره حسین کشتی از دریا جدا افتاده آواره حسین دیدی آخر راست شد دلشوره های خواهرت راه ما در کربلا افتاده آواره حسین بن 33 0 1392/08/09

آنگوشه گودال خبرهایی هست لشکرهمگی پی کسی میگردند یک لحظه تورادیدم و باخودگفتم این لشکر کوفیان عجب نامردند* آن گوشه گودال تنت افتاده روبه 19 0 1392/08/09

نام تو هست ذکر لبهای رقیه وقت خواب مشک تو بوده تمام آرزوهای رباب ای برادر می کنند بعد تو غارت خیمه ها را دخترم را می زنند و می برند گوشواره ها 25 0 1392/08/09

گريه ميكردم ولي با آن وضو ميساختم داشتم با آبِ رويم آبرو ميساختم گريه ام غسل طهارت بود زير سايه اش فطرتم را از گناهان شست و شو ميساختم ب 11 0 1392/08/09

امشب به عشق روی شما مست میشوم پیوسته بر ولای تو پابست میشوم بهر گدایی از در لطف تو یا حسین سر تا به پا به پیش شما دست میشوم مستی زراه گوش به عین 29 0 1392/08/09

امام حسین(ع)-شب عاشورا چنان اسفند می سوزد به صحرا ریگ ها فردا چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا تمام دشت را زینب به خون آغشته می بیند مگر 63 0 1392/08/09

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید سرّ "علی" نامیدن او را، از دیده ی تر می شود فهمید آمد...ولی مولا دلش خو 19 0 1392/08/09

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت سیاه گشته جهان پیش دیدۀ تر من کجائی ای مه در بحر خون شناور من ستارۀ سحرم آفتاب صبحدمم غروب کرده به هنگام ظهر در بر من 17 0 1392/08/09

ورود به ماه محرم گلدان همین که غنچۀ مریم درآورد پرپر شود که ساقۀ محکم درآورد از کوچه ها صدای غمی می رسد که باز یک شهر را به رنگ محرّم درآورد 19 0 1392/08/09

پیراهن سیاه تو من نمیدم به عالمی دلم میخواد بیام آقا به کربلا محرمی تا نبینم کربلا تو دل منم خونه حسین حک شده روی قلب من، أنا مجنون الحسین آقا 55 0 1392/08/08

من از زیارت باغ شقایق آمده ام ز آشیانه ی مرغان عاشق آمده آم برایتان سخن از درد و داغ خواهم گفت و از خزان گل و برگ و باغ خواهم گفت چقدر مست در آ 295 0 1392/08/08

بسم رب الحسین و له الحمد (آه سرد) دختری با چشم گریان روی زرد می کشد از سوز سینه آه سرد زانوی غم در بغل دارد هنوز تا مبادا درد او گردد بروز او 23 0 1392/08/08

بسم رب الحسین و له الحمد (نگاهم کن) آقا به یک نظری بهر خود تباهم کن آقا بیا ببرم ،یا دمی نگاهم کن آقا بیا من بیچاره را بخر دیگر من خسته ام بب 29 0 1392/08/08

شعر (تنها) تو تنها ترین مرد تنها شدی تو خونین ترین تن به تنها شدی چه زیبا گلانت که پرپر شدند تو بر نی نگهبان زنها شدی تو عباس و اکبر به خون دی 21 0 1392/08/08

بسم رب الحسین(ع) و له الحمد (حرم) دیشب به خواب، حرم شد مطاف من قلبم به وجد آمده بود از طواف من قلبم به صد طناب گره خورده بر حرم گویا گشوده اند 53 0 1392/08/08

بسم رب الحسین و له الحمد سائلم من حواسم به دنیاست، ز تو غافلم من خریدار من شو که ناقابلم من دمادم بگویم تویی آبرویم اگر بی نشانم ز بس جاهلم 15 0 1392/08/08

بسم رب الحسین و له الحمد بلا از بلا تا کربلا راهی نبود شب به پایان آمد و ماهی نبود غم درون سینه ها غوغا نمود در دلش غمها ولی چاهی نبود کافرا 49 0 1392/08/08

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد (بی کفن) چرا لباس طهورا به تن نداری تو به اشک و خون بنویسم کفن نداری تو چرا به روی زمینی کسی کنارت نیست مگر غریب ب 39 0 1392/08/08

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد به شیپور غم ناله هایی دمیده شده ندای عزاهای زینب شنیده شده چرا پس زمین و زمان در هم است گمان می برم رنگ زینب پر 27 0 1392/08/08

بسم رب الحسین(ع) وله الحمد سالی نشسته چشم به راه محرمش تا هر چه رزقم است بریزم به مقدمش وقتی نوای محتشم از راه میرسد حک می شود به روی دلم نقش 23 0 1392/08/08

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد زیارت آمدم دفتر دل پیش شما باز کنم آمدم پر بکشم طوف حرم ساز کنم آمدم گریه کنم، ناله زنم، بر گویم آمدم روضه ی چشم 27 0 1392/08/08

بسم رب الحسین(ع) وله الحمد حواسم نبود ماه غم هم که رفت چه شورش شده محتشم هم که رفت حواسم نبود، آمد و باز رفت چه خوانم دگر، سوز آواز رفت محرم 123 1 1392/08/08

شعر (امید وصل سحر) محسن غلامحسینی شنبه 13 اسفند 1390 بسم رب الحسین (ع) و له الحمد بگو به یار ندیدم، صبا که یار خمیدم ببین ز غصه بریدم ، امید وصل س 29 0 1392/08/08

فروغ شب محسن غلامحسینی جمعه 25 اسفند 1391 بسم رب الحسین (ع) و له الحمد دوباره خواب به چشمم چه عشوه ها میکرد سحر که مدح، قلم از ستاره ها میکرد قل 13 0 1392/08/08

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد منت گذار بر سر زینب هلال من از شوکت شماست تمام جلال من شاها تمام دار و ندارم ز دیگران ای ماه روی نیزه سواره، تو ما 31 0 1392/08/08

بسم رب الحسین (ع) و له الحمد آقــــا چـرا سهـم دلـم شد بیــقـــــراری آخــر بگو تا کـی بود چــشم انتظاری قـلــب خـــزانی مـانـده از دنیــا 7 0 1392/08/08

گرچه از داغ جوان تا شده ای ما هستیم و که گفته است که تنها شده ای ما هستیم تو چرا بار دگر پا شده ای ما هستیم ما نمردیم مهیا شده ای ما هستیم رخ 19 0 1392/08/08

شب ظلمانی ما را سحری در راه است عمه از حال و هوای دل من آگاه است به امیدی که بیایی ز سفر منتظرم تا بخواهی غم هجران رخت جانکاه است قصه دختر درد 27 0 1392/08/08

کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد چنان‌که حسین / پس از ضربه تیر جانباز شد ببین روضه را / گلو تیر خورد و دهان باز شد به خون علی / سر بغض هفت آس 129 0 1392/08/08

دستش به دست زینب و میخواست جان دهد میخواست پیش عمه عمو را صدا زند می دید آمده ببردسهم خویش را بیگانه ای که زخم بر آن آشنا زند سنگی رسید بو 15 0 1392/08/08

شهادتم مسلّمه نميخواد.... روضه من مقدمه نميخواد... هرچي برات بگم كمه به ولله كوفه نگو جهنمه به والله عطش دارم شبيه جوي خشكم بغضي نشسته تو گلو 61 1 1392/08/08

از راه دور نوکر خود را صدا بکن قدری به این سفیر خودت اعتنا بکن تنها...شکسته...خسته و شرمنده ام حسین مسلم غریب گشته برایش دعا بکن این گرگهای سا 31 0 1392/08/08

زنده هستم به امیدی که بیایی بابا باز هم مرغ دلم گشته هوایی بابا ذکر هر روز و شبم گشته کجایی بابا شام یا کوفه و یا کرب و بلایی بابا رخ نما و 7 0 1392/08/08

هیئت - دوباره روضه ي ارباب پاگرفت باران رحمت دلم از ابتدا گرفت دست نیاز، زمزمۀ کربلا گرفت اینجا اگرچه سوخت دل من، شفا گرفت همراه ناله های دل 27 0 1392/08/08

قرارشد بروی با شتاب برگردی قرار بود که با مشک آب برگردی شبیه رود به صحرا زدی عمو جانم نبینم اینکه شبیه سراب برگردی بزرگ های حرم طاقت عطش 25 0 1392/08/08

امام حسین(ع)-شب عاشورا در میان خیام ثارالله رنگ هر سجده رنگ میقات است آنچه آید ز خیمه ها بر گوش ناله ی یا رب و مناجات است دختری در کنار خوا 29 0 1392/08/08

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت غم به من چیره شد و تیره جهان در نظرم خیز و کن یاری ام ای چشم و چراغم پسرم تا صدای تو شنیدم ز رخم رنگ پرید خبرم داد صدایت 17 0 1392/08/08

حضرت عبدالله بن الحسن(ع( ببین ای سلسله گیسو به گیسوی تو دل بستم اگر چه قطره ام اما به اقیانوس پیوستم محال است آن که من دست از عموی خویش بردار 23 0 1392/08/08

حضرت قاسم بن الحسن(ع) هیچ موجى از شكست شوق من آگاه نیست در كنار ساحلم امّا به دریا راه نیست تا مپندارند با مرگم تو مى میرى بگو اینكه می بینی 11 0 1392/08/08

حضرت رقیه(س)-مدح او سفیر نهضت کرب و بلاست پنجه های کوچکش مشکل گشاست ناز او را عمه جانش می خرد خندۀ او از حسین دل می برد طفل اما بر بزرگی فاطم 139 1 1392/08/08

طفلان حضرت زینب(س) بریز در دل من هر چه داری از غربت کجاست مأمن غم های کاریت؟... این جا ! تمام عمر غمت را کشیده‌ام بر دوش چرا کنون نکنم غم گساری 21 0 1392/08/08

حضرت مسلم بن عقیل(ع) مسلم که از حسین سلام مکرّرش باید که خواند حضرت عبّاس دیگرش فرموده مدح و منقبتش را به افتخار ثاراللّهی که بوده نبی مدح گ 25 0 1392/08/08

حضرت رقیه(س)-شهادت اگر که دلخوشی عمه را نیاوردی بگو برادر من را چرا نیاوردی؟ به وقت غارت خیمه عروسکم گم شد عروسک من غمدیده را نیاوردی؟ عمو 13 0 1392/08/08

ورود به ماه محرم باران معرفت ز سحاب محرم است آباد آن دلی که خراب محرم است بوی گل و گلاب دهد روضۀ حسین گل دیدگان و اشک گلاب محرم است از هر دری 23 0 1392/08/08

چقدر رفتنت اكبر براي ما سخت است شبيه رفتن پيغمبر خدا سخت است براي بندگيم هست، از تو مي گذرم براي بندگيم هست، منتها سخت است اگر چه دشمنم از ه 29 0 1392/08/07

روحم اگرچه نیست به تن،زنده ام هنوز بی ارزش وبهاوثمن زنده ام هنوز خارم به چشم و حسرت دیداربردلم با این همه عذاب ومحن،زنده ام هنوز این روزها 25 0 1392/08/07

ای کشتی فتاده به دریای غم حسین ای سایه ات همیشه به روی سرم حسین دائم مسیح می کند از هر دمم ظهور وقتی میان روضه نفس می زنم حسین مثل شراب ناب مرا 69 0 1392/08/07

ماه محرم است.... حسین صیامی دوشنبه 6 آبان 1392 جانم اسیر باده ماه محرم است دل آشنا به جاده ماه محرم است "باز این چه شورش است که در خلق عالم است"... 61 0 1392/08/07

يا صاحب الزمان(عج) ثانيه هاي عمر من تباه شد نيامدي روزشمار من پر از گناه شد نيامدي سال نماي هجر را صفحه به صفحه خوانده ام هجر تو بيشتر زسال 25 0 1392/08/07

امروز مثل حُرمت دوشینه باز هم بغضم شکست از غم آئینه باز هم پای برهنه می دوم و تند می روم آشفته حال بر سر گنجینه باز هم اشکی غزل به پای فراقت 19 0 1392/08/07

یا جوادالائمه ادرکنی زدم به آب در این سیل بی گداری که ... شکسته است مرا خنده های یاری که ... نشسته است ببیند چگونه خواهد خورد ترک به تارک لبهای 31 0 1392/08/07

يا ابا صالح (ع) ادركني اگر چه دل به پاي عشق پا نيست ولي يكدم ز كوي تو جدا نيست چه سرّي خفته در قاموس چشمت كه معنادار تر از اِنّما نيست عجب حر 25 0 1392/08/07

یا مسلم بن عقیل (ع) نوزاد های فــــتنه چرا زاده می شوند؟ شمشیرها برای که آماده می شوند؟ کوفه میا حسین که این خـــــاک هـای سرخ بهر نماز عشق 29 0 1392/08/07

سر زده اقا سر زدي دوباره چرا سراغم اومدي دوباره غلام با تكبرم حسين جان به درد تو نميخورم حسين جان ناله دارم ولي تو خاموشم كن اصلا اقا بيا فرام 15 0 1392/08/07

امام حسین(ع)-مناجات ورود به محرم داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم چیزى نداشتیم اگر این غم نداشتیم امشب براى مادرمان هم دعا كنیم بى‏شیر او دو 27 0 1392/08/07

ای كه یاد رخ تو درد مرا تسكین است بار هجران تو بر شانه ی من سنگین است 13 0 1392/08/07

ورود کاروان به کربلا زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت حسی غریب در دل او جا گرفت بود آهی کشید و بعد همانجا دل 81 0 1392/08/07

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) حال دل خیلی خرابه، کار دل ناله و آهه شب پنجم محرم، دل ما تو قتلگاهه چقدر تیر چقدر سنگ، چقدر نیزه شکسته روی خاک، تو م 23 0 1392/08/07

طفلان حضرت زینب(س) اگر خواهرت اذن میدان ندارد نمی خواهیش پای تو جان سپارد در این جا كه وا غربتایت بلند است دو گلدسته دارد برایت ببارد غم 31 0 1392/08/07

حضرت علی اکبر(ع)-شهادت خنده و هلهله بر چشمِ تَرم رَحم نكرد به غریبیِ من و اشكِ حرم رَحم نكرد هیچ كس حُرمتِ این مویِ سفیدم نگرفت نفسی بر من و 53 0 1392/08/07

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت رفتی و بهار خیمه را دی کردی تمرین شهامت و وفا کی کردی ای غیرت مردی و شرف می بینم شش ماهه تمام راه را طی کردی 25 0 1392/08/07

حضرت عباس(ع)-شهادت دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست تو در این معرکه ی درد م 65 0 1392/08/07

امام حسین(ع)-شب عاشورا آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط گل کرد در قنوت شما، ربّنا فقط باریده بود عشق به صحرا و می وزید عطر زلال نافله از خیمه ها، 39 0 1392/08/07

حضرت مسلم بن عقیل(ع( تو اول شهید از تبار خلیلی تو مولای ما مسلم ابن عقیلی تو پیش از شهیدان، شهید حسینی مراد خلایق، مرید حسینی بزرگی ز خاک تو 27 0 1392/08/07

ورود کاروان به کربلا روز مرا مخواه که شام عزا کنی خیمه مزن که خیمه غم را به پا کنی دلشوره های خواهر خود را نگاه کن پیش از دمی که با غم خود آشن 57 0 1392/08/07

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت فراز منبر دستت کلیم خواهم شد زبان بگیر که من هم دو نیم خواهم شد به گیسوان رقیه قسم که پشت سرت نماز خوان اذان نسیم خواه 63 0 1392/08/07

حضرت قاسم بن الحسن(ع) شادابی لب های تو را افسردند گل های بهاری تو را پژمردند از پرتو بی مثالت ای قرص قمر جا داشت اگر ستاره‌ها می مُردند پ 27 0 1392/08/07

امام حسین(ع)-شب عاشورا امشب، شب قیامت کبرای دیگر است هر لحظه یک گزارش صحرای محشر است امشب رسد به گوش، مناجات عاشقان فردا، به روی خاک، بدن‌ه 39 0 1392/08/07

بر لبم نام شما نیست که نیست در سرم شور و نوا نیست که نیست جمعه‌ها یاد تو بودم اما دیگر آن حال و هوا نیست که نیست تا بیایی به سراغم یک شب در دل 47 2 1392/08/05

امروز هم باید دوباره غم بگیرم بی تو دوباره جمعه را ماتم بگیرم در انتظار تو دگر راهی ندارم غیر از همینکه دامن اشکم بگیرم وقتی خبر از تو نمی‌ 27 0 1392/08/05

تنهایی دمادم تو می‌کُشد مرا این سوز و ساز ماتم تو می‌کُشد مرا ای کوچه‌گرد شهر مدینه ظهور کن زلف پریش و درهم تو می‌کشد مرا وقت دعا و وقت نم 29 0 1392/08/05

اگر چه فاصله اُفتاده بين ما باتو اگر چه دور شدم لحظه‌لحظه‌ها باتو قسم به ذات تو، در فكر مي‌روم هرشب جدا فتاده‌ام هر روز را چرا باتو غريب ه 23 0 1392/08/05

انگار که این داغ فراهم شده باشد تا پشت من و ما همگی خم شده باشد این داغ فراق است که افتاده به دلها این دوریِ یار است که ماتم شده باشد خوبان هم 17 0 1392/08/05

سرزمین دل من آه و فغانی دارد از تو ای یوسف گم‌گشته نشانی دارد داستان من و این غیبت طولانی تو از خداوند چه پنهان جَرَیانی دارد منِ بیمار نیا 35 0 1392/08/05

اشکم حریف این همه ماتم نمی‌شود گریه به درد هجر تو مرهم نمی‌شود صبر فراق و دوری از روی ماه تو آقا قسم به فاطمه با هم نمی‌شود با صحبت از نبود 93 0 1392/08/05

چند وقتی است که از تو خبری نیست که نیست بی تو شام غم من را سحری نیست که نیست در میان دلم ای یوسف زهرا یک شب از رد پای شما یک اثری نیست که نیست ت 25 0 1392/08/05

نفسم خرج تو ای یار نشد دل من درغم تو زار نشد سحری چشم من آلوده پی دیدار تو بیدار نشد هرچه دنبال تو گشتم، آخر چه کنم لحظه‌ی دیدار نشد گفتم ا 29 1 1392/08/05

از شما دوریم آقا غرق بارانی چرا ما تو را می‌خواستیم توضیح عرفانی چرا جمعه‌هایی که دل ما تنگ رویت می‌شود سینه‌ی ما خانه‌ی تو در بیابانی چر 23 0 1392/08/05

غیر از تو کیست با منِ آلوده تا کند ابن خانه را بر این دل بشکسته وا کند آقا، دعای من به درِ بسته میخورد کو یک نفر برای دل من دعا کند آن گمشده کج 17 0 1392/08/05

ای حضرت خورشید مرد آسمانی تا کی میان ابرها مخفی بمانی ؟ آقا نقابت را بیا از چهره بردار دیگر مکن دوری زما، تا کی نهانی؟ ما صاحبی غیر از تو درع 17 0 1392/08/05

خواهم شبی به محفل ما هم نظر کنی از کوچه‌های سینه زنیمان گذر کنی از خیمه‌های غربت و اندوه و ماتمت کی می‌شود بیایی و ترک سفر کنی کی می‌شود ز 19 0 1392/08/05

غروب جمعه‌ها را دوست دارم مفاتیح و دعا را دوست دارم شبیه هر غروب جمعه گویم فقط آقا شما را دوست دارم دعای عهد می‌خوانم برایت دعا بهر 27 0 1392/08/05

خدا کند که ز معشوق من خبر آید خدا کند که شب جمعه‌ای ز در آید اگر نشد که شب جمعه روی او بینم خدا کند که حرم، در دم سحر آید میان کوچه‌ی چشم انتظ 27 0 1392/08/05

رآقا بیا ز کوچه‌ی چشم انتظارها یک دم نظاره کن به دل بی‌قرارها ای گل اگر که باز جسارت نمی‌شود یک شب بیا بشین به بر بوته‌خارها اعمال ما مُس 17 0 1392/08/05

امام حسین(ع)-مناجات محرمی عالم محرم است سلامُ علی الحسین این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین این جمله واجب است بگوییم و بشنویم هرجا که پرچم ا 159 0 1392/08/05

ورود کاروان به کربلا پنجه ی هجر گریبان مرا می خواهد غُصه كیسوی پریشانِ مرا می خواهد هجمه ی باد خزان است تبر آورده همه گل های گلستانِ مرا می 27 0 1392/08/05

ورود به ماه محرم دل بی سر و سامان غم ارباب است دلتنگ صفای حرم ارباب است از دور صدای کاروان می آید ده (نه ، هشت، ... یک ) روز دگر محرم ارباب است م 25 0 1392/08/05

حضرت رقیه(س)-شهادت زبری صورت من و دستان عمّه ام تقصیرِ كوچه های یهودیِ شام بود شكرِ خدا هوای مرا داشت خواهرت در چشم ها عجیب نگاهِ حرام بود 11 0 1392/08/05

طفلان حضرت زینب(س) ای برادر بگو چکارکنم ناله از بی کسی خود نزنی می شود تاکه زنده ام اینقدر حرف دل واپسی نزنی من نمردم که ایستاده ای و مثل 39 0 1392/08/05

حضرت قاسم بن الحسن(ع) سپرت سینۀ مجروح و زره پیرهنت اجلت یار و عسل لخته ی خون در دهنت سیزده سوره ی قرآن عمو با چه گنه شسته با خون گلویت شده آیا 19 0 1392/08/05

نمی شه جمعه بیاد و چشمام و دریا نگیره یاکریمِ دلِ زارم هوای شما نگیره نمی شه غروبا وقتی دلِ آسمون می گیره عاشقت برا ظهورت دستاش و بالا نگی 29 0 1392/08/04

نشستم گوشه‌ای مثل غریبی سراپا درد هستم کو طبیبی سراپای نگاهم التماس است به عشق یک نگاهت یاحبیبی برای آنکه بینم روی ماهت به لبهایم ببین اَ 23 0 1392/08/04

یا ایهاالعزیز به سویم نگاه کن یک لحظه‌ فارغ از غم و جرم و گناه کن ماه دعا و ماه عبادت رسیده‌ است فکری برای بنده‌ی گم‌کرده راه کن ماه خداست 25 0 1392/08/04

ما در زمان غيبت تو كم گذاشتيم تنهايتان به خيمه‌ي ماتم گذاشتيم با كارهاي زشت و قبيح و گناهمان مرهم نه، بر دل تو فقط غم گذاشتيم چشمانمان به ج 19 0 1392/08/04

زینب برای بی‌کفنش گریه می‌کند بر قطعه قطعه‌های تنش گریه می‌کند بر حنجر بریده‌ی این شاهِ بی‌کفن همراه مادر حسنش گریه می‌کند دور از نگاه 21 0 1392/08/04

تیری سه‌شعبه قلب کسی را نشانه زد خونابه‌های تازه زِ قلبش جوانه زد سنگی شکست گوشه‌ی ابروی عشق را شمشیر و نیزه روی تنش آشیانه زد بیچاره مرد 21 0 1392/08/04

ای کاش که می‌شد کفنی داشته باشی یا جای کفن پیروهنی داشته باشی ای کاش دمی که به حرم فاطمه آمد می‌شد سر و جان و بدنی داشته باشی در طشت طلا بود 29 0 1392/08/04

مصحف بی ورق، در این گودال بوی سیب معطری داری به روی نیزه ای و می بینم قد و بالای محشری داری با لبِ دشنه های کُند شده ای برادر چه حنجری داری ب 27 0 1392/08/04

مردی میان گودیِ یک قتلگاه بود غرق عطش، نظاره‌گر خیمه‌گاه بود یک ساربان به سوی پَرش اوج می‌گرفت مقصودِ او بُریدن انگشت شاه بود از تّلِ زی 21 1 1392/08/04

همه اصحاب بال و پر دادند کربلا را ز خون ثمر دادند بسکه دلداه ات شده بودند در رهت عاشقانه سر دادند یک به یک پیش پات افتادند زخم ها در صدات افت 21 0 1392/08/04

زخمی‌ترین مسافرِ کرببلا شدی بعد از سه روز بی‌کفنی، بوریا شدی دیگر کسی شبیه تو پیدا نمی‌شود ذبحِ عظیم بودی و خون خدا شدی بسکه تمامِ پیکر ت 21 0 1392/08/04

در غروبی میان آتش و دود پسری را به نیزه ها بردند روز ما شد سیاه، از وقتی سحری را به نیزه ها بردند بی تعادل شد آسمان، یعنی قمری را به نیزه ها ب 41 0 1392/08/04

کو یک نفر که فکر دل زار ما کند فکری به حال تشنگیِ بچه ها کند عباس من کجاست، از این جسم بی کفن این دشنه های سر به هوا را جدا کند از گیسُوان دختر 45 0 1392/08/04

هر سنگ با تمام توان می رسید آه خون از سرش به روی زمین می چکید آه با دستهای بی رمق و تیر خورده اش یک نیزه را ز سینه خود می کشید آه افتاده بود رو 23 0 1392/08/04

يكي بال و پرش آتش گرفته و چشمان ترش آتش گرفته ز سوز تشنگي در بين خيمه تمام پيكرش آتش گرفته بگوئيد از نجف حيدر بيايد كه موي دخترش آتش گرفته م 35 0 1392/08/04

خدا كند كه پريشان هر غمت باشم هميشه گريه كنِ زير پرچمت باشم خدا كند نشوم از شما جدا آقا تمام عمر، اسير محرّمت باشم قتيل كربلايي 95 0 1392/08/04

نشسته ام که به دردِ امام گریه کنم به آن شکسته سر از پشت بام، گریه کنم خدا برای حسین آفرید چشمم را که از غمش شب و روز و مدام گریه کنم چه می شود 31 1 1392/08/04

با جرمِ بی حساب و سراپایِ سوخته پر می زنیم سمتِ حرم هایِ سوخته پر می زنیم تا حرمِ کربلایی ات ای سر بریدۀ غمِ عُظمای سوخته آقا سلام بر لبِ عطش 7 0 1392/08/04

کاشکی از خویش، حتی یک گدا می ساختم دستهایم را برایت ربّنا می ساختم کاشکی این روز و شبهای به هم پیچیده را با نوای نینوایت هم نوا می ساختم کاش 53 0 1392/08/04

طواف بیش و کمت را خدا نصیب کند زیارت حَرمت را خدا نصیب کند تصدّقِ سرِ زهرا مرا هوایی کن عنایت و کرَمت را خدا نصیب کند دلم گرفته از این روزهای 23 0 1392/08/04

حجت قبول یوسف بی پیروهَن حسین حجت قبول کشتۀ صد پاره تن حسین آقا کجا سزایِ تو آواره بودن است آه ای غریبِ خستۀ دور از بدن حسین مگذار خواهر تو ا 17 0 1392/08/04

عذر خواهم در غمت حالم پریشان تر نشد بیش از این، این چشم های تار،گریان تر نشد صبح تا شب روزه باعث شد کمی عطشان شوم ورنه با یاد تو این لبها که ع 25 0 1392/08/04

معجرم هست همین، پیروهنت نیست همین روضه کوتاه، سری در بدنت نیست همین یاد آن روز که خنده به لبت بود فقط حیف حالا به جز این پر زدنت نیست همین بی 27 0 1392/08/04

می گوید از حکایت بازار رفتنش از کربلا بدونِ کس و کار رفتنش می گوید و اشاره به گودال می کند از تیر و نیزه در بدن یار رفتنش با تازیانه محمل خود 45 0 1392/08/04

خواستم گریه، ولیکن گلویم بغض گرفت مثل من دختر تو روبرویم بغض گرفت نیزه ای که به تَنت خورد و زمین گیرت کرد بعد هر بار که آمد به سویم، بغض گرفت 25 0 1392/08/04

دل تاریک مثل شب دارد در کفش دشنه ای دو لب دارد وای، در چهره اش غضب دارد بی حیا گوئیا طلب دارد که چنین نعره می زند به سرش با لگد می زند به بال و 13 0 1392/08/04

وقتی حسین زخمِ تنش بی شماره شد دیگر زبانِ خواهر او با اشاره شد فرقی نمی کند که، به شمشیر یا عصا فرزند فاطمه بدنش پاره پاره شد ظهر غروب روزِ د 25 0 1392/08/04

تن افتاده به گودال تماشا دارد گریه بر پیکر پامال تماشا دارد وسط معرکه پیشِ جگر سوخته ای حنجر و، خنجرِ دجّال تماشا دارد در سراشیبی گودال که 17 0 1392/08/04

ظهر فردا چه کنم اینکه بد احوال شوی با لبِ تشنه زمین خورده و بی حال شوی ظهر فردا چه کنم غیر همین شیون و شین از کنار حرمت راهیِ گودال شوی ظهر فر 27 0 1392/08/04

بیش از دمی که در دل صحرا ببینمت بگذار امشبی تک و تنها ببینمت از هم گسسته رشته عمر مرا غمت مگذار بی کفن شبِ فردا ببینمت گفتی که خواب دیدی و نی 27 0 1392/08/04

بینِ یک مشت خس و خوار تنت را دیدم زیر یک چکمه برادر بدنت را دیدم آمدم، کاش نمی آمدم و می مردم وسط هم همه ها پر زدنت را دیدم گفتم این معرکه ها د 65 0 1392/08/04

دو قدم سمت خیام و دو قدم بر می گشت پدری که نگران سمت حرم بر می گشت پسرش را به روی دست تماشا می کرد چاره سازِ همه در سینه خدایا می کرد قدح چشم ت 17 0 1392/08/04

فاطمه گشت فداییِ علی، اما تو حنجرت را سپر خسروِ خوبان کردی تا شنیدی پدرت بی کس و تنها مانده خویش را آمدی و پاره گریبان کردی مادرت گفت همینکه 15 0 1392/08/04

در دل شوریده ام غم های عالم ریخته حال و روزم در غمت ای یار در هم ریخته ما برای گریه ایم و از همان روز ازل چنتۀ ما را خدا اندوه و ماتم ریخته آن 13 0 1392/08/04

شیری از بیشه روان جانب میدان شده بود به سوی معرکه می رفت و رجزخوان شده بود کفنی را به تنش کرده عموجانِ حرم می چکد از لب او نام کریمان حرم از ع 15 0 1392/08/04

صدای زوزۀ تیری برید حنجره را رسید تا به گلویش، درید حنجره را شتاب و ضربۀ تیر سه شعبه را دیدم به سمت سینۀ بابا کشید حنجره را چه خوب شد نیامد ر 11 0 1392/08/04

آماده ام برای دلم غم بیاورید داغی به وسعت همه عالم بیاورید با روضه های باز، مرا خون جگر کنید چند صفحه از کتاب مُقرّم بیاورید شکر خدا دوباره 25 0 1392/08/04

چیزی نمانده تا حرم، آرام خواهرم گریه مکن برابرم، آرام خواهرم دلتنگِ روزهای مدینه شدی، ولی همراه ماس 55 0 1392/08/04

بعد روضه عجیب میچسبد دو سه تا حبه قند چای حسین 113 0 1392/08/04

حرف دل از غزل و قصيده خسته ام من از شعراي ور شكسته ام من خاك ميخوره دفتر شعرم هر شب از دل خود گله دارم مرتب وقتي كه دستم به قلم نميره قلب شكس 11 0 1392/08/04

ششماهه على به دوش بابش دادند يك جام از آن باده نابش دادند چون با لب تشنه حاجت آب نمود با تير سه شعبه‏اى جوابش دادند گربه‌چشم‌دل‌ببینی‌کرب 19 0 1392/08/04

اللهم ارزقنا کربلا روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افت 523 0 1392/08/04

دارد می آید محرم یک کاروان دل به سویت تو رهروی سوی فردا دارد می آید محرم ماه پر از یاد مولا دارد می آید محرم ماه مساجد، تکایا ماه غم و اشک و ما 51 0 1392/08/04

اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه *** ای اخرین امید دل زار ما بیا خورشید اسمان شب تار ما بیا گلزار عمر ما ز فراقت خزان شده مولا بس است غیبت 31 0 1392/08/04

این هلال ماه خون، یا آفتاب محشر است یا به نوک نی، سر ریحانة پیغمبر است مصحف قلبِ نبی افتاده در دریای خون آیه ها بر پیکرش از زخم تیر و خنجر است ز 37 0 1392/08/04

بار دگر دل را غبار غم گرفته چون قلب ختم الانبیا ماتم گرفته گویی که رنگ از چهرة گردون پریده مه سینه و خورشید پیراهن دریده ختم رسل در هالة ماتم 39 0 1392/08/04

به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا الا حجاج بیت الله خون، احرام بربندید که کامل می شود با زخم تن حج 37 0 1392/08/04

لاله گون برگشتی امشب در فضا، ای ماه خون گوییا در بحر خون کردی شنا، ای ماه خون از گریبان افق با روی خونین سر زدی یا که شستی چهره از خون خدا ای ما 19 0 1392/08/04

منایی از منای حاجیان زیباتر است این جا مران ای ساربان محمل که حج اکبر است این جا مران ای ساربان محمل، تماشا کن، تماشا کن که یک گلخانه گل با من 37 0 1392/08/04

ای عمو! تنها امیدم در رهت ترک سر است مرگ درراه تو برمن از عسل شیرین تر است گرچه می دانی یتیمم، اذن میدانم بده فرض کن این سیزده ساله علیّ اکبراس 19 0 1392/08/04

اسدی، حبیب عترت! گل باغ آشنایی! چه سعادتی از این به، که شدی تو نینوایی تو حبیب پاکبازی، تو هماره سرفرازی به ولایت حسینی، به محبت خدایی تو اسیر 27 0 1392/08/04

من حبیب پسر فاطمه ام، یار حسینم بنده ام بنده ولی بنده ی دربار حسینم درس آزادگیم داده از آغاز، معلّم که رها گشته ام از خویش و گرفتار حسینم دل بر 47 0 1392/08/04

مرا از بر لاله ها می برند چو مرغی به دام بلا می برند تو را غرق خون ستم ساختند مرا هم به بند جفا می برند جدایم کنند از تو این دشمنان که سرهای از ت 15 0 1392/08/04

یوسف زهرا! زشما پُر شدم تا که اسیر تو شدم حُر شدم از دل دشمن به سویت پر زدم آمدم و حلقه براین در زدم آمده ام تا که قبولم کنی خاک ره آل رسولم کنی ح 37 0 1392/08/04

ذبیح من که زخمت به خون بخشیده زیبایی دهان خشک و چشم نیم بازت گشته دریایی منم خورشید و تو همچون ستاره بر سر دوشم رخت گردیده چون ماه بنی هاشم تما 19 0 1392/08/04

شمع سان پروانه ها گشتند آب از تشنگی بر لب دریا زکف دادند تاب از تشنگی ای دریغا! ای دریغا! سوختند و سوختند ماه رویان همچو قرص آفتاب از تشنگی کود 31 0 1392/08/04

طفل همیشه عاشق، سرباز شیرخواره مادر شود فدایت، یک خنده کن دوباره می دانم از لب خشک، لبخند بر نیاید لب هات بسته مادر با چشم کن اشاره وقتی کشید 31 0 1392/08/04

آئينه اش را آب كرد اشراق مانوسي آينده اش را گفت قدّيسي : كه قدّوسي پيش تجلي اش همه موساي مدهوشند اين شعله را قابل نباشد هيچ فانوسي در رفتنش ا 13 0 1392/08/04

ای شراب علوی در نامت باده مصطفوی در جامت چه بلندی که نخورده است هنوز پای معراج کسی بر بامت چه تجلی شده بر تو که چنین پلک وا کرده همه اندامت 23 0 1392/08/04

تا كه از كف پسرى تازه جوان داد حسين عالمى را ز غم خويش تكان داد حسين تا كه گلبوسه ز لب هاى پسر چيد لبش قدرت عاطفه خويش نشان داد حسين تا كه خا 21 0 1392/08/04

ای یاس چیده، ای گل نقش چمن، علی! قرآن آیه آیه ی پامال من، علی مانند قلب من دهنت پر زخون شده خون گلوت گشته روان از دهن، علی چسبانده خون به هم، دو 27 0 1392/08/04

در آب جلوه کردی و موج عطش نشست در من ظهور کردی و کردیم خود پرست دست مرا گرفتی و چشم تو بسته شد در خود خراب گشتم و بند دلم گسست گفتم : مخواه سای 15 0 1392/08/04

ای مرا آشفته کرده حال تو دیده و جان و دلم دنبال تو عزم وصل حق تعالی کرده ای ترک جان یا ترک بابا کرده ای روح من با این شتاب از تن مرو ای تمام عمر 31 0 1392/08/04

افتاد دست بلندي ، مشكي كه خالي خالي پيش نگاه شريعه ، در همين جا ، اين حوالي ظرفيت چشم او را ، كيفيت اين سبو را هرگز نخواهيد فهميد اي ظرف هاي س 19 0 1392/08/04

خورشید بَرَد سجده به خاک در عباس مه جلوه ای از حسن خدامنظر عباس هر سینه ی افروخته یک علقمه فریاد هر دیده ی پر اشک بود کوثر عباس هر زخم بدن، آیه 39 0 1392/08/04

افتاد چرا دیر به پایت سر و دستم من پیشتر از بودن خود دل به تو بستم تا جان به تنم بود زتو دل نبریدم تا دست به تن داشتم از پا ننشستم دستم زقضا خورد 23 0 1392/08/04

تو اي آهن كه خود را آلت جور و جفا كردي نكردي هيچگه جوري كه در دشت بلا كردي ز حرف اولت اي آهن آه آمد پديد از آن كه عالم را سياه از ناله خير النسا 15 0 1392/08/04

جان مولانا و سعدي و لسان الغيب ها جان عطار و نظامي شاعران خاك ما باد قربان همان شاعر كه از جانش سرود بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا 179 1 1392/08/04

در دشت كين چو پا شه دين در ركاب كرد ز اشك ملك بساط فلك را خراب كرد سلطان دين بخانه زين چون گرفت جاي گفتي مكان ببرج اسد آفتاب كرد آورد چون سمند 15 0 1392/08/04

اين مثنوى از مثنويهاى بهشت است اين بيتها ابيات عشق و سرنوشت است اين شعر از اشعار نغز راز دلهاست اين شاهكار عشق و چاره ساز دلهاست اينك دل شاع 17 0 1392/08/04

مگر بكرببلا آب قيمت جان بود كه از عطش به فلك ناله يتيمان بود كفن دريغ مگر بود بهر شاه شهيد كه تا سه روز تنش روي خاك عريان بود به زير سايه چتر 39 0 1392/08/04

ای خمیره تو از"هو"، ای قتیل در محرم از غم تو شعله ور شد گنبد عتیق عالم طبل و سنج می نوازند لیل و النهار، درعرش حضرت مسیح رفته ست بر صلیب نوحه و 19 0 1392/08/04

هيچ كس در عالم از سر حسين آگاه نيست آرى آرى هيچ كس آگه ز سرالله نيست هست هر شاه و گدا را بر درش روى نياز ملك هستى را به جز او درحقيقت شاه نيست 25 0 1392/08/04

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است ب 23 0 1392/08/04

(1) نازم به خورشيدى كه در شام غريبان بر نيزه ها قرآن به لب با ماه مى رفت حتى سر بى پيكر غرقاب خونش... يك نيزه بالاتر ز دشمن راه مى رفت (2) درد ح 33 0 1392/08/04

كم پيكر خورشيد را دشت مى بلعيد كم كم پيكر خورشيد را بر فراز نيزه مى ديدم سر خورشيد را آسمان گو تا بشويد با گلاب اشكها گيسوان خفته در خاكستر 17 0 1392/08/04

عاشق صادق به بازار فنا سر مى فروشد ترك هستى كرده خنجر زير خنجر مى فروشد با گلو صد بوسه از جان مى دهد بر تيغ كارى آن كه خود را در مناى عشق داور 31 0 1392/08/04

ماه غم، ماه عزا، ماه محن بر تو بادا تسليت ياابن‌الحسن (عج) در عزاي جد مظلومت حسين اشکهايت گشته جاري از دو عين شال غم افکنده‌اي مولا به دوش 27 0 1392/08/04

عمری است که سربار توام یوسف زهرا تو یاری و من عار توام یوسف زهرا سرمایه ام اشکی است که آن هم کرم توست بی مایه خریدار توام یوسف زهرا خوشتر بُوَد 197 1 1392/08/04

ای شب عاشور شور آورده ای شعله در دریای نور آورده ای ای شب زیبای هفتاد و دو یار لیلة الاحیای هفتاد و دو یار در فضای سینه، ماهت آتش است اخترانت ا 27 0 1392/08/04

متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب که پرپر می کند فردا خزان گ 29 0 1392/08/04

روز خونينى كه شورش در فضا افتاده بود كوفه در وحشت زخونين ماجرا افتاده بود در دل امواج حيرت زير رگبار بلا كشتى بى بادبان بى ناخدا افتاده بود 25 0 1392/08/04

دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو تو نگه افکنی و من، سر فکنم به پای تو مرگ بود سعادتم که لحظه ی شهادتم سایه فکنده بر سرم، قامت دلربای تو گه ب 21 0 1392/08/04

در مدح و مصیبت حضرت مسلم ای به شهیدان خدا پیشتاز سینه به شمشیر بلا کرده باز مسلم اسلامی و اسلام ناب کوفه شب تیره و تو آفتاب پیش قدم از شهدای ح 17 0 1392/08/04

نجل عقیل (قسمت اول) ای تن و جانت سپر هر بلا کوفة تو قطعه ای از کربلا یک تنه خود بر سپهی غالبی نجل عقیل بن ابیطالبی ای ز تمام شهدا پیش تر وصف تو 23 0 1392/08/04

امام حسین(ع)-مناجات شفای جان و جانانم حسین است طبیب و درد و درمانم حسین است از آن رو انس با قرآن گرفتم که دیدم روح قرآنم حسین است نماز و روزه 35 0 1392/08/04

امام زمان(عج)-مناجات فقط نه صبحِ من از ابرهای تار پُر است گلویِ جاده هم از بُغضِ انتظار پُر است بیا كه زردیِ پائیز بـا تو بی معـناست چرا كه ع 29 0 1392/08/03

یک بار دگر حرم حرم خواهد شد مانند قدیم محترم خواهد شد تا صحن تو گر پای جسارت برسد با تیغ یدالله قلم خواهد شد **** از حنجره ی خسته ی تو می ترسن 51 0 1392/08/03

تاج سرت را جبرئیل آورد و خم شد فرصت برای انتخابت مغتنم شد ای پادشاه مهربان کشور عشق با تو عدالت آمد و ثابت قدم شد در دست هایش پرچم مَن کنت م 61 0 1392/08/03

تا زمین قدم برداشت آسمان نوشت علی آسمان که بر پا شد کهکشان نوشت علی کهکشان که برپا شد یک جهان نوشت علی این جهان که معنا شد بیکران نوشت علی بیک 35 0 1392/08/03

گرمایِ ولایتِ تو ، حس شد آن روز عیسی به دمِ تو، ملتمس شد آن روز تا این که عیارِ حــــــق ،هویدا باشد، حیدر، محکِ طلا و مس شد آن روز حميدرضا ن 31 0 1392/08/03

اوزان غزل که مست مستم کرده یک شاعر خوب و چیره دستم کرده گویم همه جا خدا پرستم اما ایوان نجف علی پرستم کرده **** به شوق حج دل خود صاف صاف خواه 57 0 1392/08/03

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر امروز روز عید خدا روز یا علی است نقل دهان خلق و کلام خدا علی است فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است جبریل را ترانۀ 75 0 1392/08/02

امروز نبی هم به علی مـی بالد تا روز ابــــد نـام عـلی مـی ماند عالم به هزار لهجه در عید غدیر آوای قشنگ یا علی مـی خواند با تموم غصـــــه ها 31 0 1392/08/02

همانکه خلق نموده تو را برای خودش غزل سروده بدین وصف در رسای خودش چه شاهکار عجیبی، چه آفریده مگر که بوسه می زند او خود به دستهای خودش تو را به 73 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد به روى شادى و شعف دوباره فتح باب شد به وادى غدیر خم به مصطفى خطاب شد که وقت گفتن 33 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر تا روی به چشمــۀ عنـایت آورد منشــور سعــادت و هدایت آورد از عرش برای مرتضی، روز غدیر جبــریل امیــن تـاج ولایت 35 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر خدا جلال دگر داد ای امیر تو را که داد از خم کوثر، می غدیر تو را امیر! دست تو را دست عشق بالا برد که اهل کوفه نبینند س 31 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر فردوس به صحرای کویر آمده امروز یا با نفس صبح عبیر آمده امروز فرمان ز خداوند غدیر آمده امروز پیغمبر اسلام بشیر آمد 27 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر گشت نازل بر پیمبر پیک رحمت در غدیر داشت بر پیغمبر رحمت بشارت در غدیر وحی آمد بر نبی«الیوم اکملتُ لکُم» روز تکمیل ر 21 0 1392/08/01

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر خم غدیر و ساقی و صهبای احمد است بـــزم سرور و عــیـــد احــبّای احـــمـــد است شور عــظیــم تـاج گذاری مرتضی است 43 0 1392/08/01

عمریست که ما عاشق و در جوش و خروشیم شدعشق علی حلقه و ما حلقه به گوشیم گیریم سزای همه شد آتش دوزخ گر یار پسندد به خداوند خموشیم ارزان نخریدیم 73 0 1392/08/01

تویی که ساغر چشمت رقیب می طلبد سرودن از نفست عطر سیب می طلبد مسیح آمده از تو صلیب می طلبد بده سبو ، بده باده ، عجیب می طلبد شده تمام مناسک،می آ 43 0 1392/08/01

این حرفهای ساده گناهش به پای من با میل و با اراده گناهش به پای من تا روز حشر پای ولای تو یا علی هر کس که ایستاده گناهش به پای من حالا که صحبت ا 85 0 1392/08/01

نام تو به روی سینه حک باید کرد خاک دلم اینگونه الک باید کرد آن قدر ملیح است بیانات شما تشبیه به دریای نمک باید کرد وقت به لب آوردن نام حیدر کر گ 45 0 1392/08/01

از روز ازل ساقی میخانه علی بود خم و قدح و ساغر و پیمانه علی بود روزی که برافراشته شد خیمه ی خلقت دیدند همه صورت جانانه علی بود آنکس که به جبر 67 0 1392/08/01

مگر نجوم ز بدر الدجی چه می دانند؟ زمینیان ز ستون سما چه می دانند؟ به عقل ناقص ما حق بده به تو نرسد مگر عقول بشر از خدا چه می دانند؟ و عالمی که به 33 0 1392/08/01

ما غیر علی دلبر و ارباب نداریم سوگند که بی عشق علی تاب نداریم از روز ازل نام علی را که شنیدیم دیوانه شده ایم و خور و خواب نداریم تا در شب گ 43 0 1392/08/01

شروع عشق به نام خدا ،خدای شما دوباره واشده لب بر ثنا ،ثنای شما هدف از خلقت من چیست به گمانم که ... من آفریده شدم تا شوم فدای شما از آن زمان که م 33 1 1392/08/01

هرگز مرام بنده نواز شما نزد برسینه ندار و گرفتار دست رد بین نماز ،حین رکوع آمدم که تا انگشترت نصیب من مستحق شود شکر خدا که ساقه نخل ولای تو 39 0 1392/08/01

رخصت از حضرت داور که علی بنویسم به گلستان بروم تا زگلی بنویسم با علی منزلت عشق معین گردید با علی خانه عشاق مزین گردید با علی ظلمت شب رنگ خدا می 61 0 1392/07/30

آیات محکمات خدا مدح حیدر است ذکر لب پـیمبـر ما مدح حیدر است هر روز ما به مدح علی می شود شروع هوهوی صبح باد صبا مدح حیدر است (زیــبـا) و (با 107 0 1392/07/30

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر دلی که عارف بالله می شود ای دل ملازم ولی الله می شود ای دل دلی بدون علی امتحان نمی گردد دلی که شک کند از شیعیا 39 0 1392/07/30

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر ز ریـای کبـر بگذر جلوات کبریا بین به مقام سعی دل را همه روضة الصفا بین به خم غـدیر امروز تجلّی خدا بین بـه مل 59 0 1392/07/30

امام علی(ع)-عید غدیر بنای دین که با معراج دستان تو کامل شد به رسم تهنیت‌گویی برایت آیه نازل شد «و أتممت علیکم نعمتی» یعنی که ای باران! غرض ا 25 0 1392/07/30

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر ای نگار روحانی خیز و پرده بالا زن در سرادق لاهوت کوس لا و الاّ زن در ترانه مـعنی دم ز سـرّ مولا زن وانکه از غــدیر خ 39 0 1392/07/30

امام علی(ع)-مدح «یا علی» گفته عشق در آغاز، تا که این‌قدر ماندگار شده هر کسی با ابوتراب نرفت، به هوا رفته و غبار شده کعبه برخاست احترام کند، 33 0 1392/07/30

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت در دلِ وحی سخن از تب و تاب است هنوز قاب قوسین به چشمان تو قاب است هنوز وصفِ قدوس همان آیۀ وحیٌ یوحی است لطف روح 33 0 1392/07/30

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین چراغ و چشم زهرا و علیّ مرتضی را بین ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را 31 0 1392/07/30

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت آن شب مـدینـه غـرق تجلاّی نور بود آیــات نـور در همـه جـا در ظهـور بود گـردون دوبـاره جلـوۀ وادی طور بود هرس 33 0 1392/07/30

قسمتم شد که آشنا باشم شامل قدری اعتنا باشم قسمتم شد که پای بگذارم در مسیری که مبتلا باشم آمدم تا کبوترانه شبی جلد ایوان سامرا باشم آمدم تا 25 0 1392/07/30

قطره ای بودم وچکیده شدم سمت دریای تو کشیده شدم بارهاست سنگ عاشقی خوردم باز اطراف عشق دیده شدم اشهدصبح وظهروشام توام کز روی ماذنه شنیده شدم 43 0 1392/07/28

برای تهنیت آن یار با وفا امروز زدردر امد چون هدهد سبا امروز گشود اناب گوهر فشان و خنده کنان پس از سلام به من داد مژده ها امروز که ای به درد و 43 2 1392/07/28

دلم با یا علی هر بار جانی تازه میگیرد کتاب عشق با نام علی شیرازه میگیرد من از "الیوم اکملت لکم" اینگونه فهمیدم خدا با مهر او دین مرا اندازه می 51 0 1392/07/28

مقصود من از بیان هر عرض تویی دنیا همه مستحبّی و فرض تویی خواندیم به سوره ای یقول الإنسان انسان اذا زلزلت الأرض تویی مجیدلشگری 37 0 1392/07/28

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات حق بده به فرشته ها اینجوری عاشقت باشن همگی غرق سجده و تسبیح خالقت باشن حق بده به خورشید اگه بخواد بگرده د 51 0 1392/07/28

امام هادی النقی(ع)-مدح و مناجات شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی به هوات تازه کنم نفس، به س 65 0 1392/07/28

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت به نام نامی هادی که هادی دلهاست یگانه فاتح دلها امام بی همتاست امام مهر، امام وفا، امام عشق امام رأفت و رحمت 53 0 1392/07/28

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده 43 0 1392/07/28

علیِ چهارم بنام نامی هادی که هادی دلهاست یگانه فاتح دلها امام بی همتاست امام مهر، امام وفا، امام عشق امام رأفت و رحمت امام خوبیهاست هدایتش 41 0 1392/07/28

امام هادی النقی(ع)-ولادت امروز پر از سرور و شادی شده ام مشمول عطایای جوادی شده ام صد شکر مسیر من به اینجا افتاد صد شکر که من گدای هادی شده ام 37 0 1392/07/28

شهر عشق گرچه باور نمی کنم اما، می روم کربلا خدا را شکر مردم! آقای مهربان آخر، راه داده مرا خدا را شکر کربلایی و مبتلا داری، شهر عشقی برو بیا د 85 0 1392/07/28

اشعار مدح حضرت امام هادی(ع) - سید حمید رضا برقعی یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم از کلامت چه بگویم که چه 99 1 1392/07/27

بايد از بندگي تو به خدايي برسيم بعد از اين حبس كشيدن به رهايي برسيم بي طبيبانگي تو به خدا ممكن نيست بعد يك عمر دويدن به دوايي برسيم بي خودي ب 47 0 1392/07/27

کار من نیست که بنشینم املات کنم شان تو نیست که در دفترم انشات کنم عین توحید همین است که قبل از توبه باید اول برسم با تو مناجات کنم سالی یک با 41 0 1392/07/27

امام حسین(ع)-مناجات میــان تیرگی شب ز دل نــوا کردم به ناله ای ز سر جان تو را صدا کردم کشیدم آهی و آنگاه با دو چشم ترم دوبــاره آرزوی وصلت از 27 0 1392/07/27

در آفتاب نباشی رُباب حداقل نمی خورد به لبت آفتاب حداقل دو روزی است که نانی نخورده ای اصلاً کمی بزن لب خود را به آب حداقل چقدر گریه و گریه، بس 47 0 1392/07/26

کوفه درد است ولی ای همه درمان تو میا قسمت می دهم این بار به قرآن تومیا گیرم اینجا همه مردند ولی غیرت را... . ..می فروشند به یک قیمت ارزان تو میا 53 0 1392/07/26

امام زمان(عج)-مناجات برگرد تا دیگر سر و سامان بگیرم یک توشه از دیدار تو جانان بگیرم از پا فتادم بس که دنبالت دویدم دستی بکش بر سینه ام تا جان 49 0 1392/07/26

امام زمان(عج)-مناجات ای کاش که خواب وصل تعبیر شود آوازۀ حُسن تو جهان گیر شود بر بام رسیده آفتاب عمرم ترسم به خدا نیائی و دیر شود 47 0 1392/07/26

امام زمان(عج)-مناجات این دلم کی بر تو مهمان می شود باده نوش از جام قرآن می شود چشم من کی در طواف چشم تو در سحرگه مات و حیران می شود جان ناقاب 39 0 1392/07/26

امام زمان(عج)-مناجات ختم کلامی؛ با تو بُرّانند برهان‌ها دارالسلامی؛ پیش تو امنند ایمان‌ها چشم انتظارت شهرهامان کوچه در کوچه هر شب چراغان 41 0 1392/07/26

امام حسین(ع)-مناجات به قلاده ی نفس گشتم اسیر شدم زار و شرمنده و سر به زیر تهی دستم و بی نوا و فقیر مرا کس نخواند ذلیل و حقیر مقامم بود بس بزرگ 245 0 1392/07/25

امام حسین(ع)-مناجات این کام را به جام بلورین نیاز نیست ما را به غیر لعل لبت چاره ساز نیست ما جام را ز نیم نگاهت گرفته ایم لطفت حقیقی است که عش 55 0 1392/07/25

اوزان غزل که مست مستم کرده یک شاعر خوب و چیره دستم کرده گویم همه جا خدا پرستم اما ایوان نجف علی پرستم کرده 63 0 1392/07/24

تقدیم به امام عصر (عج) کیست آنکس که ببیند تو و مجنون نشود چشم مستت نگرد، واله و مفتون نشود هِجر تو همچو شرنگ است به کام همگان نیست چ 55 0 1392/07/24

وعده‌ی دیدار من با عشق لختی دیگر است روح و جانم عاشق دیدار روی دلبر است کعبه‌ی آمال من! بگشای در! اذن دخول نقش بر جان و تنم با خطّ و مُهر کوثر 139 0 1392/07/24

برای حضرت جوادالائمه (ع) اگر دینی ست باقی در جهان بی شبهه دین توست یداللهی که می گویند خود در آستین توست رضا با توست ، کاظم با تو، صادق با تو ، 43 0 1392/07/24

طلوع عید بزرگ و مبارک اضحی فروغ وحدت و توحید داده بر دل ها ز خاک پاک منی سرکشد بدامن عرش نوای زمزمۀ گرم عاشقان خدا در آن زمین مقدّس زدند حلق 53 1 1392/07/24

عید سعید قربان ای منای معرفت دل هایتان روی جانان شمع محفل هایتان در هوالهو خویش را فانی کنید عید قربان است قربانی کنید مشعر و خیف و منی را 85 0 1392/07/24

عید سعید قربان عید قربان است ای یاران گل افشانی کنید در منای دل وقوف از حج روحانی کنید تا نیفتاده است جان در پنجۀ گرگ هوا گوسفند نفس را گیری 51 0 1392/07/24

امام زمان(عج)-مناجات عرفه تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم با گر 71 0 1392/07/24

حضرت مسلم بن عقیل(ع) الا کوفه ای شهر بی دردها گرفتار بیدادِ نامردها به پشت تو بار همه ننگ ها همه بی وفایی و نیرنگ ها بود تا صف حشر بر دامنت ب 29 0 1392/07/24

امام زمان(عج)-مناجات عرفه ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟ تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من ‌کند رو 65 0 1392/07/24

عرفه عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی میهمـان حـرمِ جود و سخـایم کردی فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی دل م 37 0 1392/07/24

حضرت مسلم بن عقیل(ع) خواهم چو گُل به خاك رهت پرپرم کنند یعنی نثـار خـاک ره رهبـرم کنند کـردم دعـا که کـوفه نیـائی و کوفیان باخنده خـون به ج 29 0 1392/07/24

خروج امام حسین (ع) از مکه به سمت کربلا حسین قافله ات نیّتِ سفر دارد تو می روی و خدا از دلت خبر دارد برای بدرقه اُمّ البنین هم آمده است به جای 45 0 1392/07/24

خروج امام حسین (ع) از مکه به سمت کربلا از مکه خبر آمده داغ است خبرها باید برسانند پدرها به پسرها از مکه خبر آمده از رکن یمانی نزدیک اذان ناله 53 0 1392/07/24

خطبه 194 نهج البلاغه 27 0 1392/07/23

آماج شیطان 15 0 1392/07/23

چون ابر سیاهی شده ‌سنگین بار‌م این گونه ز ‌شر‌مسار‌ی ا‌م مي‌بار‌م جود و کر‌مت اميدوار‌م ‌کر‌د‌ه ور ‌نه به چه رو‌ی ‌من به تو روی آر 45 0 1392/07/23

برگرد آقا کوفه جای آمدن نیست مخروبه های شهر جای یاسمن نیست اینجا زمانی عطر و بویی از علی داشت جان خودم یک ذره بوی بوالحسن نیست این ها تما 39 0 1392/07/23

صبرکن! شک کرده ام دیگر به خیلی چیزها نامه های کوفه شد، منجر به خیلی چیزها هرچه چشمم گشت دیدم زن صفت در کوچه هاست چشم هایم خورده اینجا بَر، ب 29 0 1392/07/23

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - محمد حسین رحیمیان باز روزی ما غم است آقا اشک با دیده محرم است آقا فرصت گریه با امام زمان باز امشب فرا 39 0 1392/07/22

این نامه‌ها به درد ولایت نمی‌خورد این چهره‌ها به نور هدایت نمی‌خورد بیعت نمی‌کنند مگر با فریبشان این دستها به درد حمایت نمی‌خورد 39 0 1392/07/22

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) - قاسم نعمتی بار بلا به شانه کشیدم به کودکی از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی از خیمه گاه تا ته گودال قتل 99 0 1392/07/22

قربان چشم یار که مانده به راه من از دور هم به سوی تو باشد نگاه من من از قرارگاه شب قدر آمدم حالا غروب مزدلفه شد پناه من بی چاره میشوم اگر 69 0 1392/07/22

امروز به کوی تو گرفتار زیاد است مثل من شرمنده گنهکار زیاد است اما کرم توست که بسیار زیاد است بخشندگی ات حضرت ستار زیاد است در کوی وفا شاه و 59 0 1392/07/22

حضرت مسلم بن عقیل(ع) دلم شور می زد که از دور دیدم دو پیغام سرخ از بیابان رسیدند سوارانی از کوفه و غصه هایش که پیغمبر روضۀ یک شهیدند رسیدند 31 0 1392/07/22

حضرت مسلم بن عقیل(ع( هزار شکر، که شد خاک مقدمت، سر من مرا، برای چنین روز، زاده مادر من نمی‌برم ز تو دل، گر هزار بار عدو جدا کند گلوی تشنه، سر 27 0 1392/07/22

حضرت مسلم بن عقیل(ع) یا حسین ای در افق ها منجلی ای بزرگ قوم ای پور علی یک تجلی از تو مسلم بوده است نور تو در خویش قائم بوده است آن که پیک شاه ش 27 0 1392/07/22

حضرت مسلم بن عقیل(ع) نایِ سُبوحِ تو در نافله خواهند گرفت یك بغل ماه از این قافله خواهند گرفت وضعشان بد شده از چشمِ شما می بینند چشمِ عباسِ ت 23 0 1392/07/22

حضرت مسلم بن عقیل(ع) عادت به عبادت به خدا بار ندارد عاشق که به جز طاعت تو کار ندارد این کوفه پر از عابد و زاهد شده امّا برگرد که مسلم به خدا ی 29 0 1392/07/22

عرفه کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات خو 39 0 1392/07/22

عرفه ظهر زیبای وقوفه یه وقوف آفتابی یه وقوف عاشقونه زیر آسمون آبی عرفات چشش به راهه تا وقوفتو ببینه تا که یک لحظه کنار صاحب خودش بشینه ظهر 27 0 1392/07/22

عرفه لبیک که در دل عرفات است و منایم لبیک که از خویش نمودند جدایم لبیک که سر تا به قدم محو خدایم لبیک که امروز ندانم به کجایم پرواز کنان زین 59 0 1392/07/22

امام زمان(عج)-مناجات روز عرفه کیست از این بی نوا بیچاره تر کیست در کویت ز من آواره تر کیست در آوارگی صاحب مکان هر کجا باشم کنار لا مکان کیست 85 0 1392/07/22

عرفه تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه شكسته كشتی دلم، به ناله های عرفه بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما ای گل سجاده نشین، به یك دعای عرف 31 0 1392/07/22

حاج محمود کریمی و حاج محمدرضا طاهری-تحویل سال 1391-مشهد مقدس 47 0 1392/07/22

دانلودمراسم شب اول تا شب شب بیست و نهم: رمضان1392-حاج منصورارضی(مسجدارک)+کیفیت اصلی 27 0 1392/07/22

چهارمین اجتماع مدافعان حرم 27 0 1392/07/22

بانی روضه منم که دل به غم و درد آشنا دارم به دیده جام می ناب نینوا دارم به سینه وسعت صحرای کربلا دارم همیشه در همه جا روضه ی منا دارم منم که با 41 0 1392/07/21

بین نماز، وقت دعا گریه می کنی با هر بهانه در همه جا گریه می کنی در التهاب آهِ خودت آب می شوی می سوزی و بدون صدا گریه می کنی هر چند زهر قلب تو را 93 0 1392/07/21

ای دوّمین محمد و ای پنجمین امام از خلق و از خدای تعالی تو را سلام چشم و چراغ فاطمه خورشید هفت نور روح و روان احمد و فرزنـد چـار امــام آن هفت ن 39 0 1392/07/21

امتداد غم امام شهید انعکاس صدای عاشوراست روضه های غروب های مناست مرد سجاده، مرد نافله ها مرد شب زنده دار قافله ها مردی از جنس آیه تطهیر خس 39 0 1392/07/21

دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم اگرچه ماه محرم خزان شدم اما همیشه چند دهه روضه در صفردارم همه زمرگ پدر ارث می برن 25 0 1392/07/21

گریه بود اولین صدا، آری! ، روز اول که چشم وا کردیم کشته‌ی اشک! همه اسم تو را ، با همان اشک‌ها صدا کردیم شیر می‌داد مادر و فکرش ، پیش شش ماهه 39 0 1392/07/21

تو که بر چشم خلق جا داری نوری و جلوه ی خدا داری نور چشمان حضرت سجاد ریشه در باغ هل اتی داری ثمر نخل احمدی که نسب ز حسین و ز مجتبی داری پسر سیّ 33 0 1392/07/21

پای هر روضه دلم یکسره غم میگیرد بارش ابر به چشمان ترم میگیرد دل من سخت هوایی است، میان روضه شوق پرواز به اطراف حرم میگیرد کاسه ای آب،لب خشک من 61 0 1392/07/21

خـــاطراتش قشــنگ و زيبا بود عطر سيب و اقاقيا می داد روزهای خوشش دگرگون شد گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد داغ هفــتــاد و دوشقایق ر 33 0 1392/07/21

پنجمین شمس فروزنده عالم هستم آخرین حلقه شبهای محرم هستم شود از تربت بی شمع و چراغم معلوم سند غربت ذریه آدم هستم منکه در کودکی ام غُصه فراوا 29 0 1392/07/21

باز روزی ما غم است آقا اشک با دیده محرم است آقا فرصت گریه با امام زمان باز امشب فراهم است آقا پای آن غصه ها که خوردی تو من اگر جان دهم کم است 31 0 1392/07/21

خاطراتش قشنگ و زيبا بود عطر سيب و اقاقيا می داد روزهای خوشش دگرگون شد گذرش تا به کربلا افتاد ** داغ هفتاد و دوشقایق را  بر سرشانه های خود حس کر 31 0 1392/07/21

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است به خودش روی زمین مثل پدر می پیچد از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است وسط حج 27 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست بین این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست هیچ کس نیست که سرگرم تماشایم نیست نفسم مانده و جانی ب 25 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) هر نوحه که سوز مسلمیه دارد در اصل عزای باقریّه دارد یعنی که محرم و غدیر و عرفه تعظیم شعار فاطمیه دارد 27 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) الا ز صبـح ازل یــار سیـدالشهدا یگانـه یوسـف بـازار سیـدالشهدا ز کودکی همه جا همدم امام حسین به شهـر کوفه علمدار سیدا 35 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده پی آن ناله دل دربدری افتاده پسری دید که از زینِ به زهر آغشته گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده 29 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت خـــاطراتش قشــنگ و زیبا بود عطر سیب و اقاقیا می داد روزهای خوشش دگرگون شد گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد داغ هفــ 25 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت من امشب شربتى نوشم که شویَد زَهرِ اعدا را مهیا مى‏شوم اى زهر مهمانى زهرا را من امشب جامه‏اى پوشم که از تن بر کَنم جانم ل 21 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت منم که دل به غم و درد آشنا دارم به دیده جام می ناب نینوا دارم به سینه وسعت صحرای کربلا دارم همیشه در همه جا روضه ی منا دارم 27 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله وصّی پنجم تو كشته شد، ولی م 21 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت تو که بر چشم خلق جا داری نوری و جلوه ی خدا داری نور چشمان حضرت سجاد ریشه در باغ هل اتی داری ثمر نخل احمدی که نسب ز حسین و ز 15 0 1392/07/21

امام باقر(ع)-شهادت باز روزی ما غم است آقا اشک با دیده محرم است آقا فرصت گریه با امام زمان باز امشب فراهم است آقا پای آن غصه ها که خوردی تو من 13 0 1392/07/21

سید هاشم وفایی شاهد شنبه 1392/07/20 امام باقر(ع)-مدح و شهادت ای شیعۀ ثانی عشر حضرت باقر دین زنده شده از هنر حضرت باقر بخشید به اسلام مبین گرمی و ر 15 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) هـزار بار گر از تن جدا شود سر من بر آن سرم که بیفتد به پای رهبر من به یک اشارۀ چشمت دل از کفم بردی از آن زمان که به من شیر 17 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) حضرت عشق سرِ دار سلامی دارم از لبِ زخمِ ترك خورده پیامی دارم خیلِ بیعت شكنان نوكرِ بی اجر شدند همه با وعده ی یك كیسه ی ج 23 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) مسلم ای اولین فدایی عشق ای تو تنها سفیر عشق حسین غربت کوفه بود و جان تو که میزبان شد به تیـر عشـق حسین کوفه وقت ورود ت 21 0 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع) گرفتار زن و فرزند و مال اند همیشه کوفیان زیرِ سوال اند بیا ای طوعه مردی کن ! که امروز تمام شهر ، اشباه الرجال اند 15 0 1392/07/21

کاشکی آمده بودی و زمين سرد نبود اين همه روی زمين آدم نامرد نبود خسته ام! مهدی من! حال مرا می فهمی؟ حال من را که نصيبم به جز از درد نبود تو بهار 57 0 1392/07/19

دلا تا باغ سنگی، در تو فروردين نخواهد شد به روز مرگ، شعرت، سوره ی ياسين نخواهد شد فريبت می دهند اين فصل ها، تقويم ها، گل ها از اسفند شما پيدا 133 0 1392/07/19

تا از خم گيسوی تو رفتار قشنگ ست آوارگی کوچه و بازار قشنگ ست حکم از تو اگر بند و اگر تيغ، مطيعيم سقف از تو که باشد اگر آوار قشنگ ست هر زهر علير 27 0 1392/07/19

اين جمعه های بی خبری را جواب کن بشکن حصار فاصله ها، را شتاب کن بندی بزن بر اين شکسته دلی عصر جمعه را يا نرخ دل شکسته گی ام را حساب کن ربطی به ا 45 0 1392/07/19

ابروانت لبه ی تيغ، نگاهت مرهم چه قدَر قيمت ابرو و نگاهت در هم تا به زيبايی اين صحنه همه پی ببرند دور آهسته می افتد مژه هايت بر هم هر که از چشم 27 0 1392/07/19

هجر تو ز درد و داغ دلگيرم کرد اندوه غم زمان زمين گيرم کرد گفتند که جمعه ی دگر می آيی اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم کرد 77 0 1392/07/19

ای پاسخ تمام اگرها وکاش ها مادر نوشته اسم تو را روی آش ها دارد برای آمدنت نذر می کند دستش هميشه پر شده از اين تلاش ها من ردّ پای آمدنت را کشيد 31 0 1392/07/19

در کوچه ها سگی چو در خانه ا ی رود از صاحبان خانه به سگـــ لقمه ای رسد امشب که آمدم به در خانه ات حسین زوزه کشان زنم درمیخانه ات حسین باشد که 37 1 1392/07/19

هرکس که باضریح هم آغوش میشود ازخاطرش بهــــشت فراموش میشود گریه کنان داغ حسین را به روز حشر دوزخ نمی برند که خامــــوش میشود دیوانه را زطعن 39 0 1392/07/19

امام باقر(ع)-شهادت ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند امروز با زهر جفا بار سفر بند ای عمر از دامان صبرم دست بردار ای زهر در این سینه هرچه هست برد 31 0 1392/07/19

امام باقر(ع)-مدح و شهادت ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی علم را شکافنده با کلام نورانی مظهر جمال حق در لباس انسانی صد چو بو علی پیشت کودک د 33 0 1392/07/19

امام زمان(عج)-مناجات حرف هجران شده بسیار به هم ریخته ام باز از دوری دلدار به هم ریخته ام کاش ای کاش فقط نیمه نگاهی می کرد به منِ عاشق بیمار ... 71 0 1392/07/19

امام زمان(عج)-مناجات آخر بگو چه چاره کنم با غم فراق آهی ز حسرت است فقط همدم فراق با گریه کردن این دلم آرام می شود یعنی که اشک بود فقط مرهم فرا 53 0 1392/07/19

امام زمان(عج)-مناجات چون نی به نوای تو که باشم...خوبم مشمول دعای تو که باشم...خوبم هر چند شکسته بالم از تیر گـناه اما به هـوای تو که باشم...خوبم 43 0 1392/07/19

برای حجاج بیت الله الحرام تو دور می شوی از خویش تا رها باشی دو روز سر زده همسایه ی خدا باشی سفر به مرکز ثقل زمین، به چشمه ی وحی رها از این همه 75 0 1392/07/19

راضى مشو كه رانده از اينجا كنى مرا خواهى مگر كه از سر خود وا كنى مرا كوشش مكن به دورى خود عادتم دهى دارم اميد حلّ معما كنى مرا بگذار هم نواى دعا 29 0 1392/07/17

شب نشینی چه قـدر بیـن دو گنبـد زیباست در جــــوار حــــرم آل مـحـمــد (ص) زیباست یک طرف حضـرت شـاه و طرفی حضـرت مـاه گـردش دیــده و ســر هـر 63 0 1392/07/17

سرم همیشه حسینم به زیر پای شماست تمام هستی من هـم همه فـدای شماست امـیـر هسـتـی و عـالـم هـمـه فقـیــر تـوانـد یقـیـن کـه حاتـم اسیـر یـد ع 67 0 1392/07/17

وقت رفتن به کنارت پدری می خواهی وقت پرواز شده بال و پری می خواهی پدرت نیست کمی آب به دستت بدهد پسرت نیست می ناب به دستت بدهد همسرت هست ولی رح 35 0 1392/07/17

امام زمان(عج)-مناجات-ماه ذی الحجه بـه کعبـه روی نهـادم کـه دور یـار بگردم کجـای خانـه بـه دنبـال آن نگـار بگـردم میان این همه حاجی کجاست حا 37 0 1392/07/17

در صـحن دلم شوق عجیبی برپاست جـان و تن من وقـف عـلی و زهراست ایــن وصــلـت پـر خیر چه غوغایی کرد در عـــالم و آدم به خـدا بی همـتاست شاعر: مح 39 0 1392/07/16

حضرت زهرا(س)-مدح و عروسی گفت رسولِ مصطفی، خوشا صفای فاطمه اوست فداییِ علی، منم فدای فاطمه خلق جهان برای من، من از برای فاطمه گفت نبی به مرتض 49 0 1392/07/16

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) زره فروخته شد تا تو را به دست آرد کسی که فاطمه دارد دگر چه غم دارد؟ علی دلی است که در سینه بی قرار آمد و 45 0 1392/07/16

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) تا پرچم توحید برافراشت علی بذری ز محبت و وفا کاشت علی با داشتن فاطمه، در گلشن وحی یک باغ گل محمدی داشت 51 0 1392/07/16

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) دارد ستاره می چکد از بال جبرییل پر شد پیاله ها همه از آب سلسبیل امشب میان عرش خدا منعقد شده پیوند آسما 39 0 1392/07/16

"سائل" آن کس که به خاک کف پایت نرسید "مرده" آنکس به پابوس سرایت نرسید شانت آنقدر که در محضر حق بالا بود پر جبریل هم آقا به هوایت نرسید باید ا 47 0 1392/07/14

امام جواد(ع)-شهادت زهرش اثر کرد و گرفت از تو توان را طوری که حتی تار دیدی این و آن را وقت زمین افتادنت احساس کردی در باغ سرسبز تنت رنگ خزان را 31 0 1392/07/14

نور چشم رضایی آقا جان من خودم را گدات می دانم "یا جوادالائمه ادرکنی" پای باب الجواد می خوانم حرز نامت همیشه همراهم کَرَم تو همیشه در یادم 93 0 1392/07/14

چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد دست و پا می زنی و در به رویت می بندد سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد اینچن 51 0 1392/07/14

تكان گريه ي سختي به شانه ها دادي بهانه دست جگرهاي چشم ما دادي اجازه داد نگاهت كه عاشقت باشم جواز نوكري امشب مرا دادي حسین « گفتنت آقا؛ دليل 33 0 1392/07/14

در راه رسیدن به تو دل از نفس افتاد آهویِ فراری شده از پنجه ی صیاد گفتی که بگیر از دل دریای جوادم برخیز بیا قرعه به اقبال تو افتاد اینجایِ حرم 49 0 1392/07/14

باز هم غیرت کبوترها تشنه ی آب و عاطفه هستی از نگاهت فرات می ریزد از صدای ِ گرفته ات پیداست عطش از ناله هات می ریزد نفست بند آمده؛ ای وای ع 45 0 1392/07/14

تشنه ی آب و عاطفه هستی از نگاهت فرات می ریزد از صدایِ گرفته ات پیداست عطش از ناله هات می ریزد نفست بند آمده؛ ای وای عاقبت زهر کار خود را کر 33 0 1392/07/14

در این قبیله که سن کم و زیاد یکی ست مقام ما و غلامان خانه زاد یکی ست به چشم لیلی اگرچه مُرید بسیار است به چشم این همه مجنون ولی مراد یکی ست سوال 47 0 1392/07/14

ما قاصدکان گم شده در بادیم بر دست قلم عطر حرم میدادیم از بارگه قدس رضا می آییم ما گرد و غبار صحن گوهر شادیم شاعر : نوید اطاعتی 55 0 1392/07/14

امام جواد(ع)-شهادت تشنه ی آب و عاطفه هستی از نگاهت فرات می ریزد از صدایِ گرفته ات پیداست عطش از ناله هات می ریزد نفست بند آمده؛ ای وای عاق 37 0 1392/07/14

امام جواد(ع)-شهادت قدمش ناگهان شتاب گرفت طرفش رفت و ظرف آب گرفت آب را بر روی زمین تا ریخت در همان لحظه قلب زهرا ریخت روضه کوتاه نکته سر بسته 23 0 1392/07/14

غزل مرثیه امام جواد(ع) سیه پوش غم تو جان و تن شد زداغت هر دلی غرق محن شد بمیرم قاتلت شد همسر تو غریبی توهم مثل حسن شد زبیداد و جفای همسر تو 53 0 1392/07/13

امام جواد(ع)-شهادت خواهر نداشتم که پرستاری ام کند مادر نداشتم که مرا یاری ام کند این بی كسی خلاصه به بی مادری نشد بابا نبود رفع گرفتاری ام ک 51 0 1392/07/13

امام جواد(ع)-شهادت شب نشینان فلک چشم ترش را دیدند همه شب راز و نیاز سحرش را دیدند تاخدا سیر و سفر داشت همه شب وز اشک غرق در لاله و گل رهگذرش ر 51 0 1392/07/13

امام جواد(ع)-شهادت قدمش ناگهان شتاب گرفت طرفش رفت و ظرف آب گرفت آب را بر روی زمین تا ریخت در همان لحظه قلب زهرا ریخت روضه کوتاه نکته سر بسته 51 0 1392/07/13

زبان حال حضرت سید الشهدا(ع) گسستم از همه دلبستگی ها به سر آمد غم و دلخستگی ها به سر آمد غم دیرین دیدار رسیده لحظه ی شیرین دیدار زنان و کودک 55 1 1392/07/12

لبریز اشک و آهم و دل تنگ روضه ها دل تنگ پادشاهم و دل تنگ روضه ها تاثیر گریه های عقیله است بی گمان وقتی که سربراهم و دل تنگ روضه ها دارد محرم و 71 0 1392/07/12

بنویسید مرا بی سر و سامان حسین جگری سوخته و پاره گریبان حسین پای شش گوشه گدا را بنشانید و سپس بنگارید مرا دست به دامان حسین روضه ای باز بخوا 179 0 1392/07/12

خواهر نداشتم که پرستاری ام کند مادر نداشتم که مرا یاری ام کند این بي كسي خلاصه به بی مادری نشد بابا نبود رفع گرفتاری ام کند تنها جفای همسر من ق 39 0 1392/07/12

دست و دل باز از سر و رویش مشخص میشود یک جواد از خلق و از خویش مشخص میشود دائم الذکری که دائم از خدا دم می زند از دل حساس و حق گویش مشخص میشود آ 19 0 1392/07/12

ناله وا جگر نزن اینقدر جگرت را شرر نزن اینقدر با صدای نفس نفس زدنت پشت در بال و پر نزن اینقدر بیشتر می زنند بر روی طشت ناله بیشتر نزن اینقدر 37 0 1392/07/12

ای سایه ات فتاده به روی سرم حسین معنای واقعی اصول الکرم حسین یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند تسکین دردهای دل مضطرم حسین یادم نمیرود که همه عز 145 0 1392/07/12

وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور خدا خدا میکنم زیارتت بشه جور گنبدو که میبینم دلم بهاری میشه شکوفه های دلم امام رضایی میشه سحر های مشهدو عا 49 0 1392/07/12

دست و دل باز از سر و رویش مشخص میشود یک جواد از خلق و از خویش مشخص میشود دائم الذکری که دائم از خدا دم می زند از دل حساس و حق گویش مشخص میشود آ 21 0 1392/07/12

امام جواد(ع)-شهادت در سینه دوباره ابتلا می آید غم باز به اُردوی ولا می آید دل های شکسته کاظمینی شده است اینجاست که بوی کربلا می آید 33 0 1392/07/12

امام جواد(ع)-شهادت قاتلت آشناست واویلا همسرت بی وفاست واویلا بدنت تیر می کشد، یعنی مرگ بهرت شفاست واویلا خندۀ اُمِ فضلِ ملعونه حاصل گریه 23 0 1392/07/12

امام حسین(ع)-مناجات مرا به جادۀ بی انتهایتان ببرید به سمت روشنی نا کجایتان ببرید کنار سفره اگر میلتان تمایل داشت دو تکه سیب برای گدایتان بب 45 0 1392/07/12

باز هم قافیه ها سوز و نوایی دارد در این خانه سرشوق گدایی دارد زائرت تا به ابد محو حرم می ماند دیدن صحن و سرای تو صفایی دارد صاحب جود و سخا و کر 35 0 1392/07/12

مطهره عباسیان بعد از چهل روز... از کوفه تا شمشیر عزراییل هایش از کربلا تا شام با تفصیل هایش... بعد از چهل روز از مسیر تلخ دیروز امروز آمد دیدن 39 1 1392/07/10

ای چشم هایت مرهم دلها ، پیش تو باید خون جگر آمد شد درد هایش کمتر از پیشش ، هرکس که پیشت بیشتر آمد ای صورت ماه تو گندم گون ، ای مژه های چشم تو پر 29 0 1392/07/10

شعر شب تاسوعا تویی دریا میان نا امیدی ها امید ما ابوفاضل دوباره آمدم با دست خالی یا ابوفاضل تمام سال را در انتظار امشبی بودم پس از یک سال امش 127 0 1392/07/10

شعر شب تاسوعا ( مربع ترکیب ) پس از تو ... به یاد ساقی و مشک و علم امشب پریشانم میان کف العباس و حرم امشب پریشانم شبیه بیت های محتشم امشب پریشانم 137 0 1392/07/10

شعر حضرت رقیه پهلوی مادر خبر داری پس از تو ای پدر من گریه کردم چه شب هایی به یادت تا سحر من گریه کردم به زیر تازیانه در میان آتش و دود میان آن 61 0 1392/07/10

شعر حضرت رقیه شکسته بال توان سفر ندارد که تحمل سفری پر خطر ندارد که اگرچه رسم کبوتر همیشه پرواز است ولی کبوتر ما بال و پر ندارد که چگونه تاب 39 0 1392/07/10

شعر امام حسین خاطرات سنگ و پیشانی سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی عروجت را گواهی می دهد این سیر عرفانی طلوعی چون تو چشم صبح را روشن نکرد 57 0 1392/07/10

شعر حضرت علی اکبر کمی آهسته تر حالا که می روی کمی آهسته تر برو آهسته از مقابل چشم پدر برو قدری قدم بزن پسرم در برابرم آرام تر شبیه نسیم سحر بر 295 0 1392/07/10

شعر شب عاشورا بر صفحه بنویسند ... امشب دلم حال و هوایی ناب دارد دست دعا بر دامن محراب دارد از هر ستاره تشنگی می بارد اما اوج عطش را حضرت مهتاب 101 0 1392/07/10

شعر امام حسین در کوی خویش ما را سکنی بده نگارا قسمت کن ای حبیبم دیدار کربلا را ما را به صحن زیبایت راهمان ندادند « گر تو نمی پسندی تغییر ده قض 49 1 1392/07/10

نگاهت را نگیر آقا خدا را خوش نمی آید گدایت را نکن رسوا خدا را خوش نمی آید من مجنون و دیوانه گدای هر شبت هستم بیا رّدم نکن لیلا خدا را خوش نمی 85 0 1392/07/10

سرم برای شما پایتان برای گدا کنار گیوه رقم میخورد صفای گدا کسی به کاسه ام آقا نظر نیندازد به دست مادرتان می رسد غذای گدا همیشه جمعه و دست د 31 0 1392/07/10

ای چشم هایت مرهم دلها ، پیش تو باید خون جگر آمد شد درد هایش کمتر از پیشش ، هرکس که پیشت بیشتر آمد ای صورت ماه تو گندم گون ، ای مژه های چشم تو پر 27 0 1392/07/10

پاشیده از هم لشگرت ای داد بی داد افتاده از پا خواهرت ای داد بی داد افتاده بی دست و علم با مشک خالی در علقمه آب آورت ای داد بی داد دیدم به دست 63 0 1392/07/10

رمق نمانده دگر در تنی که من دارم ز جور همسر نا ایمنی که من دارم برای مرد بود خانه مأمنش لیکن نه جای امن بود مسکنی که من دارم گل ریاض خلیلم ول 15 0 1392/07/10

بابا بیا جان کندن من را نظر کن بابا بیا فکری به حال این پسر کن از درد صورت می کشم بر خاک حجره خاکی تماشای رخ قرص قمر کن خورشید می سوزد از آه آتشی 41 0 1392/07/10

آقا بمیرم یک نفر یاور نداری اینجا کسی کاری به کار تو ندارد با بی وفایی های مردم سازگاری صحرانشین در گوشه ای از خیمه ی خود جمعه به جمعه روزها 35 0 1392/07/10

در كنار تو وجودم بخدا نزديك است هركه نزديك رضا شد بخدا نزديك است تو خودت حافظ من باش به يغما نروم دام ابليس به من در همه جا نزديك است اعتقاد 55 0 1392/07/10

بس كه اين زهر جفا با جگرم غوغا داشت پاره هاى دل من ناله ى يا زهرا داشت دل سوزان مرا جز عطشم ياد نبود گوشه ى حجره ى در بسته دلم غوغا داشت در غري 55 0 1392/07/10

اجابت کن گدایی را بر احوالات بارانی که خشکی برده از یادم رسوم عبد و سلطانی به پایم شوره زاری شد به لطفت یا کریم، اما برآشفتم نمک دان ها ز دست 29 0 1392/07/10

گشته ام عمری ببینم از کجا عاشق شدم دیدم از روز ازل در کربلا عاشق شدم عشق بین ما دو تا هرگز ندارد انتها تو مرا عاشق شدی من تو را عاشق شدم د 27 0 1392/07/10

دو چشم خیس به راه نگار دارم من همیشه گریه بر این شوره زار دارم من هوار عاشقی ام را شنید گوش فلک طریق عاشقیِ آشکار دارم من دوباره نامه من ر 27 0 1392/07/10

امام جواد(ع)-مدح و شهادت ای باب حاجت همه ای قبلۀ مراد نور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِباد خیرالامم، محیط کرم، آسمان جود ابن الرضا، امام نهم، 19 0 1392/07/10

گفتم حسین در دل من غصه جا گرفت قلبم شکست و چشم دوباره عزا گرفت عهدی نوشتم ام که بمانم به پای تو عهدی که از ازل ز عالم خدا گرفت فطرس به جمع گری 53 0 1392/07/08

در کنار حرمت سینه جلا می گیرد چشم و دست و سر و دل بوی خدا می گیرد با دخیل بستن بر پنجره ی فولادت هر گدا ، تذكره ي كرببلا مي گيرد رضارسولی 53 0 1392/07/08

غربت و غم بود و دل خسته ام گوش شب و ناله ی پیوسته ام باغ دلم ذره صفایی نداشت اشک شبم رخنه به جایی نداشت ناله و اشک و من و سجاده ام صد رقم غم به 59 2 1392/07/05

در این قبیله که سن کم و زیاد یکی ست مقام ما و غلامان خانه زاد یکی ست به چشم لیلی اگرچه مُرید بسیار است به چشم این همه مجنون ولی مراد یکی ست سوال 47 0 1392/07/05

دوباره آمده ام تا غزل ترانه کنم شبانه گریه ی جانسوزعاشقانه کنم بر آستان تو روی نیازمن برخاک که آبرو طلب از خاک آستانه کنم شبی شبیه ک 57 0 1392/07/05

امام زمان(عج)-مناجات کی در بسته ی وصال تو از کرم وا شود حاجت سائل درت به یمن تو روا شود کی دل پر ز درد من که از فراق زخمی است به دست با کفایتت ب 63 0 1392/07/05

امام زمان(عج)-مناجات از غصه ز پا اگر بیُفتم ...چه کنم؟ در دام بلا اگر بیُفتم ...چه کنم؟ غم نیست اگر کس اعتنایم نکند از چشم شما اگر بیُفتم... چه ک 71 0 1392/07/05

امام زمان(عج)-مناجات صبح سحر که پر نگشوده است، آفتاب می آیی و سمند تو را، عشق در رکاب روشن به توست چشمم و در پیشواز تو کوچک ترین ستاره ی چشم 55 0 1392/07/05

دفاع مقدس قســم به غیرت مردانه ی علی اصــغر به درد عشق نخوردن چه ارزشی دارد هزار ســر به فدای غــباری از خــاکم وطن نبــاشد اگر تن چه ارزش 41 1 1392/07/04

شهدا و دفاع مقدس در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ ما نسل سپیدبخت سوم بودیم از راه شمال هم نرفتیم به جنگ 87 1 1392/07/04

این جمعه هم آزرده و تعطیل مي چرخيد دنبال ِ صور ِ دور ِ اسرافيل مي چرخيد قلب ِ خيابانهاي سرد شهر خالي بود در آدمك هايش مِه و قندیل مي چر 55 2 1392/07/03

عشق فرو مانده در سين سلام علي كيست كه معنا كند سر كلام علي نيست بشر لابد از رهبر فوق بشر اوست امام همه كيست امام علي؟! عشق اگر زنده اس 63 0 1392/07/03

همیشه ماه تو بودن، دلیل می خواهد که آسمانِ تو ماهی اصیل می خواهد تو از قبیله ی عشقی...تو از قبیله ی درد دلت صداقتی از این قبیل می خواهد به دور حل 33 0 1392/07/03

وقتی ز راه دور به پیش تو آمدیم دیگر به رو نیار که آلوده و بدیم با شوق بوسه ای به کف صحن انقلاب از شهر خویش تا به دیار تو پر زدیم مکّه، مدینه، 49 0 1392/07/03

دور سر ِ گنبدت دعا می رقصد در زمزمه ها، خدا خدا ،می رقصد آقا تو چه قدر عشق قسمت کردی؟ اینگونه غزل جدا جدا می رقصد در گنبد خوشگلت صدا می پیچد 43 0 1392/07/03

شرمنده وار رو به حرم ایستاده است ... یا گوشه ای به حال عجیبی نشسته است ... باز این چه شورش ست که در مشهدت به پاست ؟ عطری شبیه عنبر سیبی نشسته است 31 2 1392/07/03

از سر پيچ جاده راه افتاد با صفا صاف و ساده راه افتاد پا برهنه پياده راه افتاد پدر خانواده راه افتاد از اهالي ده به رسم وفا ب 135 0 1392/07/03

شکفته یاد تو اینجا کنارم از این بهتر در این دوری چه دارم پناه من،فقط یاد تو هست و تویی وصف تمام" انتظارم" برای دیدن آن "گنبد" تو گذشت لحظه ها را 25 0 1392/07/03

«گر نیایی فقیر می میرم» * مثل دنیا حقیر می میرم چون کبوتر که در قفس حبس است تک و تنها، اسیر ، می میرم ای شکوه ترنم باران در فراقت، کویر می 69 0 1392/07/03

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا دل،بســـــته ی آهوی نگــاهت مولا عشق است حریمِِ بار گـــاهت مولا تو کعبه و حــــج فقرایی که چنین گردآم 25 0 1392/07/03

وقــتی که بغـــض با نفســت هم قسم شـود هــردم برای تــو دمِ بی بازدم شــود بایــد به شانه های کســی اعــتماد کــرد بایــد که عــشــق ب 31 0 1392/07/03

صحن تا صحن هوای کرمت پیچیده دم در عطر خوش بازدمت پیچیده نور خورشید؛ عبای عربی بر تن تو در حرم ندبه ی قوم عجمت پیچیده آمدی زائر هر روزه ی دارُ 25 0 1392/07/03

25 0 1392/07/03

همینجا بیگمان مثل همین یک مشت فواره به شوقت می پرم از جای و می افتم دگرباره دهان از شکوه می بندم که درد مستجابم را روایت می کند فریاد بی پروا 19 0 1392/07/03

مي خواستم شعري بگويم دفترم سوخت بر برگ گلها مي نويسم مادرم سوخت ديدم قيامش را شكست و گفت بابا طاقت نياوردم نمازِ آخرم سوخت مهريه اش را آبِ غس 91 0 1392/07/03

27 0 1392/07/03

شده آمـــــاج ِبلا، گر حَرَمت یا زینب کم نگردد ز جلال و حشمت یا زینب گــــر نـدارد سلفی ها و هوادارانش ترسی از آهِ دلِ پُر زِغمت یــــــازی 33 0 1392/07/03

خصلت عشق در این است که هاشا نشود عشق درّی است که در هر یمی پیدا نشود بین عشاق سر زلفه سیاهت دعواست من ندیدم که سر زلفه تو دعوا نشود سر بازار ن 43 0 1392/07/03

لبریزم از حیا و ادب پای منبرت پر شور و اشتیاقم و تب پای منبرت ارباب جان تویی سبب سجده های من آموختم عبادت رب پای منبرت این نفس سرکشم که مرا ذ 39 0 1392/07/03

پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟ اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟ بوی محرم است فضارا گرفته است ای بی نظیرماه،کجایی رفیق من؟ ده ماه حسرت تو شده غص 177 0 1392/07/03

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود زهری توان مختصرش را گرفته بود معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود از بس شب 41 0 1392/07/03

محمد از حراء گریان رسیده تن پاکت عدو، در خون کشیده خدا داند که چشمِ چرخ گردون شهیدی مثل تو، عریان ندیده برادر...! صبر من لبریز باشد چرا دش 33 0 1392/07/03

باز خواهم لاله ها را بو كنم ذكر يا ا... ذكر هو كنم خواهم امشب يادي از ياران كنم ياد دريا يادي از باران كنم هشت سال اين كشور ما جنگ شد خاك ما 51 0 1392/07/03

به اتفاق خودم راهی جنوب شدم به پای داغ ِ تو، همصحبت غروب شدم هوا هوای گرفته، هوای تشنه لبی است برهنه گر نکنم پا، کمال بی ادبی است دوباره آمد 25 0 1392/07/03

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﺮﺍﺏ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﻭﺑﺮﺍﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻋﻤﺮ،ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺩﻟﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺭﻡ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭ 53 0 1392/07/03

بندﮔﯽ درعوض سروریت می ارزد شعرباشوق ثناگستریت می ارزد دل وجان را اﮔﺮ از دست دهم ای ارباب به هوای نفسی دلبریت می ارزد "گذرتك تك این ثانیه ه 37 0 1392/07/03

دفاع مقدس-دو کوهه سلام ای قبلۀ دلدها دوکوهه سلام ای وادی الزهرا دوکوهه سلام ما به صبح و صبحگاهت نسیم کربلا دارد پگاهت سلام ما به سرخیِ غرو 43 0 1392/07/02

دفاع مقدس-شهادت کجا گل های پرپر می فروشند شهادت را مکرر می فروشند دلم در حسرت پرواز پوسید کجا بال کبوتر می فروشند 47 0 1392/07/02

مناجات با امام رضا (ع) در حرم و گریز به شام آمدم کنج این حرم تا که یک گدا یا که خاک پا بشوم بعد گردش به دور مرقد تو عازم کوی کربلا بشوم آمدم کن 51 1 1392/07/01

خبر ز آمدنت داده اند ای آقا تمام لشکرت آماده اند ای آقا جهان پر است ز یابن الحسن کجایی پس و مردمان به صف استاده اند ای آقا چقدر ساده ام آقا خی 47 0 1392/07/01

از افقهای دور آمده است سمت جغرافیای چشمانت آبرودست وپاکندخورشید تا که باشد بجای چشمانت من ولی روی شانه میگیرم آرزوهای ناتوانم را 27 0 1392/07/01

رسیده میوه قلبم به پای مجلستان دوباره پر زده ام در هوای مجلستان خدا گواه به نان و نمک قسم آقا که میدهم سر خود را برای مجلستان گمان کنم که هما 37 0 1392/07/01

در راه عشق رنج و بلا مزه می دهد در سلک ماست بزم عزا مزه می دهد ترجیح می دهم بشوم مبتلا ولی چون نام تو دواست شفا مزه می دهد یک عمر خوانده ایم تو 49 0 1392/07/01

امام زمان(عج)-مناجات دنبال نشانـت نشـــدم این جمعه پروانه ی جانـت نشـدم این جمعه من آبروی منتظـــران را بُـــردم حتی نگرانـت نشــــدم این 47 0 1392/07/01

در بساطِ جگرم ناله و آهي دارم مثل ِ گيسويِ تو من روز ِ سياهي دارم عاشق شدن اصلاً به جگر داشتن است من سراپا جگرم ، هر چه بخواهي دارم عاشقت ب 93 1 1392/07/01

امام حسین(ع)-مناجات دل‌ من‌ دلبری‌ دلدار دارد كه‌ او دلداده‌ها بسیار دارد نه‌ من‌ دارم‌ تب‌ و تاب‌ لقایش‌ كه‌ او با من‌ تب‌ دیدار دا 37 0 1392/07/01

امام زمان(عج)-مناجات دلم کرده هوای دیدن یار شود جانم فدای دیدن یار چه سازم تا شوم ساکن به شهری که می باشد فضای دیدن یار خدا، حیران حیرانم چه 35 0 1392/07/01

اخلاقی-اندرز دل سرّ نهان خود نگه می دارد تا مرز بیان خود نگه می دارد هرگز نشود دچـار انـدوه و بلا هر کس که زبان خود نگه می دارد 33 0 1392/07/01

دل سنگ آب شد از گریه تو گریه مکن عمه بی تاب شد از گریه تو گریه مکن *** کودکی را که پدر در سفر است دائما چشم امیدش به در است هر صدائی که ز در می آ 549 0 1392/06/29

گفتا رقیه با سر شاه شهیدان خوش آمدی این نیمه شب در کنج ویران بابا چرا خونین بود روی نکویت بر دامن غم می چکد خون گلویت بنشسته ام تا به سحر بر ط 59 0 1392/06/29

یکی غنچه یی از باغ زهرا علیها السلام بجست از خواب نوشین بلبل آسا به افغان از مژه خوناب می ریخت نه خوناب که خون ناب می ریخت بگفت ای عمّه بابام 35 0 1392/06/29

قطره ای بودم که در بحر شهادت جا گرفتم این شهامت را من از جانبازی بابا گرفتم کودکی بودم سه ساله کز برای نهضت دین اندر این ویرانه همچون گوهری 35 0 1392/06/29

کیست رو کرده به کاشانه من نور باران شده ویرانه ی من طبقی جلوه کند در نظرم می دهد مژده ی وصل پدرم از طبق نور درخشید امشب شد عیان صورت خورشید ا 83 0 1392/06/29

در آن شب شام را شوری دگر بود تو گویی شام عاشوری دگر بود سه ساله دختری چون ماهپاره فرو می ریخت از چشمش ستاره طواف شمع چون پروانه می کرد به دست 49 0 1392/06/29

چون یاد کنم از دل سوزان رقیه سوزد دلم از رنج فروان رقیه از روز ازل تا به ابد دیده نبیند شامی چو شب شام غریبان رقیه آن نیمه شب آرزوی روی پدر دا 43 0 1392/06/29

اکنون که نیامد ز سفر ماه منیرم خوب است در این گوشه ویرانه بمیرم با من نزند حرف کسی چون که یتیمم از من نکشد ناز کسی چون که اسیرم امروز یزید هر 81 0 1392/06/29

رفت به خواب و ز تنش رفت تاب دید مه روی پدر را به خواب دست زد و روی پدر بوسه داد پیش پدر لب به شکایت گشاد کای پدر ای مهر تو سودای من رفتی و از جو 39 0 1392/06/29

عمه جان کو منزل و کاشانه ام من چرا ساکن درین ویرانه ام آشناهایم همه رفتند و من میهمان بر سر سفره ی بیگانه ام چون که دیگر پر شده پیمانه ام شم 53 0 1392/06/29

قربان اشک دیده و این دُر فشانیت ای جان فدای محنت و رنج نهانیت از لحن دلنشین تو قلبم گرفته شد دیگر نماند صبرم از این نغمه خوانیت شب مات و ، اخ 35 0 1392/06/29

چون ابر نو بهاران ، رفتم خدا نگهدار نالان و اشک ریزان رفتم خدا نگهدار چون گنج در خرابه ، ماندی غریب و تنها ای دخت شاه خوبان ، رفتم خدا نگهدار 45 0 1392/06/29

بی تو هرگز من از این منزل ویران نروم بی تو ای ماه از این شام غریبان نروم تا تو از جای نخیزی و نگیری دستم زین سرا ای گل افسرده پژمان نروم تا به 33 0 1392/06/29

بر قلب زارم بیش از این ، آتش مزن ای نازنین شیون مکن آخرچنین،ای دخت خیرالمرسلین کمتر گریبان چاک کن ، دو چشمت پاک کن بستر روی خاک کن ، یکدم بنه 31 0 1392/06/29

آمد چو یار آشنا ، آرام شو آرام شو از غم شدی دیگر رها آرام شو آرام شو ای مرغ خوش الحان بخواب ای ماه سرگردان بخواب بگذشته شب از نیمه ها آرام شو آ 39 0 1392/06/29

آن بلبلم که سوخته شد آشیانه ام صیاد سنگدل زده آتش به خانه ام بال و پرم ز سنگ حوادث شکسته شد از بس که شمر شُوم زده تازیانه ام چون شمع آب شد تنم 39 0 1392/06/29

اگر نازی کند دختر ، خریدارش بود بابا بزرگی کن ببوس این دخترکوچکتر خود را نهان از چشم طفلان آمدم تا در برم گیری بگیر یک بار دیگر در بغل این دخ 477 0 1392/06/29

جمعه 29 شهریور 1392 ای سری که بر نیزه همچون ماه تابانی سرور شهیدانی ، سرور شهیدانی در برابر چشمم ، روی نی نمایانی سرور شهیدانی ، سرور شهیدانی 1503 0 1392/06/29

تا از ضریحـت بوی سوسن می تراود 25 0 1392/06/28

نیمه شبها تا سحر ذکر رضا(ع) باید گرفت اینچنین حاجات خود را از خدا باید گرفت در جوار مرقدش هرگز به کم قـانع مشو چونکه از مشهـد بـرات کربلا بای 87 0 1392/06/28

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت آفرینش ز ازل سر به گریبان تو بود چرخ گردون، چو یکی گوی به دامان تو بود خاک پای تو گِلِ آدم و حوّا گردید خضر از خان 33 0 1392/06/28

امام رضا(ع)-مدح و مناجات آخر که دیده جامه ی زیبایی از گدا؟ داری مگر توقع آقایی از گدا؟ مردم مرا به فقر و مذلت شناختند کی ذکر خیر آمده در جایی 29 0 1392/06/28

امام حسین(ع)-مناجات تاب و تبِ ماست یا ابا عبــدالله نان شبِ ماست یا ابا عبــدالله ذکر دیگران هر چه که باشد باشد ذکــر لبِ ماست یا ابا عبــدا 45 0 1392/06/28

نذر آقا سبزقبا (محمدبن موسی الکاظم برادر امام رضا ع) که نگین شهرم دزفول است میان همهمه ی شهر و رفت و آمدها چه جای دنج عجیبی ست مرقدت آقا صدای پ 59 0 1392/06/26

مانند گلی که شوق گلشن دارد دل در حرمت میل به ماندن دارد چون تک تک اهل بیت اینجا جمع اند در محضرتان جامعه خواندن دارد 55 1 1392/06/26

یک قطره پرازگلایه داری درچشم دلتنگی لایه لایه داری درچشم آهو ! تونظرکرده ی محبوب منی تسبیح بگیر آیه داری درچشم ارغوان 35 0 1392/06/26

شنيدند مردي به ايران مي آيد كه از لهجه اش لحن قرآن مي آيد قدم بر زمين مي گذارد تو گويي در اين خاك خشكيده باران مي آيد خدا گندم از خاك مي پرورا 77 0 1392/06/26

در عشق تو صد شدیم و این درصد توست زیباتر از آسمان ، زمین ، مشهد توست در کشف جدید علم ثابت کردیم ... 43 0 1392/06/26

غزلی نذر سلطان علی بن موسی الرضا المرتضی طلوع چشم تو آغاز راه این غزل است به من بتاب که خورشید نسخه ی بدل است حریم پاک تو یک گوشه از بهشت است 35 0 1392/06/26

چشم ِ بـلـنـد ِ آیـنـه/عطـــر بهارهـا انـگور جاری از دهـن ِ جـویبارهـا از گنبد ِ طلایی تان نـور می زنـد تا می رسد بـه پنجره ِ سبزوارها! بالا 41 0 1392/06/26

اينجا همه محو ذكر يا هو شده ايم فارغ ز خود و هرچه هياهو شده ايم هرچند كه تشنه ايم اما به خدا سرمست مي ضامن آهو شده ايم ------------------ اينجا ه 37 0 1392/06/26

وقتی که مجبـوری به غربت رهسـپاری گنجــینه را دست عزیزت می سپاری... باید بگــویی گریــــه ها سامان بگیرد تا خــــدعه ی طاغوت ها را برشماری گ 49 0 1392/06/26

چشم ها ديده شبي خواب ضريح‌ات آقا دست ها تشنه‌ي بي‌تاب ضريح‌‌ات آقا اين چه شوقي‌ست به دل فرقه‌ي احباب‌ات را اين چه شوري‌ست در اصحاب ضريح 43 0 1392/06/26

ازعرش سروش سرمدی آمده است معصومۀ آل احمدی آمده است آورده صبا شمیم باغ ملکوت یک دسته گل محمدی آمده است ***************** افتخار ایران ای پادشه 29 0 1392/06/26

کبوتر های حضرت نسل ها مهمان آقایند نکردند این کبوتر ها به کفتر های دیگر ناز فراهم آب و دانه بهر شان هم سنگ با کوثر ندیدم کفتری تا پز دهد بر کفت 31 0 1392/06/26

هی می کشانم چادرم را زیر باران ها رد می شوم از خلوت خیس خیابان ها حس می کنم در ابتدای آسمان هستم وقتی سلام ات می کنم از پشت میدان ها اذن دخولت ر 39 0 1392/06/26

امام رضا(ع)-مدح و ولادت خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان که آفرید مرا از غبار جاده تان وبال گردن تان بودم از همان آغاز بعید هست بیایم به اس 27 0 1392/06/26

كشيده بال مرا باز تا خراسانت هواي چرخ زدن در رواق و ايوانت هواي بال گرفتن در اين هواي غريب كبوترانه به آرامش شبستانت چه قدر حوصله كردم دوباره 19 0 1392/06/26

امام رضا(ع)-مدح و ولادت دوباره مادر احمد پیامبر زاده و یا که بنت اسد حیدری دگر زاده و یا که فاطمه شبّیر یا شبر زاده یم وسیع ولایت مگر گهر زاد 29 0 1392/06/26

امام رضا(ع)-مدح و مناجات ما سوی تو از روز الست آمده ایم با جلوه و جان حق پرست آمده ایم ما را به کرامتی دگر مهمان کن امروز همه کاسه به دست آمده 23 0 1392/06/26

امام رضا(ع)-مدح و مناجات ای آن که حریم تو گلستان بهشت است این باغ پراز لاله و ریحان بهشت است از باد خزان گر اثری نیست در این مُلک گلزار تو باغ 19 0 1392/06/26

نور حق تابید و معنای کرامت هشت شد عشق می بالید و اوج استعارت هشت شد هجر موسی آسمان را راهی غم کرده بود تا که یک دم والی مهر و امامت هشت شد سال 35 3 1392/06/26

با یک بغل اندوه و غم تکراری لب تشنه ی یک جرعه میِ بیداری از قم به شما سلام! می دانم که بدجور هوای خواهرت را داری 33 0 1392/06/26

مصرع پایانی عاشقی شرح پریشانی خود را دارد عشق ، آیین مسلمانی خود را دارد هر که دلتنگ حرم مانده حریمش سرد است اشک های شب بارانی خود را دارد 39 0 1392/06/26

غنچه ای وا شد دوباره رو به سوی آسمان مــحــو زیــبــاییِّ او چشمان خیــس باغبان یک تبــسم کرد خورشید ولایــت بــر رخش ابــر رحمت آمد و تشکی 25 0 1392/06/26

ای لطف تمام یا رضا ادرکنی ای فیض مُدام یا رضا ادرکنی بر محضر پاکت ای امام معصوم پیوسته سلام یا رضا ادرکنی ای با تو حلال باده ی صاف خلود غم ب 31 0 1392/06/26

ایکاش فقط پيش شما رو بزنيم در نــزد شــما آمده زانــو بزنيم يك صبح قشنگ با لباس خدام بر طوف حرم آمده جارو بزنيم -----در محضر دوست نامي از ما بب 27 0 1392/06/26

لطف شما همیشگی و بی نهایت است ماندم چرا که یک دهه نامش کرامت است خورده مدار زندگی ام با حرم رقم بالاترین عذاب من این ترک عادت است کار نگاه خاد 29 2 1392/06/26

عشق در واژه نمی گنجد و معنا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نشود شرط اول قدم آن است که مجنون باشی هرکسی دربدرخانه ی لیلا نشود دیر اگر راه بیفتی 191 0 1392/06/26

دستهای من و دامان رضا به چه شود کرم و بخشش واحسان رضابه چه شود روزاول که خدا قرعه زداعلام نمود خاک ایران شده مهمان رضابه چه شود با خط عشق نوش 41 0 1392/06/26

دلم جز به مهر تو سامان ندارد دمی زندگی بی تو امکان ندارد نباشد فقیر آن که بی مال و پول است فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد میان غم و غربت خود 57 0 1392/06/26

ازدحام است درِبيت امام هفتم جن و انس و ملك آنجاست چه غوغا شده است همگي با دلتان راهي آنجابشويد باز در عرش خدا ولوله برپاشده است دري از عرش ب 31 0 1392/06/26

امام رضا(ع)-مدح و ولادت امشب به روی مأذنه نقاره می زنم چشمه شدم برای تو فوّاره می زنم تا صبح، مِی به عشق تو همواره می زنم طرحی برای این دل آوا 49 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات ...حالا سکوت حنجره فریاد می کشد تصویری از نگاه تو در یاد می کشد وقتی که خسته از همه ی شهر می شوم دور از تمام همهمه ی شه 39 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح و ولادت امشب مه ذیقعده خورشید به بر دارد امشب حرم قرآن آذین دگر دارد امشب شجر عصمت از نور ثمر دارد امشب به بغل نجمه تابنده قم 39 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح گر عرض سلام اولین هدیۀ توست ره توشۀ آخرت همین هدیۀ توست ای زائر آئینۀ هشتم این جا ذکر صلوات بهترین هدیۀ توست 25 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-ولادت از عــرش خـــدا صــــدای پـــا مــی آیــد بــی پــرده تــر از پـیـش خـدا مــی آیــد گـر خـوب بـه قـلـب مـن تـوجـه بـکـنـ 35 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح و ولادت گل مدینه شد و عطر او رسید به طوس و خاک طوس، پر از گل شد از پی پابوس رضا تسلسل نور چراغ احمدی است و با علی‌ست رضا شعله‌ 23 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات این جا ره امید کسی سد نمی شود کس نا امید از حرمت رد نمی شود این جا دعا به مرز اجابت رسیده است راه دعای اهل دعا سد نمی 37 0 1392/06/25

امام رضا(ع)-مدح و مناجات خاطرم هست گریه ی مادر حال و روز مرا به هم می ریخت قطره قطره نمای گنبدتان از دو چشمان مادرم می ریخت منم آن کودکی که 33 0 1392/06/25

دوباره دل زکمند گناه می گیرم در آسمان خراسان پناه می گیرم نگاه لطف شما بر همه نمایان است که سهم خود را از این نگاه می گیرم مقیم شهر بهشت توام 37 0 1392/06/25

گــــفتی تو ای عـــزیز ، چـــرا دیــر کــرده ایم ما را ببخــــش جـای بدی گــــیر کرده ایم در وعــده گــاه حــسن تــو ای رونق قــــریب خــــو 65 0 1392/06/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت آسمان وحی را بار دگر جان آمده الخبر! ای قوم خورشید خراسان آمده ابر ظلمت پر شد و مهر ولا تابید ناب ماه هشتم قبلۀ هفتم ن 39 0 1392/06/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات آهو برو کناری و جای مرا بده ته مانده ی غذای سرای مرا بده سهمیه ی امام رضای مرا بده مشهد، بیا و کرب و بلای مرا بده با 45 1 1392/06/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت تو آمدی و بر این باغ آبرو دادی بهار بودی بر باغ رنگ و بو دادی قدم به خاك نهادی تمام هستی را به پاس مقدم خود قدر و آبرو 35 0 1392/06/24

امام رضا(ع)-مدح بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ رضا این‌جاست بیا كه مشرق انوار كبریا این‌جاست بیا به طور تجلی بیا به بزم حضور بیا كه معنی والشمس و وال 29 0 1392/06/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت بیـا دوباره مـدینه دلا تمـاشا کن تجلیـات خدا را بیا تمـاشا کن فضـا پُراست ز نور وجـود شمس شموس بـه جلوه جلوۀ او در ف 43 0 1392/06/24

اشعار ولادت امام رضا(ع) – رضا رسول زاده دلي از بند غم آزاد دارم ز عمق سينه ام فرياد دارم فتاده در سرم شور زيارت هواي پنجره فولاد دارم ا 43 0 1392/06/24

اشعار ولادت امام رضا(ع) – علی اکبر لطیفیان تا خدا و دم خدایی توست معجزات امام رضایی توست یا امام الرئوف، یا سلطان شغل ایرانیان گدایی توس 65 0 1392/06/24

کنار سفره ی تو جا برای ماها نیست؟ مگر پناه دلی که شکسته اینجا نیست یقین قلبی ام اینجا مرا کشانده فقط نگو که در حرم آقا برای من جا نیست همی 45 0 1392/06/24

نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدن با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر ضامن آهو شنیدن، بعد از آن «یا ه 191 0 1392/06/24

بازهم با جنون در افتادم گوشه ای حول ساغر افتادم آنقدر مست بودم از می، که فکر کردم به کوثر افتادم سفره نور شد دلم بین چارده نور اطهر افتادم 37 0 1392/06/24

جهانِ بودنم بی تو اجاری است محیط بسته ذهنم اداری است "دلی دارم خریدار محبت" اتاق خالی قلبم تجاری است تجارت خانه قلبم کساد است که این ویروس از ب 29 0 1392/06/24

می‌گریم آنقدر که کمی وا شود دلم در بین زائران شما جا شود دلم بر بال کفتری دل خود را نوشته‌ام باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟ «یوسف اگر تو 55 0 1392/06/24

هرجمعه که می آیدو می رود دلم میگیرد تقویم دلم به جمعه می رسد دلم میگیرد تکرار همین قصه ننوشته عصر جمعه است این حالت دلگیر همین که بد دلم میگی 59 0 1392/06/24

امام رضا (ع) - غزل بانک اشعار اهل بیت (ع) شبی در خواب خوش دیدم که خطاط حرم هستم نزن طعنه به رؤیایم اگر ناچیز و کم هستم قلم زخم دلم بود و مرکّب رو 51 0 1392/06/23

صبح شد آفتاب پهن شده آب روی تراب پهن شده برکهء مستجاب پهن شده سفره ای از شراب پهن شده باز مثل هوس به سر زد مِی بزنید از دهن نیافتد مِی کفر با 47 0 1392/06/23

ما پی نبرده ایم تو را آن چنان که هست کاری نکرده ایم به قدر توان که هست کــاری بــرای آمــدن تو نکــرده ایم اما برای نذر قدوم تو جان که هست گر 35 0 1392/06/23

درمحبت گاه بیماری زدرمان بهتر است یار وقتی نیست حال نابسامان بهتر است بی محلی های لیلی دار مجنونست آه گاه دشنام لبی ازگفتن "جان"بهتر است حس 45 0 1392/06/23

به ظاهر زائرم اما زیارت را نمی فهمم من بیچاره لطف آشکارت را نمی فهمم تو از من بیشتر مشتاق دیداری و من حتی به دل افتادن گاه و گدارت را نمی فهمم 63 0 1392/06/23

ما خسته و دلشکسته ایم و مضطر چشم همه نوکرانتان بر این در هرچند بهشت را ضمانت کردید یک گوشه صحن قدس ما را خوشتر *** ما شیعه توایم و بر این ادعا خو 59 0 1392/06/22

یا امام رضا گاهی که با نیاز دلم ناز می کنی داری مرا دقیق برانداز می کنی یعنی نگاه می کنی اول کجایم و بعداً مرا به سمت خود آغاز می کنی دارم دوب 43 0 1392/06/22

طرز زعفران در یقین استاد گشتم تا گمان آموختم سود ها کردم در اینجا تا زیان آموختم سرخ در می آیم از دست مزارم روز حشر این کرامت را ز طرز زعفران 49 0 1392/06/22

بالای سر یک جذبه ریسمان شد و پای مرا گرفت یک ابر گریه کرد و دوباره هوا گرفت افسوس ذکرهای لبم ناشنیده ماند دادم کبود ماند و گلوی صدا گرفت صورت 21 0 1392/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات قدم آهسته می گرفتم تا خوب روحم عجین شود با تو بین زوار خوب دیده شوم فرق پیدا کنم که تنها تو ... به من بی پناه اشاره ک 37 0 1392/06/22

امام رضا(ع)-مناجات بی کلاف آمدم سر بازار قیمتِ عشق رایگان شده است بد قیافه ترین کلاغ جهان! عاشق چشم هایتان شده است دو دلم بینِ رفتن و ماند 81 0 1392/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات با ماه و ستاره ها سفر داری که؟ ای ماه به برکه ها نظر داری که؟ در چاه به شوق روی تو می چرخند از حال کبوتران خبر داری که 37 0 1392/06/22

زینب اگر نبود امامت تمام بود شکر خدا که سایه او مستدام بود بعد از حسین پایه گذار قیام بود او خشم ذ 523 1 1392/06/22

انعکاس شور و امید شعف باب الجواد زائر تو ایستاده جان به کف باب الجواد این بلا تکلیفی اش ارثیه کرب و بلاست یک طرف باب الرضا و یک طرف باب الجوا 37 0 1392/06/22

تا کنم حرف عشق را اغاز بسم رب الرضا دهم اواز بر حریر خیال می پیچد رشته فکر عاشقان با ناز جن وانس وملک به امرخدا جمله سوی مدینه در پرواز ه 37 0 1392/06/22

هر چند که ما را نوشتند از گداها اصلاً نمی آید گدا بودن به ماها ما روسیاهان ارزش خاصی نداریم ماها کجا و نوکری دلرباها؟! ما هر چه قدر اصرار 79 0 1392/06/22

امام رضا(ع)-حرم آقا رواق اینجا رواق آنجا شکفته عطر شب بوها همه آئینه ها بر کف چراغی رنگ جادوها کشیده آسمان دستی بر آن دیوار فیروزه که سرشار 25 0 1392/06/22

نذر نگاه مهربان معصومه(س) از آل عشق غیرِ کرامت ندیده ام از باغ عشق غیرِ اجابت نچیده ام از کوزه ی کریمه تان آب می خورم در پیچ بندگی شما تاب می خ 55 0 1392/06/22

باز شب بود و سكوت و شعر ناب عشق بود و شور بود و التهاب باز طبع قافيه پرداز من اين همايون بال تك پرواز من رفت تا قوسين أو أدني رها رفت تا بالاي 39 1 1392/06/21

امام رضا(ع)-مناجات آرام کن به جامی شور و نوای ما را سلطانی و دمَت گرم داری هوای ما را از سفرۀ کریمان عمری ست فیض بردیم پر کرده ای همیشه تو کسی 69 0 1392/06/21

دِین حضرت موسی بن جعفر خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر عرض حاجت میکنم آنجا که صاحبخانه اش پاسخ یک می د 55 0 1392/06/21

مستی در حرم این همه دست به سوی تو دراز است رضا باز مشت من و آغوش تو باز است رضا باز «من» دارد از آن دور تهی می‌آید آن که می‌آید از آن دور جنازه 31 0 1392/06/21

طواف حرم ای نام تو خوشبوتر از آلاله و شب بو یک عالمه گل کاشته ام در خم ابرو خورشید هم از شرق نگاه تو می آید هر صبح که در بند کنی حلقه ی گیسو از 31 0 1392/06/21

حال و هوای پنجره فولاد دارم از کودکی این صحنه را در یاد دارم شیرینی یاد تو در زیر زبان است از بس برای تو به دل فرهاد دارم از صحن های مختلف قابش 161 0 1392/06/21

شرم تمام آنچه به پای تو ریختم کم بود و در برابر دریای لطف، یک نم بود عرق نشسته به پیشانی خجالت باز تمام دار و ندارم دو قطره شبنم بود به نام حض 43 0 1392/06/21

به مناسبت شهادت امام صادق (ع) وقتی کسی زمین بخورد درد می کشد هر کس نفس زنان بدوَد درد می کشد او هم شبیه مادر سادات فاطمه (س) از ضربه های دست و 41 0 1392/06/20

مناجات با امام حسین (ع) کارم اگر گره بخورد نام یار هست همواره بعد فصل زمستان بهار هست آقا ... ندارم و تو کریمی... نگاه کن... همواره پیش اهل کرم یک 49 0 1392/06/20

مناجات با امام زمان (عج) گریز به کربلا و کوفه و شام آه ای طبیب داروی بیمارها چه شد آن لطف بی نهایت آل عبا چه شد مالی برای ثبت خودم هم نداشتم ... 91 0 1392/06/20

کوی تو مروه جانست و حریم تو صفاست صحن تو چون عرفات و حرمت همچو مناست روضه است روضه رضوان و مزار تو بهشت زان سب موج زنان در حرمت نور خداست کعبه 57 0 1392/06/19

حضرت معصومه(س)-مدح شوره زار است اگر قم، تو در آن دریایی تو همیشه، همه جا، در همه آن با مایی اصل و فرع ات همه نور است، خود خورشیدی ... و نه تنها 43 0 1392/06/19

امام رضا(ع)-مدح و مناجات نداری‌های ما با آنچه داری جور می‌آید به هر بیتی سلیمان می‌نشیند، مور می‌آید بشارت باد! نزدیک اذان صبح دریا شد صد 37 0 1392/06/19

ای که خود را سگ ارباب حسین می دانی سگ ارباب به هنگام سحر بیدار است اکبر ترابی 199 0 1392/06/19

حضرت معصومه(س)-ولادت السلام ای مجدّدِ اسلام ای به معنا مبلغ احکام السلام ای کریمۀ عترت ای مدار سخاوت و اکرام ای نشان از خدیجۀ کبری وی مرام 37 0 1392/06/19

حضرت معصومه(س)-مدح و ماه حاجی رندی ست در طواف حرم و کـهکـشان که قـدم می زنـد کنار ارم و مـن کــبـوتـر شــیـدای گــنـبـدت بـانـو و آسـمان چه 21 0 1392/06/19

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت سر زد از شرق قبیله، آفتاب چشمه جوشاند از مسیله، آفتاب* با کویری های قم، هم کاسه شد ساده و بی شیله پیله، آفتاب طاه 19 0 1392/06/19

حضرت معصومه(س)-مدح قم عزّ و شرف ز نور اسلام گرفت در دامن سبز شیعه آرام گرفت وز برکت مضجع شما بانو بود دروازه ای از بهشت اگر نام گرفت 43 0 1392/06/19

از نیمه شب گذشته و در جستجوی تو من را کشانده سمت حرم آرزوی تو جایی میان مسجد اعظم نشسته ام مایل شده ست قبله ی قلبم به سوی تو انسان سیب خورده 31 0 1392/06/19

امام رضا(ع)-ولادت یک روز، صبح زود، ازل بود یا ابد فرقی نمی کند، سر این راه نا بلد پا کردم عقل را و بسی راه، دور شد نزدیک بود گم کندم کفش بی خرد 17 0 1392/06/19

امام رضا(ع)-مناجات ای کاش برای ما دعا بنویسند یک تذکره ی کرببلا بنویسند ما حج که نرفته ایم اما کافی است یک مرتبه حج فقرا بنویسند آقا به ملاز 37 0 1392/06/19

ای کاش برای ما دعا بنویسند یک تذکره ی کرببلا بنویسند ما حج که نرفته ایم اما کافی است یک مرتبه حج فقرا بنویسند آقا به ملازمان بگو نامم را یک گوش 59 0 1392/06/19

رفته است که یک مشت خاک بردارد بیاورد ... یا عکس از پلاک بردارد کسی که مست میِ عشق می‌شود دیگر چرا پیاله‌ای از خون تاک بردارد !؟ به سینه‌اش دا 73 0 1392/06/19

می ترسم از اینکه به مرادم نرسم با اینکه شده بزم فراهم،نرسم امروز که "باب الشهدا" باز شده بگذار بمیرم، به محرم نرسم **** دنبال تو عشق در به در، 41 0 1392/06/19

با این که پر شده قلم از واژه های تو طبعم نمی کشد چه بگویم برای تو لکنت گرفته است زبان قصیده ام ماندم چگونه شعر بریزم به پای تو! جا مانده از شت 21 0 1392/06/19

صومه(س) - وحید محمدی شکر بر منّت خدا داریم باز هم شوق ربّنا داریم ما ز یمن حضور سبز شما دل 63 0 1392/06/15

از باد گرفتن ز شما نام و نشانی من ذره ی خاکم که گذشتم ز جهانی حالا که رسیدم به پر چادر پاکت بی بی 53 0 1392/06/14

محملت با وقار می آمد سبزترازبهار می آمد وه! عجب خوش خرام می آمد با شکوه تمام می آمد محملت بود 55 0 1392/06/14

حکمتی بود که بیمار شوی بین آن عرصه تو تبدار شوی با سلاح الم و اشک و دعا بهر نهضت تو علمدار شوی 39 0 1392/06/13

یک خیابان کرده مجنونم تو می دانی کجاست آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست یک خیابان دل ربوده ا 567 0 1392/06/13

مستی نه از خم و می ، کز کربلا شد آغاز آتش زدن به نی ها از نینوا شد آغاز لایق نبود هستی تا در وجود 51 0 1392/06/13

برافکارت نظر فرما که گفتارت شود روزی 47 0 1392/06/13

شبی چشمم به شعر طاهر افتاد «که هر چه دیده بیند دل کند یاد» ولی نادیده رویت را، به یادت زنم شب تا 57 0 1392/06/13

از داغ دوری پسرش پیر بود و بس از این فراق، گریه گلوگیر بود و بس با اشک چشم آن چه ز لب، گوش می شنی 51 0 1392/06/13

حال آفتابی پیچ و خم‏ های سفر از ابر تا باران زیاد است مثل من زانو زده در پای تاکستان زیاد است ش 41 0 1392/06/13

رباعی(جمکران دل) اي كاش سحر،بيايي ودر بزني يا اينكه تلنگري به باور بزني مولاي غريب جمعه هايم اي كاش 55 0 1392/06/13

این استخوان توست؟ چرا خاک خورده است؟ دستان مهربان تو را خاک خورده است؟ این چکمه های سبز چرا پاره پا 59 0 1392/06/13

پیچ و تاب جاده ها کردند، کم کم رو به تو خستگی ها رو به من دارد، نگاهم رو به تو من که عمری از ورو 47 0 1392/06/13

باغ حرم تو گلشن رضوان است 69 0 1392/06/13

حضرت معصومه(س)-مدح روزگار نیــــک و تقدیری نکــــوتر داشته هر کسی که در ره عشقت قدم برداشته تازه 17 0 1392/06/13

امام صادق(ع)-شهادت باز از دعای مادر نام آشنای ما امشب بساط روضه به پا شد برای ما خون گریه می کنن 49 0 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت منی که بر همه عالم گره گشا بودم میان موج مصیبات مبتلا بودم همیشه غفلت اصحاب د 27 0 1392/06/11

باز روي سر تو ريخته اند شعله پشت در تو ريخته اند گريه ات را كه بهانه كردند باز هم حمله شبانه ك 25 0 1392/06/11

درشب غصه دلم رنگ سحر میخواهد وقت پرواز شده بال سفر میخواهد غربت شهر مدینه همه جا معروف است روض 49 0 1392/06/11

نه رواقی، نه گنبدی، حتی سنگ قبری سرمزار تو نیست غیرمُشتی کبوتر خسته خادمی، زائری، کنار تو نیست * 127 0 1392/06/11

بازهم بی کسی یک آقا باز هم ماحرای دست و طناب پیش چشمان آسمانی ها باز شهر مدینه گشته خراب ** 35 0 1392/06/11

آقا تو را چون حیدر کرار بردند در پیش چشم بچه های زار بردند تو آن همه شاگرد داری پس کجایند آقا 29 0 1392/06/11

عاشقم از تبار سلمانم زیر دین محبتت باشم آمدم تا تمامی عمرم دست بر سینه خدمتت باشم ** جان من از 51 0 1392/06/11

تقدیم به روح مرحوم سید حسن خوشزاد امام حسین(ع)-مناجات نوکران تو آبرو دارند دائما با تو گفتگو دار 105 0 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت بر جان آفرینش منصور زد شراره قلب امام را کرد با زهر پاره پاره شوّال شد محرّ 63 0 1392/06/10

تقدیم به روح مرحوم خوشزاد رفتی و مقیم کوی مولا شده ای چون قطره ی متصل به دریا شده ای "خوشزاد" به 81 0 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت خورشید بود و ماه به نورش نظاره داشت در كهكشان علم هزاران ستاره داشت عطر كلام 39 0 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت از كار غربتت گره‌ای وا نمی‌كند این شهر ، با دل تو مدارا نمی‌كند این شهر ، زخم 47 0 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت سنگین تر از مصیبت تو درد و داغ نیست وقتـی بـرای قـبـر تـو حـتـی چراغ نیست 75 0 1392/06/10

باز هم پشت در خانه صدا پیچیده بوی دود است که در بیت ولا پیچیده عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شدند 159 0 1392/06/10

حلقه اشک چو در چشم ترم می پیچد ناله ی بی کسی ام بین حرم می پیچد جای اصحاب که در خواب تغافل هستند 45 0 1392/06/10

پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است با رخی نیلی به یاد مادرش فری 39 0 1392/06/10

قامت آسمان خم است امشب دل عالم پر از غم است امشب از دو دیده به وسعت دریا خون ببارم اگر کم است 31 0 1392/06/10

وسط شهر نبی غوغا بود روضه در قامت عاشورا بود همه جا بوی مصیبت می داد باز هم فصل غم دنیا بود 45 0 1392/06/10

همه شب را به دعا سر کردی شهر را جمله منوّر کردی با نفس های لبالب عطرت خانه را تا که معطّر کردی 33 0 1392/06/10

شب بود ناگهان همه جا پر ز دود شد بیت الحرام فاطمه جایِ یهود شد نامرد تا که دید عزیز مدینه ام بر ا 23 0 1392/06/10

فقیر بذل نگاه تو یا ولی الله اسیر زلف سیاه تو یا ولی الله نشسته بر سر راه تو یا ولی الله به انتظا 139 0 1392/06/10

ولین حادثه این بار نبود ولی انگار که تکرار نبود صحنه انگار شبیه آن روز ... شهر را طاقت دیدار 21 0 1392/06/10

منی که بر همه عالم گره گشا بودم میان موج مصیبات مبتلا بودم همیشه غفلت اصحاب دردِسر ساز است به وقت 19 0 1392/06/10

پدر سالخورده زیر این گنبد دوّار و کبود کلبه ای سمت خدا در دارد سالخورده پدری روحانی حجره ای گوشه ی 21 0 1392/06/09

اشکم روان و آه شرربار من حزین می سوزد از درون جگر از زهر آتشین گاهی به خاک می کشم از درد پای خود گه 23 0 1392/06/09

تقدیم هزار جام محبت به غربتت تقدیم هزار غنچه عطوفت به تربتت تقدیم سلامت است تشیّع ز رنج دیدن تو سل 21 0 1392/06/09

باز از دعای مادر نام آشنای ما امشب بساط روضه به پا شد برای ما خون گریه می کنند تمام ستاره ها ه 21 0 1392/06/09

شب جمعه به لب نوا دارد نفسش بوي کربلا دارد به روي سر در حسينيه اش پرچم صاحب اللوا دارد 31 0 1392/06/09

دارم براي رنگ تنت گريه ميكنم پايِ نفس نفس زدنت گريه ميكنم باور كنيم حرمت تو مستدام بود؟ يا 31 0 1392/06/09

شب بود و سر گرم نماز آخرش بود غرق مناجات و دعا با دلبرش بود از زیر پایش جا نمازش را کشیده اس 17 0 1392/06/09

اشعار شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) درشب غصه دلم رنگ سحر میخواهد وقت پرواز شده بال سفر میخواهد 39 0 1392/06/09

امام حسین(ع)-مناجات ماییم و غم تو یا اباعبدالله غرق کرم تو یا اباعبدالله ای کاش بخوانیم، زیارت ع 69 0 1392/06/08

امام زمان(عج)-مناجات جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم در هُرم نگاه تو فسردیم و نمردیم نقش است 61 0 1392/06/08

امام حسین(ع)-مناجات آن که ما را بر صراط حق هدایت می کند چهارده قرن است بر دل ها حکومت می کند کیس 151 0 1392/06/08

امام زمان(عج)-مناجات به خدا طاقت هجران دگرم نیست بیا غیر خوناب جگر در بصرم نیست بیا سوی دلدار پر 65 0 1392/06/08

امام صادق(ع)-شهادت ندارد قبر تو صحن و مناره جگرها در فراقت پاره پاره بگو با من حدیثی از غمت را 37 0 1392/06/08

تقدیم به روح شاعر با اخلاص اهل بیت(ع)استاد بزرگوار سید حسن خوشزاد بیمار و مجنون توام ای خون گلگون 55 0 1392/06/08

هوس کربلا زده به سرم چه غریبانه در شب جمعه روضه خوان تو می شوم آقا با دل خسته هر شب جمعه رو ب 77 0 1392/06/08

ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند مثل حیدر درمیان کوچه هایش می کشند نامسلمانان به فکر سنّ و 33 0 1392/06/08

دلم به غير شما با كسي موافق نيست گلي به عطر خوش پيچك و شقايق نيست به دست اتش دوزخ هميشه در بند است 31 0 1392/06/08

بالت شكسته است و چه پرواز ميكني اين كار را به نيت اعجاز ميكني بابا كه آمده به خرابه سخن بگو داري 27 0 1392/06/08

هرم آتش حال انسان را دگرگون می کند درد تنهایی انسان را صد افزون می کند هر کسی یک بار شرح ماجرایش ر 35 0 1392/06/08

نفس نفس زدنم را حسین می بیند جراحت بدنم را حسین می بیند نحیف هستم و آتش به جانم افتاده و شعله های 39 0 1392/06/07

دل دریایی ام دریای خون شد پر از انّا الیه راجعون شد هوا را از جفا لبریز کردند برای عشق دندان تی 29 0 1392/06/07

آتش گرفت خانه سرت درد می کند انگار باز هم کمرت درد می کند سنی ازت گذشت تو شیخ الائمه ای دارد تمام دو 47 0 1392/06/07

لـیلی دم در مـنتظـر آمـدنـم بود عطر نفسش علت مجنون شدنم بود تا گم نشوم یأس نشانم شد و داغش* یک لا 73 0 1392/06/05

معنی فاصله ها چیست برایم بنویس درد این واژه سرا چیست برایم بنویس تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ا 113 0 1392/06/05

آقای من تنها در این دور و زمانه بار فراقت میکشم بر روی شانه کاری زدستم برنمی آید...ببخشید 77 0 1392/06/05

غلامرضا سازگار شاهد یکشنبه 1392/06/3 امیرالمؤمنین(ع)-مدح و مظلومیت ای تو هر جا خدا خداست، ولی وی 67 0 1392/06/04

ای پادشه دل ها داد از غم تنهایی جانم به لبم امد وقت است که باز ایی فریاد از این غم ها بی داد زبی ی 53 0 1392/06/04

غزل اخلاقی اى كه مى خواهى جمال بى مثال یار را در حریم دل چرا ره مى دهى اغیار را دیدن نادیده را ع 73 0 1392/06/04

محشر از نام شما حقّا که محشر می شود باز با باز و کبوتر با کبوتر می شود میکند مادر اشاره شیعه با سر 187 0 1392/06/04

گر چه در خاک رفت ، پیکر تو دیگر از تن جدا نشد سر تو دود آتش ز خانه ات بر خواست پشت در جان نداد همسر 141 0 1392/06/04

بوی مدینه می دهد این گریه های ما یک عدّه از سقیفه شبیه مغیره باز خون کرده اند بر جگر مقتدای ما با 33 0 1392/06/03

ای بقیع ای روز وشب رویای من ای حریمت قرب او ادنای من وادی توازطوی برده سبق خاک پاکت صفحه سینای من 33 0 1392/06/03

امام علی(ع)-مدح جان ما جانانه ما را آبرو بخشیده است این دل دیوانه ما را آبرو بخشیده است باب شه ب 83 0 1392/06/03

مهدوی شاهد جمعه 1392/06/1 امام زمان(عج)-مناجات نرگس مستِ تو را هر مژه ای شمشیر است در نظربازی تو 85 0 1392/06/01

امام زمان(عج)-مناجات هفته مجال هفت قدم مهربانی است شنبه شروع همدلی و همزبانی است یکشنبه ها که می 125 0 1392/06/01

امام زمان(عج)-مناجات تا آیۀ ظهور، بیان می کند تو را چشمان صبر، اشک روان می کند تو را ای نوبها 63 0 1392/06/01

یاکریم هوای پیغمبر مستحق دعای پیغمبر حامی باوفای پیغمبر عموی باصفای پیغمبر همه جا یاور رسول ا 81 0 1392/06/01

اشعار شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع) - رضا رسول زاده جگرت نیست... قوت بازوي من بود كه افتاده 141 0 1392/06/01

عرفه، معرفت یار به دلدار بود عرفه، جلوه گه دیده بیدار بود عرفه، رازو نیاز است به پهنای وجود عرفه ، گ 115 0 1392/05/31

جـانـها بـه فـداي قـلـب چاكت زينب بــي تـــاب غـــم مــزار پــاكــت زينب بــا بــيــرق عـبــاس قـ 93 0 1392/05/31

این قد خمیده ای که به گودال خیره است مظلومه ی تمام زنان عشیره است او صاحب مراتب ایمان و غیرت است 109 1 1392/05/31

نور چشم پیمبری حمزه چه قدَر مثل حیدری حمزه اسدالله دیگری حمزه به خداوند، محشری حمزه ای مُلقّب 183 0 1392/05/31

امام مجتبی(ع)-مدح-بقیع به یمن مِهر تو شد از سراب، آب درست بدون مِهر تو از آب شد سراب درست نگاه ک 47 0 1392/05/31

نمک شور دو چشمت به زمین میریزد خنده کردی زلبت در ثمین میریزد دست خود را بکشی عرش برین میریزد از ن 95 0 1392/05/30

دیدن روی شما کاش میسّر می شد شام هجران شما کاش که آخر می شد بین ما فاصله ها فاصله انداخته اند 81 0 1392/05/30

علمدار پیامبر حمزه،‏ اى میر و علمدار اُحد سید و سالار و سردار اُحد اى یگانه پشتوان مصطفى وى بلا گ 69 1 1392/05/30

گمان نمی کنم! گمان نمی کنم این روح پیکرم باشد تنی که مُثله شده در برابرم باشد گمان نمی کنم این تکّ 67 0 1392/05/30

در آن زمان که روز لافتى بود روز نبرد لشگر خدا بود در آن زمان که فتح منجلى بود شیر سپاه مسلمین على ب 81 0 1392/05/30

قربان زخم حنجرت بابا ای بابا گردد سکینه دخترت بابا ای بابا (2) بابا چرا سر در بدن نداری نداری(2) 163 1 1392/05/29

دیشب فضا آبستن اندوه و غم بود فریاد مظلومی ز بیداد ستم بود دیشب زمین کربلا شوری دگر داشت حال و هو 57 0 1392/05/29

زبانحال حضرت سکینه علیها السلام 81 0 1392/05/29

آنان که بهر دنیا دل از خدا بریدند گلهای باغ ما را در خاک و خون کشیدند بر روی آل احمد از کینه آب بس 55 0 1392/05/29

عمه جان دیشب به لب آوای دیگر داشتیم سایه مهر پدر پیوسته بر سر داشتیم تا که بابا بود از دشمن به دل 55 0 1392/05/29

امام زمان(عج)-مناجات من دل شکسته ام تو چرا گریه می کنی؟ داری کدام بغض مرا گریه می کنی؟ گریان غرو 77 0 1392/05/29

اي آفتاب زمين خورده ماهِ نيزه حسين(ع) طلوع كرده سرت در پگاهِ نيزه حسين(ع) پناهگاهِ يتيمانم و بدون 55 0 1392/05/29

تا همان لحظه ای که جان دارم از شــما دســــت بر نمی دارم حـضـــــرت شاه یک نظر بنمـــا از گــــــ 53 0 1392/05/29

من ذره ام به لطف تو خورشید می شوم یعنی شما هر آنچه بخواهید می شوم من آن ابوذرم که به جرم محبتت در 71 0 1392/05/29

اگرچه بر سر کویت غلام حلقه به گوشم اگرچه وقف تو باشد تمام جوش و خروشم هزار جهد بکردم که سر خویش بپوش 49 0 1392/05/29

حل می شوند با تو مسائل یکی یکی پیچ و خم تمام منازل یکی یکی آغاز عشق "حب" و سرانجام آن "جنون"... ط 59 0 1392/05/29

بی مُهر عشق،"نام" به دردی نمی خورد بی نوکری مقام به دردی نمی خورد از برکت مِی است جنون،چون شراب نی 45 0 1392/05/29

این محال است گدا از درتان رد بشود یا خجالت بکشد یا که مردد بشود این محال است فراموش کنی نوکر راای 97 0 1392/05/28

شرع ما می گوید آقا منکرانت منکرند در جهان پیچیده آوایت ولی آنها کرند بی جهت در جست و جوی شیر مردی 69 0 1392/05/28

مست بودن گاه از هشیار بودن بهتر است باده ات وقتی که باشد مردافکن بهتر است در غمت ما چون زنان بچه م 61 0 1392/05/27

بنویسید " حرم " کور شود چشم حسود بنویسید سر آرند ملائک به سجود بنویسید که زیباست بدون گنبد بنویسی 111 0 1392/05/27

دور و بر تو لحظه ی آخر چه ها نشد با گریه های زینب مضطر چه ها نشد حتی عصا ز موی سفیدت حیا نکرد وق 45 0 1392/05/27

امسال شیوه ی سخنم فرق میکند بایاحسین حسین دهنم فرق میکند هرچند از زمین و زمان طرد گشته ام در رو 81 1 1392/05/27

هر آنکه نیست درون دلش ولای تو به آتشش فکند در جزا خدای تو تو پادشاهی و بر بام گنبد دوار در اهتزا 67 1 1392/05/27

نشسته ام بنویسم که غصه ها دارم دوباره شوق سفر سوی کربلا دارم هوای دیدن ارباب هم هوای حرم هوای رو 97 0 1392/05/27

از گوشه ای تا سر کند بیرون، هلال دیگری دل می‌کند ترسیم در ذهنش، خیال دیگری یک ماه عادت کرده بود آیین 65 0 1392/05/25

زیر سقف خوبی ات عمری اقامت کرده ام چشمهای مهربان ات را عبادت کرده ام تو به بد عهدی و گستاخی و بی پرو 75 0 1392/05/25

برخاستم از خواب اما باورم نیست هم سنگرم! همسنگرم! همسنگرم! نیست دیدم کنارم یک کبوتر پر گشوده ست جز 69 0 1392/05/25

کی شود ان دل آرا بیاید آن سفر کرده ی ما بیاید باپیام گل وعطر باران دست در دست دریا بیاید عش 55 0 1392/05/25

ای کاش مرده بودم ودختر نداشتی! از زبان حضرت رقیه(س) در خون که بال وپر زدی وپر نداشتی، بابا دلم گرفت 91 0 1392/05/25

در مدح مولا علی علیه السلام یا الله این بشـر کیـست ؟ که وصفـش همه در قـــرآن اســـت حیـرتــــم زی 117 0 1392/05/25

از گره‏ های کور زندگی‏ ام، می ‏نویسم برای دستانت مثل این که دلم بدهکار است، چند خط گریه توی ایوانت 59 0 1392/05/25

هر چند که مشکلات بی حد داریم در جاده فقط خطوط ممتد داریم از کل جهان فقط همین مارا بس در کشور خود حضر 47 0 1392/05/25

59 0 1392/05/25

در غمت روز و شب به سر بردن اين همه انتظار و شيدايي صبح تا شب خدا خدا گفتن، دوري و شوق و ناشكيبايي هر 31 0 1392/05/25

چای لب سوز قند پهلو را مز مزه میکنم کنار اتاق گرمی چای یا حضورش بود یا دم گرم شعله های اجاق که به 93 0 1392/05/25

مثنوی انتظار دلم کنار تو میل سکوت دارد و بس برای درک نگاهت ، قنوت دارد و بس کنار مرحمت تو نفس نمی 37 0 1392/05/25

آشفته، میان باغ گلها می گشت دنبال جواب یک معما می گشت آن ظهر عطش میان سرها،زینب(س) دنبال امانتی زهرا 77 2 1392/05/25

اگر چه شمر زمانه شرورتر شده است صبور واقعه اما صبورتر شده است و روز واقعه تکرار می شود، اما عجیب آن 49 0 1392/05/25

او "کن فیکون" کرد و پدیدار شدیم سرمست شدیم و غرق ِ دیدار شدیم هنگام نماز صبح ، در روز ِ ازل با "حی 69 0 1392/05/25

غزلي قديمي نذر امام هشتم(ع) اي هرچه جاده سوي تو در رفت و آمد است هر دل شكسته اي به نگاه تو رو زده 41 0 1392/05/25

قدم به منظر چشمان ما بفرمایید غبار دیده ی ما را جلا بفرمایید به دست مهر و عطوفت، امام خوبی ها! 43 0 1392/05/25

37 0 1392/05/25

امام زمان(عج)-مناجات اگر دستم رسد بر دامن پر فیض دلدارم خدا داند كه دیگر دست از او بر نمی دارم چ 47 0 1392/05/25

امام زمان(عج)-مناجات چون مهر به نور خود پیدایی و پنهانی با آن که ز من دوری نزدیک تر از جانی اوصا 57 0 1392/05/25

امام زمان(عج)-مناجات پنهان نموده چهره ز ما آه می کشی تا کی ز آه پرده بر این ماه می کشی؟ دیگر خدا 47 0 1392/05/25

امام زمان(عج)-مناجات چندی ست از پیالۀ غم آب می خوریم مانند چشمه از نفس خویشتن پریم تو صاحب دلی و 23 0 1392/05/25

امام زمان(عج)-مناجات با گردش بی امان، زمان در پی کیست؟ این گونه جهان، با هیجان در پی کیست؟ دنبال 35 0 1392/05/25

اگرچه عشق هنوز از سرم نیفتاده ولی مسیر من و او به هم نیفتاده به خواب سخت فرو رفته پای همت من 141 0 1392/05/24

روزگاري بقيع صحني داشت روي هر قبر گنبدي بر پا محفل انس شيعيان علي حلقه نشر اعتقاد و دعا في المثل 53 0 1392/05/24

کبوتر دلامون میزنه پر سوی بقیع فضای قلبامون شد پُر ِ عطر و بوی بقیع به زودی زود با شرر و سوز سینه ای 67 0 1392/05/24

به مناسبت ۸ شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (باید برای یار حریمی درست کرد) ۱ گنبد برای مر 93 0 1392/05/24

تا بوده و هست درد و غم باشد، آه داغی به دل اهل کرم باشد، آه ای شهر مدینه! بی وفایی تا کی؟ کی دیده «ک 87 0 1392/05/24

ضریح خاکی باران چکید و سقف دیده آب برداشت خاک زمین در سینه ی خود آهِ تر داشت گنبد طلای فرضیِ ذهنم 61 1 1392/05/24

تا بوده و هست درد و غم باشد، آه داغی به دل اهل کرم باشد، آه ای شهر مدینه! بی وفایی تا کی؟ کی دیده «ک 75 0 1392/05/24

برای حضرت معصومه ) وارثِ خواهرانه ي خورشيد ، مشرق دور را بهانه گرفت عاقبت داغديده ي غربت کوله بار سف 43 0 1392/05/22

( حضرت معصومه ) چادرش از جنس باران بود و قلبش لاله زار شانه هایش تکیه گاه بغض های بیقرار دامنش از نس 37 0 1392/05/22

غزل اخلاقی-نماز فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست سجاده زر دوز که محراب دعا نیست گفتند سر سجده ک 157 1 1392/05/22

غزل اخلاقی فلک با بخت من دایم به کینست که با من بخت و دوران هم به کینست گهم خواند جهان گاهی بران 79 0 1392/05/22

خدا كُنَد كه كسي تير اينچنين نَخورَد بدونِ دست به يك لشگر ِ لعين نَخورَد سه شعبه تا كه رها شد نشست 119 0 1392/05/22

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا) به خال هندویشم بخشم غبار راه مولا را تمام شاعران از خود همه یک 55 0 1392/05/22

روی بام از برکت یک مشت گندم مینشیند یا کریمی که به امّید ترحّم مینشیند در به در شد بالهایم در پی ک 29 0 1392/05/22

از خمره ی چشمت برسان جام شرابی مهمان لبم کن دو سه پیمانه ی نابی بیمار نگاه تو ام ای یوسف مصری با 69 0 1392/05/22

اشعار ماه مبارک رمضان - اشعار مناجات با خدا آی اهل رمضان جا مگذارید مرا بال من ریخته تنها مگذار 59 1 1392/05/21

راهم بده دگر شفاعت نیاز نیست مرهم برای زخم و جراحت نیاز نیست اینجا حساب روز قیامت به دست تو دیگر 39 0 1392/05/21

من عاجزم بیا و کمک کن به بینوا این ماه را برای من امضا کن ای خدا در ماه پر شکوه کریمانه خودت من ر 37 0 1392/05/21

وداع با ماه رمضان افسوس که ایام شریف رمضان رفت سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت افسوس که سی پاره 45 0 1392/05/21

اخلاقی-عرفانی ما را رها کنید در این رنج بی‏حساب با قلب پاره پاره و با سینه‏ای کباب عمری گذشت در 83 0 1392/05/21

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک-عید فطر دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکر 53 0 1392/05/21

امام زمان(عج)-عید فطر وقتی که جهان از تو توازن دارد در فقر هم این گدا تمکن دارد امسال دو عید فطر 53 0 1392/05/21

امام زمان(عج)-عید فطر عید است و دلم خانۀ ویرانه، بیا این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا یک ماهِ تمام 33 0 1392/05/21

عید سعید فطر بگــذشت مــه روزه، عیــد آمـد و عیـــد آمد بگذشت شـب هـجـران، معشوق پدید آمد آن صبح 37 0 1392/05/20

امام زمان(عج)-مناجات مى شود فرصت دیدار مهیّا حتماً بد به دل راه نده مى رسد آقا حتماً اى كه دنبال 113 0 1392/05/18

عید سعید فطر امروزعید فطر و لب ازجام می، تر است این مستی از بیان و تصور، فراتر است جام وصال و مس 51 0 1392/05/16

عید فطر عید فطر است و اول شوال نور عشق است و شور و جذبه و حال بهر توفیق درک ماه خداست قلب‌ها 39 0 1392/05/16

مثنوی امام زمان و عید فطر ماهروی دامن زهرا هلولت دیدنی ست خال زیبای به روی گونه ات بوسیدنی ست 159 0 1392/05/16

غزل – عید سعید فطر عید عبادت آمده الحمدلله فصل سعادت آمده الحمدلله حیف از شب و روزی که رفت از 57 0 1392/05/16

چهارپاره – امام زمان و عید فطر عید یعنی کنار تو بودن بی تو عیدی نمی شود معنا عی 61 0 1392/05/16

شعر رضوی) با این کبوتران سحرخیز با این ستاره های فراوان این قصر دلنواز ، بهشتی ست با حوریان آینه گرد 37 0 1392/05/16

روضه حضرت رقیه(س) ؛ گل داره پیرهن من، دلت آب گرونه دامن من، دلت آب تازه ! بابام خریده گردنی ن 963 2 1392/05/16

گدا برای گدایی اومده اگه نا امید بره خیلی بده ** رمضون كاشكي مي شد منو مدينه ببـري منو پيـش ش 47 0 1392/05/16

زهرای تو که هست، به مردم نیاز نیست وقتی که آب هست، تیمم نیاز نیست حرفی نزن گلوی تو را می‌کِشد طناب 131 0 1392/05/16

وقتی آن بی صفت از چشم، حیا را انداخت با عزیز دل زهرا سر دعوا انداخت.... دید از پیش بنایش به زمین خو 31 0 1392/05/16

عمریست که در میکده ی عشق مقیمیم روزی خور خان کرم و جود رحیمیم بی شک بُود از یُمن ولای شه ابرار کز د 51 1 1392/05/16

نفس خسته عیسی فقط عباس است ذکر جادویی موسی فقط عباس است سر در قلعه یوسف ز طلا بنوشتند همه دیوانه و ل 201 1 1392/05/16

مناجات با خدا-پایان ضیافت الهی خداحافظ ای بهار دلم، ای دعای سحر، ای ابو حمزه خداحافظ ای رفیق دل 83 0 1392/05/16

مناجات با خدا-پایان ضیافت الهی-مدح امیرالمومنین(ع) حیف که از دست ما ماه خدا می‌رود ماه مناجات و ن 41 0 1392/05/16

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک رمضان وقتِ خداحافظیه، مهمونی ام تموم شد! حسرتِ این روزایِ خوش، بغ 45 0 1392/05/16

سر نهادیم به خم گر، به هوای رمضان نغمه دوست شنیدیم زنای رمضان چشم و گوش و دهنی بسته به هر نامحرم همه 41 0 1392/05/15

مناجات با خدا الهی شعله بر آب و گِلم زن شراری از فروغت بر دلم زن به سوز سینه ام تابی کرم کن به 29 0 1392/05/15

شعر مدح و مرثیه حضرت خدیجه (س) شکر خدا که تحت لوای خدیجه ایم بعد از هزار سال گدای خدیجه ایم م 57 0 1392/05/14

شعر مدح اهل بیت (ع) ملک سرمست جام اهل بیت است فلک در زیر پای اهل بیت است خدا بر بام خلقت یک علم 77 1 1392/05/14

شعر مناجات ای مهربان ای دست‌گير عذرم پذیر عذرم پذیر از توبه گشتم ناگزیر یا رب أجرنا یا مجیر یا 91 0 1392/05/14

شعر مناجات دل ما معتکف کوی خدا شد الحمد درِ این ماه به روی همه وا شد الحمد رحمت و مغرفت از لطف 63 0 1392/05/14

شعر مناجات گر چه به سینه ناله‌ی جانکاه می‌کشم خود را کنار سفره‌ی الله می‌کشم من آن کسم که 31 0 1392/05/14

شعر مناجات-ماه مبارک رمضان سحر هنگامه راز و ني 205 0 1392/05/14

شعر مناجات یا رب به اشک و آه من، بگذر ز اشتباه من عشق تو شد گواه من، تنها تویی پناه من یاربنا 57 0 1392/05/14

شعر مناجات-ماه مبارک رمضان الهي ، حسرتي ديرينه دارم غمي سنگين درون سينه دارم دلم امشب غمي محسوس 99 0 1392/05/14

شعر مناجات-ماه مبارک رمضان يارب ار نگذري از جرم و گناهم چه كنم ؟ ندهي گر به در خويش پناهم ، چه كنم 101 0 1392/05/14

شعر مناجات-ماه مبارک رمضان آمـده ام بـه درگـهت تـضـرع و دعـا کـنـم ز سوز دل بخوانمت شور و نوا به 185 0 1392/05/14

شعر مناجات-ماه مبارک رمضان مي خواهم امشب تا خود فردا بگريم دور از نگاه ديگران تنها بگريم بر حال و 27 0 1392/05/14

شعر مناجات گرچه شایسته‌ی هرگونه ملامت هستم میهمان تو در این ماه کرامت هستم دور ماندن ز غمت عاقبت 37 0 1392/05/14

شعر مناجات واسترعیوبی واغفرذنوبی ،الهی العفوالهی العفو ای حی سبحان درماه غفران ،سوی توآمدعبدپشیما 67 0 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت رقیه (س) آن شب ز ترس و دلهره سرشار بودیم ما فکر لحظه لحظه ی پیکار بودیم بهر رضا 53 0 1392/05/14

شعر مدح حضرت رقیه (س) ما در بهشت هستیم قطعا با رقیّه تنها دلیل مستی دل ها رقیّه شاهان همه در حیر 197 0 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت قاسم ابن الحسن(ع) آیینه‌ی مرد جمل آمد به میدان یک شیر دل مانند یل آمد به میدان با 117 0 1392/05/14

"از زبان بی بی زینب (س) زمانی که دید امام حسین در کنار بدن علی اکبر(ع) روی زمین افتاده" از خیمه‌ها 87 1 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت علی اصغر (ع) برای آب آبِ ما، در این صحرا جوابی نیست خجالت می‌کشم وقتی میان خیمه، آ 97 0 1392/05/14

شعر مرثیه امام رضا (ع) عبا به پایم اگر گیر می‌کند غم نیست قدم ز قامت مادر که بیشتر خم نیست 51 0 1392/05/14

از هر طرف رفتم غمی آمد به جانم از این طرف عمه, از آن سو خواهرانم در پیچ و تاب چشم‌های هرزه باید ج 33 0 1392/05/14

من از این مردم بی عار بدم می‌آید از مکافات، از آزار بدم می‌آید سنگ‌ها از در و دیوار به ما بد کردند 171 0 1392/05/14

وقتی آن بی صفت از چشم حیا را انداخت با عزیز دل زهرا سر دعوا انداخت دید در کوچه به دنبال حرم می‌گرد 69 0 1392/05/14

پرپر زدى به پيش نگاهم حسين من من ماندم و صبورى آهم حسين من يك مَحرمى نمانده كه يارى كند مرا تنها 63 0 1392/05/14

عاقبت بر سر نی لحظه‌ی دیدار شده چشم من مضطرب چشم تو بیدار شده 65 0 1392/05/14

دیدم نشست روی تنت پای این و آن جسم تو ماند و ضربه‌ی بی‌جای این و آن این‌ها برای پیرهنت نقشه می‌کشن 145 0 1392/05/14

شعر مرثیه امام حسن مجتبی (ع) حدیث من مگر از لطف تو حسن باشد وگر نه شاعر تو کی خسی چو من باشد؟! غ 53 0 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت زهرا (س) خدا کند خبر شعله ها درست نباشد هجوم بر در بیت الولا درست نباشد خدا کند 151 0 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت زهرا (س) به پیش تنوری و نان می دهی الا جان من داری جان می دهی بگو ماندنی هستی یا م 111 0 1392/05/14

بیا صاحب زمان این‌جا بقیع است نوا خیزد ز جان این‌جا بقیع است به پشت نرده‌ها قبر امامان ندارد سایه 95 0 1392/05/14

شعر مرثیه حضرت زهرا (س) زهرای تو که هست، به مردم نیاز نیست وقتی که آب هست، تیمم نیاز نیست حرفی ن 99 0 1392/05/14

پابرزمین نزن پا بر زمین مکوب دلم شورمیزند ماندم که زهر با جگر تو چه کرده 37 0 1392/05/14

بعد تو حمله شد به خیمه کسی 75 0 1392/05/14

شمشیر با غلاف که فرقی نمی کند هردوبرای شکسته شدن ساخته شدند 69 0 1392/05/14

شعر مناجات رمضان هم دل ما تنگ محرم باشد اينكه ما روضه بگيريم،مسلم باشد هرشب ماه محرم شب قدري 137 0 1392/05/14

به راه حضرت خورشید پا نهاده ام و تمام اختیار خودم را به دوست داده ام و همیشه وقت سرودن نشسته بودم 69 0 1392/05/14

شعر فراق امام زمان ماه خداست، منجی دوران ظهور کن از کوچه های منتظرانت عبور کن مولا دل تمامی شب زند 51 0 1392/05/14

نوای العطش کودکان کبابم کرد نگاه منتظر خیمه ها خرابم کرد 117 0 1392/05/14

خرابم می کند هر صبح و شب صـد بار چشمانت کـه بـــا درمــانده ای دارد ســر پیـکار چـشم 41 0 1392/05/13

تمــــنا می کـــــنم در نیــــــمۀ شعـــبان نیـــــا آقا 61 0 1392/05/13

گفت پیـش خلق خارت می کنم گـفتم بکن غصـه را پیوســته بارت می کنم گـف 31 0 1392/05/13

گفت پیـش خلق خارت می کنم گـفتم بکن غصـه را پیوســته بارت می کنم 27 0 1392/05/13

گر زینبی و حسن وش و حیسن سرشتیم یا ساقی طفلان به در خیمه نوشتیم گر اکبری و اصغری و رقیه خوییم با حب 55 0 1392/05/13

اشعار مناجات با خدا - اشعار ماه مبارک رمضان از عمر فقط حاصل من روی سیاه است افسوس که این ماه ع 59 0 1392/05/13

فدايِ حسيـــــــن خونِ خوبان همه فدايِ حسيـــــــن جان به قربانِ بچه هاي حسيــــــن خوش به احوالِ 213 0 1392/05/13

آخر عشـق تو مرا اهل سحــر خواهد کرد چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد بندهء خوب شدن بسته به ی 51 0 1392/05/13

آخر عشـق آخر عشـق تو مرا اهل سحــر خواهد کرد چشم خشکیده ام از مهر تو تر خواهد کرد بندهء خوب شدن 149 0 1392/05/13

مناجات با خدا دلی آئینه ای و دیدۀ تر می خواهی بنده ای مخلص و مشتاقِ سحر می خواهی سهمِ دل های شكس 31 1 1392/05/12

مناجات با خدا دیگر از سوز و نوایم خبری نیست که نیست دیگر از صدق و صفایم اثری نیست که نیست در منا 63 0 1392/05/12

تقصير ماست غيبت طولاني شما بغض گلو گرفته ي پنهاني شما برشوره زار معصيتم گريه مي کنم جانم فداي ديد 65 0 1392/05/11

شبی ستارۀ من هم ظهور خواهد کرد مرا ز غربت آیینه دور خواهد کرد طلوع میکند از سمت آسمان ، چشمی که ح 37 0 1392/05/11

از فراقت به جواني همگي پير شديم بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و 63 0 1392/05/11

جز در خانه ی تو در نزنم جای دگر نروم از سر کوی تو به ماوای دگر خاک عالم بسرم گر طلبم در همه عمر از خ 457 0 1392/05/11

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا از قول همه منتظران می گویم ای پیرترین جوان 55 0 1392/05/11

اینجا که شعر در کف نامردمان رهاست موعود من ،صدای تو عاشق ترین صداست این جغدهای خفته که آواز شومشا 69 0 1392/05/11

منی که مایه ننگم به حد رسوایی چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی؟ چو خویش یار تو دیدم به نیک دانستم 83 0 1392/05/11

آن يوسف کنعاني ما مي آيد يک روز به مهماني ما مي آيد ما منتظران اگرچه کم تعداديم دوران فراواني ما 31 0 1392/05/11

رنگي به رنگ چشم سياهت نمي رسد شب مي دود، به مرز شباهت نمي رسد من اشتباه کردم اگر ماه گفتمت خورشي 39 0 1392/05/11

چه شــود اي گل نرگس، با تو ديـــدار کنم جان و اهل و هستي ام، بر تو گرفتار کنم روزه ي هجر تو از پاي ب 65 0 1392/05/11

با اشک مي زنم ورق اين فال خسته را فالي دوا نمي شود اين سرشکسته را خون از تمام چشم و دلم سيل مي شو 27 0 1392/05/11

در پرده چه جلوه هاي زيبا داري! ننموده جمال، اين همه شيدا داري گر طلعت حق نما، نمايان سازي بي شبه 33 0 1392/05/11

تا کي براي ديدن رويت دعا کنم؟ تا کي دو دست خويش به سوي خدا کنم؟ در پيشگاه قدس تو از خاک کمترم بگذ 21 0 1392/05/11

مفتون تو را به این آن میلی نیست مجنون تو را صحبتی از لیلی نیست در پای وصال تو اگر سر برود ناچیز ب 49 0 1392/05/11

مژده که کلید مشکلی می آید از عمر دراز حاصلی می آید برتر ز دو عالم است موعود جهان ای خسته دلان زند 29 0 1392/05/11

ای که دائم به جهان منتظر منتظری گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی 65 0 1392/05/11

غزل تر از غزل انتظار من ، برگرد ابر ستارۀ شبهای تار من ، برگرد کرشمه ای کن و چشمی خمار و در عوضش 51 0 1392/05/11

بخوان دعاي فرج را، دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب 33 0 1392/05/11

لب بسته ایم و به دعا وا نمی کنیم بس رایگان طلبیدیم و پیدا نمی کنیم خود واقفیم که بر غیبت طولانی شم 25 0 1392/05/11

بدون چشم تو آری ، همیشه ویرانم به شاخه های شکسته ، به سایه می مانم تو آن سخاوت سبزی که انتظارت را 31 0 1392/05/11

با درد مساز و راه درمان بطلب ای دل ز کریم ، رسم خوبان بطلب گنج دو جهان زین دل ویران بطلب از دولت 35 0 1392/05/11

بايد تمام حاشيه‌ها را رها کنم... آقا اجازه هست شما را صدا کنم؟ اينجا کسي به فکر شما نيست! چاره 31 0 1392/05/11

هميشه از تو نوشتن براي من سخت است که حس و حال صميمانه داشتن سخت است چگونه از تو بگويم براي اين همه 43 0 1392/05/11

ره به کجا برده اي، رفته زکنعان من خسته و وامانده ام، اي سروسامان من رفتي و در قرب حق ميوه طوبي 39 0 1392/05/11

از مرز ابرهاي بهاري عبور کرد چشمي که ردّ پاي شما را مرور کرد تنها به شوق لمس شما ابر بي امان يک ش 27 0 1392/05/11

مسير مسيح بهاران کجاست؟ صفا گستر لاله زاران کجاست؟ رگ و ريشه لاله از هم گسست گل انديشه سر 33 0 1392/05/11

گــل مـن کــه حسنـي پـر آوازه دارد بـه هـر لحظـه صـد عاشق تــازه دارد سفر کرده زين چشم و چشم انتظا 97 0 1392/05/11

اي که هر دم دم ز مولا ميزني پس چرا وقت عمل جا مي زني اي که گوئي در پناه مهدي ام مستحق يک نگاه مهد 75 0 1392/05/11

بيا اي يوسف زهرا گره بگشا ز کار ما که از وصلت رسد جانا به پايان انتظار ما بيا تا يوسف کنعان شود هم 23 0 1392/05/11

اي ابر دل گرفته ي بي آسمان بيا باران بي ملاحظه ي ناگهان بيا چشمت بلاي جان تو از جان عزيزتر اي جان 281 0 1392/05/11

شيعه یعنی شوق يعني انتظار صاحب آئين تا صبح بهار شيعه يعني سالک پا در رکاب تا که خورشيد افکند رخ ا 33 0 1392/05/11

حال من بي تو خراب است کجايي آقا نقش من بي تو برآب است کجايي آقا عمر بيهوده من بي تو چه ارزد تو بگو 77 0 1392/05/11

دلم قرار نمي گيرد از فغان بي تو سپند وار زکف داده ام عنان بي تو ز تلخ کامي دوران نشد دلم فارغ زجا 29 0 1392/05/11

روزگاري شهر ما ويران نبود دين فروشي اينقدر ارزان نبود صحبت از موسيقي عرفان نبود هيچ صوتي بهتر از 35 0 1392/05/11

رسيده ام به چه جايي كسي چه ميداند رفيق گريه كجايي كسي چه ميداند ميان مايي و با ما غريبه اي افسوس 43 0 1392/05/11

تو مي آيي و دست هاي مرا پر از عطرياس و سحر مي کني تو مي آيي و لحظه هاي مرا از احساس گل تازه تر مي 19 0 1392/05/11

مي آيد و از تاب و تبش مي گويد از درد دل و اشک شبش مي گويد مي آيد و بهر شيعيانش آن روز از غربت عمه 25 0 1392/05/11

اي حجت زمانه ، زمانه چه بد شده است يك تكه ابر بين من و نور سد شده است ديگر براي غنچه سري تب نمي كن 21 0 1392/05/11

بيا که شيعه جدت به غم گرفتار است بيا که دل ز فراقت هميشه بيمار است بيا که دشت و دمن را کني تو گل ا 21 0 1392/05/11

مانده قلم موي زمان در رنگ خالت پاشيده روي بوم دنيا حس و حالت از چشم هايت بوي باران مي تراود شبنم 17 0 1392/05/11

گرفته اند درختان تب نيامدنت را بگو کسي برساند به باغ عطر تنت را بگو کدام صدا مي رسد به سمت صدايت؟ 25 0 1392/05/11

دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست حريف ني لبک و سوز دل نمي‌گردم و 23 0 1392/05/11

اي نفست خلد برين همه نام تو سرچشمۀ دين همه بوي بهشت از نفس پاک توست دل همه سرگشته و شيداي توست ر 17 0 1392/05/11

اى يأسِ من خسته به دنبال اميدت بايد چه کند آنکه نه ديد و نه شنيدت رؤياى من آويخت ز هر باغ و به 25 0 1392/05/11

نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمان پدري؟ تو که از خوبترينان جهان خوب تري عصرهر جمعه در اندوه تو طي خواه 17 0 1392/05/11

جمال عشق پيدا مي شود وقتي تو مي آيي بساط عيش برپا مي شود وقتي تو مي آيي نه تنها خاطر دلها شود آشفت 37 0 1392/05/11

دردهاراطبيب يعني تو ذکر امن يجيب يعني تو ساکنان ديار غربت را آشناي غريب يعني تو بر ستمديدگان اين 29 0 1392/05/11

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزي زمين با ماه تابانت، مجاور مي‌شود روزي صدايت مي‌رسد از پشت پر 37 0 1392/05/11

آقا نيامدي تو و عالم غريب شد کار تمام مردم دنيا عجيب شد دَم مي‌زنند از تو و عشقت ولي دريغ دست صدا 25 0 1392/05/11

ديشب سه غزل نذر تو کردم که بيايي چشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجايي؟؟ با شِکوه ي من چهره ي آدينه ترک خ 479 0 1392/05/11

به پايت ريختم اندوه يک دريا زلالي را بلور اشک ها در کاسۀ ماه هلالي را چمن آيينه بندان مي شود صبحي 39 0 1392/05/11

هر روز به دنبال جوابي ديگر هر روز کشيده‌ام عذابي ديگر هر شب به هواي ديدنت از خوابي آسيمه دويده‌ام 19 0 1392/05/11

گوش کن! مى شنوى همهمه دريا را تپش واهمه خيز نفس صحرا را؟ نور، بى حوصله در پنجره مى آشوبد باز کن پ 23 0 1392/05/11

قامت افراخته از پشت اُفق بالايت صبح، سر مي‌زند از بارقۀ سيمايت چه صبورانه، گذر مي‌کند از کوه و کُت 23 0 1392/05/11

اين ماه که چون چراغ تو مي‌سوزد عمري‌ست که در فراق تو مي‌سوزد خورشيد که هر روز تو را مي‌بيند در آت 19 0 1392/05/11

طاقتش طاق مي شود ديگر،انتظار از هميشه خسته تر است چشم هاي تو را بغل کرده،کوچه ها را هنوز رهگذر است 19 0 1392/05/11

اي اصل اميد! بيم‌ها را درياب باباي همه! يتيم‌ها را درياب هر چند خدا خودش کريم است، آقا! لطفي کن و